هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21762
نام: بی معرفت
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/23/2006 4:28:17 AM
کاربر مهمان
  جناب خروش... شعر زیبای شما جای تقدیر داشت.
یا علی
21761
نام: محمدصادق زاده
شهر: کرج
تاریخ: 5/23/2006 4:06:24 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
یاعلی یاحسین یامهدی یا ابوالفضل
21760
نام: م-بهراميان
شهر: نجف اباد
تاریخ: 5/23/2006 2:33:43 AM
کاربر مهمان
  خدايا من در كلبه فقيرانه خودجيزي را دارم كه تو در عرش كبرياي خود نداري. من جون تودارم وتو جون خود نداري.
21759
نام: شلمچه
شهر: ساکن در غروب شلمچه
تاریخ: 5/23/2006 2:07:45 AM
کاربر مهمان
  فقط می تونم بگم :
شهدا شرمنده ایم ...
نثار روح طیبه شهدا صلوات محمدی پسند ختم کن....
21758
نام: منتظر
شهر: اینجا روبه گنبد طلایی سیدالکریم
تاریخ: 5/23/2006 2:03:56 AM
کاربر مهمان
  اي خداي من، مانند كسي كه نيازمنديش به نهايت رسيده و فريادرسي نمي يابد و نيرويش سست شده و نيرودهنده اي نمي شناسد و گناهانش بسيار است و آمرزنده اي سراغ ندارد... جان مرا آن دم بازستان كه در ايمان استوار باشم و رشتة نياز مرا از اين جهان بگسل و ميل و رغبت و نياز مرا به آنچه در نزد توست قرار ده... خدايا ميل و نياز مرا در درخواست از خودت آن گونه قرار ده كه آنچه دوستانت از تو مي خواهند من نيز از تو بخواهم و از آنچه ميترسند بترسم...
21757
نام: علي طائي
شهر: شیراز
تاریخ: 5/23/2006 1:54:06 AM
کاربر مهمان
  ممد نبودی ببینی شهر ازاد گشته -ممد جان یاد وخاطره ات هرگز از یاد ما نمیرودوخاطره رشادتهای شما همیشه با ماست امیدواریم مردم شما وشهیدان را از یاد نیرند
21756
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 5/23/2006 1:47:33 AM
کاربر مهمان
 
بسم رب الشهدا
تقديم به همه بازماندگان قافله عشق...ياد سرو قامتان جبهه ايثار و فداكاري بخير...انگار همين ديروز بود...كجاييد ياران..
**********************************************
((ياد آن روز))

مانده شـبهائي پر از شب بو هـنوزم يادمان
يـاد صحرائي، پٍُر از آلالـه و شـمشادمـان


باز هم، اين دل هـواي عاشـقي دارد به سـر

بـار ديـگر يـاد آن پروانـگي افـتادمـان


باغ سرخي از شـقايق، شهر خُرّم كرده بود

آه ياران، يـاد بـادا ســوم خـردادمـان


روز پُر شـوري كه در تاريخ انسان ثبت شـد

غـيرت و مردانـگـيّ و هـمتِ پـولادمـان


ياد صدها گُل كه آن شب در غريبي خم شدند
غربتِ يـاران، زباني اينـچنين بُگـشادمـان


كاروانِ عاشــقي با شـور و حـال و هلهله

رفـت و ما را با چنـين باري گران، بِنهادمان


در كنار نخل بي سر، عشق در سر بود و عشـق

عشــق آمد تـا كُنَد از بنـدها ، آزادمـان


ياد آن روزي كـه ما هم روزگـاري داشـتيم

يـاد سـنگر ، ياد تير و تركـش و فريادمـان


ياد آن ايـّام شـيريني كه مي گويند، رفت!

يـاد عشـقِ آتشـينِ آنهـمه فـرهـادمـان


ره پُر از نامحرم است و ما غـريب افـتاده ايم

جنـبشي بايـد ز نـا اهـلان بگيرد ، دادمان


باز هم ديوي در اين ره قصدمان را كرده است

ديو مي خواهـد كه اينك بَر كَنَد بنـيادمـان


عاشـقانِ كـربلا امروز هـم ، در سنگرند

شُكر حق،چون افتخاراتي چنين خوش دادمان


آي مَردُم ، پُشت اين سنگر، جهاد آماده است

داده درسِ اسـتقامت را ،ولايـت يـادمـان...


