اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 19912 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
4/18/2006 1:03:51 AM
کاربر مهمان
|
سلام
عبدالرضا داداشم
کاش بودی ، کاش بودی دستت رو میگذاشتی روی قلبم و آتیش از روی دلم برمیداشتی ، دارم میسوزم از دردی که فقط خدا ازش آگاهه
تو هم رفتی ؟؟؟؟ به امام رضا سلام برسون بگو ناشناس گفت لااقل بگو چه غلطی کردم اینجوری از خودت منو میرونی .... تا حالا چپ و راست رفتن بیقرار رو داشتم حالا هم تک تک بیایید و بگید دارید میرید زیارت ..... دلم خوش بود به هوای حرمش که اونم ازم دریغ میشه
داداشم رازی هست باید برات بگم ، دیگه تاب ندارم پنهانش کنم ، دارم حس میکنم اگه تو ، خروش عزیز ، .... بفهمید چی درموردم فکر میکنید. داره یواش یواش دنیایی که طالبش هستم و به شنا توی اون دنیا به خودم افتخار میکنم میشه باور شما و من خیلی میترسم که نعمت همجواری شما رو از دست بدم اگه بدونید رازی که توی سینه پنهانش کردم و اون به خاطر یه دنیا حسرتیه که به دل دارم اما به بزرگواری شما هم ایمان دارم
داداشم میترسم اول به خروش بگم ، نمیدونم چرا اما میترسم الان برو به سلامت ، کنار پنجره فولاد به یاد قلب شکسته منم باش
میخوام وقتی برگشتی سراغمو بگیری تا برات از رازم بگم تو که راضی نیستی من دقمرگ بشم
الان تاب نوشتنم نیست ، تمام تنم داره میلرزه ، دردی دارم که میترسم با این هیجان دوباره سراغم بیاد ، نه نه الان وقتش نیست
منو یادت نره
یاور همیشه مومن - ترو برو سفر سلامت
یا علی
|
|
| 19911 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
4/18/2006 12:40:44 AM
کاربر مهمان
|
اینجا اومدنم واسه این بود که فکر میکردم اگه خودمو قاطی آدم خوبا کنم خدا هم اشتباهی منو با اونا . . .
ولی خدا که اشتبا نمیکنه!
. . .
پس شما ازش بخوایید!
خواهش میکنم!
نمیدونم . . هرطور که فکر میکنید قبول میکنه.
التماس میکنم:
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 19910 |
نام:
شاگرد میکانیک
شهر:
تعمیرگاه
تاریخ:
4/17/2006 7:01:07 PM
کاربر مهمان
|
افسوس که تا صبح وقتی نمانده..
شب بخیر...
|
|
| 19909 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
4/17/2006 5:56:31 PM
کاربر مهمان
|
آه خدایا!
تردید،آفت است،یقین را می سوزاند.این آفت را از باغ دل هایمان دور کن.
از همه آنها که دلهاشون خداییه،آسمونیه،کربلاییه التماس دعا دارم.
خصوصا از زایرین آقا امام رضا...
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 19908 |
نام:
....
شهر:
....
تاریخ:
4/17/2006 5:22:40 PM
کاربر مهمان
|
احسنت بر دل!
|
|
| 19907 |
نام:
مهسا
شهر:
زنجان
تاریخ:
4/17/2006 5:15:51 PM
کاربر مهمان
|
دوستت دارم
|
|
| 19906 |
نام:
بسیجی
شهر:
تهران
تاریخ:
4/17/2006 4:58:18 PM
کاربر مهمان
|
شهیدان زندهاند ا... اکبر به خون غلطیده اند ا...اکبر
|
|
| 19905 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
4/17/2006 4:57:24 PM
کاربر مهمان
|
يا صابر
سلام عليكم
خدايا! دلم مي خواد فرياد بزنم و ازدست خودم ناله كنم! يكي نيست بگه، آخه...
بازم مي گم: الله اكبر!
آخه... خداي من!
