هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21472
نام: وصال
شهر: هجرت
تاریخ: 5/16/2006 3:36:17 PM
کاربر مهمان
  میخواستم بنویسم از همت

همه چیز به ذهنم رسید و هیچ چیز روزنامه خوندم , نت سر زدم , یاد سی دی هایی افتادم که از شهدا داشتم , یاد وصایا , یاد عکس های شهدا ولی هیچ چیز ...

به راستی من , تو , ما چه میدانیم از شهدا ؟ ادعا داریم یا بهتر بگویم نوک پیکان رو به طرف خودم بگیرم ادعا دارم که دوستدار شهدایم , مدیون هستم , قدرشان را می دانم به راهشان ره می پویم ولی کو ؟

کجاست ؟

چه نمک شناسی ؟

چه اعتقادی ؟

چه دوست داشتنی ؟

تو بگو بنویس ده خط از همت

تو بگو بنویس یک سطر از باکری

تو بگو بنویس یک جمله از متوسلیان

بنویس یک کلمه از ...

هیچ و دیگر هیچ

گاهی می خواهم به حال خودم زار بزنم می خواهم سر خودم داد بکشم فریاد بزنم و بگم

بس نیست این همه ادعا ؟

به دیگران خرده می گیری ؟

از ناملایمت های جامعه می گی ؟

غم عالم تو دلت می شینه وقتی یه فرشته بد جور و نافرم تو خیابون می بینی ؟

بغض راه گلویت را می گیرد وقتی به مزار شهدا می ری و اینهمه معطر بودن آسمونشون را حس می کنی و باز هم از غفلت بازماندگان در حیرت می مونی ؟

اشکت سرازیر میشه وقتی نامه هایی مثل نامه زهرا به پدرشهیدشو را می شنوی ؟

عصبانی می شی وقتی امثال امیر حسین ها جسورانه حرفهای نسل سومی ها رو چشم تو چشم مسولان بنیادها و سازمانها می گن ولی اونها هنوز .... ؟

قاطی می کنی وقتی می بینی خیلی بی تفاوت به مقدساتت توهین می کنن ؟

خب خودت چی ؟ خودت چیکار کردی ؟ خودت چه گلی زدی به سرشون که دیگران نزنند ؟

خودت چقدر رعایت کردی ؟ یعنی تو نمیدونی یه شهید چی گفته ؟ چی میخاد ؟

چه وصیتی به تو و امثال تو داشته ؟

چرا میدونی همه رو می دونی

ولی تو خودتم تو راسته همون خرده گیرایی .

اینها همه مثل یه فیلم از جلوی نظرم رد شد

به یکباره دلم گرفت

چقدر غریب بودند در میان این همه شناسنامه که از این گوهران تابناک ساختیم

چقدر دور و گمنام بودند

چقدر تنها بودند

شنیده بودم که عاشقان غریبند وگمنام و تنها

فقط یک چیز به ذهنم می رسد که بگویم

عاشق

عاشقان ناب

عاشقان واقعی

عاشقان عشق

عاشق شدند و کشته شدند و بهای خونشان را از عاشق کش خود گرفتند .

