اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 22502 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
6/8/2006 9:53:14 AM
کاربر مهمان
|
يا سبحان
سلام عليكم
اي خداااااااااااااااااااااااااااااا ! شكرت
اين شد رفيق!
منم يا علي(ع)
يا سبحان الله...
يا رئوف
اين بار نوبت شماست كه راه رو نشونم بدي! باشه!؟
قدم دوم رو شما بفرما! هر چند من يكي تو همون قدم اول موندم، يه كم صبر كني بهت مي رسم....
يا سبحان الله!
هم مسلك....
ياسبحان الله
پاك ومنزه از هر آلايشي است خداي من
پاك و منزه از هر حرف ناروايي است خداي من
پاك ومنزه است از هر اشتباهي خداي من
يا علي ويا زهرا(س)
ياحق
فعلاً
|
|
| 22501 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
خیلی دور
تاریخ:
6/8/2006 9:18:32 AM
کاربر مهمان
|
بسم ربالشهداءوالصدیقین
***
روبه سوی کعبه ی دلها کنید روبه سوی مرقدمولاکنید
*****
دلی دارم که دلداری ندارد
مطاع من خریداری ندارد
***
امان ازاین جدایی ....امان ازاین جدایی.....
****
برای زیستن دوقلب لازم است..
قلبی که دوست داشته باشد
وقلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند
و...قلبی که بپذیرد......
******
برای تدفینم همه آمدند جز توکه همیشه دیرمیرسی...
******
بردشتهای همواردرنگ مکن
بسیار بلندترازآن نیزمرو
ازنیم فراز
زیباتربهدیده می آیدجهان
********
خدایا به ذات خداوندی ات
به اوصاف بی مثل ومانندی ات
به لبیک حجاج بیت الحرام
به مدفون یثرب -علیه السلام-
به طاعاتیران آراسته
به صدق جوانان نوخاسته
به پاکان کزآرایشم دوردار
وگرذلتی رفت مغروردار
سعدی
*********
ابری نیست....
بادی نیست ....
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها
روشنی ...
من...
گل ...
آب....
پاکی خوشه زیست...
********
تقدیم به توای مهربان ترین مهربانان......خدای من.....
|
|
| 22500 |
نام:
منتظر
شهر:
سنگستان
تاریخ:
6/8/2006 9:13:18 AM
کاربر مهمان
|
وزی مردی خواب عجيبی ديد. ديد که پيش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايی را که توسط پيکها از زمين می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسيد: شما چه کار می کنيد؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحويل می گيريم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را ديد که کاغذهايی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پيکهايی به زمين می فرستند.
مرد پرسيد: شماها چه کار می کنيد؟ يکی از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمين می فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است. مردمی که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولی فقط عده بسيار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافيست بگويند: خدايا شکر
|
|
| 22499 |
نام:
وصال
شهر:
واصل
تاریخ:
6/8/2006 9:08:18 AM
کاربر مهمان
|
لا اله الا الله رب العرش العظیم
الهی من لی غیرک
خدایا چگونه ترا نخونم در حالیکه هیچ ندارم جز تو .مگر دلی که گاه وجودم را می سوزاند .دلم می خواهد تنها از برای تو بتپد .
این جسم مرا چون قفسی ماند که هرروز بیش از روزی دیگر مرا زمین گیر می کند وای کو آن بال پرواز خدایا صبری قراری هیچ ندارم .
خدایا رحم کن برمن .جسمم مرا در خاک نگه می دارد ودلم عجیب هوای دیار تو دارد .
خوشا به حالت ناشناس تو را خدا خوب شناخته که تا دیار شهید حاجی بابا فراخوانده .دورکعت نماز عشق که گذاشتی در سبزترین سجده ات که تا اوج آسمان بالا خواهد رفت مرا هم یاد کن .
خوشاب ه حالت ناشناس چقدر قریب خدایی که خدا ترا به دیار عاشقانش فراخوانده بربلندای بازی دراز براوج بام سرمستی براوج بام تا خدا رسیدن دعا می کنم خدا بال پروازت دهد به شرط آنکه شفاعت مارا هم بکنی .دعا می کنم چشم در آسمان خدا تا خدا بروی .درروزهای غربت علی به قریب زهرا برسی .
ناشناس عزیز خیلی التماس دعا خیلی التماس دعا
******************************************
برادر بزرگوار بازمانده خدا ترا به خیل عظیم شهیدان برساند .برادر خدا چقدر زیبا شمار را دوست دارد تا سرای عشق شمارا خوانده ودل عاشقتان را به حریم حسین فاطمه راه داده وپاک ومطهر به طواف عشق رسیده اید در حالیکه سجودتان الهی ترین سجده بوده .
خیلی التماس دعا اخوی مارا هم دعا کنید از این احوالت خوش که داردی مار ا هم یاد کنید که خدا به دعای شمارا هم بپذیرد.
************************************************
عبدالفاطمه جان بنده خوبیها در احوالات خوبتان مارا یاد کنید .شما پیش خانم فاطمه آبرو دارید .آبروی مارا هم بخرید .من گنهکاررا دعا کنید .