الهي! مي بيني چه بنده هايي دورت رو گرفته، يه تيكه جواهر كه دارن تو زمين مي درخشند و من از درخشندگيشون چشمام خيره مي شه! شرمنده ام كه من ... الهي! اگر بنده ي توأم، چرا در بند غير توأم!؟؟؟؟
يازهرا!
عبدالرضا ! مرد مؤمن! اون دفعه كه گذاشتي رفتي، دلمون تركيد از غصه ي دوري، حالا هم كه داري مي ري مشهد... مي تونم يه خواهش از شما داشته باشم، به جان خودم اگه تموم اين حرف دليا يه روز جمع بشن برن، مشهد، هم اين دل رميده ي ماآروم مي گيره هم غربت دل بعضيا! ما كه هرچي خواستيم يه كانالي، چيزي از دل كوچيكمون به درياي دل ... بزنيم، منعمون كردن و در قيد شرط و شروط اسير!
آخه بامرام! حالا ديگه ...
اي خدااااااااااااااااااااا! از دست خودم ناراحت باشم يا...
مي گم خدا جون! فردا قراره تموم دل نوشته ها و دست نوشته ها و هرچي كه من رو مجبور مي كنه به ياد خودم بيفتم، جمع كنم بدم دست يكي كه دلش خيلي طالبه اين احاديث نفسه!! البته بهش گفتم از تو اين نوشته ها جز من چيزي پيدا نمي كني! ولي باورش نمي شه كه بخوام بندازمشون دور!!! اله من! كمكم كن از اين همه نوشتن براي غير تو رها شوم.
شكرت كه هستي وشكرت كه افتخار بندگيم نهادي، بيا و بر پيشانيم مهر عبد تو بودن را بزن وآزادم كن! خدايا! آزاده ام كن! اين مرا خوش آيند تر است.
دلم به اندازه ي دريا غم دارد امشب! درياب كه غير تو هيچ مرا نيست.
همه ما آدم ها يه روز عزيز يكي مي شيم و فرداش اگه ببيننمون به جا نمي يارن!!!
بگذريم كه اينم از روي خودخواهي اين منه كه رهام نمي كنه.
سبحان الله
حلالم كنيد اگه يه روز نيست شدم!
يازهرا(س)
|
|
| 19904 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
4/17/2006 4:45:24 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی دوستان خوبم!
۱.عبدالرضای عزیز!
سلام ما رو هم به آقامون برسون....
۲.بازمانده جان!
ما کوچیک شماییم برادر...مست وصال هم که دیگه رفت که رفت...
راستی خیلی وقته بروبچه های حرف دل رو صدا نزدم...
عبدالفاطمه سرنا بدری آسمونی شیفته ی آشفته حسین آقای کیمیا خروش عزیز سلمای سیبستان غریب ناشناس دلتنگ کربلا شهید گمنام روشنک آقا سید محمد حسین ... مهاجر مرتضی مسافر و و و و همه ی دوستانم سلام!
داداشی رو دعا کنید...
داداش کوچیکتون بی قرار
|
|
| 19903 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
4/17/2006 4:27:13 PM
کاربر مهمان
|
السَّلامُ عَلَیکُم اَیُّهَا الصِّدّیقونَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم اَیُّهَا الشُّهَداءِ الصّابِرونَ
اَشهَدُ اَنَّکُم جاهَدتُم فی سَبیلِ الله وَ صَبَرتُم عَلیَ الاَذی فی
جَنبِ اللهِ وَ نَصَحتُم لِلّهِ وَ لِرَسولِهِ حَتّی اَتیکُمُ الیَقینُ
اَشهَدُ اَنَّکُم اَحیاءٌ عِندَ رَبِّکُم تُرزَقونَ
فَجَزاکُمُ اللهُ عَنِ الاِسلامِ وَ اَهلِهِ اَفضَلَ جَزاءِ المُحسِنینَ
وَ جَمَعَ بَینَنا وَ بَینَکُم فی مَحَلِّ النَّعیمِ.
|
|