هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
20452
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 4/28/2006 6:19:16 AM
کاربر مهمان
  با سلام
داداش اصفهانی عزیز: من هم قصد موعظه ندارم ، اما شاید تو هم جوابی برای سئوال من داشته باشی.
حضرت امیر (ع) ادم مومن ، مدیر ، مدبر ، شجاع ، محبوب و...... که بیپایانه ، ظمن اینکه پارتیش هم حضرت پیامبر بود ، چرا از مال دنیا هیچ چیز نداشت و معاویه تو بهشت دنیویش همه چیز داشت؟؟؟ و یا پسران امحضرت ؟
امام حسین در شرایطی قرار میگیره که حتی آب نداره!اونور تو کاخ یزید ، غلامهاش دارند بادش میزنند.
یا تا حالا دیدی کسی را که دنبال راه حق و حقیقته ، وضع حوبی داشته باشه ، از حضرت ابراهیم و موسی و عیس و محمد و و یازده امام شیعه و فرزندان و نوادگانشان؟؟؟؟؟
همین قبل از انقلاب مردم باغیرت ساک پر پول برای اقا میفرستادند که مبارزه کنه ، اما رژیم گذشته حاضر بود بهتریت شرایط را برای آقا فراهم کنه که آقا ساکت بمونه ، تازه بعد انقلاب هم که دیدی ، که چقدر ساده زندگی میکرد!!!!
خوب من دوباره سئوال میکنم ، که چرا هر چه پاکتر و ساده تر و بی غل وغشتر و حق دوستر....باشی بیشتر؟؟؟؟؟؟
یا علی
20451
نام: مسعود اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 4/28/2006 6:08:39 AM
کاربر مهمان
  حكمت طلب نصرت و يارى خداوند از بندگان)

نظر بر اينكه خداوند جلّ شأنه در كلام مجيدش ــ (اِنْ تَنْصُرُوا الله يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَـبِّتْ اَقْدامَكُمْ)( [1] ) ــ شرط كمك و يارى به بندگان خود را ــ براى ثبات قدم در راه حق و صراط مستقيم در دنيا و آخرت ــ اين قرار داده كه آنها هم او را يارى نمايند ، و حضرت احديّت جلّ شأنه اگر چه واجب الوجود و غنىّ بالذات است و محتاج به يارى غير نيست ، و لكن مهمترين حكمت اين درخواست از بندگان دو جهت است :

جهت اوّل :آنكه در مقام بندگى و دوستى نسبت به ذات مقدّس الهى امتحان شوند ، پس اگر بندگى و دوستى آنها حقيقت و واقعيت داشته باشد ; بايد در كمك و يارى به او در هر عنوان و مقامى كه امر فرموده ; سعى و كوشش تمام داشته باشند .

جهت دوّم :آنكه بر حسب آنچه كه گفتيم : خداوند متعال از فيض ديگران غنى و بى نياز است ، بنابراين ; در انتساب و اختصاص بنده براى قابليّت و استحقاق عنايات الهى هيچ راهى به ساحت قدس اونيست ; مگر بواسطه چنگ زدن و تمسّك به چيزى كه عنوان و مورد يارى او جلّ شأنه باشد ، تا قابليت و لياقت پيدا نموده و مورد عنايت و فضل و مرحمت كامل و مخصوص او شود .

كه اين عنوان و مورد يارى ; چيزيست كه آن را در كتاب خود از طريق وحى بيان نموده و راهنما و هادى بسوى آن ; وجود مبارك و مقدّس حبيب خود حضرت سيّد المرسلين و خاتم النبيّين محمّد بن عبدالله (صلى الله عليه وآله) قرار داده است ، و ائمّه راشدين و اهل بيت معصومين ايشان را ; امين بر حفظ و حراست آن قرار داده است .

پس در هر زمان مصداق و عنوانِ نصرت و يارى به حضرت احديّت جلّ شأنه ; آن وجود مبارك مطهر است كه ولىّ خدا در امر دين و شريعت حضرت سيّدالمرسلين (صلى الله عليه وآله)است .

