اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 19682 |
نام:
تنی از تن ها
شهر:
تنهایی برای تن ها
تاریخ:
4/13/2006 6:50:41 AM
کاربر مهمان
|
کاش یکی هم برای من دعا کنه که خدا منو ببخشه . آخه بدون خدا بدجوری تنهام
|
|
| 19681 |
نام:
هانیه
شهر:
تهران
تاریخ:
4/13/2006 5:56:37 AM
کاربر مهمان
|
سایت بسیار کامل و خوبی بود . از تلاش های شما عزیزان متشکرم
|
|
| 19680 |
نام:
سیمرغ
شهر:
قاف
تاریخ:
4/13/2006 5:07:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام
چه شود به چهره زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
............
التماس دعا
|
|
| 19679 |
نام:
مسافر
شهر:
ناکجاآباد
تاریخ:
4/13/2006 4:00:52 AM
کاربر مهمان
|
ما مریدان کوی خمّاریم
سر به مسجد فرو نمی آریم
زده در دامن مغنّّی چنگ
دامنش را ز چنگ نگذاریم
سالک راههای عشاقیم
محرم پرده های اسراریم
ما به سودای یار مشغولیم
وز دو عالم فراغتی داریم
جان به بازار دل تلف کردیم
مفلسان شکسته بازاریم
ساغر می که نشوه اش عشق است
ما به هر دو جهان خریداریم
بار جان است و عقل سرباریست
عشق کار است و ما در آن کاریم
ساقیا از خمار می میریم
شربتی ده به ما که بیماریم
بوسه ده به ما که لبت
جان خود چون پیاله بسپاریم
ما نه از زاهدان صومعه ایم
ما ز دُردی کشان خمّاریم
زاهدان از کجا و ما ز کجا
ما و دُردی کشان بی سر و پا
خسته نباشید
|
|
| 19678 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
4/13/2006 3:51:32 AM
کاربر مهمان
|
سلام
خدای مهربونم ! باورم نمیشه که ........
یعنی اینقده ما روسیاهیم ............
یعنی اینقده استغاثه های ما بی جوابه .........
یعنی دعاهای ما تا آسمون اولم نمیرسه چه برسه آسمون هفتم که تو شنونده اش باشی ........
یعنی اینهمه دعا ، اینهمه اشک ، اینهمه خاکساری حقش این نیست که یکی از حرف دلیها قرار بگیره ........
که نخواد بیاد اینجا و رک بگه بی لیاقتیم و نتونستیم براش چیزی طلب کنیم ........
به خود آقا قسم هزار بار شنیدم دعا در حق غیر و تو بی جواب نمیگذاری ....... تو که میدونی چقدر برای زهرا خواستیم ....... چقدر برای علی آقا خواستیم ....... این بود نتیجه اش که بیان و بگن بی لیاقتیم ....... یعنی اینهمه حرف دلی پیش تو حرمت نداشتن ....... توی قلعه سیدمرتضی ..... آخر خدا باورم نمیشه یعنی سیدم ما رو ندید گرت که لااقل پارتی بازی کنه ...... نه !!! نه !!! نه !!! باورم نمیشه
چند بدم ، چی بدم ، چه کسی رو واسطه کنم ، دامن کدوم باآبرویی رو بگیرم ، حریم کدوم امامی رو دور بزنم ، موهای سفید چه کسی رو قسم بدم ، تا بتونم یه ارزن آبرو ازت کرایه کنم بعد واسه زهرا دعا کنم
آخه قربون شکل ماهت ،
دیگه از حبیبی محمدت بالاتر
دیگه از مظولمیت علی بالاتر
دیگه از پهلوی فاطمه بالاتر
دیگه از تنهایی حسن بالاتر
دیگه از حسیــــــن بالاتر
آخه نازنین اله من خودت بگو چه کسی رو به درگاهت روونه کنم که آب بشی برای آتیش دل زهرا .... که آرامش بشی برای تن تبدار علی ....
