هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
20642
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 5/1/2006 10:12:41 AM
کاربر مهمان
  من هيچي نبودم
بعدش هم كه چيزي شدم... چيز قابل ذكري نبودم

همه اطرافم سياه بود
بجز اون . . .
اون دوستم داشت
نميدونم اينو از كجا فهميدم
شايد از نگاه مهربونش . . .
شايد از لبخند شيرينش . . .
شايد . . .
خوب . . من هم ازش خوشم اومد
دلم ميخواست برم پيشش
تصميمم رو گرفتم
خواستم حركت كنم
ديدم نميتونم
با افسوس نگاهش كردم
افسوس از اينكه ناتواننم
از اينكه وقتي تصميمي ميگيرم نميتونم اجرا كنم
از اينكه محتاجم
با چشمهاي قشنگش بهم نگاه كرد
از چشمهاش محبت ميباريد
بزرگوارانه دستهاي قدترتمندش رو آورد جلو
دستم رو گرفت و منو از اون سياهي نجات داد
ولي هنوز بجز اون چيزهاي ديگه اي رو هم ميديدم
اما اون از هم زيباتر بود
حتي از محبت
حتي از بخشش
حتي از آگاهي
حتي از قدرت
حتي از ثروت
حتي از عقل
حتي از منطق
حتي از لذت
حتي از نياز
حتي از ناز
حتي از سكوت
حتي از سخن
ختي ازحضور
حتي از غيبت
حتي از انتظار
حتي از رسيدن
حتي از پيروزي
از همه چي . . .
براي همين دلم ميخواست فقط اونو ببينم
اينو بهش گفتم
گفت: «پس خيلي بايد مراقب باشي عزيزم!»
گفتم: «مراقب چي؟»
گفت: «مراقب اونا»
بعد نيزه خطرناكي رو بهم نشون داد
گفت: «اسمش غروره خيلي تيزه
مواظب باش گول نخوري و چيزي رو فراموش نكني!»
با تعجب پرسيدم «گول چيو نخورم؟»
بعد اون درست مثل يه معلم باحوصله بهم نگاه كرد
نه نه خيلي مهربونتر!
و گفت: «مواظب باش گول خودتو نخوري و حقيقت خودتو فراموش نكني!»
گفت: «هر وقت حواست به خودت پرت شه اون نيزه داغونت ميكنه»
گفتم: «باشه حواسم هست» (ولي فقط گفتم)
و با خوش خيالي فكر كردم تموم شد
اون سازنده من بود (هرچند من نميفهميدم) ميدونست تو چه اوهاماتي هستم
بهم گفت: «عزيز دلم بازم هست»
بعد يه آتيشي رو بهم نشون داد كه خيلي زشت بود
گفت: «اون حسادته»
و بدون اينكه چيزي بپرسم با مهربوني شروع كرد به توضيح دادن:
«اين بر عكس قبليه اس
يعني هروقت كه حواست از خودت پرت شه كنترل همه وجودتو بدست ميگيره و هيچي ازت باقي نميذاره»
گفتم: خوب؟
گفت: «تو اين مورد بايد حواست فقط به خودت باشه»
گفتم: «پس تو چي؟»
گفت: «تو خود مني!»
واي كه چقدر اين جمله اش خوشم اومد
اينكه حتي تو يه مورد شبيه به اون باشم تمام وجودمو پر از شادي و نشاط ميكرد
ولي اون بهم گفت كه من خودشم!!!
خيلي كيف كردم
تو اين حال و هوا بودم كه ازم پرسيد:
«تو منو دوست داري؟»
(!!!!!)
گفتم: «البته كه دوستت دارم»
با حالتي كه مركب از حيا و زيركي بود گفت «ميتوني ثابت كني؟»
گفتم: «مگه بهم شك داري؟ اصلا مگه خودت نميدوني؟»
گفت: «نه بهت شك دارم نه از افكارت بي خبرم ولي . . .»
گفتم: «ولي چي؟»
گفت: «ولي . . . دوست دارم ببينم»
با اينكه ميدونستم پرسيدم: «منظورت چيه؟»
گفت: «از اينكه ببينم داري بخاطر من حركتي ميكني لذت ميبرم»
(خيلي باحال بود)
ديگه فقط ازش خوشم نمي اومد دوستش داشتم آخه مطمئن شده بو
20641
نام: آشنا
شهر: آسمان
تاریخ: 5/1/2006 10:10:40 AM
کاربر مهمان
  امید است که این جمعه بیاید
20640
نام: یه گناهکار
شهر: دور نیست
تاریخ: 5/1/2006 9:59:54 AM
کاربر مهمان
  دوست دارم همه چی بگم اما نمی دونم فقط اینو بگم ای کاش همه مثل شهید اوینی فکر می کردیم
20639
نام: خروش!
شهر: همین دور برا!
تاریخ: 5/1/2006 9:51:20 AM
کاربر مهمان
  يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ
20638
نام: بنده خدا
شهر: ازاد
تاریخ: 5/1/2006 9:50:08 AM
کاربر مهمان
  جناب آدمین
بیست هشت صفر شاهد من و شماست ، هر جا حرف حق دیدی پاکش کن ، کجای اینکار شما به مسلمانی میخورد ، چون مطلب بیشتر در مورد آقا امام زمان بود.
شما را به ایشان واگذار میکنم
20637
نام: .......
شهر: ؟
تاریخ: 5/1/2006 9:06:07 AM
کاربر مهمان
 


خدایا شکرت شکرت شکرت به خاطراینکه تو خدایی ومن بنده ات ترا شکر میکنم وبه وجود نازنینت افتخار میکنم تو هم به وجود من میشه که افتخار کنی
20636
نام: سید مرتضی
شهر: فریدونکنار
تاریخ: 5/1/2006 8:55:06 AM
کاربر مهمان
  عشق يعني يك سبد ياس سپيد، عشق يعني دل سپردن بر اميد/ ،
عشق يعني غايت دلدادگي ، عشق عيني در نهايت سادگي /
عشق يعني سر سپردن تا فنا ،عشق يعني اول و آخر خدا /

20635
نام: امید
شهر: اراک
تاریخ: 5/1/2006 8:53:41 AM
کاربر مهمان
  ایی بسیجیای ما چرا ایقدر ناخالص شدن ما که دیگه از دستشون خسته شدیم تو را به خداشما یه چیزی بشون بگین!
قابل توجه مسئول
پایگاه باقرالعلوم
20634
نام: حجت
شهر: شیراز
تاریخ: 5/1/2006 8:50:32 AM
کاربر مهمان
  منم گدای فاطمه
20633
نام: مجتبی
شهر: تهران
تاریخ: 5/1/2006 8:35:29 AM
کاربر مهمان
  با سلام
فقط یک کلمه
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی امین
<<ابتدا <قبلی 2070 2069 2068 2067 2066 2065 2064 2063 2062 2061 2060 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2065&mode=print