اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 22312 |
نام:
سید علی
شهر:
تهران
تاریخ:
6/3/2006 9:11:52 AM
کاربر مهمان
|
تو صفحه اصلی بالا سمت چپ یه لینک خورده به تالار گفتگو.
|
|
| 22311 |
نام:
محمد رضا
شهر:
تهران
تاریخ:
6/3/2006 8:45:03 AM
کاربر مهمان
|
اگه کسی بلده به ما بکه چطوری میشه رفت تو تالار گفتگو
|
|
| 22310 |
نام:
گم شده
شهر:
تبریز
تاریخ:
6/3/2006 8:22:32 AM
کاربر مهمان
|
هوالمعشوق
با سلام .
زهرای عزیز از تنهایی :
مومن کجایی . دختر رفتی و دلمان را هم پر از درد و وجدانمان را مملو از غذابی کردی که فقط بودنت آراممان می کرد .
چقدر در حرف دل دنبالت گشتم . چقدر سراغت را گرفتم . چرا رنجیدی ؟؟ چرا رفتی . این صفحه یه پازله هر کی بیاید یه قسمتی از اونه . از وقتی که رفتی نتونستم پازلم را تکمیل کنم. می دونی دلم چقدر ازت پر درده . می دونی کی تا حالا دوست دارم اسمت رو تو سایت ببینم . آخه رسم مومنه بودن اینه دختر خوب .
نگفتی یک کسایی خودشون را با شما دوست دونستند و برای شادی هاتون شادی کردند و از رنجتون رنجیدند .
می خوای حلالت کنیم . یعنی اگه بگم حلالت نمی کنم . اونقدر دنبالم می آیی که حلالیت بگیری . اون موقع هی می آیی و پیغام می گذاری ؟؟
دختر خوب نگفتی ما نگران حال برادرمان می شویم . حالا که این طوره . اگه واقعا اومدی برای طلب حلالیت اینو بگم من حلالت می کنم اما شرط داره . بیا و بپرس تا بگویم .
این فقط اختصاصی زهرای عزیزم از تنهایی . البته اگر درست دیده باشم . پیغام ۲۲۲۰۶
یا حق
گم شده . چشم انتظارم .
|
|
| 22309 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
6/3/2006 8:03:32 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا روح الله!
به دست پر محبتت به چشم بسته ات ،سلام
به روی همچو ماه تو ،به پای خسته ات،سلام
اگر چه خانه کرده ای به پشت بام آسمان،
به روح صاف و ساده ی زدام رسته ات،سلام
سالگرد پرواز آسمونی حضرت امام رو به همه تسلیت عرض می کنم.یادش بخیر...سالهای قبل این روزها مسافر دیار امام بودیم.امسال که قسمت ما نشد،ولی شما رو به خدا هر کی از اهل دل فردا اونجا حاضر بود جای ما رو هم خالی کنه.
راستی اینجا کسی هست که امام رو از نزدیک زیارت کرده باشه؟
*******************************************************
خروش بزرگوار!
خدا رو شکر که دوباره طنین خروش مستانه شما در فضای حرف دل طنین انداز شد.رجعت عارفانه شما رو گرامی می داریم.حالا که تشریف آوردین،التماس دعای مخصوص دارم.(استقبال سورنا بی طمع نیست!)
عمو!
با زیارت سقاخونه به فیض رسیدم.اگر دیر اومدم باور کنید عذر موجه داشتم.
زهرا جان!
علیک سلام.کاش از حال و روزت بیشتر برامون می گفتی.هر چند با خبری که بهمون دادی...هم خوشحال شدم هم غبطه خوردم.یاد ما هم باشی ها...خدا میدونه من هنوزم هر روز اخوی رو دعا می کنم.
فاطمه نازنین!
امیدوارم فردا بهشت زهرا باشی و به یاد همه...
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 22308 |
نام:
منتظر
شهر:
اینجا ...۲
تاریخ:
6/3/2006 7:39:25 AM
کاربر مهمان
|
ديشب رؤيايي داشتم :
خواب ديدم بر روي شنها راه ميروم،
همراه با خداوند.
و بر روي پرده ي شب
تمام روزهاي زندگيم را، مانند فيلمي مي ديدم.
همان طور که به گذشته ام نگاه ميکردم،
روز به روز از زندگي را،
دو رد پا بر روي پرده ظاهر شد،
يکي مال من و يکي از آن خداوند.
راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته خاتمه يافت.
آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.
در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت ......
اتفاقاً ، آن محلها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود
روزهايي با بزرگترين رنجها ، ترسها ، دردها و ...
ازآن رواز او پرسيدم :
خداوندا! تو به من گفتي که در تمام ايّام زندگي با من خواهي بودو من پذيرفتم با تو زندگي کنم.
