اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21462 |
نام:
تنها
شهر:
مانده ام در میان غربت ادمها
تاریخ:
5/16/2006 1:25:17 PM
کاربر مهمان
|
مهدیا !
معراج نشینی بگذار و از پرده غیب به درآی و رخسار محمدی بنمای؛ که خیل منتظران به جا آمده از حقارت و عیدی های دنیایی ،چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند .
ای گوشواره عرش الهی ! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین ، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سر خوشیم ، هر بامداد ، یاد طلوع تو رت در سینه می پرورانیم و پرتو چهره تو را در دیده نقش می زنیم .
عمری است که اشکهایمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ایم و انتظار جمعی را می کشیم که جویبار ظهورت از پشت کوههای غیبت سرازیر شود . تا آن کوره بدان آب خاموش سازیم و آن حسرت ها را به دریا ریزیم . و سبکبار تن خسته مان را در زلال آن بشوییم .
|
|
| 21461 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
5/16/2006 1:10:26 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
عشق به آقا امام حسین(ع) که مرز نمیشناسد ، عاشق حسین دیوانه است ، اگر هنوز کوله پشتی ام را زمین نگذاشتم ، بی دلیل نیست ، توفیق این را داشتم که فقط شاهد گوشه ای از عشقبازیء مجنونان حسین (ع) وعباسش(ع) باشم ، و بابت این نعمت خداوند را بینهایت شاکرم ، از من نرنجید ، من در توانم نیست که سکوت کنم.
این هفته با سردار سرلشگر شهید مهدی زین الدین مطلب را ادامه میدهم.
بسم رب المخلصين
يك بار به طور ناشناس به كربلا رفتم. از قبل با خود عهد بسته بودم كه به هيچ وجه با كسي حرف نزنم تا نفهمند كه من يك ايرانيام. وارد حرم امام حسين (ع) شدم و حسابي با آقا خلوت كردم و از طرف همه بچهها پيش آقا عقدهگشايي نمودم. ديگر هوش و حواسي برايم نمانده بود. دل و عقل و هوشم را پيش آقا جا گذاشته بودم. از حرم كه بيرون آمدم، همانطور كه با بيميلي قدم برميداشتم، خوردم به يك مرد عرب. از دهانم پريد و گفتم: «آقا ببخشيد ... معذرت ميخواهم ...» وقتي با نگاه عجيب و چهره حيرتزده مرد عرب مواجه شدم تازه فهميدم كه چه دسته گلي به آب دادم. تا آن مرد عرب آمد چيزي بگويد، من خودم را در ميان ازدحام جمعيت گم كردم و از تيررس نگاهش دور شدم.
پينوشت: ايشان در طول جنگ ايران و عراق چند بار به طور ناشناس به زيارت حرم مطهر آقا ابا عبدالله نائل شدند و اين خاطره هم از همان روزهاست.
|
|
| 21460 |
نام:
Neda
شهر:
Tehran
تاریخ:
5/16/2006 1:08:07 PM
کاربر مهمان
|
And I have no idea that what had happend to that dream
|
|
| 21459 |
نام:
آسمان
شهر:
دلم برای آسمانی سراسر خدا تنگ است
تاریخ:
5/16/2006 12:32:44 PM
کاربر مهمان
|
ميرسد مردي كه دارد در دلش رازي بزرگ
فكر رستـــاخيز ديگر طــــرح آغازي بزرگ
سينه هامان از سكوت تلخ تنهـــــا يي گر فت
حسرت فـــريا د دار يم و هم آ وازي بزرگ
سا يه هاي دلهــــر ه شوق پريد ن را گر فت
كو عقـــابي تا كند تفسيـــر پر واز ي بزرگ
راز ها نا گفــــته داريم و سخنهـــــــا بي شمار
كا ش مي شد فر صت يك طرح و ابرازي بزرگ
منتظـــر هستــــيم روزي قصـــه ها مان گل كند
مرد ي از ره باز آ يد قصــــه پر داز ي بزرگ
منتـــــظر هستــــيم مردي آيد از آ ن سوي خاك
پرده بر دارد شبي از نكتــــه و رازي بزرگ
در حصار واژه هاي گنگ و مبهـــم گم شد يم
حا فظـــي ديگر ببا يد يا غزلســــاز ي بزرگ
|
|
| 21458 |
نام:
تنها
شهر:
مانده در غربت آدمها
تاریخ:
5/16/2006 12:32:39 PM
کاربر مهمان
|
ای امید بی پناهان ، بیا ... بیا.
از ثری تا به ثریا ، دل های بی قراران ، شیدای یک نگاه توست . از سوی تا ما سوی جان های بی پناهان ، نثار قدم های تو باد .
بیا و روزه داران را به افطار فرج بنشان و قضای عهد انتظار را دستی بر افشان .
به امید روزی که او بیاید...
|
|
| 21457 |
نام:
مهدی
شهر:
دل
تاریخ:
5/16/2006 12:28:39 PM
کاربر مهمان
|
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
|
|
| 21456 |
نام:
سید باقر جعفری
شهر:
زنجان
تاریخ:
5/16/2006 11:59:52 AM
کاربر مهمان
|
صلوات بروح شهید والامقام آوینی
*اگر ممکن است نوحه با نوای کاروان آهنگران ظبط شود
*در مورد بد حجابی از شهید مطهری مطلبی هست ظبط شود
*چرا جلو مغازه های لباس بد فروش رانمی گیرند.
*چرا به آقای هاشمی بی حرمتی می شود
|
|
| 21455 |
نام:
عاشق
شهر:
دیار عاشقان
تاریخ:
5/16/2006 11:07:27 AM
کاربر مهمان
|
امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام
خواب است وبیدارش کنید
مست است وهوشیارش کنید
گویید فلانی اومده
آن یار جانی اومده
آمده حال تو احوال تو
سیه موی تو سپید روی تو
ببیند برود
|
|
| 21454 |
نام:
ام جی
شهر:
اشکذر
تاریخ:
5/16/2006 10:33:27 AM
کاربر مهمان
|
دنیا محل گذراست
|
|
| 21453 |
نام:
تنها
شهر:
تو غربت ادمها
تاریخ:
5/16/2006 10:10:38 AM
کاربر مهمان
|
بنام خدای عادل ومهربان
خدایا دلم برای عدالتت تنگ شده پس کی کجا این عدالتت را می خوای به من هم نشون بدی
من خسته شدم این همه ناحقی دیدم وهمه بهم گفتند ساکت باش
خدایا یک کاری بکن خواهش می کنم .
دیگه دارم کم کم به همه چیز شک میکنم.
تمنا می کنم یک کاری بکن
|
|