اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 23762 |
نام:
sm
شهر:
san jose
تاریخ:
7/10/2006 4:09:17 AM
کاربر مهمان
|
از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت
است
هميشه غمگينترين لحظات رو عزيزترين کسانمان به ما هديه ميکنند
خوب گوش کردن را ياد بگيريم گاه فرصتها بسيار آهسته در مي زنند
به ديگران فرصتي دوباره بده اما نه سه باره .
مواظب سرعتت باش
حال و هواي بچگي رو رها نكن
مردم را به قدر قلبشان اندازه بگير نه به قدر حساب بانكي شان
به جز مواردي كه مربوط به مرگ و زندگي است همواره خود را رها كن و آسوده باش
به طرز ارضاء نشدني كنجكاو باش و از كلمه چرا زياد استفاده كن
كاري را انتخاب كن كه با ارزشهاي تو هماهنگ باشد
براي همه موجودات زنده احترام قائل باش
بازنده خوبي باش
از هر چه داري استفاده كن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوس
هرگز در خشم دست به عمل نزن
چيزهاي كم اهميت رو تشخيص بده و آنها را ناديده بگير
نوعي زندگي کنيد که مردم از صميم قلب به شما احترام بگذارند نه از روي احتياج وترس
امام علي
اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ، ديگر معني نداشت
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش، چيزي رو بنويس که بتوني پاشو امضا کني، چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش بايستي
ناپلئون
بسيار کمتر از آنچه ميدانيم، مي انديشيم؛
بسيار کمتر از آنچه دوست داريم ، ميدانيم؛
بسيار کمتر از آنچه بايد دوست داشته باشيم دوست ميداريم و
در حد دقيق بسيار کمتر از آنيم که هستيم
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
وقتي کسي را دوست داريم نيازي نيست بدانيم در بيرون از ما چه مي گذرد زيرا همه چيز در درون ما مي گذرد
مولا علي (ع): بگذاريد و بگذريد. ببينيد و دل مبنديد. چشم بيندازيد و دل مبازيد. که دير يا زود بايد گذاشت و گذشت
عاقل آنچه را كه مي داند نمي گويد ولي آنچه را كه مي گويد مي داند
از دشمني تا دوستي يک لبخند از جدايي تا پيوند يک قدم .
از توقف تا پيشرفت يک حرکت از عداوت تا صميميت يک گذشت .
از شکست تا پيروزي يک شهامت از عقب گرد تا جهش يک جرات .
از نفرت تا علاقه يک محبت از خست تا سخاوت يک همت .
از صلح تا جنگ يک جرقه از آزادي تا زندان يک غفلت .
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
نسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است.
و بياموزند که دو نفر مي توانند به يک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت بينند
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند
خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد
عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
در دنيا سه طبقه مردم وجود دارد.
1-خردمندان که تجارب خود را مي آموزند.
2-سعادتمندان که از تجارب ديگران استفاده مي کنند.
3-بي نوايان که نه از تجارب خود و نه از تجارب ديگران بهره نمي برند
|
|
| 23761 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
7/10/2006 4:05:50 AM
کاربر مهمان
|
یا من بابه مفتوح للطالبین
الله اکبر!
خدایا!پناه می برم به تو،از گناهانی که از بس تکرار شدن،قبحشون برام کمرنگ شده.
خدایا! پناه می برم به تو از شر خودم!
خدایا!اگر قراره به درازای عمرم به درگاهت،- خواسته یا ناخواسته- نافرمانی بورزم.منو خاک کن،خاکمو بقای عمر بندگان سربراهت قرار بده.
خدایا!ذهن و روح وجسم و جان مرا لبریز از تمنای خودت بخواه.
ای خداااااااااا!
یه وقت هست،توو یه کوچه خلوت یه گدا جلوتو می گیره،اگه بخوای روشو زمین بندازی برات راحته،اما اگه توو یه جمعی گدای سمجی جلوتو بگیره روت میشه بهش جواب ندی؟
مهربون خدای من!میون این جمع باصفا دامنتو می گیرم و با چشمهایی که لبالب از اشک پره ازت می خوام دل کویرم رو به صفای بارون محبتت باصفا کنی.
