هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19652
نام: م
شهر: شیراز
تاریخ: 4/12/2006 1:33:53 PM
کاربر مهمان
  سلام
برایم دعا کنید

به خوبا سر میزنی مگه بدا دل ندارن
یه سرم به من بزن ای خوب خوبا آقا جون
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج الهی آمین
19651
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران
تاریخ: 4/12/2006 12:36:01 PM
کاربر مهمان
  با سلام به همه بچه های قعله و موقیعت شهید اوینی
راستی که بعضی از این مردم و مسئولان درحق بچه های جنگ......
یک کمک خلبان اسرائیلی حدود ده سال پیش روی فضای لبنان با چتر پریده و از او حبری نیست ،انوقت غیر از دولت اسرائیل هواخواهان کمک حلبان جایزه ای چند ملیونی برای کسی از سرنوشت او خبری ده....
انوقت ما مردی داریم فرمانده ای داریم که تک تک مردم و مسئولین مدیون شجاعت و ذکاوت و مردانگی او هستند ، مردی که یکی از همرزمان میگوید:حاجی هیچگاه لباسش را جلوی کسی در نمی اورد چون بدنش یا حسین، پر از جای شکنجه و سوختکی و تیر و ترکش بود فرمانده ای که در سخترین شرایط بهترین تصمیمات را گرفته ، و دشمن را عاصی کرده بود ،هر چقدر از بزرگواری و رشادت و مردانگی این فرمانده عزیزم بگویم کم است ، اری چرا ما یک جایزه ای برای کسی که از او خبر.....چرا مسئولین اینکار را نکردند؟؟؟؟
دورد خدا و پیامبر بر مرد مردها، فرمانده تیپ محمد رسول الله حاج احمد متوسلیان باد،از دوستانی که این مطلب را میخوانند خواهش میکنم برای این مرد بزرگ دعا کنند و برای سلامتی وی صلواتی....

از ساعتها پيش‌، دشمن پاتك‌هاي سنگيني را روي بچه‌ها انجام مي‌داد و آنها هم جانانه دفاع مي‌كردند‌. در همين گير و دار، ناگهان غرش سهمناك و مهيبي را در كنار دژ مرزي شلمچه شنيدم‌. گلوله توپي در كنار حاج احمد و چند نفر از همراهانش تركيده بود‌. گيج و گم‌، چرخي زدم و به ميان توده خاك و دود رفتم‌. خاكها كه بر زمين نشست‌، چهره خاك آلود و پاي تركش خورده حاج احمد را كه از آن خون بيرون مي‌زد، ديدم‌. با ديدن اين صحنه‌، به يكباره بچه‌ها فرياد يا ابوالفضل‌(ع‌) و يا امام زمان‌(عج‌) سر دادند و گريه كنان و بر سر زنان‌، به طرف او دويدند‌. همين طور كه داشتيم به سر خودمان مي‌زديم و به پيكر مجروح حاج احمد نگاه مي‌كرديم‌، يك دفعه او از پشت لايه‌هاي خاك‌، با همان نگاه پر از غيظ گفت‌: "تركش نقلي‌اش مال ماست‌. آن وقت گريه و زاريش مال شما؟ بس كنيد"! جلوي خودمان را گرفتيم و اشكها را پاك كرديم‌. حاج احمد كمربندش را باز كرد و به وسيله آن‌، بالاي شريان ران را بست و به هر زحمتي بود، از جا بلند شد‌. بعدها كه جاي زخم و تركش را ديدم‌، نفهميدم چطور حاج احمد به تركشي كه به قدر نصف كف دست بود، مي‌گفت تركش نقلي‌! تازه در برابر اصرار ما براي انتقال به بيمارستان اهواز، با قاطعيت مخالفت ميكرد‌.
19650
نام: ...
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 4/12/2006 12:31:24 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
***
محبوب من
نفس تنگ است و من...
نمی دا..
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
مرا به حال خود وا مگذار
۲۰:۰۰
19649
نام: .......
شهر: .....
تاریخ: 4/12/2006 12:25:07 PM
کاربر مهمان
  خدای من خسته ام خسته همه وجودم خسته است

