هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23332
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 6/29/2006 8:14:05 AM
کاربر مهمان
  با سلام
سالروز شهادت جانگداز دخت گرامی رسول خدا، سیدة النساء العالمین، صدیقه کبری فاطمه زهرا صلوات الله علیهما را به پیشگاه منتقم آل محمد حجة بن الحسن العسکری ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.

لعن الله قاتليک يا فاطمه! مگر رسول خدا در حقت نفرمود: فاطمه پاره اي از وجود من است، هر که او را بيازارد مرا آزرده و هر که مرا آزار دهد، خدا را آزرده است! پس چگونه اين مسلمان نمايان نامسلمان حق تو را غصب کردند؟ و حرمت رسول خدا را شکستند؟ اي طاير قدسي اينك لحظه‌ي وداع است! چه دشوار است که علي بايد در دنيا بي تو بماند!

با التماس دعا
یا علی یا حسین
23331
نام: احسان
شهر: دامغان
تاریخ: 6/29/2006 7:53:00 AM
کاربر مهمان
  ببین من داستان های سکسی می خواهم بذار لطفا
23330
نام: ملكزاده
شهر: زنجان
تاریخ: 6/29/2006 5:58:49 AM
کاربر مهمان
  سلام برشهيد راه قلم
23329
نام: محمد
شهر: لشت نشا ولم کنار سپید رود
تاریخ: 6/29/2006 5:32:09 AM
کاربر مهمان
  azizae rafte safar key bar migardi
cheshmoonam cheshm be rate key bar migardi
be omide amadanat ya mahdi jan ke jahan dar entezare amadanat ast
23328
نام: محیا مهدوی
شهر: تهران
تاریخ: 6/29/2006 5:05:17 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم

آن مرد آمد.آن مرد با تمام سختي ها آمد.آن مرد ماند.او نيامده بود كه برود.اوآمده بود كه بماند. بماند ونويد صبحي روشن را بدهد.
آن مردآمد. آن مرد درشب آمد. آن مرد نيامده بود كه برود. او آمده بود كه روز را از پس ساليان دراز تاريكي بدر آورد. شب بي نوررا،روشناي ماه هد يه كند. روز سياه و تاريك را، مشعل خورشيد ببخشد.
آن مرد آمد. آن مرد ماند. صبر كرد. تمام دروغ هاونيشخندها، تمام توهين هاوبي حرمتي ها،همه وهمه را فقط بد اخلا قي ناميد، لبخندي تلخ زد و هيچ نگفت. كه به راستي چه پاسخي بهتر از سكوت
در برابر آنان كه حق رامي بينند ، انكار مي كنند وفكر مي كنند مي توانند خورشيد را پنهان كنند.
آن مرد آمد. آن مرد نيامده بود كه برود. پس ماند با تمام فشارها ماند. آن مرد ماند و مردانه ماندن راانتخاب كرد. جوانمردانه مبارزه كرد. صبر كرد و بخشيد. بخشيد تمام تهمت ها،اذيت هاو آزارها.
آن مرد معتقد بود جوانان خون تازه اي در رگ هاي حيات اين كشورند. بايد آن ها را باور كرد. بايداجازه وفرصت عبور اين جريان را در شريان هاي حياتي ايران داد و آنها مي گفتند : اين خون آلوده نبايد وارد شود ( وآيا به راستي جوانان خون آلوده ي اين كشورند؟ )
آن مرد ايمان داشت كه مي شود ، مي توانيم، چون مي خواهيم. خواستن يعني شدن يعني توانستن.يعني ايراني مي تواند . يعني ايراني همان مغزمتفكر جهان،مي تواند به جهان نشان دهد كه اول مغز
جهان است. يعني ايراني مي تواند پله هاي رشد وعلم وترقي را طي كند. ايراني مي تواند آن هم پرتو نور دين. ايراني مي تواند. چونان كه ثابت كرد مي تواند؛ در خودكفايي علمي ،در خود كفايي محصولات كشاورزي،درفتح قلل رفيع المپياد هاي علمي.
آن مرد گفت مي توان وابسته نبود. مي توان رقابت ومبارزه كرد. او مي گفت تا كي بايد در برابر ظلم و زور وستم تنها سر خم كرد وتسليم بود. تا كي بايد باتهديد جنگي كه هرگز عملي نشد،ترسيد و
پيشرفت نكرد .مي گفت زمان ترس ووحشت و عقب ماندگي گذشته است.امروز بايد شجاعانه ماند و پيشرفت كرد. او شجاعانه ماند، جنگيد وتمام تلاش خود را كرد تا رنگ وبوي عدالتي كه براي بسياري مردم ناآشنا بود حس شود.او پاي درددل مردم ومحرومين نشست. مشكلات آن ها را گوش كرد.بعضي فكرمي كردند تمام اين كارها تظاهرو دروغ است.اما او چون سروي مقاوم صبر كرد وبه مردم فرصت باور كردن داد... مردم او را باور كردند . به او اعتماد كردند و اورا هم نام وهم روش مردي بزرگ خواندند. آن مرد هنوز هم هست . هنوز هم مي جنگد.هنوز هم مردم دوستش دارند. پس بياييد در سوم تير سالروز بيعت ايران اسلامي با دستان طلايي خورشيد مهرورزي ،عدالت خواهي و عزتمندي دست به دعا برداريم و سربلندي را براي سرباز امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ومالك اشتر آقا سيد علي آرزو كنيم.


آنها كه آن مرد را انكارمي كنند چشمان خود را بسته اند .چشم را غفلت زده مي كنيد اما آيا گوش ها
نمي شنوند؟چشمان را به اجبار دست ها بسته نگه مي داريد؛ با گوش ها چه مي كنيد؟ آيا دستان
مي توانند هم چشم ها را بگيرند و هم گوش ها را آن طور كه نه گوشها بشنوند نه چشم ها ببينند؟

23327
نام: علی
شهر: قم
تاریخ: 6/28/2006 6:35:08 PM
کاربر مهمان
  با تو چه زندگیهای که تو رویاهام نداشتم . تک وتنها بودم اما تو رو تنها نگذاشتم
23326
نام: علی
شهر: قم
تاریخ: 6/28/2006 6:14:39 PM
کاربر مهمان
  دوست ان است که بدی وخوبیهای تو را به تو بکوید
23325
نام: خاک
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 6/28/2006 6:02:33 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
گلدان یاسمان امروز هر چه گل داشت بر زمین ریخت
بر زمین
تاب دیدن نداشت
آه یاس سپید من
هنوز عطر تو مشامم را می نوازد
از فرسنگ ها فاصله
انکارت نمی کنم
اعلامت نیز
ولی چه کنم که...
خدایمان داند
روبرویم اقاقی ها و یاس های خشک شده هنوز هراس را میهمان شب هایم می کنند
تا رسیدن به تو
دو روز و دو شب باقی ست
وه...چه انتظار ...
بوی یاس آزرده حالم می کند
بیش از این ...
رهایم کن
رها تر
از این همه بند های ناگسسته

ای مهربان من...
23324
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 6/28/2006 5:47:50 PM
کاربر مهمان
 

یا بقیه الله ، اجرک الله فی مُصیبه اُمّک...



23323
نام: عاشق
شهر: شهر معشوقم
تاریخ: 6/28/2006 4:58:17 PM
کاربر مهمان
  یا امیر تسلیت
<<ابتدا <قبلی 2339 2338 2337 2336 2335 2334 2333 2332 2331 2330 2329 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2334&mode=print