ای خدای پاکی و پاکیزگی!چقدر دلم می سوزه،آخه یادم افتاد که تو همیشه به من لطف می کنی،همیشه به من عطا می کنی،این منم که نعمتهاتو حروم می کنم.
ای خدا!
نذار از خودم ناامید بشم...هنوز زوده که از خودم قطع امید کنم.
خدایا!تا میام از چیزی گله کنم،یادم میفته که سرچشمه همه دردها خودمم...ای خدا!من از دست خودم به درگاهت شکایت می کنم.از دست ظلم های نفسم به پیشگاهت دادخواهی می کنم.خدایا!خودمو به تو تسلیم می کنم...ببین دلت میاد هر روز بدتر از دیروزم بشم؟دلت میاد فردا روزی پیش همه بنده های خوبت ضایع بشم؟دلت میاد یا نه؟
خدایا!
نذار این درد دلام با تو بی نتیجه بمونه،بذار با گفتن این نگفتنی ها سورنا یه تغییری بکنه،لااقل فرداش با امروزش.
خدای ناز من!
کاش می تونستم با همه این حرفا داد بزنم و خون گریه کنم.افسوس که باید فریادمو بغض کنم و اشک خونبارمو به دل بریزم.
خدایا!نمی گم از آتیش جهنمت نمی ترسم نه ...ولی از نگاه غضب آلودت بیشتر هراس دارم.با این نگاه تو بیچاره میشم خدا!به تنهایی و بی کسی من رحم کن،حالا که خواستی هیچکس جز خودت دلمو راضی نکنه خودتو ازم نگیر...
خدایا! دیگه باکی ندارم از اینکه دیگران چی فکر کنن،بگن این یارو چه جور آدمیه،آخه دستم واسه تو و خودم رو شده،من موندم یکی مثل من وقتی خودشو می شناسه دیگه جز خودش از چی باید بترسه.خدایا!تو که می دونی گاهی آدم با یه یه گردش چشم،یه اخم زودگذر،یه کلمه ی کوتاه،یه مکث بیجا، چی به سر سرنوشتش میاره،خدایا اینها رو می دونی وباز عمرمو تمدید می کنی؟
خدایا دیگه خودت که می دونی چه دردمه...
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم
غمی آشفته، دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم...
ملتمس نگاهت"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 23760 |
نام:
عسل
شهر:
تهران
تاریخ:
7/10/2006 3:43:12 AM
کاربر مهمان
|
خدایا شکرت بلاخره امتحانات دانشگاه تمام شد
امیدوارم نتیجه زحماتمو ببینم
خدایا باز بر سر من منت بذار وبه من کمک کن تا رو سیاه وشرمنده شماو خانواده ام نشوم
خداجون خیلی دوستت دارم
التماس دعا عاجزانه
|
|
| 23759 |
نام:
شهر:
تاریخ:
7/10/2006 2:27:59 AM
کاربر مهمان
|
|
|
| 23758 |
نام:
ازاده
شهر:
تهران
تاریخ:
7/10/2006 1:53:42 AM
کاربر مهمان
|
توضیحی ندارم
|
|
| 23757 |
نام:
خاک
شهر:
آهن و سیمان
تاریخ:
7/9/2006 8:15:34 PM
کاربر مهمان
|
اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
بازم...
عادت کردم
ترک عادت...
خوبه ها
نمی گم بده
...
بعضی چیزا چقدر سخته
حتی تفکر در موردش
این که یه روز نباشه
زندگی با درد و لذت
این رو ترجیح می دم
تا لذتش هست به دردش هرگز فکر نمی کنم
وقتی دردشش بیاد...
داشتم فکر می کردم که چقدر سخته
امشب بازم...
تفکر در مورد درد
اینکه بدونی خوشی ...
برای تو خوشیه
اما در اصل درد داره
وای
چی دارم می گم
خیلی سخته
کمکم کن
مغزم درد می کنه
((Ooh, baby, do you know what thats worth
Ooh heaven is a place on earth
They say in heaven love comes first
Well make heaven a place on earth
Ooh heaven is a place on earth
عزیزم می دونی چی باارزشه
بهشت یه جاییه تو زمین
اونا میگن تو بهشت عشق اول میاد
خیلی خب
بساز بهشت رو یه جایی تو زمین...))
