اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21112 |
نام:
صميمي
شهر:
اونم صميمي
تاریخ:
5/9/2006 5:42:32 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا و باعرض سلام
سلماخانم به نظر من از اين احساسي كه در شما به وجود امده و شرخ دادين اصلا ناراضي نباشين
يه جورائي هم خوبه
ميدونين چرا؟
چون اين جوري يعني اين كه ديگه اين واسطه ها راضيتون نميكنه
يعني اينكه اگه اينجا رو وسيله اي براي پرواز قرار داده بودين ديگه بايد بدون اين وسيله بپرين
يعني اينكه شما ترقي كردين.
و دلايل ديگه اي هم به نظرم وجود داره كه به دلايلي نميتونم اينجا خدمتتون عر ض كنم .
خلاصش اينكه
احساستون درسته
بپرين ولي بدون اينكه حرف دل و حرف دليها رو بخواين وسيله قرار بدين .
كارتون از اين چيزا درست تره
همين .
|
|
| 21111 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
5/9/2006 5:18:14 PM
کاربر مهمان
|
سلما! سورنا! ناشناس! عبدالفاطمه! بی قرار! دلتنگ کربلا! شهید گمنام!عبدالرضا! مرید! زهرا! کیمیا!بدری! غریب! سید محمد حسین! مسافر! دکتر اسلامیان! فاطمه کنیز! دو کوهه! بازمانده! داغدار شهیدان! رها! تنها!و..........................
هیچی!!!! فقط می خواستم صداتون کنم...همین..
شب همگی بخیر
|
|
| 21110 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
5/9/2006 5:08:41 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی بچه های با معرفت حرف دل !
امروز یه سری از رفقای ما رو از طرف دانشگاه بردن
پابوس آقا....من هم سفارش همه تون رو به بچه ها کردم....البته مثل همیشه خرج داره دیگه!!!خرجش هم اینه که
دعا بفرمایید بچه ها زیارتشون قبول بشه و با سلامت کامل جسمی و روحی از سفر برگردن.
۱.ناشناس بزرگوارو خواهر خوبم فاطمه خانم!
دلنوشته هاتون انصافا" حرف نداره...بازم برامون بنویسید.
۲.سورنای کربلایی!
چشم...دعا می کنیم.
۳.تنهای عزیز مسافر بزرگوار و شهید گمنام!
خیلی خوش اومدید...بیشتر در خدمتتون باشیم.
راستی این حسین آقای کیمیای ما هم دلش خیلی پاکه اگه یه وقت مطلبی مینویسه منظوری نداره....چیزهاییه که همه مون به اونها احتیاج داریم
من که خیلی از نوشته هاش استفاده می کنم.
برای همدیگه دعا کنید
داداش کوچیکتون بی قرار
|
|
| 21109 |
نام:
سلما
شهر:
سیبستان
تاریخ:
5/9/2006 4:29:02 PM
کاربر مهمان
|
یانور
سلام
اینجا برام روز بروز داره ناآشناتر میشه.
قبلا هروقت که میومدم اینجا احساس می کردم به دیدن کسانی میام که نه این بعد ودور بودن ازشون برام مهمه و نه اینی که اصلا نمیشناسمشون، حتی برام از اون نظر هم که شاید امروز باشند و حرف دلی بگند و من حرف دلشون رو بخونم و اونا هم حرف دل من رو سنگ صبور بشند و تا ابد نباشند هم مهم نبود فقط اونی که بود یه چیز نورانی بود یه شاخه از محبت که کنج دلم خونه کرده بود، همین که فکر می کردم کسانی اینجااند که اول بار اونی که هولشون داد برای اومدن به این سایت اسم قشنگ شهید آوینی بود، آرامشم می داد و با این آرامش به اتمٌ کلام عشق میکردم اما....!!!
چرا دیگه برام اینجا یه جوریه، یه جوری که هرچی میخوام دلم رو بهش وصل کنم نمی تونم. میرم، میام، میخونم، می بینم، نجوا می کنم، حتی گاهی اوقات به قول حضرت دوست(علیه من علیه!) کیبردم هم دوباره!خیس میشه، ولی دیگه اون آرامشه نیست!دیگه احساس تنهایم رو بابودن پیش این بچه ها از دست نمی دم!!!
............
این رو هم می ذارم به حساب یه "این هم بگذرد"دیگه!
