هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
20072
نام: شیفته
شهر: اشفته
تاریخ: 4/21/2006 2:58:31 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا ابا صالح المهدی.
احتراما بدین وسیله:
یابن الحسن اینکه جرات سلام دادن پیدا کردم به واسطه در جوار بچه های حرف دلی قرار گرفتن بود و الا خودم می دونم چقدر روسیاهم اگرچز این بود که یه بار دیگه از کنار سجاده ام رد میشدی و بوی عطرت اطاقم را پر می کرد .می دونم اینقدر غافل شدم و سر گرم دنیام که دیگه ..............
ولی شنیدم خانوم زهرا(ع) بچه هاشو تنها نمی ذاره و یه جورایی مواظبشونه دلم به این خوشه که بهم گفتند سیدی و از خاندان پاک نبوت . تمام داروندارم همینه که با غرور بگم مادرم زهرا(ع)...............
آخ که چقدر از شراکت در دل سورنا،خروش ، عبدالفاطمه، غریب،..............همه بچه های آسمونی حرف دلی خوشحالم.از اینکه داداش بی قرار برام دعا کنه مسرورم.اینا همه توفیقاته که تو این شهر بلواشوب نصیبم شده و منم قدردانی می کنم.
یابن الحسن (ع) جان زهرا(ع) یه گوشه چشمی به همه پاک دلان و عاشقانت بنداز . خوب اگه بلد نیستیم آقا بزرگواری کن و یادمون بده.عاشقی و انتظار و یادمون بده.
دستمونو بگیر بی راهه نریم آخه آقا شما امامی اگه تنهامون بذاری با کدوم نور از این تاریکی ها رها بشیم.امیدوارم در کنار نامه اعمال این هفته من نامه درخواست و التماس دعایم را هم بخونی و چوابم را بدهی وبه بزرگی خودت این جسارت را بر من ببخشی.
با تقدیم احترام
شیفته یه نگاه به سیمای چون ماهت
20071
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 4/21/2006 2:38:02 AM
کاربر مهمان
  خدایا!
کمکم کن تا فراموشت نکنم!
اینجاروی زمین همه چیز سعی میکنن منو از تو دور کنن!
ببین چقدر ضعیف و محتاجم حتی برای رسید به تو هم باز به تو احتیاج دارم!

میبینی اینجا چه خبره:

* نسيم مياد و ميبوسدم و ميره تا شايد بتونه جاي بوسه تو رو از رو صورتم پاك كنه

* زمين كه ميدونه من چقدر دونستن و دوست دارم هر روز يه چهره جديد از خودشو بهم نشون ميده

* اقيانوس سعي ميكنه خودشو مثل تو بي اتنها نشون بده

* رودها تظاهر ميكنن كه مثل تو هميشه زنده اند

* مرداب هيچ وقت حرف نمیزنه تا فكر كنم سكوتش به سنگيني سكوت توست

* كوه ها با غرور قدرتشون و به رخم ميكشن

* و . . . و . . . و. . .

پس دوباره خودتو بهم نشون بده!
تا نیرو بگیرم!

