هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19722
نام: ....
شهر: ...
تاریخ: 4/14/2006 3:11:51 AM
کاربر مهمان
  دوستان برای فرج مولایمان دعا کنیم هنوز ساعتی وقت هست دعاکنیم.اللهم عجل الولیک الفرج
19721
نام: شهرامسلیمی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 4/14/2006 3:05:59 AM
کاربر مهمان
  سلام برهمه دوستانم
19720
نام: سلیمان رستمی
شهر: بابل
تاریخ: 4/14/2006 12:06:02 AM
کاربر مهمان
  باسلام اگر اجازه بدهید فایل صوتی قران را بردارم .
متشکرم
19719
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دوراز کربلا
تاریخ: 4/13/2006 8:50:31 PM
کاربر مهمان
  زغم دوري دلبر اسيرو مست و خمارم
دل من گرفته بونه براي ديدن يارم
پيش عاشقي رسيدم عقده دلم گوشودم
كه من از اول عمرم باسه خودم نبودم
ي آقاي مهربوني دلمو برده به دامش
به كي من بگم خدايا آقامو خيلي مي خوامش
عاشقه نصيحتم كرد كه چرا مست و خرابي
تو خودت حريم عشقي چرا دنبال سرابي
مگه اين نيست كه دل ما حرم قشنگ ياره
فقط اين دل شكسته پر از گرد وغباره
به خدا كه قلب عاشق مثل صحن با صفاشه
حرم قشنگ ارباب تو دل سينه زناشه
كربلا كربلا حسين مي كشي مرا
**
سلام
به خاطر همينه كه ميام اينجا ، شهيد آويني اين حرف دل كرده منبا عشاق وقتي نوشتهاتونو مي خونم صفا مي كنم اصلا لازمه كه هر روز بيام اينجا اگرچه چيزي ننويسم ولي خوندن حرفهاي شما مثل ي كلاس اخلاق مي مونه هر چند من شاگرد خوبي نيستم.
خدايا زياد بهش فرصت دادي نمي تونه آدم بشه يعني آنقدر صبرت زياده اومديمو تا آخر عمر خواست اينجوري بمونه ي كاري براش بكن كسي رو نداره خودشم كه مي گه گرفتاره نسبت به گذشتش خيلي خراب شده داره كلا تعطيل مي شه من قبلش و ديدم بابا كلي از الانش آدم تر بود ببين ما ازت خواستيم هر چي باشه اونم آدمه جزوموجودات كه هست اصلا ولادت پيامبر رحمة اللعالمينه خوب اينم ي سهمي داره سهم شيطونو كه دادي سهم اين بد بخت رو هم بده ببين حرف دليها هم دارن ازت مي خوان كه دست خالي ردش نكني
***
كربلا نيام مي ميرم زنده بودنم مهاله
19718
نام: خاک
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 4/13/2006 8:40:48 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
***
دلم...
نه
دل ندارم
اما روحم گرفته
معبودا ممنون که اینجا رو سره راهم قرار دادی
از همون روزه اول دنبال یه اسم می گشتم تا منو باهاش صدا بزنی
اسمه شناسنامم...................نه...........لیاقتش رو ندارم
دوست دارم با اسمه حقیقی جوابمو بدی
من خاکم
خاک
آره خاک؛
خاکم اما میونه یه مشت آهن و ....
اینجا چه می کنم؟
نمی دانم
و همین دردی ست گنگ
که تمام لذت دنیا را در بر دارد
کاش نمی فرمودی که آدم و حوا باید ازم راضی باشن تا تو ازم راضی باشی
منم واسه همینه که گره ی آخری رو باز نکردم
وگرنه خیلی وقت پیش ها زده بودم به خاک
اگر خواهی اینجا بمانم فقط فرصت مهربانی و خلوص عطایم کن
من نمی تونم مثه آدمکای اینجا بر لبخند ها لبخند بزنم و بر غصه ها اشک بریزم
نمی تونم مصنوع باشم
میخوام فقط یه خاک باشم
خواستن توانست.....
اما نخواستم