یا بقیه الله ادرکنا!
|
|
| 21108 |
نام:
...
شهر:
...
تاریخ:
5/9/2006 3:50:18 PM
کاربر مهمان
|
کیمیا جان
یک سری حرفها رو دوست داشتم همیشه بگم اما نشد.
|
|
| 21107 |
نام:
غریب
شهر:
غربت
تاریخ:
5/9/2006 2:54:40 PM
کاربر مهمان
|
سلام برتو که هر گز ندیدمت "نشناختمت ودر آرزوی آن ماندم ودر جا زدم وهستم .
نمی دانم که مرا می شناسی صدایم را شنیده ای ؟
تپش کدام قلب صدای یارب یارب مرا همراه دارد "ترا ای دوست نیاز دارم
در تنهاییهای من آنزمان که در پستیهای عالم داشتم فرو می رفتم .تو مرا یاری کردی
کجایی کجا؟
بیا یاز هم بیا ای دوست ای اشنا من باز هم تنهایم ودارم در تنهایی می میرم
بیا تا بار دیگر زمستان را بهار باشم" غروب را خورشیدی" سپیده را سلامی
مرا می شناسی ؟
.
خیلی ها ماندن ومن ماندم .خیلی ها رفتند ومن ماندم .من نسیم را درک نکردم نفهمیدم
ولی امروز برای یک ثانیه ان دلتنگم .
غروب است یار"آفتابم کجاست؟
حال برایت می نویسم نامه ام را بخوان
امشب دلم بد جوری هوای "هوای تازه ات را کرده .
یاد تو ویاران تو که با دعای توسل خدا می شدید .
من دلتنگ کفشهای پاره ات هستم .هنوز هم آنرا داری یا بخشیده ای ؟
کجا هستی ای دوست. کودکیم "نوجوانی ام و جوانی ام
را به تو افتخار کرده ام بالیده ام کجایی ای دوست مرا می شناسی ؟
صدایم کجاست صداقت کجاست ؟
من اینجایی نیستم . من اصلا نیستم
امروز وحالا تو در من به فریاد نشسته ای من کیستم ؟
بیا تو ای دوست بیا
من من نیستم .
|
|
| 21106 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/9/2006 2:51:10 PM
کاربر مهمان
|
شرمنده همه بزرگواران خواهشا بد تعبیر نشه...
طلسمو باید بشکنیم ما هم بشیم مثل ائمه!حالا که بی وفائیه ما ها بی وفاتر ازهمه نباشیم (حتی روزگار)؟
هیچکسی غیرخدا، و خود ما، به داد مان نمیرسه،مطمئن باشین...
عاشقیها رو هم دیدم به هوسهم، یه بار بسه،مگه نه؟
عاشقی ما...غیر خدا، دوره ما والله سروته نداره...بعدا پی میبریم اااااای خدا یاری کن برهمه
یه چیزهای به این ساده گی چه چه و به به نداره ،
کویر خشک دلمون دیگه زده هزار ترک...!چاکر هر چی بامرام مخلصه! هرچه با وفاهست.اسم وفا را که میشنوم یاد عـــــــــــــــــــــــــــــــلم دارم.یاابولفضل .ای دل با صفا مریدتم گجایی
دربه درم و هلاک یک همدم پاک با صفایم!یافتم تو را!
خلاصه اینکه نازنین گذشته ها رو بی خیال... حتما،
پروازو عشقه با وفا حتی بدون پر و بال هم...ممکنه با صفا. مگه نه؟...(یاحق)
|
|
| 21105 |
نام:
محمد
شهر:
کاشمر
تاریخ:
5/9/2006 2:34:43 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
باسلام به امام زمان )عج(وامام شهداوشهدای عزیز
اخه چقدر جا بمونمزکاروانو قافله بین من واربابم چقدری باشه فاصله
اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا
|
|
| 21104 |
نام:
مرضیه
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/9/2006 1:58:07 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدای همیشه جاوید
نمی دونم چی بگم ولی من هر چی از خدای خودم طلب کردم نداده شاید حکمتی تو کارم بوده که نداده ولی واقعا صبرم تمام شده دیگه نمی تونم تحمل کنم شما یک راحل برایم بگویید
با تشکر
|
|
| 21103 |
نام:
حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
5/9/2006 1:45:07 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
|
|