21471
نام: آسمان
شهر: دلتنگ یک آسمون خدا با عدالتش هستم
تاریخ: 5/16/2006 3:28:23 PM
کاربر مهمان
  یا رب!
گفتی از گل سیاه موجود شو،شدم!گفتی بار امانت مرا بگیر،گرفتم!گفتی از جوار قربم برو،رفتم!آمدم به زمین،به دنیا...به دنیای تو در توی دور از تو...
خدا! پشیمانم،می شود هر آنچه را دادی بگیری و من باز هم با تو باشم؟در کنارت؟
خدا!دلم سخت در پیله ی دنیا گرفتار آمده،دلی که از درون مال توست و از بیرون...
خداااااااا!بس است، این همه تظاهر. این لبخندهای اجباری ،این دنیای تکرار مکررات!این گذر نفس گیر روز و شب ...دارد می کشدم!بیا و سرانجام مرا به طلوعی ابدی گره بزن،بیا و دست مرا به دست پر مهرت برسان،بیا و سر رمیده مرا به آغوش گرمت بکش،که تا بشکند این بغض کهنه هزار ساله ام...که زار زار ببارم بر عقده های این همه روز بی تو بودن،
خدااااا!خودت می دانی دنیایت چه به روزم آورده،اما خدا! هنوز شمیم نفسهایت را در عمق جانم نگاه داشته ام...نمی خواهی باز از عطر وجودت معطرم کنی؟
نمی خواهی از ناز نگاهت زنده ام کنی؟یا محیی!...
خدا!اگر وجود ناپاکم را بر نمی داری که عرشت را نیالایم،بیا و برسان او را که پاکم کند از بار معصیتی که خودش را از من گرفت.
بیا و برسان او را که هر طلوع و غروب،هر صباح و هر مساء،ذکر لبهای لرزان من است.
خدا !بیا و رها کن آخرین تیر کمان هدایتت را...خدا!برسانش...
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام*****شمه ای از نفحات نفس یار بیار
یا الله

*******************
سورنای عزیز
مطلبت را با اجازه کپی برداری کردم ودوباره نوشتم
چون هم حرف دل من بود وهم بسیار زیبا
انشاءالله حلال کنید
21470
نام: دوکوهه
شهر: همینجا...
تاریخ: 5/16/2006 3:26:24 PM
کاربر مهمان
  للحق
کجایید ای شهیدان خدایی
بلا جویان دشت کربلایی
آقا جان آخه من که عادت کردم هروقت دلم میگیره بیام دم پنجره و زل بزنم به گنبدت ، یه سلام بدم و غم دنیا رو سیل نورانی بودن تو ببره دلت میاد برم اون دور دورا برم اونجای که دم پنجره اش فقط بشه ماشینا رو دید و ....
یا علی مدد
21469
نام: del shekaste
شهر: tehran
تاریخ: 5/16/2006 3:08:30 PM
کاربر مهمان
  khoda joon pas kojaii?azat faghato faghat ye chiz khastam ?onam khob shodane mariziye tanha eshghe zendegime?delam khily shekaste baram doa konid
21468
نام: یک غریبه
شهر: در غم غربت مانده
تاریخ: 5/16/2006 3:02:11 PM
کاربر مهمان
  خدایا یعنی تو صدای خسته من را نمی شنوی ؟

خدایا اینهمه صدات می کنم که جوابم را بدی .چرا حتی یک نشانی از حضورت را به من نمی دی .

خدایا خدایا مهربانا جز در گاه تو جایی ندارم که از برای کمک بروم .یاریم کن .

خدایا خدایااااااااااا........
21467
نام: حسین کیمیا
شهر: تبریز
تاریخ: 5/16/2006 2:44:26 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه رفقا شب خوش
چیست که چنین مستحق بی مهری بگردیم!؟
مرد جواب کجاست؟
(یاحق)
21466
نام: اکبر ترکی
شهر: اصفهان
تاریخ: 5/16/2006 2:19:13 PM
کاربر مهمان
  خدایا:به هر که میوه سنگین عشق میدهی شاخه وجودش را می شکنی.تو خود مرهم شاخه های شکسته باش.
21465
نام: میثم
شهر: تهران
تاریخ: 5/16/2006 1:45:37 PM
کاربر مهمان
  ترو به سیدالشهدا دعایم کنید خیلی محتاجم به دعا
21464
نام: محمد ابراهیم قدیری
شهر: بابل
تاریخ: 5/16/2006 1:31:14 PM
کاربر مهمان
  اللهم عجل لولیک الفرج خدا یا ظهوراقامون امام زمان رانزدیک بفرما
21463
نام: محمد ابراهیم قدیری
شهر: بابل
تاریخ: 5/16/2006 1:31:10 PM
کاربر مهمان
  اللهم عجل لولیک الفرج خدا یا ظهوراقامون امام زمان رانزدیک بفرما
<<ابتدا <قبلی 2153 2152 2151 2150 2149 2148 2147 2146 2145 2144 2143 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2148&mode=print