اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21742 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/22/2006 4:20:42 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر خداي اعلي
به ياد چاهي كه مولا خوشون با دستاي با سخاوتشون كندند!(عكسش تو وبلاگ داداش بازمانده هست!)
سلام بر علي و سلام بر فاطمه
خداي من! مي گويند شيعه ي علي بايد امروز مقابل جور بايستد! خدايا! تو به من بگو، چگونه ميان اين همه مقدس مآب جاهل كه شك ندارم اگر در زمان علي مي زيستند جزء منافيقن بودن بايستم!؟
اله من! در كوچه باغ خاطره ها به ياد دارم نگاهي را كه گفت: نازنين! اگر روزي شنيدي دشمن در خانه نشسته و تو شدي مريد نفاقش، بدان كه آن روز نسل شيعه ي علي از زمين برداشته شده است!
خدايا! چاه.... مولايم براي مردمي دنبال آب مي گشت كه به حكميت موسي اشعري تن دادند و حسن را به لباس دنيا ترجيح....
خداي من! ايمان دارم اگر امروز از غصه ي اين مردم چسبيده به دنيا، بيفتم و بميرم نبايد سرزنشم كنند!
خوب به ياد دارم نگاهي را كه برايم نوشت، بمان وبايست و ياور علي زمان باش و سر بر جور وستم فرود نياور!
چه نيك خوش باور بود كه عبدالفاطمه اش ..... انگار او هم باورش شده بود كه عبدالفاطمه بزرگ شده است!! او رفت.........نگاهم به نگاهش ماند و آخرين كلامش شد: به سلامت عزيزم.... چه خيال آواره اي دارم من! ميان حرف از علي و سخاوت و بزرگي اش ياد عبدالفاطمه مي افتم!
خدايا! نگفتي كي قرار است اين من از من جدا شود!؟
الهي! مي گويند اگر توانستي با زبان مردم به سخن بنشين!!!! مانده ام زبان اين مردم به كدامين لباس و اساس خانه و پول وويلا گشوده مي شود!؟
اله من! سخت بيزار گشته ام از اين دنيا ... و هيهات كه جمالت را در دشت و كوه و حتي ميان خار بيابان نمي بينند!
خدايا! امروز براي شيعه ي وقعي دنيا از چاه هم تاريك تر گشته است، تو بگو مولايمان، امام عصرمان، دلدار و آرام دل هاي بي قرار و خسته كي مي آيد!؟؟؟؟؟
يا حق! به كدامين قضاوت عادلانه دلخوش كنم!؟ از خستگي و دلنگراني نان شب كدامين مردم شهر راحت شب ، سر بر بالين بگذارم!؟
يا اعلي! به كدامين بلنداي دنيا پناه برم از شر اين انسان هاي دل بسته به دنيا!؟
الهي! يا رجائي! رحم كن بر ما با اين اوصاف!
مي گويند: جمله اي با تو به گفتن بنشينم، خدايا ! مگر شده است لحظه اي با تو نگويم!؟
خدايا! درد بر جانم نشسته است و من .... بسوزان اين دل را كه مرا خوشتر آيد از اينكه در خانه نشسته باشم و منافق در همسايگي خانه ام. خدايا! بميران مرا كه پسر همسايه را ننگ آيد اگر خواهرش چادري به سر داشته باشد! بميران مرا كه هنوز نمي دانم كجاي اين دنيا به سر مي برم.
سرم داره گيج مي ر از اين همه نيرنگ و دروغ و تزوير
فرياد و الامان از اين همه ريا.
...
بازمانده ي عزيز! بزرگوار! بازم عبدالفاطمه رو شرمنده كردي مومن! نمي دونم شايسته ي اين همه لطف هستم يا نه!؟ من كه دستام از سقف بالاتر نمي ره، شما كه تو آسمونا سير مي كنين، برا منم دعا كنيد كه پاهام به زمين موندن!
گم شده ي عزيز! مي دونستم مي آيي!
بيليرديم كي يادان چوخادماران آذربايجان اوركسيندن سن!
