اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 19642 |
نام:
تنها
شهر:
.....
تاریخ:
4/12/2006 10:11:39 AM
کاربر مهمان
|
یا کریم
دوستان دلم گرفته من هم روزی عاشق بودم وزندگی برام معنی داشت حالا مرا رها کرده نمی تونم درباره اش بد قضاوت کنم ولی حالا زندگی برام معنای نداره ودلم سخت گرفته کاش می شد چاره ای براین حال خودم بکنم کاش میشد برام دعا کنید کاش اون برگرده وزندگی معنای قشنگ خودش رو پیدا کنه شما که دلهاتون پیش خداست برام دعا کنید
یا علی
|
|
| 19641 |
نام:
تنها
شهر:
.....
تاریخ:
4/12/2006 10:11:36 AM
کاربر مهمان
|
یا کریم
دوستان دلم گرفته من هم روزی عاشق بودم وزندگی برام معنی داشت حالا مرا رها کرده نمی تونم درباره اش بد قضاوت کنم ولی حالا زندگی برام معنای نداره ودلم سخت گرفته کاش می شد چاره ای براین حال خودم بکنم کاش میشد برام دعا کنید کاش اون برگرده وزندگی معنای قشنگ خودش رو پیدا کنه شما که دلهاتون پیش خداست برام دعا کنید
یا علی
|
|
| 19640 |
نام:
احمد
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/12/2006 10:02:45 AM
کاربر مهمان
|
عاشق
|
|
| 19639 |
نام:
غریب
شهر:
غربت
تاریخ:
4/12/2006 10:02:26 AM
کاربر مهمان
|
بنام خدای عشق خداوندی که خود عاشق است ومعشوق
براستی عشق زمینی آدمی را از ناامیدی ومرگ می رهاند وچه زیبا وخوش است اگر ما خاکیان از منظر عشق مان به یک موجود زمینی خدای را در افلاک نظاره گر شویم وبال در بال این معشوق تا خدا برویم میشود در خاک بود وچشم در افلاک داشت میشود تا ثریا رفت بربام آسمان اشتیاق گام برداشتن با یک همراه وهمدل وهمراز مسلما راه را کوتاهتر خواهد کرد ومسیررا راه زیباتر وسختیها هموارتر ورسیدن سهل تر خواهد شد .می توان عاشق شد وعشق قشنگترین خلقت عظیم خداست .عقل وعشق تو چیز جدای از هم نیستند دوگانه نیستند اگر عقل وعشق هر دو در یک ظرف قرار گیرند باید ترا تا خدا برند وگرنه آن عقل معاش است که عشق را در یک پیمانه می گنجاند وعقل را درظرفی جدا.وهر یک ساز خود را می زنند وراه به هیچ جا نخواهی برد.
وآنگاه عشق در تو تبلور کرد تو هیچ خواهی شد وهمه او می شوی حال می توانی به راحتی از همه چیز بگذری زیرا از خود گذشتن را خوب یاد گرفته ای حتی از او که بسیار دوستش داری به خاطر خود او خواهی گذشت بی هیچ چشم داشتی اگر چه بسیار سخت است اما صبورانه می گذری وآرام نظاره گر خوشبختی او خواهی بود .این دنیا همه اش همین است آرام متین وسربه زیر داشت ونگاه برآسمان کرد وخدای را به نظاره نشست می شود با او نجوا ومناجات کرد وزیباودیدنی است حال تو خود خدا شده ای وچه زیباست خلقتی اینچنین عظیم داشتن وامید دارم همه عشقهای زمنیتان شمارا تا افلاک همراهی کنند وتنها نمانید.
