هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
22292
نام: محمود باقري طاقانكي
شهر: اصفهان
تاریخ: 6/3/2006 4:11:32 AM
کاربر مهمان
  خدا رحمت كند سيد جواد ذاكر را
22291
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 6/3/2006 3:47:47 AM
کاربر مهمان
 
حضرت امام رضا عليه السلام از پدرش و ايشان از رسول خدا(ص) نقل كرده‏اند كه فرمود:

اى فاطمه، آيا مى‏دانى چرا فاطمه ناميده شده‏اى؟
على(ع) پرسيد چرا؟
فرمود: زيرا كه وى و شيعيانش را از آتش بازداشته‏اند .


22290
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 6/3/2006 3:41:46 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا روح الله

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم

پرواز ملکوتی آقا خمینی کبیر (ره) رو تسلیت میگم. فردا میشه دلتنگی یکسال غصه غریبانه رو برای آقا نقل کرد و سر گذاشت به پنجره ضریح و گفت : وقتی رفتی پروانه ها همه از شهر ما پر کشیدن

............ با همه درد این روزا یه شادی رو نمیشه ندید گرفت
میبینم که !!!!!!! خروش عزیز تشریف فرما شدن. برادر نمیگی از پس رفتنت دلمون هزار راه نرفته و طی میکنه و به حکم پیدا نکردنت هر جایی میشه. به این میگن رسم برادرکشی .... قاتلم که شدی مومن !!!

زهرا جان شیدایی ..... عزیز دل ! بیوفا رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل !!!
داداش علی چطوره ؟ بهش بگو دست بوسم.
ببین نازنین هر کس اومد خداحافظی زیارت کرد رفت و دیگه نوربالایی نگذاشت ما زمینیا به چشمشون بیاییم .... تو و داداش علی که از اون اول ما به چشمتون نیومدیم. حالا هم که داری میری زیارت حاجیه خانوم !!!
به علی آقا بگو رسمه میرن زیارت حلالیت میطلبن. منتظرم خودش بیاد و خداحافظی کنه. به داداش بگو به اسمش قسم رسمش نبود ما رو اینجوری تنها بگذارید.
هروقت عاشقید جاتون خالیه
هر وقت فراخ بال میشید میایید و میگید کوچیکا سلام
اون از عبدالرضا که رفت مشهد و .....
اون از غریب که رفت مشهد و ....
اون از دلتنگ کربلا
اینم از خروش که میره و ......
بگذریم

آن سفر کرده که صد غافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

التماس دعا زهرا جان
التماس دعا داداش علی
التماس دعا همه سردارای قلعه سیدمرتضی

من یه حاجت مخصوص دارم ، این روزا وقت قلم کشیدن روی خیلی چیزاست و من به شدت برای این تصمیم گیری تنهام ،
ناشناس این بار یه جور دیگه التماس دعا داره
و یه حرف آخر و اون اینکه : به قول سورنای عزیز

ترو خدا هر وقت میرید ، هر وقت گرفتارید ، هر وقت سنگینی باری روی دوشتونه که نمیتونید چند روزی باشید جان مولا فقط بیایید و بگید سلام
تا لااقل مطمئن بشیم هستید
و
جزء مهاجرا نشدید


بیوفایی رسم خوشایندی نیست
تو حرف دل رواجش ندید


یادتون نره - چند روزی نیستم - منو فراموش نکنید

التماس دعا دارم


یاعلی
22289
نام: تنها
شهر: غریبستان
تاریخ: 6/3/2006 3:35:43 AM
کاربر مهمان
  با سلام به همه بچه های سایت

