هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19542
نام: مسافر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 4/10/2006 5:38:28 PM
کاربر مهمان
 
آمده ايم كه باشيم ، باشيم تا بمانيم .

چه دليلي بر آمدن بهتر از بودن و چه دليلي بر بودن بهتر از ماندگاري ؟

كه آمدن شروع هستي است ، بودن خود هستي است ، و ماندگاري نتيجه آن.


پس ما هستيم ، كه نفس بودن برتر از نبودن است ، نفس هستي چيره بر نيستي.

فارغ از چگونه بودن ، چه رنگ بودن ، چه شكل بودن ...

رنگ و شكل را چه سود ؟ وقتي وجودي نباشد كه اثري بر آن عارض شود .

پس ما آمديم نه اينكه در مقابل ديگران عرض اندام كنيم كه :

سعدي آزاده ايست افتاده
كس نيايد به جنگ ، افتاده!

و نه اينكه خودنمايي كنيم. بلكه آمده ايم تا هستي خود را تجربه كنيم ، حس كنيم و به منصه ظهور درآوريم ....

آمده ايم كه باشيم.



19541
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 4/10/2006 5:38:26 PM
کاربر مهمان
 
خروش من دعات میکنم.
19540
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/10/2006 5:32:36 PM
کاربر مهمان
 
فسبح باسم ربک العظیم

حرف دلی های شب بیدار ، دعامون کنید
19539
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 4/10/2006 5:23:09 PM
کاربر مهمان
 
یا صاحب الزمان
19538
نام: علیک سلام
شهر: علیک سلام
تاریخ: 4/10/2006 5:16:18 PM
کاربر مهمان
  جلال سلام
19537
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 4/10/2006 4:44:23 PM
کاربر مهمان
 
یار را گر سر پرسیدن بیمار غم است

گو بیا خوش که هنوزش نفسی می آید...
19536
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 4/10/2006 4:31:01 PM
کاربر مهمان
  يا ستارالعيوب
سلامي دوباره!
الهي! ايا ك نعبد و اياك نستعين* الهي! اهدناالصراط المستقيم.
خدايا!هنوز اندر خم يك كوچه در حال پرسه زدنم، هنوز روي زمينت دارم راه مي رم و ... دلم از غصه پردرده.
الهي! داريم به لحظات صفر عاشقي نزديك مي شيم، تو رو به همون بنده هات كه قدر اين لحظات صفر عاشقي رو مي دونن ، دلمون رو به يقين حضورت روشن كن و نگذار در اين سياهچال دنيا گرفتار آييم، مي دانم كه دنيايي كه تو آفريدي زيباست، ولي اله من! بعضي از بنده هات مثل من ظرفيت ندارن و خودشون رو به دنيا كه جايگاه توقفه ، وصل مي كنن، اونم اونقدر سفت و سخت كه انگار براي هميشه ماندگارند!!!
اله من! نه! اگه جزء اون دسته از بنده هاتم، چرا بي قرار رفتنم!؟
اصلاً خداي من!:
اگر باديگرانش بود ميلي--چرا ظرف مرا بشكست ليلي!؟
مگر غير اينه كه تو مشتاق تر از بنده هات به اونايي!؟؟ اينم يه جور بار شرمندگيم رو زياد مي كنه، الهي! افتخار و سعادت بندگيت رو از من مگير كه گمراهترين خواهم بود.
الهي! هنوز طعم شيرين راز بين خودم و خودت يادمه!
اله من!........... آخ كه چقدر كريمي و مهربان!
خدايا! گفته بودم به ياد نگاه سبز پشت قاب عكس خونمون، امروز تا آخر شب دلتنگي هام رو بريزم كنار وبشينم صاف وصادق با تو گفتن، اونم از باده اي كه مدت ها پيش بر كامم ريختي و تاآخر مرا اسير مهرباني خودت كردي! اسارتي كه نهايت آزادگي است!
يادمه يكي نوشته بود: ارزش آدما به چيزيه كه ناگفته هاييه كه تو سينه شونه!
مي گم خدا جون! اگه ننويسم بهتر نيست!؟ مي دوني كه گفتنش ، اونم ........ يه لذت ديگه اي داره! آخه قلمم داره يه جورايي لذت گفتن رو ازم مي گيره، اونم گفتن يه چيزايي كه فقط بايد خودم و خودت بدوني!
مي گم، امشب چه حال خوشي دارد دلم! از وقتي شنيدم يكي از بندگان خوب خدا،(شهيد گمنام) حقير رو تو جمكران و حرم حضرت معصومه(س) يادش بوده، يه جور وصف ناپذيري غرق شاديم، و يه طوري غمگين از خودم، اونقدر كه شرمم اومد از گناهانم...آخه با اين بار گناهان چه روي آمدنم به درگاه توست!؟
اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! انگار اين ابرها از جلوي چشمان عبدالفاطمه كنار نمي روند، اصلاً امشب رو هم ببار اي اشك، هم از روي شادي و هم از روي درد!
بگذار باز اين درياي ديدگان عبدالفاطمه طوفاني باشد، خدارو چه ديدي ،شايد فرجي شد بر اوج گرفتنش!
الهي! دستان خالي ام را نظاره مي كني؟ بگير اين دست ها را كه نزديك است در دام هوس به كاري روند...
يا الله....... اين اشك و ديده از من مگير تا چشمانم فقط در ديدار تو بينا شوند، مي داني كه چشمانم كور است و تا به قربت نرسم كور مي مانم، پس كي معرفت!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا الله!.... شرمم باد اگر غير تو بخوانم!
غريب جان! به جان ناقابلم كه پيشكش بانوست، شرمنده ام مي كني با اين وصفت، اين ديده كه هميشه باراني است و بند تلنگري است، عزيز من! شما هم بر دلم بتاز كه اين نيز عبدالفاطمه را خوش ايد، كه خنجر دوست بر جانم چون شهد شيرين است، بايد چهل روز به استغفار بنسينم عزيز... چي بگم بنده ي عزيز خدا كه شرمسارم از روي خوباني چون شما، هنوز بالم شكسته است، اصلاً سال ها بايد بدوم تا دلم به وسع گوشه ي دل شماها برسد، از بس كه بزرگواريد و در راه رسيدن به دوست استوار. دل قوي دار سحر نزديك است عزيز... ان شاءالله نزديك است كه بال پروازت را بيابي( هر چند...)
يا حق!... اي اشك هاي مانده در راه عبدالفاطمه بشوييد ديدگانم را كه لحظه لحظه ي ديدار است، بشتاب كه آسمان خدا
19535
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 4/10/2006 3:44:36 PM
کاربر مهمان
 
