اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20292 |
نام:
شاگردمیکانیک
شهر:
تعمیرگاه
تاریخ:
4/25/2006 9:36:32 AM
کاربر مهمان
|
سلام
بسیار خوب فکر می کنم همه حرفاشونو زده باشن.هر کی هم می خواسته توجیه شه،شده.
پس دیگه صلوات بفرستید و بحث را تموم کنید.
بپردازیم به صحبتهای همیشگی خودمون...
************************************
اینو از یه وبلاگ برداشتم:
راست است که از هم دوریم
ولی صدای نفسهایت را حس می کنم
و تو را هر لحظه در برابرم می بینم
چشمانم از دریچه چشمان تو می نگرد
و احساسم پر از عطر حضور توست
|
|
| 20291 |
نام:
سلما
شهر:
سیبستان
تاریخ:
4/25/2006 9:11:48 AM
کاربر مهمان
|
مابدین دون همتی،چون با مسیحا دم زنیم
او سخن از آسمان می گوید و ما از زمین
**********************************************
باصفای نازنین:همینجوری که به عقب می رفتم و نوشته های بچه ها رو می خوندم متوجه شدم باید چیزی گفته باشید، تصمیم گرفتم در جوابتون چیزی نگم اما وقتی در کامنت شما کلمه توجیه رو دیدم دیگه....!
ببینید بزرگوار حرف دل یه تابلو بیشتر نداره که روی اون هم نوشته"حرف دل" نه کمتر و نه بیشتر، حرف دل هر کسی هم یه جنسیه، چون نگاهش به حرف دل یه جوریه ، اخه جناب من که نمیام اینجا با خدام راز و نیاز کنم(که گوشه خونمون یه جانماز قشنگ دارم که هر وقت اراده کنم و لیاقتش باشه با خدام حالم رو می کنم،مطمئن هم هستم خدام رو اونجوری هم با خلوص بیشتری می خونم)، هرچند که اون هم هست ، من میام اینجا که چهار نفر رو که تو کوچه و خیابون و در و همسایه و فامیل گیر نمیان رو ببینم و مطمئن بشم که نه هنوز هستند اونای که جنسشون برام غریب نیست ....
نمی خوام بیشتر از این ، موضوع کشش دار بشه که فکر می کنم ادمین محترم هیچ خوششون نمی یاد از این بحثا و اونوقته که محکوم به ناپدید شدن میشیم!
به هر حال من خودم تا به حال نشده به ارتباط دوتا نامحرم گیر بدم و وااسلاما بگم مگه اینکه اون دوتا به طرز خفنی انگ مذهبی بودن به خودشون زده باشند.
ودیگه اینکه واقعا دنیای مجازی رو چه طوری می بینید!!!حاضری یه قسم کوچولو، مثلا به جون شخص خودت، بخوری که من دخترم یا پسرم پس اونی که تو این دنیا مجازی با یه سلام و علیک ویه التماس دعا حس و شوق گناه و....بهش دست می ده که ندیده از طرف من بهش بگید چاره اش یه گونی خاکه...
باور کنید الان که می بینم مثلا بی قرار می نویسه داداش کوچیکتون یا خاطرات جبهه بازمانده رو می خونم متوجه شدم احتمالا از جنس والای ذکور هستند وگرنه تا چند وقت پیش که اگه دوتا خانم رو بهم می گفتند اینجا نام ببر می گفتم:بی قرار و بازمانده...
سوما:ببخشید اگه آخرش تند شد
چهارم:سعی می کنم که دیگه خطاب به کسی حتی المقدور ننویسم ...
پنجمن:.....نمی دونم!
ششما:دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
هفتمن:گفتند می یافت نشود گشته ایم ما
گفت آنچه می یافت نشود آنم آرزوست
هشتما:راستی یادم رفت بگم کسی که دنبال اینجور مسائل باشه الی ماشاالله تو اینترنت کم نیستند سایتای
مورد نظر که در شبکه موجود می باشند پس باید خیلی گیج گیج بزنه که سراغه سایت آوینی بیاد.