خدایا اینقدر حقارت رو برای ما طالب نباش ....
آقا سیدمرتضی قبل از خدا به شما میگم اگه میخوای ثابت کنی که لیاقت چرخ زدن توی قلعه ای که سردرش اسم ترو نوشتن رو ندارم به دیده منت دیگه رخصت سید ، دیگه نمیام اینجا مگاه زهرا بیاد و چیزی بگه که تا حالا انتظارش رو کشیده اومد که بسم الله نیومد یا اگه اومد همینی بود که الانه ، یعنی ما بی لیاقتیم منم اصراری ندارم خودم رو وارونه غاطی جمع با لیاقتا کنم
پس دوستان یا علی ......................... برای همیشه
اما مهربونترینم
یا حمید و بحق محمد ، یا عالی بحق علی ، یا فاطر و بحق فاطمه ، یا محسن و بحق الحسن ، یا قدیم الاحسان بحق الحسین .............
زهرای شیدایی مسافر خسته قلعه سیدمرتضی را دریاب
علی آقا ...........
.
.
.
.
یا علی
|
|
| 19677 |
نام:
...
شهر:
آهن و سیمان
تاریخ:
4/13/2006 3:22:15 AM
کاربر مهمان
|
اعیذ نفسی بالله اعلی العظیم
یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی
***
محبوب دلم؛
تو را سپاس که روز دیگر را بر دیدگان من نهادی
کمکم کن و به من قدرت عطا فرما تا در راه رسیدن به تو گام بر دارم
باز هم یه پنج شنبه ی دیگه و یه بار دیگه...
امروز دلم می خواد وقتی می رم اونجا فریاد بزنم
یه فریاد بلند
همیشه بهم می گفت اگر می خوای فریاد بزنی و نمی تونی
فریادت رو روی یه کاغذ بکش و بفرست تو آسمون
اونوقت می بینی که فریادت تا کجا ها می رسه
اما...
دل من راضی نمی شد
امروز می خوام از شهر آهنی بزنم بیرون و برم یه جایی که آدمک نداشته باشه
میخوام برم بهشت یاس سپیدت
امروز می خوام فریاد بزنم
...
سلام منو به آسمونی های بی معرفت برسون... بی معرفت........نه...شاید اجازه ندارن
رئوفا؛
روزی از دست تو خود را به دار آسمان خواهم آویخت
...
سعادتی نصیبمان کن تا در جوار فرشتگانت زمزمه کنیم:
یا سریع الرضا اغفر لمن لا یملک الا الدعا
فانک فعال لما تشا
یا من اسمه دوا و ذکر شفا
و طاعته غنی ارحم من راس ماله الرجا
وسلاحه البکا
...
ای ستار العیوب
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
...
|
|
| 19676 |
نام:
پرستو
شهر:
لار
تاریخ:
4/13/2006 3:14:26 AM
کاربر مهمان
|
ای پادشه خوبان کی؟
|
|
| 19675 |
نام:
شروین
شهر:
کربلا
تاریخ:
4/13/2006 3:04:55 AM
کاربر مهمان
|
شهیدان عزیز ایران یادتان جاوید وزنده باد ما جوانان را که هر لحظه به گناه نزدیک هستیم دعا کنید.
|
|
| 19674 |
نام:
زهرا
شهر:
شیدایی
تاریخ:
4/13/2006 2:53:23 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الرضا(ع)
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی
سلام
بهترین گوشها برای شنیدن حرف دل بدترین ها !
امروز دلم آنقدر گرفته که می توانم به وسعت یک اقیانوس اشک بریزم ، آنقدربغض گلویم را می فشرد که می توانم درد تمام دردمندان عالم را در آن جا دهم ، امروز آنقدر غمگینم که می توانم با این غم دل تمام غصه های دنیا را به اسارت گیرم.............
