هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
22432
نام: طیبه
شهر: کرج
تاریخ: 6/6/2006 7:06:23 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه دوستان خوب حرف دل
****************************
ای نفست یارو مد کار ما
کی و کجا وعده دیدار ما؟؟
****************************
بری سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان ذکر کریمه صلوات را فراموش نکنید.
****************************
التماس دعا
22431
نام: مسکین مستجیر
شهر: سجن سریرنما
تاریخ: 6/6/2006 5:14:09 PM
کاربر مهمان
  به نام او
سلام بر تمامی حرف دلی ها
بذارید اول ماجرای این چند روز غیبتم رو بگم تا شاید غیبتام موجه شه.
راستش این چند روز داشتم صفحه های ابتدایی حرف دل رو می خوندم. اوایلش کمی متعجب شدم چون حرف دل اون اوایل واقعاً با حرف دل الآن فرق داره. اگه شما هم برید یه سری بزنید واقعاً این تفاوت رو حس می کنین ( که البته فکر نمی کنم شما مثل من وقت اضافه داشته باشید که بخواید با این کارا هدر بدین.)البته این رو هم بگم که تقریباً از حول وحوش صفحه ی 170 به بعد جو تغییر محسوسی کرد و به جو الآن نزدکتر شد. اما باید بگم که واقعاً خوشحالم که در شرایط فعلی با حرف دل آشنا شدم(البته منظورم این نیست که حرف دل های اون زمان «حرف دل» نبودن ولی اکثراً از یه نوع دیگه بودن که شاید اگه من در اون موقعیت با حرف دل آشنا می شدم ازش زیاد خوشم نمی اومد.)
البته جا داره که یادی هم از حرف دلی های اون زمان که حرفاشون به دلم نشست هم یه یادی بکنم:
اسکندری از زنجان، مریما از فنلاند، ز-ف از ساری، نیکو سادات از تهران، ساده از شیراز و...
ان شاء الله که در هر دو جهان موفق و سر بلند باشند.
اما اتفاقی هم 2-3 روز پیش برام افتاد که از اون موقع تا حالا تو این فکرم که آیا اون رو تعریف کنم یا نه.
ان شاء الله اگر عمری باشه و خدا قسمت کنه تو خرف دل بعدیم براتون می نویسمش، و امیدوارم که بعد از خوندن اون از من کناره گیری نکنین. چون یه جورایی نشون می ده که من چقدر گناهکار و روسیاهم.
امیدوارم این حرام به عنوان اعتراف به گناه، قبح گناه رو برای کسی از بین نبره و شما بتونین یز یونا پند بگیرین و یه جورایی معلوم شه من چه جور آدمی هستم.
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و عجّل فرجهم واهلک اعدآئهم
التماس دعا
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و عجّل فرجهم واهلک اعدآئهم.
22430
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 6/6/2006 5:05:59 PM
کاربر مهمان
  یا رحیم

پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دم به دم، می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم...گریه نمی دهد امان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درا
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم در این چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
********************************
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
22429
نام: کمیل
شهر: تهران
تاریخ: 6/6/2006 4:58:49 PM
کاربر مهمان
  سلام
22428
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 6/6/2006 4:47:40 PM
کاربر مهمان
  با سلام به همه دوستان
عبدالفاطمه عزیز ! حاضری ما را هم رد کن
از همه دوستان که این حقیر را تنها نگذاشتند و گذاشتند ممنونم اجرتون با شهدا.
برای اینکه دوستان عزیز دانش آموزان و دانشجو که آینده کشورمون را رقم خواهند زد موفق و تندرست باشند یک صلوات محمدی بفرستید..
زهرای شیدایی ! سلام من را به داداش علی برسانید ما هم خیلی التماس دعا داریم ، انشاالله تندرست و موفق میروید و با دست پر برمیگردید......
ماه مهربان ! ایمل من در هر دو وبلاگ موجود میباشد.
عبدالفاطمه ، سورنا ، ناشناس ، خروش ، بی قرار ، دوکوهه ، فاطمه ، حسین آقای گل ، و همه ....
یا علی یا حسین
22427
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 6/6/2006 4:45:00 PM
کاربر مهمان
 
جبرئيل براى پيامبر سيبى آورد و گفت: اى محمد، آن را بخور.
فرمود: اى دوست من جبرئيل، هديه خدايم را بخورم؟ گفت: آرى.
چون به خوردن آن امر شد ، آن را خوردند ولى با تعجب ديدند که نورى از آن برخاست و ایشان را بسيار شگفت زده كرد.
جبرئيل گفت: اى رسول خدا، آن را فاطمه، وجودى از نور است و انوار او تا ابد، آفاق زندگى بشريت را روشن مى‏سازد.

22426
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 6/6/2006 4:07:37 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای شور و شب و شیدایی
******************************
همیشه از نگاه تو ،با تو عبورمی کنم
از اینکه عاشق توام، حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو، تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو، غرق ترانه می شوم
از سایه های ملتهب ،همیشه می گریختم
با رفتن تو هر نفس ،بغض دوباره می شوم
ناجی شام شوکران ،با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو، چون تو یگانه می شوم
***************************************
با آرزوی شادی و آرامش و نور برای دلهای همه ی شما.

ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
22425
نام: مجتبی
شهر: تهران
تاریخ: 6/6/2006 3:54:57 PM
کاربر مهمان
  چگونه به این زندگی دل بسته ای ! در حالی که باگذشت هرساعت عمر توکوتاهترمی شود
22424
نام: پرستو
شهر: تهران
تاریخ: 6/6/2006 3:34:48 PM
کاربر مهمان
  آقا سید ما رو هم دعا کن .
در ضمن آقا مجتبی چرا این قدر دل گرفته خدا آدمهای گرفته رو دوست نداره.
پس به زندگی قشنگ نگاه کن .
22423
نام: سیمرغ
شهر: قاف
تاریخ: 6/6/2006 3:23:43 PM
کاربر مهمان
  سلام
پیر میخانه می گفت:
ای دلیل دل گمگشته چه هجران چه وصال
دیوانه عشق را خدارا مددی
من خوشحالم
خدا خیلی بزرگه بازم ازش می خوام کمکم کنه
مثل همیشه
شماهم برام دعا کنید
<<ابتدا <قبلی 2249 2248 2247 2246 2245 2244 2243 2242 2241 2240 2239 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2244&mode=print