نهما:لطفی ای پاکیزه دامن دست ما بر دامنت
تا در این دوران وانفسا ملغزد پای ما
دهما:اباالقاسم ...
یاحبیبی یامحمد(ص)....
یا شفعیی یا محمد(ص).....
خیر خلق الله یا محمد(ص)...
یا مصطفی یا امام المرسلین....
یا مصطفی یا شفیع العالمین....
|
|
| 20290 |
نام:
امین
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/25/2006 9:07:54 AM
کاربر مهمان
|
من دانیشجو هستم تنها نیستم بر عکس میخوام با ۱ نفر اشنا شم و فقط با اون باشم از با همه بودن و خیانت خسته شدم.
|
|
| 20289 |
نام:
غریبه
شهر:
غریبم
تاریخ:
4/25/2006 8:47:24 AM
کاربر مهمان
|
برای ظهور آقا صلوات
|
|
| 20288 |
نام:
خاک
شهر:
آهن و سیمان
تاریخ:
4/25/2006 8:37:07 AM
کاربر مهمان
|
اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
***
سلام خدا بر تو ای ساجد خدا
سلام خدا بر تو ای شکافنده ی علوم انبیا
سلام خدا بر تو ای صدق گفتار و صدق کردار
***
و باز هم...
من خاکم
بایر و بی بر
بی ثمر
در دشت جشن باران است
درختان در سماع
و باران شرب مدام
من زیر سقف آهنین
به دورم از سبزی، از خرمی
خاک بی باران
خانه ی دانه نخواهد شد
ای ساقی آسمان
ای باران
قطره ای نیز
در این ساغر بیفشان
نوکر رضا
...
امروز شه...روز در پشت ابر ها پنهان است
گاهی سری می رباید و نظری بر این پنجره می اندازد
میخواهیم با سهراب
چشم هایمان را شستشو دهیم
و شاید جور دیگر بنگریم
سید جان امروز با تو هم حرف دارم
تو خواب رفیقمون می ری و با ما حرف میزنی
آقا
چرا تو خواب خودمون نمی آی؟
ما که با چشمای بی خواب و بسته همیشه منتظرتیم
سلاممون رو به همه ی آسمونی ها برسون
خوش به سعادتتون که امشب پشت سره مولا اقامه ی صلاة می بندید و زمزمه می کنید:
یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله
...
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم/.
۵/اردی...بهشت ۱۶:۰۴
|
|
| 20287 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
4/25/2006 8:28:12 AM
کاربر مهمان
|
ناشناس عزيز!!!!!!!
سلام.
عزيز من مي گه: اميد بهتر از ترسه.!!!
توهم نترس مؤمن.....
|
|
| 20286 |
نام:
سید محمد حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
4/25/2006 8:18:10 AM
کاربر مهمان
|
دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد
بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد
|
|
| 20285 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
4/25/2006 8:12:11 AM
کاربر مهمان
|
خیلی زیبا بود با اجازت کپی کردم..........
منهم موافقم با خروش در مورد اسمت.......
|
|
| 20284 |
نام:
مسعود اسلاميان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
4/25/2006 7:53:42 AM
کاربر مهمان
|
سلام
بخوان از اين مجمل
كلام رسول خدا بر همه حجت است.
"و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما انزل اليهم و لعلهم يتفكرون".
شكى نيست در اينكه تنزيل كتاب بر مردم و انزال ذكر بر رسول خدا(ص)به يك معنا است و آن عبارت است از فرو فرستادن آن بر مردم، براىاينكه مردم از آن اخذ نموده و عمل كنند، همچنانكه فرموده"يا ايها الناس قد جاءكم برهانمن ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا" (1) و نيز فرموده: "لقد انزلنا اليكم كتابا فيه ذكركم ا فلاتعقلون" (2) .
