هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21072
نام: محمود گرامی
شهر: تهران
تاریخ: 5/9/2006 6:14:55 AM
کاربر مهمان
  یاد باد آن روزگاران یاد باد
21071
نام: gohar
شهر: sowden
تاریخ: 5/9/2006 5:17:07 AM
کاربر مهمان
  why you write FAL do you blivi FAL can you aswer me a short part. Tank you
I am Iranien and I prefer write persien but it didn,t work for me I am living i Sweden 20 years but I read irans lituratur and Qoran.please answer mu qustion.
21070
نام: مسافر
شهر: راه طولانی است
تاریخ: 5/9/2006 5:10:50 AM
کاربر مهمان
  خدای من سلام

وسلام بربندگان خدا

نگاه از خاک برکندیم وبرآسمان انداختیم منادی ندا داد از خود بیرون شدی بی آنکه بدانی آنچه که می جویی در خود داری .سر بردرون کردم .خجل از اینهمه عمر غفلت .
حال خدای من یاریم کن تا از خود به تو برسم واز نگاه از آسمان اوج بگیرم وتا تو پیش بیایم.

*******
برادر گرامی جناب آقای محمود از شهر تهران اخوی
خدابا همه عظمتش برای ارتباط ودرد دل کردن با او جای خاصی وترتیب خاصی را مشخص نکرده اند .فکر نمی کنید بی انصافی باشد شما جای خدا تصمیم بگیرید .
ما برای وصل کردن آمدیم نه برای فصل کردن امدیم
.ناشناس عزیز بگو هر چه در سینه داری از برای حرف این همه نقش است جانا بگو .هر چه می خواهد دل تنگت بگو

یا ارحم راحمین *********التماس دعا
21069
نام: گ۵ش
شهر: یآ¯۱
تاریخ: 5/9/2006 4:45:35 AM
کاربر مهمان
  گتگ گآ ث۱گ ثت.آگل/ تگ .ت۱
21068
نام: حیدر (شهید گمنام)
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/9/2006 4:03:01 AM
کاربر مهمان
  جاذبه خاک به ماندن می خواند و آن عهد باطنی به رفتن.
عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن ...
واین هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا می شود.
شهید سید مرتضی آوینی
*********************
دوست عزیزم ناشناس
سلام علیکم
اخوی ما خیلی شما را دوست داریم.
برای همین همیشه حرف دل سر می زنیم که فقط نوشته های شما برادر عزیز و بقیه دوستان را بخوانیم .
خدا خیرت بده عزیز
یا علی مدد
*****************
عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
21067
نام: علی
شهر: ایلام
تاریخ: 5/9/2006 3:54:17 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

از همه شما دوستان التماس دعا دارم

با تشکر
21066
نام: محمود
شهر: تهران
تاریخ: 5/9/2006 3:41:25 AM
کاربر مهمان
  جناب آقای ناشناس متنت قشنگ بود اما آخرش که التماس دعا داشتی یه کم تابلو بود آخه اکثر اونهایی که اینجا هستند خودشون هم به این درد دچارند وگرنه دوست به اون خوبی رو ول نمیکردن بیان اینجا حرف دلشون رو بزنن حرف دل رو باید به کسی زد که توی دله
21065
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/9/2006 2:50:12 AM
کاربر مهمان
  سلام
** صبر کن صبر کن، کجا با این عجله ؟ وایستا بینم می خوام دو کلام با هات حرف بزنم. این وقت شب کجا داری میری ؟

*** جون من بی خیال شو خیلی عجله دارم . با دوستام قرار دارم اگه دیر برسم ضایع ست.

** ای بابا تو که همش عجله داری ، پس کی می خوای به حرفهای من گوش بدی ؟ خیلی وقته می خوام باهات حرف بزنم، اما اینقدر خودتو مشغول این و آن کردی که اصلا فرصتی برای شنیدن حرفهای من نداری .