نه خبردي!؟
بيزدن اوزاخ گزمه، بيلسن همدان اوركسي هارادي!؟؟؟؟؟؟؟
يازهرا(س)
|
|
| 21741 |
نام:
علی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/22/2006 4:12:51 PM
کاربر مهمان
|
alishabani_sh@yahoo.com
|
|
| 21740 |
نام:
به امیدش
شهر:
به راهت
تاریخ:
5/22/2006 3:44:02 PM
کاربر مهمان
|
به راهه عشق تا سحر ماندم جامه افشاندم او نیامد
به امیدش با نوای دل نغمه ها خواندم او نیامد
امیده دله من کجایی؟
سحر شد چرا پس نیایی؟
چرا نیایی که بی تو نالانم
آتش عشقت زد شرر به جانم آتش عشقت زد شرر به جانم
شب تابان مه رخشان تویی تو
به گلزارم گل تنها تویی تو
ز قلب بیمارم چه خواهی
به چشم بی خوابم نگاهی
|
|
| 21739 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/22/2006 3:23:04 PM
کاربر مهمان
|
سلام
گمشده عزیز خیلی خوش امدی من یکی تزویر بلد نیستم ولی همیشه تو دلم جا داری یعنی حک شدی میتونم ثابت کنم...
همدان کردیسی یاخین حکم اباد کردیسی اوزاخ ...
من نوکرم پیس وزده...
(یاحق)
|
|
| 21738 |
نام:
بشقساشی
شهر:
غریب
تاریخ:
5/22/2006 3:00:38 PM
کاربر مهمان
|
مي خواهم در پوچي زندگي بخوابم و ديگر بيدار نشوم... مي خواهم در وقت مردن نفرين کنم! نفرين به تو...نفرين به همه ي ستاره ها که تو دوستشان داري...نفرين به عشق که تو به آن وفادار نمانده اي...نفرين به نردبان انتظار که بلندايش از ابر ها گذشته و راه تنفسم را بند آورده ...نفرين به تعلق ، به وابستگي و نفرين به خودم که تا قيامت و لحظه دميدن صور ويلان وسر گردان بماند و آرام و قرار
|
|
| 21737 |
نام:
یا زهرا(س)
شهر:
نجف کوچک
تاریخ:
5/22/2006 2:48:27 PM
کاربر مهمان
|
هو المحبوب
خدایا محبوبا شرمنده ایم تو خود دستمان بگیر
شهدا شرمنده ایم خودتان عنایت کنید
محبوبا وجودمان را تطهیر نما و دلمان را نورانی به نور ایمان و قرآن و محمد و آل محمد(ص)
الهی...
التماس دعا یا علی(ع)
|
|
| 21736 |
نام:
** ***
شهر:
*****
تاریخ:
5/22/2006 2:35:06 PM
کاربر مهمان
|
هوالمعشوق
با سلام
اومدم سلامی نو کنم . برخی از بچه ها سراغم را گرفتند و شرمنده ام کرده اند . اومدم بگم من به امید عاها و زیر سایه دعاهای شما هستم هر چند تلخ اما هستم .
بازمانده ، بی قرار ، سرنا، کیمیا که دیگه سراغی از ما نمی گیره ، و خیلی های دیگه .
التماس دعا
ساکن کوچه حاج شیخ
|
|
| 21735 |
نام:
کوروش
شهر:
کابل
تاریخ:
5/22/2006 2:29:23 PM
کاربر مهمان
|
چه کنم من از این اسم بدم می اید ولی چون مامانم
تاریخ دوست دارد اسمم را این گذاشته
|
|
| 21734 |
نام:
ابن سینا
شهر:
همدان
تاریخ:
5/22/2006 2:21:48 PM
کاربر مهمان
|
چه کنم کتاب برای خواندن تمام کردم من خیلی علاقه به درس ودارم جیگر کتاب وده وخوانم
|
|
| 21733 |
نام:
مهتاب
شهر:
تهران
تاریخ:
5/22/2006 1:56:56 PM
کاربر مهمان
|
دلم کسی را می خواهد دلم برایش تنگ شده می خواهم گریه کنم
|
|