آه! یا غیاث المستغیثین! ای خدای زهرای تنها!کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم می خواد همه چیز رو براتون بنویسم اما دیگه از درد دل کردن بیشتر از هر چیزی متنفرم !دوست دارم برایتان بنویسم و شما بخوانید وبعد بنویسید که برایم دعا کردید و من آرام بگیرم اما حرف ها در دهانم یخ می زند وقتی به یاد می آورم هیچ وقت هیچ کس نتوانسته کمکم کند وباز چشم به آسمان می دوزم و با امیدی ناامید منتظر می مانم تا نگاهم کند اماانگار خدا سالهاست نام مرا از لیست بندگانش خط زده !!!!!!!!!!
آقای خروش ،عبدالفاطمه !من هر شب نماز استغاثه می خوانم شما که بانو را بهتر از من می شناسید بگویید به کدام جرم وبه کدام گناه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گناهکار ترین عبد خدا راناامید می کنند . من به بد بودن خود یقین دارم واگر التماسشان می کنم چون خودشان فرمودند ولی حتی آقام مهدی (ع)به حرمت نام مادرشون هم حاضر نشدند کمکم کنند
آه!یاارحم الراحمین!ای خدای زهرا !مگه صدام رو نمی شنوی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟من هم بنده تو هستم. اگر الان نمی پذیری یعنی هیچ وقت نمی پذیری. خدای غربت من!فقط تو میدونی چقدر دیر شده واگر باز هم جواب ندی...
حرف دلیها!من بریدم ودیگه حاضر نیستم صبر کنم ! به خداتون بگین زهرا خسته شده ! بازمانده وهمه اونایی که شهدا رو حس کردید به خدای شهدا بگویید دیگه بسه ! امتحان سختی بودوزهرا با بی طاقتی وبی لیاقتی وسستی در این امتحان کم آورد ولی من دیگه توان ندارم که تجدیدی امتحان بدم دلم می خواد به حرمت استغاثه هام ودر جواب اون همه تمنا به آقا ارفاق کنند واز این امتحان سخت بگذرند !
خروش که همین دور وبرا هستی ومن هم همیشه حست می کنم گفته بودی اگر استغاثه بخونم به تو وامثال تو احتیاج ندارم ولی فرمانده استغاثه ای که شما با دل پاکت می خونی با استغاثه زهرای گناهکار فرق داره !!!!!!!!!!
برادرم برای همتون دعا می کنه ومن همیشه پیغام هاتون رو بهش می رسونم ولی یه سوال دارم شما چقدر برای برادرم دعا می کنید؟بیقرار رو به حریم قرارت که می ایستی برای برادرم دعا می کنی ؟ عبدالفاطمه روی خاکهای داغ جنوب ، زیر آسمون آبی خرمشهر ودر بیکران اروند برای برادرم دعا کردی ؟ سورنا سلام منو به آقا که می رسوندی اسم برادرم رو هم بردی؟
می دونم که دعا می کنید اما چرا هیچ چیزی تغییر نمی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ازتون خواسته بودم برام دعا کنید وشما مهربانانه دعا کردید ولی من اونقدر بدم که خدا به دعای شما هم به من نگاه نکرد دیگه نمیدونم به چه زبونی با خدا حرف بزنم وازش بخوام منوببخشه.
فقط می دونم با اون که خیلی خسته شدم ونا ندارم باز هم تنها راه در خونه خدا نشستن ومنتظر بودنه !
ای خدای ...............!کمکم کن ؛ من با تو عهد کردم دردها وغصه های دنیا رو و همه رنجهای برادرم رو بی هیچ اعتراضی تحمل کنم ولی یادته ازت خواستم نخواه که پای آخرتم وسط بیاد و.............خدایا من که به عهدم وفا کردم پس چرا اینطوری امتحانم می کنی؟چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
التماس دعا - یا حق
|
|
| 19673 |
نام:
رامین
شهر:
هرات
تاریخ:
4/12/2006 11:45:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام برادرعزیز من خیل از شما تشکر خدا کند همیشه موفق با شی
|
|