و چون در اين زمان ; بر حسب ضرورت مذهب حقّ ; و به مقتضاى براهين قطعى عقلى و اخبار متواتره نقلى ; ولايت كليّه الهيّه و خلافت و وصايت نبويّه (صلى الله عليه وآله)به وجود مبارك حضرت خاتم الأوصياء المرضيّين ، و بقيّة الله من الأوّلين و الآخرين من الأنبياء و المرسلين ، و حجّة الله على الخلائق أجمعين ، و نور الله في السّماوات و الأرضين ، أمين وحيه في الكتاب المبين ، كهف الأمان للإنس و الجانّ ، صاحب العصر و الزمان ، حجّت بن الحسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن أبي طالب ، سلام من الرحمان نحو جنابهم ، فإنّ سلامى لايليق ببالهم . اختصاص دارد ، بنابراين ; اگر كسى بخواهد مورد نصرت و يارى حضرت احديتجلّ شأنهقرار گيرد بايد سعى در يارى و كمك به وجود مقدّس آنحضرت (صلى الله عليه وآله)نمايد ، تا به اين وسيله براى كمك و يارى از جانب حضرت احديت جلّ شأنه قابل و لايق شود ، و بوسيله كمك و يارى خداوند در راه حقّ و صراط مستقيم ثابت بماند ، چرا كه قرآن مى فرمايد :(قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً إلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى)( [2] ) ، كه مودّت با ذوى القربى را اجر و مزد رسالت حضرت خاتم الانبياء(صلى الله عليه وآله)قرار داده است .
از جناب فقيه ايماني
20450
نام: الهه
شهر: تبریز
تاریخ: 4/28/2006 5:45:12 AM
کاربر مهمان
  salam man kheily vagte ke az khoda ye matlabi ro mikham vali khoda behem nemide fek konam mano doost nadare va age nadare chera afaride?shayad ham man az oon kheily fasele daram nemidoonam.in ashegi ham shode vase ma darde sar
20449
نام: تنها
شهر: من شهری برای بودن نمی شناسم
تاریخ: 4/28/2006 5:38:17 AM
کاربر مهمان
  هو السمیع

اخوی که از اصفهان یک گله نامه نوشتی خوب گوش کن می دونی املاءخدا چیه ؟اون فامیلتون تو دنیا دست وپنجه نرم میکنه وتا خرخره غرق دنیا میشه چون خدا می خواد مست اینجا بمونه .تو هم اینقدر کوتاه نظر نباش با خدا خوب حرف بزن نمی گم ناراحت نباش بلکه ناامید نباش چون شیطان با همه بدیش از خدا ناامید نیست تو که بنده خدایی.
خدا یا ما توانمند نیستیم در برابر سختیها پس دست مارا بگیر
یا الهی وربی من لی غیرک
20448
نام: مسعود اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 4/28/2006 5:26:34 AM
کاربر مهمان
  سلام بر امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را