دلم می خواهد آرام بگیرم اما در این جا هیچ جایی آرامش ندارد

خدای من ...........
19648
نام: تارا
شهر: آباده
تاریخ: 4/12/2006 11:54:23 AM
کاربر مهمان
  اگر بر جاي من غيري گزيند دوست حاكم اوست
حرامم باد اگر من جان به جاي دوست بگزينم
19647
نام: حسین
شهر: ایران
تاریخ: 4/12/2006 11:47:36 AM
کاربر مهمان
  ãÑÇ Çß ÑÏÇä ÊÇ åäÇã ÞÖÇæÊ ÏíÑÇä ÑÍíã ÈÇÔã.ãä ÈÓíÇÑ äÇÏÇäã ÇãÇ ÏÇäÔ Êæ ÈíßÑÇä ÇÓÊ.ÎÏÇíÇ å íÒ ÇÓÊ ßå Êæ äÏÇäí ¿ãä ÏÑ Çíä ãíÇä ÊãÇÔǐÑí ÈíÔ äíÓÊã.ȐÐÇÑ ÇÒ Çíä ÈÇÒí áÐÊ ÈÈÑã.ÎÏÇíÇ !åãå íÒ ØÈÞ ÎæÇÓÊ Êæ ÊÍÞÞ ãíÇÈÏ.Ó ÑÇ ãä äÑÇä æ ÑíÔÇä ÈÇÔã¿ÎÏÇíÇ! ãÑÇ ÞáÈí ãÊæÇÖÚ ÚØÇ ßä ßå ÏÑ ÓÑãÇ æ ÑãÇ ,ÊÍÓíä æ äßæåÔ,ÏÑ áÐÊ æ ÏÑÏ,ÈíãÇÑí æ ÊäÏÑÓÊí æ ÏÑ ÎæÔÈÎÊí æ ÝáÇßÊ,ÔÇÏ ÈÇÞí ÈãÇäÏ.æ ÏÑ ÞáÈ ßæß ãä ÂÊÔ ÚÙíã ÚÔÞ ÎæÏÊ ÑÇ ÈíÝÑæÒ.ȐÐÇÑ ÔæÞã Èå ÓíãÇí ÒíÈÇíÊ åÑÑæÒ Ý
19646
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/12/2006 11:28:25 AM
کاربر مهمان
 

یا رئوف و یا رحیم

خدایا ! تو خود شاهدی که اذان صبحمان با اذان ظهر و اذان مغربمان پیوند خورد و نگاهمان را از آسمان برنداشتیم.
بار الها در این لحظات روحانی اذان مغرب، ما را بیامرز...
19645
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 4/12/2006 10:56:54 AM
کاربر مهمان
  بنام تو که مهربانترین هستی

دوستان هنگام غروب است وموقع مناجات با خدا همه را یاد کنید مرا نیزدر دعاهایتان یاد کنید .که بی تابی دلم بسیار است وقرار ماندنم کم .نه بالی برای پرگشودن دارم ونه رمقی برای ماندن .التماس دعا

خدای من بخوان بلند بخوان همواره بخوان وگام برای اینکه به سویت بیایم را به من عنایت کن.
یا ارحم راحمین
19644
نام: ریحانه سادات محمدی
شهر: تهران
تاریخ: 4/12/2006 10:50:43 AM
کاربر مهمان
  باعرض سلام واحترام
من بایاری خداوند تحقیقی رادرباره ی شهیدسیدمرتضی آوینی شروع کرده ام وهمین امرسبب شدتابرای اولین باربه سایت این بزرگوارسری بزنم وازشمادست اندرکاران
زحمتکش سپاس گزاری کنم.
19643
نام: محدثه
شهر: تهران
تاریخ: 4/12/2006 10:42:23 AM
کاربر مهمان
  سلام

جمعه یعنی عشق یعنی انتظار

جمعه یغنی تاب ابروی نگار

جمعه یعنی یک غروب غصه دار

جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

جمعه ها بر ما دعا دارد حبیب

در قنوتش یاد ما دارد حبیب

ای غائب از نظر یک جهان پنهان در انتظار صلح و

صفای تو نشسته ایم ** مهدی بیا........

یا مهدی ادرکنی (عج)
<<ابتدا <قبلی 1971 1970 1969 1968 1967 1966 1965 1964 1963 1962 1961 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=1966&mode=print