یه سوالی داشتم می خواستم اگر جسارتی نیست

بپرسم.دلم می خواست بدونم این سایت متعلق به اون

شهید بزرگه یا به عبد الفاطمه؟این حقیر این شخص

بزرگوارو اصلا نمی شناسم یعنی در حدی نیستم که احدی

از بنده های خوب خدا رو بشناسم ولی حدود دو سالیه

همه صفحه های حرف دل مزین شده به اسم این بزرگوار

تا اینجاش نور عین است ولی از اون جایی که یه سری

دوستای این عبد خدا مثل اینکه عبد الفاطمه خوب را

با مهدی زهرا اشتباه گرفتن جای سواله!چقدر خوبه

اگر دوستی هست و احساس قربتی هست تو عمل باشه نه

تو سیاهی فونت صفحات حرف دلی اونم با این همه

اغراق.من خاک زیر پای عبد الفاطمه و تمام عباد مخلص

حضرتش هستم. ولی تو را به خدا فضا رو جوری نکنیم

که تازه واردا جا بخورن.آخه صفحات حرف دل ماله حرف

دله نه نوشته های خصوصی ما بین چند نفر.چهار سال

پیش فقط حرف دل پچه ها بود ولی الان فضایی بوجود

اومده که تبدیل شده به صفحات چت!در کردار و سیره

پیامبر (ص)آمده که ایشان نه از کسی بیهوده تعریف و

تمجید می کردند ونه کسی را شماتت می کردند.ان شاء

الله که من از دسته دوم نباشم.

باز هم میگم خاک زیر قدمهای همه شما عباد مخلص هستم.
باور کنید قصد رنجش کسی را نداشتم.باز هم عفو کنید.



العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
22288
نام: من ؟.......
شهر: شهر غریب آدمای بی وفا
تاریخ: 6/3/2006 3:24:07 AM
کاربر مهمان
  آهای خدا....................................
سلام
همیشه دلم می خواست یه جایی بود من حرفامو برات می فرستادم دلم می خواست یه روز می اومدی با من چت می کردی
به جای این آدمای دور رو خودت باهام حرف می زدی
دوست داشتم خودت بهم بگی که دوستم داری دوست داشتم بهم می فهموندی که بابا من خدام اونی که همیشه هواتو داره ای خدا
چرا عشقتو درک نمی کنم
چرا نمی فهمم یعنی چی که دوستت دارم
چرامثل عشقای زمینی دیوونه تو نمی شم
آخه چرا
آره
شاید چون من مثل اینایی که
تو حرفاشون یا علی می گن و مومن مومن می کنن خوب نباشم
شاید حتی از مرگ می ترسم شاید شاید شاید.....
اما منم دوست دارم که خوب باشم
ولش کن بعدا بقیشو برات می نویسم
الان کار دارم
22287
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 6/3/2006 3:03:56 AM
کاربر مهمان
 
يا حق

سلام به همه حرف دلي هاي عزيز و دوست داشتني خودم.

واي كه شما حرف دلي ها چقدر نازيد. قربون مرام همه تون. چقدر با صفائيد.شرمنده همه تونم بخدا.
دستتون درد نكنه كه از طرق مختلف !! ابراز محبت كرده بوديد. از همه تون ممنونم. ببخشيد كه زودتر نشد !!! كه بيام.

سالروز ارتحال ملكوتي مقتداي بزرگ انقلاب اسلامي ‍، حضرت امام خميني (( اعلي الله مقامه الشريف)) را تسليت عرض مي كنم.

اين روزا، روزاي عجيبيه. بچه ها همنشين سكوتي مرموز شدن.چشماشون به آسمونه. هوا ابري و بارونيه!! خيلي با حاله. جاي شما خالي. همون جوريه كه شما دوست داريد.

يا رئوف و يا رحيم

التماس دعا...