21755
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/23/2006 1:38:36 AM
کاربر مهمان
  خدا جون
یادمه هر وقت دلم هوای مهربونیتو میکرد یا امامزاده صالح بودم یا جمکران ...

یادمه هر وقت یه نالوطی پیدا میشد و دل زخمیمو با پاشنه پاش له میکرد یا قم بودم یا جمکران

یادمه هر وقت یه بچه یتیم میدیدم که بغض گلوش شده قولوپ قولوپ اشک و روونه صورتش شده یه پام سر سجاده بود و یه پام حیرون کوچه و خیابون

یادمه هر وقت رازی داشتم و نیازی بارون خدا میشد چتر روی سرم ! و زمزمه لبم میشد یا خدا - یا علی

یادمه وقتی کوچیک بودم چقققققدر دلم بزرگ بود اما .... حالا که بزرگ شدم دلم چققققققدر کوچیک شده

یادمه کوچیک بودم مامان میگفت عزیزم آروم باش ، قرار بگیر ، زود آب پاکی روی دلم میریختم ... اما حالا که بزرگ شدم همش دنبال یه جاییم برم داد بزنم تا آروم بشم

یادمه کوچیک بودم تو برام عین روز روشن بودی .... اما حالا که بزرگ شدم دلم سیاه شده ..... نمیتونم ببینمت

یادمه کوچیک بودم مرهم دردای دلم عباس بود ، یه یاعلی ماه رمضون شفای همه دردای تنم ، محرم ..... آخ خدایا حسرت روح و روانم ، شعبان که میشد دلم میشد پایتخت همه شادیای دنیا ... اما حالا که بزرگ شدم نه محرم نه شعبان نه رمضان ، دلم قرار نداره ، تنم شفا نمیگیره ، روحم شاد نیست .... نمیدونم .... چرا ؟؟؟

یادمه یه من بودم یه تو اونوقتا که کوچیک بودم ... اما الان یه منم و بازم من خیال میکردم بزرگ بشم همش میشم تو ... اما !!!!

یادمه ....

میدونم اینبار تویی که میگی بگذریم.

دلت از دستم گرفته میدونم ، خیلی راهها هست که دلتو از خودم راضی کنم اما چرا خستگی نمیزاره یه یاعلی بگم و بلندشم

خداجون اگه بگم ترو به خودت یه بار دیگه دستام و بگیر ، یه یاعلی بندازم توی دهنم ، قلبم و به آشتی کنون آقام عباس خوش کن و نگاهمو به جمال مهدی فاطمه روشن ......................... این آخرین بار رو جوابم نمیکنی ؟

منتظر بمونم ؟



یاعلی
21754
نام: ف-س-ن
شهر: قریب یار
تاریخ: 5/23/2006 1:25:36 AM
کاربر مهمان
  سلام بچه های نازنین
امیدوارم همیشه با جمله های قشنگتون بدرخشید چونان نور در ظلمت تاریکی جهل
خوش باشید عزیزان
به امید سرفرازی یکایک شما خوبان
روز دوشنبه پر باری را شروع کنید
روز خوش
21753
نام: منتظر
شهر: اینجا روبه گنبد طلایی سیدالکریم
تاریخ: 5/23/2006 12:29:38 AM
کاربر مهمان
  مانده بود که چه بنویسم برای شروع یاد حافظ افتادم فال دیوان حافظ باذکر سه صلوات نیت شعر زیر آمد : راهي بزن که آهي بر ساز آن توان زد
شعري بخوان که با او رطل گران توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد

قد خميده ما سهلت نمايد اما
بر چشم دشمنان تير از اين کمان توان زد

در خانقه نگنجد اسرار عشقبازي
جام مي مغانه هم با مغان توان زد

درويش را نباشد برگ سراي سلطان
ماييم و کهنه دلقي کتش در آن توان زد

اهل نظر دو عالم در يک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد

گر دولت وصالت خواهد دري گشودن
سرها بدين تخيل بر آستان توان زد

عشق و شباب و رندي مجموعه مراد است
چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد

شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست
گر راه زن تو باشي صد کاروان توان زد

حافظ به حق قرآن کز شيد و زرق بازآي
باشد که گوي عيشي در اين جهان توان زد

<<ابتدا <قبلی 2182 2181 2180 2179 2178 2177 2176 2175 2174 2173 2172 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2177&mode=print