هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
20662
نام: ابولفضل
شهر: تهران
تاریخ: 5/1/2006 1:23:50 PM
کاربر مهمان
  دلم خیلی گرفت باس یک لهزم شده میخام روبری آقامون ببینم میش امکان دار؟
20661
نام: بنده خدا
شهر: ازاد
تاریخ: 5/1/2006 12:46:33 PM
کاربر مهمان
  اندیشه راست و حقدوست ،پشت میله ها ، زندگی میکند ، تاریخ پر از زندانیان اندیشه بوده ، آقامون موسی بن جعفر هم پشت میله ها شهید شدند ، انقلاب هم از پشت میله ها آغاز شد.
بشکن...بشکن قلمها را ، پاک کن دفترها را ، با قلب ها چه خواهی کرد.
این را هم حذفش کن ، هدف من هم همین است شما که تابلوی ، بسیجی ، بر سینه زدی ، و پشت چفیه آوینی سنگر گرفتی بخوانی........
راستی چرا بعضی ها چند پیام پشت سر هم میگذارند ، اما دیگران باید صبر کنند ، شاید بوی تبعیض ، اینجا هم پیچیده؟؟
یا امام زمان ، من امروز مطمئن شدم که ، همه چیز ریاست ، وقتی تو این سایت ، از حق نتوان گفت.....اما آقا میدانم که شما دنبال حق و عدالت هستید ، و به محافظه کارانی چون من و همثال من در هر لباسی احتیاج نداری ، آقا شما مظلوم هستید .....
اقاجون منتظر عدالتت هستم ، من سعی خود را میکنم ، اما دوستان دیروز ف نمیخواهند .......آقا شما که میدانید چفیه از کجا آمد و یعنی چه؟؟شما که میدانید تا چفیه خاکی نباشه ، عرق جهاد روش نباشه ، سفره غذا و سجاده دعا نباشه ، که چفیه نیست!!
ببین چفیه بندهای امروز را.
ببین غلامان حقنما را.......همه باید سرگرم باشند ، برای هر تفکری ، مشغولیت خاص خود فراهم است ، اینهم مشغولیت......آقا نباید از شما گفت ، چون شما حقید ، و حق..... در سفر است.
آقا جون بیست و هشت صفر روز وفات جد و پدرانتان بود ، پیامم حذف شد ، آن روز را شاهد خود گرفتم ، و امروز را هم به بیست و هشت صفر وصل میکنم ، چون امردز هم از شما نوشتم و قلمم را شکاندن....
20660
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 5/1/2006 12:44:02 PM
کاربر مهمان
 
هر کس بود خودی بود!!!
دستش درد نکنه.
اما دیگه تکرار نشه خواهشاً!!!!!!!!!!!!!
20659
نام: ماهرخ
شهر: مشهد
تاریخ: 5/1/2006 12:33:16 PM
کاربر مهمان
  خدایا
بیش تر از سه ماه گذشته هنوز هم منو نبخشیدی
هنوز هم نمی خواهی سیم را وصل کنی
یعنی دلت میاد اینقدر ازت دور باشم
یعنی اینقدر دور شده ام که نمیتونم برگردم
تو که اون بالایی چرا راه رو نشونم نمیدی
نمی دونم از کجا اشتباهم شروع شد از غرور یا حسادت
یا هیچکدام فقط و فقط خودم
خدایا اگر قرار بود دوباره بخوابم چرا بیدارم کردی
چرا عذابم میدی(حقمه)
خدایا هنوز بس نشده کافی نیست
خدایا خودت از دلم با خبری می خوام دوباره خودم رو به خودت بسپارم
خدایا دستم را بکیر و اینبار بهم لیاقت و گنجایش
هم بده
خدایا نجاتم بده
خدایا هر چه بکنی حقم است ولی دلم داره میترکه از غصه یک ماه است که آقام هم اجازه زیارت نمیده
پس من چه کنم
با خودت حرف می زنم جواب نمیدی آقامم که نمی گذارد واسطه قرارش بدم
من چه کنم
یا غیاث المستغیثین به فریادم برس
20658
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 5/1/2006 11:38:49 AM
کاربر مهمان
  بنام خدای مهربانیها