* * * * *
التماس میکنم:
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
20070
نام: جاوید
شهر: بخند به حال و روزم
تاریخ: 4/21/2006 1:27:47 AM
کاربر مهمان
  خدایا امروز جمعه اس دلم بد جوری هواتو کرده دلم می خواد به حرفام گوش کنی منم مثل همه بنده ی توام امروز یا روز زندگی منه یا روز مرگم خودت میدونی که اگه نشه میام پیشت خیلی زود توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبته ماس آسمون جای نداره خدای من دارم اسمتو داد میزنم انقادر بولند که دیوارای دلم داران می ریزن خدای من همه می گن که خدا همیشه و تحت هر شرایتی بنده هاشو می بخشه و بهشون کمک می منه بهم کمک کن خودت می دونی خیلی کارم بهت گیره خودت میدونی همه دنیام توی آیلینم الان داره چی کار می کنه بهم بفهمون باید زنده بمونم یا بمیرم خدای من خدای خوبم داری حرفامو گوش می کنی می دونم که کمکم می کنی آخه تو بنده ها تو می آفرینی که خوبی کنن و سر بلند پیشت بیان خدا جون مگه من جرمم چیه مگه چه کاره بدی کردم که اینطوری میکنی مگه کار من خلاف بوده خوبه خودت پیامبرات همه کسای که واسه هدایت مردمت می فرستادی انسانارو به این کار دعوت می کردنند خدایا بیشتر از این مزاحمت نمی شم خودت حرف دلمو بهتر می دونی امید وارم که زنده بودنمو بیشتر دوست داشته باشی دوست دارم خدا جون منتظرتم که بهم نشون بدی همیشه دوسم داری
20069
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 4/20/2006 10:44:37 PM
کاربر مهمان
  آهای خدای مهربون تنگ دلامون
برای صاحب الزمون تنگ دلامون
برای یار مهربون تنگ دلامون
برای عشق و شور شین تنگ دلامون
برای مرقد حسین تنگ دلامون
برای بین الحرمین تنگ دلامون
بری سوز سینها تنگ دلامون
برای حال جبها تنگ دلامون
برای بوی کربلا تنگ دلامون
برای مستی و جنون تنگ دلامون
برای جنگ و خاک و خون تنگ دلامون
برای اشک آسمون تنگ دلامون
**
آخر ی روز حاجتو ازت می گیرم
میام تو بین الحرمین برات می میرم
20068
نام: داتنگ كربلا
شهر: دور از كربلا
تاریخ: 4/20/2006 9:05:32 PM
کاربر مهمان
  سلام رفيقاي غيبي من
از اينكه از شماها دورم احساس تنهايي مي كنم
دعا كنيد كسي جوون مرگ نشود و آرزويي را با خودش به گور نبره
عبدلفاطمه ٍ ناشناس ٍ سورنا ، بي قرار ، بي قرار ،عبدالرضا،خاك ، جزير مجنون، حلاج ، رضا ،روشنك و...
دادشم ان شا الله مي خواد بره كربلا براش دعا كنيد جور بشه بره مطمئنام اگه شما ها دعا كنيد حتما كربلايي مي شه پاسپورت نداره اما داره ي جورايي كارش درست مي شه بره به حق نفساي پاك شما ما كه هنوز در بند خاكيم و دور از كربلا در كوير غربت ،بي قرار و ناشناس و سرگردان دنبال ي پاسپورت براي نزديك شدن به كربلا مي گرديم
اين بنده خدايي كه قراره داداشمون باهاش بره كربلا ما زنگ زديم خودمونو جاي داداش جا زديم گفتم ي كاريش بكن نگو جا نداريم ما حاضريم پول بيشتر بديم بيام اونجا خادمي كنيم نمي دونم با اينكه داشتم جاي يكي ديگه حرف مي زدم مرد گنده بغض كردم بهش گفتم حاجي ما تا حالا كربلا نرفتيم خدا خيرت بده ي كاري بكن برگشت گفت بس بايد دم حضرت زهرا رو ببينني
از چهار پنج سال پيش خودم اين جور احساس مي كنم كه كربلا من با يد تو فاطميه امضا بشه نه شب قدر هنوز كه هنوزه دنبالشيم كاشكي عبدلفاطمه بودم
رفقا حالمون خوب نيست امام رضاييا ما رو دعا كنند
راستي سفر خوش گذشت عبدالرضا
**
كربلا نيام مي ميرم زنده بودنم مهاله
20067
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/20/2006 8:56:19 PM
کاربر مهمان
 

یا بقیه الله...یا بقیه الله

امروز چه می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این صبح جمعه، قطره قطره های اشکم را به پایت می ریزم و با دلی سوزان و پیکری لرزان صدایت می زنم...
آیا خروش ، از منتظران تو خواهد بود؟؟؟؟

آه ای پسر فاطمه...



20066
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/20/2006 8:46:45 PM
کاربر مهمان
 
