هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21622
نام: رعیت آقا
شهر: عشقستون
تاریخ: 5/21/2006 2:29:15 AM
کاربر مهمان
  ای فرزند آدم !
دو چیز را هرگز فراموش مکن :
خدا را و مرگ را
و دو چیز را همیشه فراموش کن:
کسی به تو بدی کرد یا تو به کسی خوبی کردی

برای تعجیل در فرج آقا ده تا صلوات نذر کنیم
21621
نام: تنها
شهر: مانده ام در میان غربت ادمها
تاریخ: 5/21/2006 2:08:14 AM
کاربر مهمان
  کریما !
کریما
بزرگ ربا
خدای نورو روشنایی
خیس عرقم از خجالت لطفت
چو شبنم صبحگاهی بر جبین گل
باران شرم از ناوک زلفم می چکد
چون کرامت بهاری در سبزه زاران
من خردم کوچکم هیچم
هر چه هست تویی و خواست تو
من نیازمند مطلق
تو بی نیاز مطلق
دستم گیر و بر ضعفم بخش
که تو رحیمی و بزرگوار
ای کریم
21620
نام: تنها
شهر: مانده ام در میان غربت ادمها
تاریخ: 5/21/2006 1:02:16 AM
کاربر مهمان
  رسم عاشقی

تو مرا عشق عطا کن

من عالمی را رسم عاشقی می آموزم

تو مرا شور شوريدگی بخش

من آفتاب وار ، جهانی را ز شورم گرما می بخشم

تو مرا ميهمان لبخندت کن

من به بلبلان قهقهه ی مستانه می آموزم

و اينکه

تومرا پذيرا باش

من به رهروان رسم دل کندن و جاری شدن می آموزم

همين!