خواهش مي کنم به من بگو چرا در آن لحظات سخت مرا تنها گذاشتي ؟
خداوند پاسخ داد :
"فرزندم ، تو را دوست دارم وبه تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود.
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت ،
نه حتي براي لحظه اي ،
و من چنين نکردم.
ودر آن روزها که يک رد پا بر روي شن ديدي ،
من بودم که تو را به دوش کشيده بودم."
|
|
| 22307 |
نام:
مهدی
شهر:
کویت
تاریخ:
6/3/2006 7:23:52 AM
کاربر مهمان
|
دلم واسه ابران تنگ شده :(( :(( :(( :((
|
|
| 22306 |
نام:
منتظر
شهر:
اینجا چشم به گنبد طلایی سیدالکریم
تاریخ:
6/3/2006 7:21:59 AM
کاربر مهمان
|
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.
خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.
بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.
خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.
خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.
خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.
خدايا شرکم را به يکتاييت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت، تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخش.
خدايا به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خير من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من در آن است از من دور گردان.
خدايا به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم.
خدايا به من دلي ده که جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد.
خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست.
خدايا به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد.
خدايا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است بر زبانم جاري کن تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم.
خدايا خواسته هايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن.
خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.......
******************
دوستان اهل دل گلایه ای میخواندم از یکی ازاهل دلان کمی جلوتر، می خواستم بگم من هم با او موافقم بهتراست بجای تعریف و تمجید ازیکدیگر اینجا کلاس درس ؛ذکر،تذکر باشد تا ان شالله هرچند اندک ره توشه ای گیریم و پندی بیاموزیم ان شاءالله
|
|
| 22305 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
6/3/2006 6:57:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام
در دلم حالیست ساقی ، حالیا جامی ده
باده افکن بر مرام کور ما ، ساقیا کامی ده
اشک میریزم بسی بر کرده های شوم خویش
گم شدم من در درونم ای خدا راهی ده
این چنین رسم شما نیست خدایا چه کنم ؟
یک دو صد چشم بیفروز و مرا ماهی ده
چشم میبندم به روی هر چه زشتی و بدی است
همچو مولای علیم بکش از عشق و مرا چاهی ده
خسته از غیر توام ، من چکنم با دل خون
یا بکشم از عطشت ، یا که مرا آبی ده
داداش بازمانده ، من دربست نوکرتم ، قربون مرام و قربون بیان شیرینت که هر چی هست بزرگواری شماست و بس. من به نوبه خودم ممنونم که بچه ها رو راهنمایی میکنی. ما کوچیکیم و پر از خبط و خطا! وجود بزرگایی چون شما مایه مباهات و سربلندی ماست
بعدشم !!!!! مطمئنی من بهت سر نمیزنم ؟
یعنی شما هم باورت شده من اینقده دریا دل باشم که نیام دیدنتونو دلمم تنگ نشه؟؟؟... نه قربون مرامت من همیشه هستم همیشه ... فقط بعضی روزا نطق دلم کور میشه و فقط با چشمام زیارت نامه دل بچه ها رو میخونم.
من زائر همیشگی سقاخونه ام
امروز چششششششششم خدمت میرسم.
مگه میشه شما یاد من باشی و من .....
بگذریم
میدونم راهت خیلی از ما دوره
میدونم فردا که ما حرم امامیم شما دلتنگ میشی
خواستم بدونی حتما جاتونو سبز میکنم و از طرف شما به آقا سلام میدم
من به یادتونم ، شما رو به مولا به یادم باشید و برام خیلی دعا کنید.....
راستی داداش شما تا حالا عاشق یه مرام و مسلک شدی که خودتو پیشش خیلی کوچیک احساس کنی ؟
یاعلی
|
|
| 22304 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
6/3/2006 6:48:23 AM
کاربر مهمان
|
سلام
خروش برادر خوشهالم که امدی موفق باشیی
(یاحق)
|
|
| 22303 |
نام:
منتظر
شهر:
اینجا.....
تاریخ:
6/3/2006 6:16:25 AM
کاربر مهمان
|
«اي خداي من، مانند كسي كه نيازمنديش به نهايت رسيده و فريادرسي نمي يابد و نيرويش سست شده و نيرودهنده اي نمي شناسد و گناهانش بسيار است و آمرزنده اي سراغ ندارد... جان مرا آن دم بازستان كه در ايمان استوار باشم و رشتة نياز مرا از اين جهان بگسل و ميل و رغبت و نياز مرا به آنچه در نزد توست قرار ده... خدايا ميل و نياز مرا در درخواست از خودت آن گونه قرار ده كه آنچه دوستانت از تو مي خواهند من نيز از تو بخواهم و از آنچه ميترسند بترسم...»
|
|