عجب...
رهام نمی کنه
داره می نویسه
منم
ای بابا
اینم یه جورشه
هراس اینکه یه روز.....
تمام تنم رو می لرزونه
پاهام سست می شه
لبام خشک
دستام سرد...
برام روشن کن
باد سردی می وزه
من و تو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم
تاب این درد در برم نیست
مواظب خودت باش
همیشه ی من/.
|
|
| 23756 |
نام:
سحر
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/9/2006 6:43:24 PM
کاربر مهمان
|
من یه نفرو دوسش دارم که در حقم زیاد خوبی نکرده برای عاقل شدنش دعا کنید.
|
|
| 23755 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
7/9/2006 4:14:51 PM
کاربر مهمان
|
«به نام يگانه ضمير مجهولي كه زيباترين صفتش تنهاييست»
سلام!
ببخشيد كم ميام! . . شرمنده! . . لياقت با شما بودن مال هركسي نيست!
مخصوصا اگه اون كسي باشه كه تا اشتباه نكنه . . . تا نعمت ازش گرفته نشه . . . تا از خدا دور نشه قدر با اون بودنو نميدونه
. . .
مدتيه كه خدا اشكامو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه خدا گريههاي «اياك نعبد و اياك نستعين» منو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه وقتي براش تعظيم ميكنم نگام نميكنه تا از هيبتش بدنم بلرزه و از ترس گونههام خيس شه . . .
. . .
مدتيه كه وقتي سرمو پايين ميارم و ميذارم رو خاك و با تموم انرژيم ميگم «سبحان ربي اعلي و بحمده» روحمو به خودش دعوت نميكنه . . تا بالا برم و حقيقت برتري اونو ببينم و از پستي خودم با خبر بشم تا از خجالت اينكه . . . من به اين كوچيكي به خودم جرات دادم با اون عظمت بي انتها حرف بزنم اشكم دربياد . . .
. . .
شايد چون مدتيه كه حقيقتا و با همه وجودم به «الله اكبر» عمل نميكنم . . .
. . .
نميدونم . . . شايد چون واقعا معتقد نيستم «بحول لله قوه اقوم و اعقد»
. . .
شايد براي همين باشه كه وقتي دستامو ميارم بالا و التماس ميكنم : «اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن . . . وجعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الراحمين» . . احساس ميكنم دعام از سقف بالاتر نميره
. . .
(پس چرا نـــــــــميـــــــــــــاد!!!؟؟؟)
. . .
شايد چون معتقد نيستم كه در هر حال «الحمد لله» (شكرگذاري مخصوص خداست)
. . .
. . . ولي . . . با همه اينا خدا رو شكر!
خدا رو شكر چون پيامبري دارم كه منو بيشتر از خودم دوست داره و هميشه برام دعا ميكنه!
خدا رو شكر چون 14 نفر هستن كه هميشه باهامن!
خدا رو شكر چون ميتونم اميدوار باشم كه شما برام دعا ميكنيد كه خداتون به من هم دوباره نگاه كنه!
. . .
خواهش ميكنم بهم كمك كنيد!
ميخوام برگردم به آسمون! . . .راهو بلدم! . . . ميدونم از كجا بايد برم! . . . اما . . . انرژي ميخوام براي حركت! . . .من نميخوام اينجا بمونم! . . . نميخوام ساكن باشم! . . .
. . .
خدا رو شكر . . كه تا همينجاشم اون منو آورده!
(*سپاس خدايي را كه ما را به اين راه (راست) هدايت كرد كه اگر او ما را هدايت نميكرد ما خود هدايت نميافتيم*)
. . .
ميدونيد چيه؟ . . . مست از حضورش بودن . . . براش دلتنگ شدن . . . بهش خدمت كردن . . . باران همیشگی رحمتش . . . همچین . . .زیر زبونم مزه کرده!!!
بازم میخوام!!!
. . .
من خدا میخوام!
بهش بگید مثل همیشه به یادم باشه!
. . .
من یه محتاجم . . یه نیازمند . . یه فقیر . . یه مسکین . . . یا لطیف ارحم عبدک الضعیف الذلیل!