اسمم رو تو دفترت بنویس
من خاکم
مست تو حیدم نه مست باده ی اندیشه سوز
سر خوشی ها را نجویم از در میخانه ها
19717
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 4/13/2006 7:52:09 PM
کاربر مهمان
  بنام تو ای مهربانترین
سلام بچه های با صفای حرف دل
من غریبم حتی تو دنیای زیبای شما هم غریبم غریب خلوتهای زیبایی که با خدا دارید .کاش خدا همه مارا قریب خود کند که به مولا دلم برای این قربت یک ذره شده این شب جمعه ای به حق دلهای آسمونیتون که تا خود خدا میره برای من اسیردربند دنیا دعا کنید تا رها بشم از این بغض نهفته در سینه وخدا مرا به سوی خودش بخونه .
خدای من خودت خوب می دونی که هیچ وقت گله نکردم ازت همیشه شکر کردم وازت خواستم مرا راضی کنی به رضای خودت .حالا هم قربان کرم ولطفتت هرچی تو بخوای این سروما قدمت هر چی تو بخوای فدای مهربانیت من تنها دلم میخواد قریب تو بشم هیچ نمی خوام خدای من این خواسته من وآن هم کرم مولای بزرگواری که بنده اش راهمیشه شرمنده خود کرده.
دلم برای خواندنت تنگ است واین نیمه شب آدینه تو خود بهتر می دانی چقدر هم نوا شدن با بلبلان سحرت را آرزو کردم تا لختی به خود نشان دهم که باید از برای دیدارش دلربای کنم ورنه نمی خواندم
******************************
خواهر خوبم زهرا خانم تو که هم اسم مادرمون حضرت زهرای عزیزدل مهربان شکیبایی کن که خدابا صابران است واین را بدان که خدا در آنچه که ما آن را سختی ورنج وشاید بدی در حق خودمان یا حتی داداش علی می دانیم که توسط دیگران انجام میگیرد خیری بزرگ نهان کرده که سرالله است .
می دانی اگرچه من داداش علی را از نزدیک نه دیده ام ونه میشناسم ولی خوب می دانم که خدا اینقدر این عزیزمان را دوست دارد که چون شعاعهای ذرات نور ذره ذره او را به سوی خود می خواند وچقدر زیباست این خواندن .
چرا نگرانی برای او که آماج درد است وناروایی عده ای انسان زمینی چه کسی بالاتر وبرتر از خدا که ایشان مورد توجه وعنایت حضرت دوست است.رها کن این دغدغه خرد آدمیان خاکی را بگذار این درد زیبا برجان چنان نشیند که تا ملکوت خدا یک قدم بیشتر راه نمانده اورا بببرد سجاده نشین باوقار من سجده کن وشکر کن براین عظمت وبزرگی که خدا نصیبت کرده که زینب باشی خواهر عزیز حسین .
می دانم که لحظاتی سرشار از خدا داری می دانم که هر نفس که برای برادر که به شمارش در می آید نفس تو قطع می شود می دانم ومن ........
امشب برای برادرخوبمان علی تنها بسیار دعا کردم نه از برای شفا ونه شهادت دعا کردم خدایا بیشتر بخوان واین شور وشیدایی را زیباتر نمایان کن ودر این خوابم برده بود که در خواب دیدم وعده زیارت امام رضا می دهند و ئدرست مثل شبهای عملیات زائران حنای سرخ به دست می زنند وزائر می شوند در خواب نام برادرمان هم جز زائران می خواندند خوشا به سعادتشان که مورد رضای راضی ترین خلق الله قرار گرفته اند وزائر مولایمان امام رضا هستند .
خواهر خوبم به داداش علی بگوید که در اون لحظات ناب خدایشون دست مارا هم بگیرند مارا هم دعا کنند تا از این منحلاب بودن در زندگی رهابشیم وبال پرواز بگیریم.یاعلی...خیلی التماس دعا

خدایا بخوان بلند بخوان همواره بخوان واز برای خواندن گام به سویت آمدن را به ما عنایت کن
دوستت دارم ای مهربان
19716
نام: ........
شهر: مشهد
تاریخ: 4/13/2006 7:38:34 PM
کاربر مهمان
  خیلی دلم گرفته
19715
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 4/13/2006 6:42:23 PM
کاربر مهمان
 
اماتمام هر دو دنیا یک طرف...
19714
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 4/13/2006 6:24:15 PM
کاربر مهمان
  ...
19713
نام: ...
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 4/13/2006 6:21:11 PM
کاربر مهمان
  زهرا جان دلم طاقت نیاورد چیزی که عذابم می ده رو برات ننویسم
پس پرده می گشایم و برایت چیزی را بازگو می کنم
قبل از گفتن مرا ببخش
اما بنده ی خدا
برادر شما الان تمام لذت دنیا رو می بره(بماند آخرت)
اونه که لذت می بره
نه ما
به نظره من شما بیشتر ناراحتیت از...
برو عشق کن که برادرت داره زندگی می کنه
کسی رو میشناختم که اگه بگم چه دردهایی رو تحمل کرده زبانم یاریم نمیکنه(اگر میگم درد به زبونه زمینی هاست)
اما بدون کمتر از برادره شما نبوده
وقتی باهاش حرف میزدم فقط از لذتی که میبرد حرف میزد
آدمی نبود که اهله دروغ باشه
چون معبوده خودش رو شناخته بود
و من به حرفش ایمان داشتم
خلاصه این که ای کاش ما جای برادره شما می بودیم
...
و تنها دعایی که می تونم بر زبان برانم
راضیة مرضیة...
<<ابتدا <قبلی 1978 1977 1976 1975 1974 1973 1972 1971 1970 1969 1968 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=1973&mode=print