پيشه خود نموده ام حالت انتظار را

ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن

صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را

سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل

تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را

دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف

شرح فراق كي توان داد يك از هزار را

چشم اميد دوختن در ره وصل تا بكي

برده شرار هجر او از كفم اختيار را

ايمه برج معدلت پرده زچهره بر فكن

شُو ز دو چشم عاشقان زاب كرم غبار را

سوختگان خويش را كن نظر عنايتي

مرهمي از كرم بنه ايندل داغداررا

حيرانرازجلوه اي از رخ خويش مات كن

تا رهد از خوديّ خود ترك كند ديار را
شعر از علامه ميرجهاني
20447
نام: مسعود اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 4/28/2006 4:26:34 AM
کاربر مهمان
  سلام بر مهدي امم
گردش گردون دون كرده است سرگردان مرا
فتنه آخر زمان زد آتش سوزان مرا
لشكر جور وجفا مهر ووفا ازياد برد
شحنه عجب وريا گشته عجب سلطان مرا
خانه دل منزل خاروخس وديوودداست
بار الها وارهان ازدمدم شيطان مرا
برق عصيان خرمن ايمان عجب از ما بسوخت
يا رب از لطف وكرم برهان ازاين عصيان مرا
گريه در يكچشم دارم خنده در چشم ديگر
دارد اينخوف ورجا گريان وگه خندان مرا
بيسروسامان در اين سامان نهادم سرولي
بيسروساماني آمد خود سروسامان مرا
چاره بيچارگان نبود بجز بيچاره كي
تا شدم بيچاره شد اين درد خوش درمان مرا
گفت احمدهست زندان اينجهان بر مؤمنان
با ولاي مرتضي خوش باشد اين زندان مرا
مهدي آخرزمان گر باشدش بر من نظر
حق نمايدبي نياز ازمنت دونان مرا
اي امام منتظر بر من نگر بار دگر
چند از هجر رخ خود كرده اي حيران مرا
شعر از علامه ميرجهاني
20446
نام: حسين کيميا
شهر: تبريز
تاریخ: 4/28/2006 3:55:34 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگي
اگر هدفی معين نداشته باشيد، قربانی اوضاع و شرايط می شويد!
(ياحق)
20445
نام: بنده خدا
شهر: اصفهان
تاریخ: 4/28/2006 3:19:42 AM
کاربر مهمان
  سلام بر دوستان خوب و صميمي
البته اين چيزهايي كه ميخوام بگم مطالبي است كه خودم به اون رسيدم .اگه بر خلاف نظر شماست و يا باعث ناراحتي و عصبانيت شما ميشم عذر ميخوام .
من نميدونم كسي هست از خوانندگان اين سايت كه حرفاي منو بفهمه .نميدونم ولي حرفامو ميگم .
احساس ميكنم اين مطالبي كه اينجا نوشته ميشه وبا آب وتاب همراهه و همش از عشق به ائمه و خدا واين جور چيزا ميگه همش بافته خيالاته ودر عمل اينجور نيست .ببينين من يه وقتايي عاشق خدا بودم وقرآن ميخوندم و نماز جماعت هم ميرفتم .در عوض يكي از فاميلمون بود كه جلو چشم من روزه شو ميخورد .هيچ وقت زحمت چيزو رو نميكشيد و اينقده حسود بود .هميشه تو ناز ونعمت بود .منو به راه خلاف كشوند و منو با كارايي آشنا كرد كه ناگفتنش بهتر است .حتي شنيدم مواد هم مصرف ميكرد .با پارتي بازي پدرش يكسال زودتر به مدرسه رفت .الان هم كه معلمه با دروغ وكلك بيت المال رو ضايع ميكنه .
يه دفعه ورق برگشت وعدالت خدارو به چشم خودم ديدم .به همه چيز رسيد والان هم وضعش خوبه .ماشين وخونه داره .هيچ مشكل و ناراحتي تو زندگيش نداره .ولي بشنويد از حال وروز من .خداي شما به من دردي داد تا مسخره مردم بشم .اين بود جواب نمازها وخمسها و......اينقده به خدا براي شفاي اين درد التماس كردم .نذر كردم .خدارو به ائمه قسم دادم ولي جواب خوبي گرفتم .ولي اون همه چيز داره تو زندگيش .ميدونين چرا خدا اينجوري كرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نميخوانم نصيحت بشنوم .نميخوام كسي بهم بگه اينا همش امتحانه و حكمت خداست .آخه يكي نيست بگه تو دردي كه آدم مسخره دوست ودشمن بشه چه حكمتيه ؟
ديگه گوشم از اين حرفا پره .چند تا از بچه هاي حرف دل برام نامه نوشتن ولي من نميتونم اين مساله رو هضم بكنم. الان هم چند وقتيه ديگه كاملا از شفا گرفتن دردم مايوس شدم و ديگه به خدا التماس نميكنم .وقتي اون به حرف من گوش نميده چرا بايد من به حرفاش گوش بدم .اون فاميلمون بايد به حرف خدا گوش بده و نماز بخونه چرا كه همه چيز داره .
اگه تو چهنم هم برم خودمو مقصر نميدونم .اوني مقصره كه منو به اين حال انداخته و به التماسهاي من گوش نميده.البته مهم نيست .بالاخره شانس بد من هم اينجور بود .كاري نميشه كرد ولي خدا ميخوام بهت بگم هيچ وقت نمي بخشمت .هيچ وقت .......
20444
نام: فاطمه(کنیز الزهرا)
شهر: جمکران المهدی
تاریخ: 4/28/2006 1:42:55 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین
السلام علی ام الائمه المنتجبین،بنت رسول الله الامین،الصدیقه الشهیده،المظلومه المقهوره،المضطهده المسکوره،فاطمه الزهرا(س)سیده نساءالعالمین.
این یقیه الله...
این الطالب بدم المقتول بکربلا..
التماس دعا
20443
نام: عبد العاصی
شهر: توبه
تاریخ: 4/27/2006 11:31:33 PM
کاربر مهمان
  خدای من سلام

شرمنده ام خیلی زیاد ............

خواهش می کنم بچه ها برای من دعا کنید.خواهش میکنم.
<<ابتدا <قبلی 2051 2050 2049 2048 2047 2046 2045 2044 2043 2042 2041 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2046&mode=print