21619
نام: ایوب
شهر: تهران
تاریخ: 5/20/2006 5:53:24 PM
کاربر مهمان
  من در این شهر بزرگ یک نیاز کوچک دارم اما به همراه دل بزرگ من با توجه که قبلا نه زیاد دور دست خیلی از نیاز مند هارو گرفتم اما کسی نیست الان که من دارم دو کلیه خود را از دست میدهم کمکم کنه حتی خیلی نا چیز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
21618
نام: خاک
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 5/20/2006 4:50:52 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
***
بغضی تمام وجودم را می خورد
ثانیه های سخت
ثانیه های مرده
ساعت خوابش برده
حواسش نیست کسی می سپارد جان
خیلی سخت خیلی سخت
تنفس سخت تر
دوری از تو
سقوط از تو
مردن از تو
فردا هم یاریم کن
خواهم بر مزار گلی بمیرم
سرگردانم سرگردان
ملتهب و پریشان
خموشم کن
مهربان من خموشم کن
این شعله ی سرکش را با مشتی خاک خموش کن...
و باز هم پایانی دگر
خسته نیستی از این همه تشویش از این همه تعجیل
میزبان خوبی برایت نبودم
می دانم . آری ؛ می دانم
دیگر شور ربایش در برم نیست
رهایت می کنم
خیلی ساده ساده تر از سهراب ساده تر از صدای پای آب
ای ماه زیبای من ؛ در شبانی که نیستی با ستارگان بزمی می گیرم
صفایی دارد عجیب
خواه بمان خواه برو
دیگر اشکی برایت نخواهم سرود
تو هم اجبار شدی برای زندگی قانونی
ولی خودمانیم هر گاه شبنم روی برگ گل نشیند یادت خواهم کرد
هر گاه کبوتری برای در امان ماندن از باران به کانال کولر پناه می برد ؛ یادت خواهم کرد
سفر سلامت اردی. . .بهشت زیبای من
خوب بنگر چیزی را جا مگذار
جاده از برای رفتن است . . . . . . . بازگشتی در کار نیست
خدا ؛ پشت و پناهت
معبودا؛
این بغض خموش را آتش زن
امانم را بریده
۳۱/اردی...بهشت تنهای من ۰۰:۱۸
21617
نام: م.ح.مرآتی
شهر: لیورکوزن
تاریخ: 5/20/2006 4:40:09 PM
کاربر مهمان
  به آسانی می شه در دفتر تلفن کسی جایی پیدا کرد
ولی به سختی می شه در قلب او جایی پیدا کرد
به راحتی می شه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد
ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد.
به راحتی می شه بدون فکر کردن حرف زد
ولی به سختی می شه زبان را کنترل کرد.
به راحتی می شه کسی را که دوستش داری از خود برنجانی
ولی به سختی می شه این رنجش را جبران کرد.
21616
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 5/20/2006 4:09:41 PM
کاربر مهمان
  ياكريم
سلام خدا بر بندگان صاق خدا
خدايا! صداقت، صداقت تنها چيزي است كه مهرو محبت رو افزون مي كنه!
خداي من! گاهي وقتا ما آدما اسير همين چندتا كلمه ي حرف دل مي شيم!!
گاهي وقتا هم هست كه دلمون پر مي كشه برا گفتن چيزايي كه مي دونيم فقط خدا ما رو مي شناسه و بس!
خدايا! موندم چه بهايي خواهيم پرداخت ولي كلماتمون اونقدر آلوده به ايهام باشه كه يكي رو به اشتباه بندازه! اصلاً... بگذريم!
آقاي كيميا يه چيزي گفت كه خود من نگرفتم يعني چي !؟ نمي دونم، شايد منظور ايشون اين بوده كه گاهي وقتا چرا بي ربط مي گيم! اگه اينطوري باشه، برداشتم از حرفشون درست باشه، حقيقت اينه كه خيلي وقتا اونقدر اسير بازي با كلمات مي شيم كه بي ربط مي گيم!
اله من! از خودم مي پرسم نكنه، حرفام موجب بشه ته دلم يه جور احساس بي نيازي به خلوت با تو بكنم، همون چيزي كه يه روز ليلاي غريب رو از حرف دل كشوند به فاز سكوت!
الهي! وقتي به سجاده اي كه.... نگاه مي كنم، ياد حرفاي يه دوستي مي افتم كه بهم گفت، اگه يه روز حس كردي با نوشتن اون احساس نيازت به گفتگوي شبانه رو ازت گرفت،.... ديگه ننويس كه كسي بخونه، خدايا! ممكنه يه روز با افشاي حرفايي كه تو خلوتهام با تو دارم ازت دور بشم!؟؟؟؟
نازنين خداي من! يكي مي گفت، تا وقتي ناشناسي ميون بعضي ها، دلت هرچي كه بخواد مي توني بنويسي، اما امان از وزي كه آشنا بشي! تازه غريب تر مي شي! حالا كه فكر مي كنم، مي بينم ما آدما لازمه يه موقع هايي ناشناس بمونيم!!!
يا نه .....
چه مي دونم!؟ امشب يه آشوبي تو دلم به پاست كه تا فردا بايد صبر كنم!
اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ! امانم ده از بي پناهي! امانم ده از دورگشتن و مهجور از در مهربانيت افتادن.
خداي من! كاش مي تونستم درك كنم وسع كلمه ي الله اكبر را.
الله اكبر
الله اكبر از اين همه نعمت بيكران و بنده هاي ناسپاست!
يازهرا(س)
21615
نام: سلما
شهر: سيبستان
تاریخ: 5/20/2006 4:07:12 PM
کاربر مهمان
  ناله از درد مکن
آتشی را که در ان زیسته ای سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ رو باش از این عشق و سرافراز بمان

21614
نام: ؟؟؟؟
شهر: کنگاور
تاریخ: 5/20/2006 3:55:41 PM
کاربر مهمان
  نمی دونم دلم دیوونه ی کیست**اسیر نرگس مستونه ی کیست
آخ که دیگر خسته ام دیگر توان ندارم سرم دردمیکند
خوش آن ساعت که دیدار ته بینم
کمند عنبرین تار ته بینم
آه ...
فلک کی بشنو آه وفقونم به هر گردش زده آتش بجونم
21613
نام: محدثه
شهر: تهران
تاریخ: 5/20/2006 3:30:07 PM
کاربر مهمان
  سلام

به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است

*****برای ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات *****
<<ابتدا <قبلی 2168 2167 2166 2165 2164 2163 2162 2161 2160 2159 2158 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2163&mode=print