خدایا!
تو را به این وقت عزیز که صدای اذان صبح روز جمعه از مأذنه ها به گوش می رسد و فضا را طراوتی دیگر بخشیده است،
دل نازنین عبدالفاطمه و ناشناس ما را قراربخش .
دست عزیز عبدالرضا را بگیر.
زهرای شیدایی و برادرش علی را در حمایت مهربانانه خود بگیر.
سورنای ما را به هر چه می خواهد برسان و دعایش را مستجاب گردان.
بی قرار ما را بی قرارتر کن!!! و درآسمان بی قراری قرارش ده.
بازمانده ما را به قافله برسان.
روشنک را هم آسمانی کن.
سلما را آدینه ای نگهدار.
خاک را به پرواز در آور.
همه حرف دلی ها را از اولین تا آخرین ، صحت و سلامتی عطا گردان و آنان را بقیه اللهی قرار ده.
و خروش را بیامرز... آمین یا رب العالمین
20065
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 4/20/2006 6:09:05 PM
کاربر مهمان
  يا حق- سلام عليكم
خدايا! در اين وقت عزيز، تو را قسم به عزت و كرمت نگذار لحظه اي از ياد و نامت غافل شوم كه هراس از تو دور بودن اشك هايم را جاري ساخته است، مرا به حال خود وامگذار، اله من مي داني كه به غير تو التماس نخواهم كرد، نگذار اين طعم شيرين بندگي از دلم بيرون رود!
الهي! مي دانم كه مي داني، من نه به زبان شيرين حرف دلي ها توان گفتن آنچه بر دل مي رود دارم ونه تاب و صبر دوري ات، خود بگو چگونه بخوانمت كه تو را خوش آيد!؟
اله من! مي دانم كه مي داني شرم دارم از خويش...
الهي! ظلمت نفسي...
خدايا! تو بر بزرگي كردي و سلامتم داشتي و ايمان تسليمم دادي در برابر بزرگي و اعلي بودنت، مي دانم كه صمدي و ايمان دارم كه سبحاني، بگذار به يقين رسم كه كه از توام و جز تو نيستم!
اله من! دستانم را مقابل ديدگان كه مي گيرم كور مي شوم، حال مي دانم وقتي دل به گناهي آلوده گردد چگونه چشم بيناي دل گرفته مي شود و تاريكي حكمفرما!
اله من! مباد اگر در مقابل بي نايزي تو دستان تهي ام به نياز براستان غير تو رود! مباد آن روز اگر دلم در پي بنده اي به دنبال غير تو گردد.
خدايا! نه قلم شيواي سورنا دارم و نه نوشته ي وزن دار خاك را، دلم آشفته تر از آشفته است ، قدرت بينايي ام اندك گشته است و دلم..
نخواه كه به زبان آورم و در برابر غير تو اعترافي كنم كه خلوت شبانه مرا با تو رازي است!
اماما!ببين چه مي گويند!؟ مي داني كه دل ندارم وگرنه... دل ندارم ولي هنوز بي دل نگشته ام!اماما! هنوز ....
مي دانم كه اشك هم ديگر آرامم نمي كند، چه سود كه مرا معرفتي نيست و اين بيشتر مي سوزاندم .
خداي من! شرم دارم از اين گونه بندگي كردن، بيزارم از غير تو گفتن، غم دارم از افكار محدود و بسته، دل شكسته ام از بي دل نگشتن، خدايا! مرا در جستجوي غير خودت آوراه مكن!
خدايا! ديگه دارم كم مي يارم، داره نفسم مي بره ها!!!
خداي من! پروردگارا! مهربانا! جميلا! كريما! مي داني كه اگر تو بخواهي خود را ميان رمل ها به خاك مي سپارم ودل را همين جا تكه تكه تقديمت مي كنم، بيا و رهايم كن از هر چه خودخواهي و تعلق است، بيا و بگير از من اين امانت را.
خداياااااااااااااااااااااااااا! امان از دلي كه بسوزد و خاكستر نشود!
اي دنيا! بگذار راحت باشم، بگذار زندگي كنم، بگذار فقط براي رضاي او باشد كه قدم بردارم.
لحظه اي حس مي كنم كه گناهانم آنقدر زياد است كه شرم دارم از حرف زدن با خدايم! ولي مي دانم كه جز او كسي ندارم.
20064
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 4/20/2006 6:07:17 PM
کاربر مهمان
  خدايا! هر چه مي خواهي بكن، يا ستار العيوب! آنقدر مهرباني و عظيم كه مي دانم بندگانت را راه توبه اي گذاشته اي، مانند بچه اي كه مادرش تبيهش هم كند، باز در آغوش مادر است كه گريه مي برد و اشك مي ريزد و ناله مي كند وآرام مي گيرد! اي مهربانتر از مادر! درياب كه اسير گشته ام.
اله من! درياب كه غير تو خواستن مرا نابود خواهد كرد.
الهي! امشب را تا به صبح در كوچه هاي كوفه قدم خواهم زد! بگذار پرواز كنم تا خود بودن...
يا علي(ع)! امشب قبول مي كني كه قطره اي اشك تقديم سال ها خانه نشيني از ناداني مردم كنم!؟ آه كه چقدر اين مردمان ...
خدايا! اگر شهيد ... دق مي كنم از دست اين آدميان دورو! دق مي كنم از اين همه بي فكري و ناداني .
خدايا! اگر دق كنم ، جاي شك دارد!
بي قرار عزيز! داداش جان! مي دونم كه يه جورايي مي ري مشهد!!! مشكوك مي زني برادر! نمي دونم چه عهدي با اقا بستي كه دائم طلبت مي كنه، نمي خواي بگي چي كار كردي!؟؟؟ به آقا بگو، آقا جون! درسته بي معرفتيم و شرممون اومد تو يه هفته اي كه در جوارت بوديم بياييم داخل حرم، بگو... عبدالفاطمه ... بگو كه از بي معرفتي و از دست مردم آخرش دق مي كنه!
حاج آقا عبدالرضااااااااااااااااااااااااااااااااااا! هنوز برنگشتي!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش! مرد مؤمن يكي به دعاي دل زلالت بي قراره!
آقا كيميا!... اگه گرفتي درد كجاست، بگو عبدالفاطمه تاب سيلي خوردن رو داره!!
يازهرا(س)
20063
نام: فرشته
شهر: آسمون
تاریخ: 4/20/2006 6:02:14 PM
کاربر مهمان
  لالالالایی لالا لالایی
لالالالایی لالا لالایی
راحت بخواب...
خوابای خوش ببینی...
<<ابتدا <قبلی 2013 2012 2011 2010 2009 2008 2007 2006 2005 2004 2003 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2008&mode=print