22286
نام: شاید بگی فضول
شهر: ندونی بهتره
تاریخ: 6/3/2006 2:31:09 AM
کاربر مهمان
  اول سلام به همگی
واما دوم
می خوام کلی بگم به همه
اینجا دیگه جای اینه که ما حرف دل بزنیم البته نه هر حرفی
ما می خوایم با خدا با معنویت پیوند بخورییم بس کنید
اینجاام؟
چرا مادی می شید چرا باهم جوری صحبت می کنید به جای دوستی با خدا به هم نزدیک شید اینجا دیگه جای دوستی با خداست به خاطر هم نیاید تو این سایت به خاطر خودش بیاید جوری صحبت نکنید که دیگران جذب بشن از اعماق قلبتون بگیدحرف دل خدایی نه انسانی نه زمینی اینجا جای عشق خداییه نه زمینی
اینروزها
بیش از همیشه صدا می کنم ترا
دلتنگتم آرام من خدا آری که از همه نزدیکتر
تویی به من
اما تو از همه دور تر می شوی چرا ؟
این روزها غیر از تو هیچکس
درک نمی کند مرا
آخر چرا بنده نمی شوم ترا؟
شاید یا حتما منم یعنی حرفای منم ناخالصی داره
ببخشید
منتظر جواب نیستم کافیه که بخونید
22285
نام: عبدالزهرا
شهر: خیلی دور
تاریخ: 6/3/2006 2:11:43 AM
کاربر مهمان
  بسم الرب الصادقین
سلام همقدم!
بی مقدمه !.....
من قصد بدی نداشتم نمی خواستم ناراحتت کنم
حالا که تو حرفامتو زدی بزار منم حرفامو بزنم
نمی دونم تا به حال چه تصویری از من توی ذهنت نقش بسته و این را هم نمی دونم که فکر می کنی من جنس مذکرم یا مونث نمی دونم از کجایی کدوم شهری اسمت چیه رسمت چیه چند سالته خوبی بدی زشتی زیبایی خالصی ناخالصی داری سکوتی فریادی غمی شادی هستی خنده ای گریه هستی بادی بارونی رودی دریایی و .. و.. و.....
خیلی چیزایی که من نمی دونم تنها چیزی که می دونم اینه که یه آدمی با نام مستعار عبدالفاطمه در همین نزدیکی نزدیکی که هیچوقت پیدات نکردم
رو دریا تو جاده تو هوا تو زمین تو گریه و خنده ....زوم می کنم نمی تونم پیدات کنم رفیق اومدم بگم که بیا کول پشتیمونو پر از ایمان و یقین بکنیم و اگرم نخواستی من حرفی ندارم چون خداوند انسانو بی قید و بند آفریده آزاد آزاد مثل یه پرنده ...
عبدالفاطمه عزیر نیومده چرا جا زدی؟
مومن شاید من دلیلی از این کارم داشتم
نمی دونستم رفیق نیمه راهی
هممسلک فریادمو بدون پاسخ نذار منم قول می دم از راههای دور که خیلی هم دوره روز به روز به تو نزدیک و نزدیک تر بشم و به ریسمان الهی چنگ بزنیمو اول به خدا بعد به شهدا بعد ائمه و بعد دوباره به خدا برسیم
هممسلکexcus me!
مگه نگفتی که هنوز صدای سکوت فریادم تو گوشت می پیچه خواهش می کنم نگذار دیگه سکوت فریادم تو گلوم خفه بشه
عبدالزهرا خیلی دور دور دور
یا زهرا و یا علی
منتظرم
22284
نام: تنها
شهر: مانده در میان غربت آدمها
تاریخ: 6/3/2006 2:05:57 AM
کاربر مهمان
  یک نفر دلش شکسته بود توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود منتتظر،ولی دعای او دیر کرده بود او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چار راه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود * او نشست و باز هم نشست روزها یکی یکی از کنار او گذشت * روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود هیچ کس از مسیر رفت و آمد دعای او با خبر نبود * با خودش فکر کرد پس دعای من کجاست؟ او چرا نمی رسد؟ شاید این دعا راه را اشتباه رفته است! پس بلند شد رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد رفت تا که پیش از آمدن
: رفت تا که پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد رفت پس چراغ چار راه آسمان سبز شد رفت و با صدای رفتنش کوچه های خاکی زمین جاده های کهکشان سبز شد * او از این طرف، دعا از آن طرف در میان راه باهم آن دو رو به رو شدند دست توی دست هم گذاشتند از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند وای که چقدر حرف داشتند * برفها کم کم آب می شود شب ذره ذره آفتاب می شود و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می شود
22283
نام: یاشار
شهر: ایران
تاریخ: 6/2/2006 4:49:43 PM
کاربر مهمان
  بنام خدای عاشقان

سلام دوستان حرف دل

حسین جان زنده باشی

وصال عزیز خدا خیلی بزرگ است مومن خیلی التماس دعا

یا حق
<<ابتدا <قبلی 2235 2234 2233 2232 2231 2230 2229 2228 2227 2226 2225 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2230&mode=print