سخته!خیلی...بیشتر از همیشه دلتنگم.
19534
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 4/10/2006 3:34:46 PM
کاربر مهمان
  بنام مهربانترین مهربانان
خدای من سلام دلم برای تو یک عالمه تنگ است برای دیدار یاری دلتنگم که با من است واز من برمن نزدیکتر در قلب من در بارگاه سلطنت ملکوتی اش
خدای من بسیار دوستت دارم چه زیباست دوست داشتن
مهربانی چون تو که سراسر لطف کرم وبخشایش وبزرگواری هستی
خدای من خدای مهربان من از انچه در پس پرده روی می دهدبی خبرم وبه این علت گاه می نالم تو از من مرنج که ناله ام از ندانستن است خدایا راضیم گردان به رضای خودت که تو بهترین تقدیر را برای ما رقم میزنی یاسریع الرضا
عبدالفاطمه عزیز بنده بریده شده از بدیها کاش خدا دعای دل تورا بشنود واین پاهای زمینی را از من بگیرد وبالی ملکوتی عنایت کند که حتم میدانم در آسمان خدا من بال بابال خوبان چون شما قرار گیرم با شکوه است ویقین شما با این ذل شکسته که خریداری بزرگ دارد وچشمانی همیشه بارانی که عرش خدارا می بیند قبل از همچون منی پای در آسمان خدا خواهید نهاد التماس دعا داریم عزیز من هم شمارا دعا خواهم کرد شما هم من حقیررا از دعای خیرتان فراموش نکنید
خروش مهربان یادتان باشد که غریب به قربت شما دل خوش دارد
بازمانده از خیل عظیم شهدا خدا شهید زنده بدارد وشهید بمیراند شما را که لایق این موهبت الهی هستید مارا هم دعا کنید
برادر گرامی بیقرار خدا قرار دلات باشد انشاءالله وقتی به پای بوس آقا ی غریبمان امام رضا می روید پشت آن پنجره فولاد زیر ان آسمان کبود صحن مسجد گوهرشاد کنار ناودان طلا یاد غریبی ما هم بکنید سلام مارا هم به مولا برسانید وبگویید ما غریبیم نه تو مولا که قریبی وما غریب
سورنا مهربان وقتی رو میکنی به کربلا یک سلام هم از جانب ما به آقا بده وبگو که مارا هم بخواد
همه آسمونیهای حرف دل انشاءالله همه قریب خدا بشیم
این بنده گنهکار خدارا دعا کنید تا خدا بخواندش

خدایا بخوان بلند بخوان همواره بخوان ومارا یارای گام برداشتن به سوی خودترا عنایت کن
به حق خانم فاطمه زهرا(نمیشه سید از مادرتان بخواهید برای ما هم پارتی بازی کنند)
یا ارحم راحمین
19533
نام: محدثه
شهر: تهران
تاریخ: 4/10/2006 2:52:03 PM
کاربر مهمان
  سلام

زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم پسپارند به یاد

بچه های اهل دل بیایید همه برای هم دعا کنیم تا همه

حاجت ها مون را بگیریم*

با آرزوی موفقیت برای همه برو بچه های اهل دل

فعلا***
<<ابتدا <قبلی 1960 1959 1958 1957 1956 1955 1954 1953 1952 1951 1950 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=1955&mode=print