*********************************************
حرف دلی ها از همه التماس دعا یادتون باشه به همه گفتم ............شرمنده اما خیلی نیاز به دعا ی شما دارم...
به حق یا فاطمه یا علی
|
|
| 22498 |
نام:
منتظر
شهر:
سنگستان
تاریخ:
6/8/2006 9:01:23 AM
کاربر مهمان
|
کاش دنیایی بود که در آن
صدای شکستن قلبی هیچگاه شنیده نمی شد
طعم تلخ جدایی هرگز چشیده نمی شد
رنگ زشت خیانت هیچوقت دیده نمی شد
دل بی گناه عاشقی از بی اعتنایی پژمرده نمی شد
عدالت و حق عشق واقعی زیر پا له نمی شد
مهر و محبت کسی با بی رحمی پس داده نمی شد
دست ردی بر سینه ی پر شوق خواستاری زده نمی شد
عشق در سیاه چالی ابدی زندانی نمی شد
بلبلانش فقط نغمه ی شادی می سراییدند
گلهایش بی خار و فقط بوی خوش مهر و محبت می دادند
قلب ها شفافتر از آب زلال می بودند
دلها همگی مست از مهر و وفا خوش بودند
ولی افسوس که ما هر روز از آن دنیا دورتر و دورتر می شدیم.
|
|
| 22497 |
نام:
خبرچین
شهر:
تهران
تاریخ:
6/8/2006 8:56:46 AM
کاربر مهمان
|
اینم وبلاگ نفر سوم جشنواره بین الملی وبلاگ نویسی قرآنی خانم ریحانه جعفری (رها). التماس دعا
http://tamalakoot.blogfa.com/
|
|
| 22496 |
نام:
منتظر
شهر:
سنگستان
تاریخ:
6/8/2006 8:54:42 AM
کاربر مهمان
|
نمى خواهم بمانم من در اينجا . در اين شهر شلوغ بى كسى ها . شكسته خاطر و جان سوخت زين جا . مرا با خود ببر نورى از اينجا . نه يك روز و نه يك ماه و نه سالى . شدم پابند اين شهر ريالى . خيابان ، كوچه ها بى رنگ نيستند . تپش ها ، قلبها همرنگ نيستند . سواران را پياده نيست يارى . پياده هم به فكر خودسوارى . به سيم تار خود انگشت آرم . كه تا درد دل خود را برآرم اگر يارى كند اين تار و انگشت درآرم داغ دل را با سرانگشت
|
|
| 22495 |
نام:
.........
شهر:
.........
تاریخ:
6/8/2006 8:52:29 AM
کاربر مهمان
|
.........
|
|
| 22494 |
نام:
منتظر
شهر:
سنگستان
تاریخ:
6/8/2006 8:42:24 AM
کاربر مهمان
|
دنیا دو روز است
یک روزبا تو و یک روز بر علیه تو
آن روز که با توست
مغرور مباش
و آن روز که بر علیه توست
مایوس مباش
|
|
| 22493 |
نام:
رها
شهر:
تهران
تاریخ:
6/8/2006 8:37:29 AM
کاربر مهمان
|
از دلش قرار می رود. اشک بی امان از چشمانش جاری است. دریافته است که چه مصیبتی نازل شده. از هوش می رود و اندکی بعد دستان گرم و کوچک فرزندانش را روی شانه اش حس می کند. چشمان آن ها نیز جز اشک مهمانی ندارد. آنها نیز در دل غمی جانکاه را حس می کنند اما ...
مولا محراب و سجاده و تسبیح را رها می کند و شتابان با پایی برهنه می دود. زمین هم دیگر تاب ندارد با مولا یاری نمی کند گویی قیامت شده کوهی عظیم بارها به زمین می افتد و باز بر می خیزد. سر و رویش خاکی شده و جسمش آزرده. او می رسد. می رسد به خانه در سوخته. به عادت معهود دست بر سینه می گذارد و سلامی به همسرش به دختر نبی نثار می کند. فاتح خیبر توان گشودن دربی نیم سوخته را ندارد حسنین یا علی می گویند و درب را باز می کنند. علی وارد می شود آهسته آهسته قدم برمی دارد. سیل اشک بر رخ مهتابش جاری است. به بالین یار می رسد. عاشقانه نجوایی می کند و بعد حجاب از رخ یار برمی کشد. هاله ای نیلوفری فضا را پر می کند. از هوش می رود و در عالمی از نور فاطمه اش را می بیند که از زلال کوثر مروارید بر صورتش می نشاند و پیغمبر که با مهربانی دست بر سینه مولا نهاده و آرامشی ژرف نثار می کند. مدتی بعد به هوش می آید. بر یار سفر کرده نظر می کند و باز رخ نیلی فاطمه امان از دل علی می برد.
همه جا تاریک است و جز سیاهی و سکوت نیست. همه در انزوا سر در گریبان کرده اند و جز تپش سخت قلب خود نمی شنوند. جز خانه مولا که پر از نور شده. مولا رخ بر رخ یار نهاده و می گرید. دو خورشید در هم ذوب شده اند. حالا دیگر صدای قدوسیان نیز می آید. در فراق پرستوی علی همه می گریند...
* سوره فجر آیات 27 – 30
|
|