بنا بر اين، خلاصه معنا اين مىشود كه مقصود از فرو فرستادن كتاب، براى همه بشربود و در اين كار تو و همه افراد بشر يكسان هستيد و اگر شخص تو را مورد خطاب قرار داديمبراى اين نبود كه قدرت غيبى و اراده تكوينى الهى را بر تو تحميل نموده و تو را بر آنان و برهر چيز مسلط كنيم بلكه براى دو چيز بود: يكى اينكه: آنچه كه تدريجا براى مردم نازل مىشود براى ايشان بيان كن، چونمعارف الهى بدون واسطه به مردم نمىرسد، و ناگزير بايد كسى از ميان ايشان به اين منظورمنصوب گردد و اين همان غرض از رسالت است كه عبارت است از تحمل وحى و سپسماموريتبر ابلاغ و تعليم و بيان آن.
دوم اينكه: مردم در باره تو تفكر نموده بينا شوند و بفهمند آنچه را كه آوردهاى حقبوده و از ناحيه خداى تعالى است، زيرا اوضاع محيط و حوادث و احوالى كه از اول زندگيتبر تو احاطه نموده، از دوران يتيمى و دوران سكوت و خمودى و حرمان از تعليمات وكتابت و دوران نداشتن مربى صالح و فقر و گير كردن در ميان قومى جاهل و پست، و تهىدست از مزاياى تمدن و فضائل انسانيت، همه اينها اسبابى بودند كه بطور قاطعنمىگذاشتند تو از چشمه زلال كمال قطرهاى بنوشى و از رشته سعادت سرنخى به دستبياورى، ليكن خداى سبحان بسويت ذكرى فرستاد تا با آن بر جن و انس تحدى كنى، كتابى فرستاد كه بهترين و مافوق تمامى كتب آسمانى و بيان هر چيز و هدايت و رحمت وبرهان و نور مبين است.
بنا بر اين، قدرى فكر كردن در باره زندگى تو براى مردم بهترين راهنماى ايشان استبه اينكه خود تو در آنچه كه آوردهاى هيچكارهاى، و اين خدا است كه به علم خود تو را عالم وبه قدرت خود تو را تاييد كرد بدون اينكه هيچ يك از اسباب عادى چنين سرنوشتى رابرايت ايجاب كرده باشد.اين آن نكتهاى است كه آيه كريمه با در نظر گرفتن سياقش وسياق ما قبلش افاده مىكند، و محصل آن اين است كه جمله"لتبين..."غايت استبراىانزال، اما نه فى نفسه، بلكه از حيث اينكه متعلق به شخص رسول خدا(ص)است، و متعلق"يتفكرون"حذف شده، و تقدير آن اين است كه: "در زندگى تو تفكركند"نه در"ذكر".
و ليكن مفسرين گفتهاند كه: جمله"لتبين"غايت استبراى انزال، و مراد از"تفكر"تفكر در ذكر است، تا به اين وسيله بفهمند كه ذكر حق است، و بنا بر اين تقديرمعناى آيه چنين مىشود: ما بسويت ذكر، يعنى قرآن را فرستاديم تا براى همه مردم آنچه راكه در اين ذكر برايشان نازل شده و آنچه اين ذكر از اصول معارف و احكام و شرايع و تاريخاحوال امتهاى گذشته و آنچه از سنتخدا بر آنان جريان يافته را در بردارد بيان كنى، وديگر براى اين اميد بود كه در ذكر، تفكر كنند، تا باشد، كه به حقانيت و از طرف خدابودن آن واقف گردند، و يا براى اينكه در آنچه برايشان بيان مىكنى تفكر كنند.
و خواننده عزيز خوب مىداند كه لازمه اين معنى، (چند اشكال است):
اولا - اين است كه آيه شريفه چيزى شبيه تحصيل
|
|
| 20283 |
نام:
زهره
شهر:
تهران
تاریخ:
4/25/2006 7:37:03 AM
کاربر مهمان
|
یا امام رضا نظری بر ما کن
|
|