*** خب بابا ، بیا من الان اینجام ، خوبه ؟ حالا حرفتو بزن ببینم چی می خوای بگی . فقط زود و تند بگو که دیرم نشه .

** آره خوبه ، اما نه فقط جسمت ، می خوام همه وجودت اینجا باشه ، قلبت ، گوشت ، چشمت ، همه و همه اینجا باشه. قبول؟

*** باشه بابا قبول ، حالا بگو چی می خوای بگی.

** حالا شد .... دوستت خیلی بهت سلام رسوند و یه پیغام برات فرستاد که بهت بگم.

*** دوستم ؟ دوستم کیه؟ کدوم دوستم؟

** همونی که مدتهاست کمتر یادی ازش می کنی و ازش غافل شدی ؟؟

*** من ؟ من از دوستم غافل شدم ؟ امکان نداره . همه دوستام میدونن که من END رفاقت و معرفتم . امکان نداره از دوستام غافل بشم .حالا کدوم دوستمو میگی ؟ اصلا اسمش چیه ؟ واضح حرف بزن ببینم چی میگی... حالا پیغامش چی هست ؟

** گفت که بهت بگم مدتیه بی معرفت شدی ؟ اینقدر غرق دوستات شدی که دیگه کمتر بهم توجه می کنی؟ دیگه با ما نیستی، مگه بدی از من دیدی که منو فراموش کردی ؟ بابا بیا بهم سر بزن دلم خیلی برات تنگ شده .

*** ببینم همه این حرفها رو اون گفت ؟؟؟

** آره ، همشو خودش گفت .

*** اسمشو که هنوز بهم نگفتی . د... زودتر اسمشو بگو ببینم این کیه که اینجوری دلش از ما گرفته .

** واقعا هنوز نشناختیش ؟ هنوز بجا نیاوردیش ؟ بابا تو دیگه کی هستی ؟؟؟

*** نه به جون تو ، هنوز بجا نیاوردمش . اما حرفاش خیلی برام آشناست . از حرفاش معلوم از اون بامعرفتاست . جون من حالا اسمشو بگو ...

** آره. خیلی با معرفته و در عین حال خیلی مهربون. هر چی ازش بگم کم گفتم. خیلی چیزا بهم گفت که بهت بگم . اما من همین جمله ازش بهت میگم :
« اگر آنهائیکه به من پشت کرده اند میدانستند چه اندازه انتظار آنها را میکشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه از شدت شوق و شور نسبت بمن جان میدادند و تمام بند بند اعضایشان بخاطر عشق من از هم جدا میشد. »
حالا شناختیش ؟؟؟؟
پس چرا ساکتی ؟ چرا چیزی نمیگی ؟ به چی داری فکر می کنی ؟ چی شد ؟ این اشکها چیه؟

*** آره ، شناختمش ، خوبم شناختمش . این اشکهای دلتنگیمه ، دلم برا دوستم تنگ شده ، خیلی زیاد،

** موبایلت داره زنگ می خوره ، گوشی و بردار فکر کنم دوستتاتن ، مگه باهاشون قرار نداشتی ؟ پاشو برو دیگه ... چیه ، چرا بلند نمی شی دیرت میشه ها ! ! ! دیر برسی پیش بچه ها ضایع میشی ها

*** دوستام ؟ کدوم دوستها ؟ من دوستمو تازه پیدا کردم . دوست مهربونی که خیلی مدیونشم. دوستی که آخره رفاقته ، دوستی که . . .

** چیه ، چی شده ؟ چرا اینجوری گریه می کنی ؟ یواش ، بابا یواشتر الان همه بیدار میشنا ! ! ! چیکار می خوای بکنی ؟

*** می خوام برم پیش دوست عزیزم و امشب و با اون خلوت کنم . خیلی حرفها برا گفتن باهاش دارم
راستی ... عطر و سجاده ی منو ندیدی ؟؟؟



هر کی دردمو گرفت فقط برام دعا کنه .....




یاعلی
21064
نام: بهاره
شهر: ساری
تاریخ: 5/9/2006 2:41:25 AM
کاربر مهمان
  حرف دل کسی که به خاطر گذشته ای که هیج نقشی در شکل گرفتن اون نداشته و حالا با وجود تمام موفقیت های تحصیلی باید عزلت نشین باشه و از خواسته هاش چشم بپوشه و حسرت بخوره با اینکه لیاقت داره وبه خاطر دل مادرش لب به شکایت باز نکنه و کاخ فروریخته آرزوهایش را برایش قصری مجلل وصف کند آه ازاین همه نامردمی ها آه ازاین همه ظلم آه ازین تنهایی
21063
نام: حسین کیمیا
شهر: تبریز
تاریخ: 5/9/2006 2:37:07 AM
کاربر مهمان
  سلام برهمه
حکمت درختی است که ریشه ان در قلب است و میوه ان در زبان!
قربان هر چه دل باصفاست .روز به خیر
<<ابتدا <قبلی 2113 2112 2111 2110 2109 2108 2107 2106 2105 2104 2103 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2108&mode=print