یا ارحم راحمین
|
|
| 19638 |
نام:
مسافر
شهر:
ناکجاآباد
تاریخ:
4/12/2006 9:39:10 AM
کاربر مهمان
|
شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد
واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد
پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند
وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد
شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد
صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند
|
|
| 19637 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
4/12/2006 9:30:20 AM
کاربر مهمان
|
سلام
آقاجون سلام -
آقاجون مخلصتم ،
آقا جون حیرونتم ،
آقا جون سفیر و سرگردونتم ،
آقا جون وقتی ماه رمضون میاد ، میگم خدایا فصل عاشقی نزدیکه ، دو روز به نیت سرسلامتی میرم پیشواز ،
آقا جون وقتی محرم نزدیک میشه ، میگم خدایا فصل عاشقی نزدیکه ، دو روز به نیت دلبری میرم پیشواز ،
آقا جون الان میگن ظهورت نزدیکه ، میگم خدایا فصل رسیدن معشوق همه دلای عاشق نزدیکه ، حالا به نیت سرسپردگیت دو روز اومدم پیشواز ،
باوفا کاری نکنی جمعه بیاد و بازم بغضم گریه بشه ،
باصفا کاری نکنی جمعه بیاد و چشمم خیس اشک تنهایی بشه ،
بامرام کاری نکنی جمعه بیاد و لبام تشنه باقی بمونه ،
بامحبت کاری نکنی جمعه بیاد و بازم بگم ... آه آه آه آه آه .....
آقا جون :
اون کدوم ابره که دلتنگ تو باشه نباره
کیه با چشم تو روبرو بشه کم نیاره
آقا جون دارم میام پیشواز ..... علی علی ؟؟؟
*****************************************************
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ
أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
مهربانا! وقتى تو بيايى، دشتها همه سبز و بلبلان عاشق ترانههاى وصل سر مىدهند . وقتى تو بيايى، نهال عشق را در باغچه زندگى، با دستان عاطفه و با بيلچه شوق در ميان خا ك اميد مىكارم و با نگاهت هر روز آن را آبيارى مىكنم .
نازنينم! اگر تو بيايى، پرستوهاى مهاجر دوباره بهار را به سرزمينهاى يخ بسته نويد مىدهند و نالههاى جدايى را در گلو خفه مىكنند .
چقدر آسوده مىتوان كلمات را به سوى تو فرستاد و چه آسوده مىتوان در اطراف مهربانى تو اتراق كرد . تو در اوج اندوه من، چون خيال مىوزى و مرا از خاطرات شب تهى مىكنى .
مقتداى من! بيا و اشك چشمهاى منتظر ما را مرهمى باش . بيا و براى لالههاى مهر و وفا و شقايقهاى عشق و صفا، در قلبهايمان باران باش . بيا و قايق غمهايمان را ساحل و طلوع دلتنگىهايمان را غروب باش .
مهدی جان !
در لحظات تنهايي قلبم ، چقدر جاي تو خاليست
اللهم عجل الولیک الفرج
یا علی
|
|
| 19636 |
نام:
نظیری
شهر:
کرج
تاریخ:
4/12/2006 9:21:52 AM
کاربر مهمان
|
سلام
|
|
| 19635 |
نام:
مسافر
شهر:
ناکجاآباد
تاریخ:
4/12/2006 9:07:36 AM
کاربر مهمان
|
خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گر چه دانم که به جايی نبرد راه غريب
من به بوی سر آن زلف پريشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سليمان بروم
چون صبا با تن بيمار و دل بیطاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت
با دل زخم کش و ديده گريان بروم
نذر کردم گر از اين غم به درآيم روزی
تا در ميکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم
تازيان را غم احوال گران باران نيست
پارسايان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون
همره کوکبه آصف دوران بروم
|
|
| 19634 |
نام:
شیفته
شهر:
اشفته
تاریخ:
4/12/2006 8:39:16 AM
کاربر مهمان
|
سلام
ناشناس عزیز اجازه می خواهم در مورد عشق خوب تو دنیا باهات حرف بزنم امیدوارم جسارت منو ببخشید ولی این یک تجربه ای گرانبها و حاصل عمر من است شاید بدردت بخوره .هم مدعی عشق دیدم هم احساس عاشقی کردم در نهایت به این نتیجه رسیدم که در کنار صبوری، بدون انتظار از کسی در مقابل کاری، با تحمل جفاهای اونی که دوسش داری می تونی بهش عشق بورزی و با منطق و استدلال رفتارش را ارزیابی کنی تا خدشه ای به احساست وارد نشه . اگر یه دریا عشق شدی آنوقت به دنبال یه دنیا باش که در اون جا بگیری.اگر تونستی محبتت را بی دریغ عطا کنی مطمئن باش ظرف مکان عشقت را می یابی.
|
|
| 19633 |
نام:
hbgr17
شهر:
www
تاریخ:
4/12/2006 8:27:31 AM
کاربر مهمان
|
یا حق
|
|