روشنک عزیز خواهر خوبم چقدر زیبا نوشته بودی حرف دلت را شاید زیباترین حرف دلی را که تا به حال خوانده باشم همین باشد شاید بخاطر این است که حرف دل همه ما هست .
فدای مهربانی شوم که مهربانیش مرا میکشد .
کاش من هم مثل دل تو میشکستم وهزار تکه می شدم وخدا مرا قبول میکرد .
می خواهم بلند صدایش بزنم بلند تر از هر فریادی واو بشنود این خواندن مرا
خدایا خداااااااااااایا دوستت دارم مرا بخوان
مهربانا مرا به سوی خودت بخوان برای همیشه در کنارت باشم
ای بخشاینده می دانم که لیاقت در کنار ت بودن را ندارم می دانم آلوده ام اما می دانم که تو بزرگوارتری وبخشایشت بسیار است
مرا به یک لبخند میهمان می کنی .
خدای من عزیز من حالا که وقت اذان است وهنگامه رجوع برآسمان حال که درهای آسمانت را برما
گشوده ای می شود دعای مارا هم برآورده کنی؟
خدایا مهربانا بخوان مرا بلند بخوان ومرا در پناه خود جای ده هیچ ندارم که از برای ارمغان به سوی تو پیشکش کنم جز جانی خسته و جسمی آلوده وقلبی شکسته شرمنده ام که امانت دار خوبی نبودم .
میشود همین طوری مرا قبول کنی .
مرا در پناه خود جای دهی .نه بهشت می خواهم نه حوریان خوش سیما من تورا می خواهم تنها ترا مرا بپذیر.
یا ارحم راحمین
20657
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 5/1/2006 11:24:15 AM
کاربر مهمان
  تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

یا بن الحسن مهدی جان. جان عالمی به فدای تو. مولای روحی و جسمی فداک عجل علی ظهورک
20656
نام: عاشق
شهر: عشق
تاریخ: 5/1/2006 11:00:33 AM
کاربر مهمان
  به خدای مهربونی:

هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در آمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانان
این دست تمنا که بسوی تو دراز است
هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ناقابل دل از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خاصیت عشق می جوشد از تو
دل رنگ آتش می پوید از تو
هر گوشه این خاک که دل سوخته ای هست
از دولت عشق تو در میکده باز است
20655
نام: علي رضا
شهر: تهران
تاریخ: 5/1/2006 10:56:35 AM
کاربر مهمان
  بنام الله
شب عمليات والفجر۱۰ نوجواني بسيجي بدنبال پيشاني بندي مي گشت. گفتم اين همه پيشاني بند اينجاست يكي را بردار مگه فرقي مي كنه؟ گفت بله من پيشاني بندي مي خواهم كه رويش نوشته شده باشه يا زهرا.
پرسيدمچرا؟ سرش را پائين انداخت و با خجالت گفت:
آخه من مادر ندارم.
يا علي التماس دعا
20654
نام: بخدا نمی دونم
شهر: اینم همینطور
تاریخ: 5/1/2006 10:49:31 AM
کاربر مهمان
 
روشنک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
محشر بود.قیامت بود...
باید با خوندنش خون گریه کرد.
20653
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 5/1/2006 10:34:04 AM
کاربر مهمان
  ميدونم تا همينجاشم همه اش كارتو بوده
ميدونم هيچ وقت تنهام نذاشتي ولي من چرا
ميدونم هميشه دوستم داشتي ولي من نه
ميدونم قبل از اينكه من چيزي ازت بخوام تو ميدوني اون چيه
ميدونم خيلي بيشتر از اون چيزايي كه ازت خواستم رو بهم دادي
ميدونم هر وقت هم ازت چيزي خواستم از سر زياده خواهيم بوده
ميدونم زياده خواهيم رو هم دوست داري
ميدونم هر وقت كه چيزي رو ازم گرفتي بعد بهترشو بهم دادي
ميدونم قبل از اينكه من حرف دلم رو بزنم تو ميدوني كه اون چي ميخواد
همه اينا رو ميدونم ولي . . .
بايد بهت بگم با اينكه ميدونم كه ميدوني :
دلم برات تنگ شده
با اينكه ميدونم هيچ وقت ازم رو نميگردوني ولي دلم ميخواد كه ازت بخوام :
تو رو به خودت كه ازم رو نگردون»
ازش خواستم چون وقتي ازش چيزي ميخوام . .
همين قدر كه ميخوام و باهاش حرف ميزنم انگار نيرو ميگيرم
الان مدتهاست كه ميخوام ولي . . . هنوز نتونستم . . خودمو بشكونم
نميدونم
شايد هنوز كمه
پس كي تموم ميشه
كييييييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم ميخواد زمان به عقب برگرده و وقتي اون ازم ميپرسه: «ميتوني عاشقيتو ثابت كني» بگم: «نه»
دلم ميخواد زمان به عقب برگرده و وقتي اون ميگه: «ميخوام يه هديه خوب بهت بدم» بگم: «نميخوام»
حتي اگه اون هديه كنار اون بودن باشه
. . .
من فقط ميخوام تا ابد با اون باشم
ميدونم تو كتاب راهنما نوشته بايد چيكار كنم
ولي نميتونم بفهممش
چون ضعيف شدم خيلي
. . .
ميدونم كه تنها چيزي كه ميتونه بهم كمك كنه بقيه اللهه
ولي من گمش كردم
. . .
كككككككككككككككككككككككككككككجاااااااااااااااااااااااااااااااااااايييييييييييييييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
<<ابتدا <قبلی 2072 2071 2070 2069 2068 2067 2066 2065 2064 2063 2062 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2067&mode=print