* * * * *
آهای فرشته های خدا با شمام! . . بله شما! . . .
ناشناس . . . خروش . . . بازمانده . . . بیقرار . . . کیمیا . . . خاک . . . سلما . . . عبدالفاطمه . . . عبدالزهرا . . . سورنا . . . دکتر . . . زهرا . . . آسمان . . . حلاج . . . سیمرغ . . . و . . . و . . . و
التماس میکنم :
منو ا زدعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 23754 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
7/9/2006 4:14:46 PM
کاربر مهمان
|
«به نام يگانه ضمير مجهولي كه زيباترين صفتش تنهاييست»
سلام!
ببخشيد كم ميام! . . شرمنده! . . لياقت با شما بودن مال هركسي نيست!
مخصوصا اگه اون كسي باشه كه تا اشتباه نكنه . . . تا نعمت ازش گرفته نشه . . . تا از خدا دور نشه قدر با اون بودنو نميدونه
. . .
مدتيه كه خدا اشكامو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه خدا گريههاي «اياك نعبد و اياك نستعين» منو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه وقتي براش تعظيم ميكنم نگام نميكنه تا از هيبتش بدنم بلرزه و از ترس گونههام خيس شه . . .
. . .
مدتيه كه وقتي سرمو پايين ميارم و ميذارم رو خاك و با تموم انرژيم ميگم «سبحان ربي اعلي و بحمده» روحمو به خودش دعوت نميكنه . . تا بالا برم و حقيقت برتري اونو ببينم و از پستي خودم با خبر بشم تا از خجالت اينكه . . . من به اين كوچيكي به خودم جرات دادم با اون عظمت بي انتها حرف بزنم اشكم دربياد . . .
. . .
شايد چون مدتيه كه حقيقتا و با همه وجودم به «الله اكبر» عمل نميكنم . . .
. . .
نميدونم . . . شايد چون واقعا معتقد نيستم «بحول لله قوه اقوم و اعقد»
. . .
شايد براي همين باشه كه وقتي دستامو ميارم بالا و التماس ميكنم : «اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن . . . وجعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الراحمين» . . احساس ميكنم دعام از سقف بالاتر نميره
. . .
(پس چرا نـــــــــميـــــــــــــاد!!!؟؟؟)
. . .
شايد چون معتقد نيستم كه در هر حال «الحمد لله» (شكرگذاري مخصوص خداست)
. . .
. . . ولي . . . با همه اينا خدا رو شكر!
خدا رو شكر چون پيامبري دارم كه منو بيشتر از خودم دوست داره و هميشه برام دعا ميكنه!
خدا رو شكر چون 14 نفر هستن كه هميشه باهامن!
خدا رو شكر چون ميتونم اميدوار باشم كه شما برام دعا ميكنيد كه خداتون به من هم دوباره نگاه كنه!
. . .
خواهش ميكنم بهم كمك كنيد!
ميخوام برگردم به آسمون! . . .راهو بلدم! . . . ميدونم از كجا بايد برم! . . . اما . . . انرژي ميخوام براي حركت! . . .من نميخوام اينجا بمونم! . . . نميخوام ساكن باشم! . . .
. . .
خدا رو شكر . . كه تا همينجاشم اون منو آورده!
(*سپاس خدايي را كه ما را به اين راه (راست) هدايت كرد كه اگر او ما را هدايت نميكرد ما خود هدايت نميافتيم*)
. . .
ميدونيد چيه؟ . . . مست از حضورش بودن . . . براش دلتنگ شدن . . . بهش خدمت كردن . . . باران همیشگی رحمتش . . . همچین . . .زیر زبونم مزه کرده!!!
بازم میخوام!!!
. . .
من خدا میخوام!
بهش بگید مثل همیشه به یادم باشه!
. . .
من یه محتاجم . . یه نیازمند . . یه فقیر . . یه مسکین . . . یا لطیف ارحم عبدک الضعیف الذلیل!
* * * * *
آهای فرشته های خدا با شمام! . . بله شما! . . .
ناشناس . . . خروش . . . بازمانده . . . بیقرار . . . کیمیا . . . خاک . . . سلما . . . عبدالفاطمه . . . عبدالزهرا . . . سورنا . . . دکتر . . . زهرا . . . آسمان . . . حلاج . . . سیمرغ . . . و . . . و . . . و
التماس میکنم :
منو ا زدعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 23753 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
7/9/2006 4:14:36 PM
کاربر مهمان
|
«به نام يگانه ضمير مجهولي كه زيباترين صفتش تنهاييست»
سلام!
ببخشيد كم ميام! . . شرمنده! . . لياقت با شما بودن مال هركسي نيست!
مخصوصا اگه اون كسي باشه كه تا اشتباه نكنه . . . تا نعمت ازش گرفته نشه . . . تا از خدا دور نشه قدر با اون بودنو نميدونه
. . .
مدتيه كه خدا اشكامو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه خدا گريههاي «اياك نعبد و اياك نستعين» منو نميخواد . . .
. . .
مدتيه كه وقتي براش تعظيم ميكنم نگام نميكنه تا از هيبتش بدنم بلرزه و از ترس گونههام خيس شه . . .
. . .
مدتيه كه وقتي سرمو پايين ميارم و ميذارم رو خاك و با تموم انرژيم ميگم «سبحان ربي اعلي و بحمده» روحمو به خودش دعوت نميكنه . . تا بالا برم و حقيقت برتري اونو ببينم و از پستي خودم با خبر بشم تا از خجالت اينكه . . . من به اين كوچيكي به خودم جرات دادم با اون عظمت بي انتها حرف بزنم اشكم دربياد . . .
. . .
شايد چون مدتيه كه حقيقتا و با همه وجودم به «الله اكبر» عمل نميكنم . . .
. . .
نميدونم . . . شايد چون واقعا معتقد نيستم «بحول لله قوه اقوم و اعقد»
. . .
شايد براي همين باشه كه وقتي دستامو ميارم بالا و التماس ميكنم : «اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن . . . وجعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الراحمين» . . احساس ميكنم دعام از سقف بالاتر نميره
. . .
(پس چرا نـــــــــميـــــــــــــاد!!!؟؟؟)
. . .
شايد چون معتقد نيستم كه در هر حال «الحمد لله» (شكرگذاري مخصوص خداست)
. . .
. . . ولي . . . با همه اينا خدا رو شكر!
خدا رو شكر چون پيامبري دارم كه منو بيشتر از خودم دوست داره و هميشه برام دعا ميكنه!
خدا رو شكر چون 14 نفر هستن كه هميشه باهامن!
خدا رو شكر چون ميتونم اميدوار باشم كه شما برام دعا ميكنيد كه خداتون به من هم دوباره نگاه كنه!
. . .
خواهش ميكنم بهم كمك كنيد!
ميخوام برگردم به آسمون! . . .راهو بلدم! . . . ميدونم از كجا بايد برم! . . . اما . . . انرژي ميخوام براي حركت! . . .من نميخوام اينجا بمونم! . . . نميخوام ساكن باشم! . . .
. . .
خدا رو شكر . . كه تا همينجاشم اون منو آورده!
(*سپاس خدايي را كه ما را به اين راه (راست) هدايت كرد كه اگر او ما را هدايت نميكرد ما خود هدايت نميافتيم*)
. . .
ميدونيد چيه؟ . . . مست از حضورش بودن . . . براش دلتنگ شدن . . . بهش خدمت كردن . . . باران همیشگی رحمتش . . . همچین . . .زیر زبونم مزه کرده!!!
بازم میخوام!!!
. . .
من خدا میخوام!
بهش بگید مثل همیشه به یادم باشه!
. . .
من یه محتاجم . . یه نیازمند . . یه فقیر . . یه مسکین . . . یا لطیف ارحم عبدک الضعیف الذلیل!
* * * * *
آهای فرشته های خدا با شمام! . . بله شما! . . .
ناشناس . . . خروش . . . بازمانده . . . بیقرار . . . کیمیا . . . خاک . . . سلما . . . عبدالفاطمه . . . عبدالزهرا . . . سورنا . . . دکتر . . . زهرا . . . آسمان . . . حلاج . . . سیمرغ . . . و . . . و . . . و
التماس میکنم :
منو ا زدعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|