هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19492
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 4/10/2006 3:24:04 AM
کاربر مهمان
  هوالمعبود
سلام عليكم***
نگاه سبز!
دلم تنگ است، امروز به يادت دنيا رو به حال خودش رها كردم و اومدم كه با تو از راز دل شكسته و خسته ام بگويم!
حالت خوبه!؟؟ مگر مي شه نزد حاج همت ها وآويني ها باشي و ناخوش! من هم بد نيستم، ولي استخوان در گلو راه مي روم و مي خندم! دلم تنگ است! امروزها كسي از خروش دل بازمانده هاي ناشناس چيزي نمي فهمد! مي داني امروز كسي از كانال ماهي و دره ي عرفان چيزي نمي داند...
راستي آن موقع كه رفتي مي دانستي من امروز چقدر بزرگ مي شوم!؟ آن روز كه ناديده نامي برايم نهادي و رفتي مي دانستي امروز آرزوي عبدالفاطمه بودن خواهم كرد، مي دانستي ...
نگاه سبز! شايد چشمانم دريا باشد و در حال جزر و مد، دستانم تهي از معرفت و دلم آشوب و قدم هايم لرزان، امّا اميدوارم، با اميد است كه لب به دندان مي گزم و صدا در گلو مي شكنم! دم بر نمي آورم از مدعيان ...
آن روز كه مي رفتي نمي دانم آيا مي دانستي كه امروز اينقدر تشنه خواهم بود!؟ تشنه ي ديدن، شنيدن، يافتن و كسب معرفت دوست كردن. مي دانستي كه چقدر تنها خواهم بود!؟
نه! اين ها بهانه نيست، بزرگتر از اين حرف ها شده ام! اما تشنگي هايم .... دارند بزرگتر از من مي شوند و عميق و عميق تر.
مي داني كه چقدر تشنه ام!؟ چرا جرعه اي مي بي رنگي نمي نوشانيم!؟؟ مگر نه اينكه عند ربّهم يرزقون گشته ايد! آيا راهي براي سيراب كردن در دار حيات ماندگان نيست!؟
اما..............
نگاه سبز! آن روز كه مي رفتي آيا نمي دانستي كه امروز ، آنان كه پشت سرتان نماز مي گذاردند، شمشير به دست دنيا را براي به دست آوردن ثروت به سلاخ خانه مي كشانند!؟
نمي دانستي كه امروز چگونه با امام و رهبرت رفتار مي كنند!؟ نمي دانستي كه حتي عكس امام را روي كاغذهايي به نام پول!!! برنمي تابند!؟
آه! اي كاش مي دانستي كه امروز چقدر اقا يمان غريب و تنهاست، كاش مي دانستي كه امروزها هر جمعه مولايمان چگونه از دست ماها اشك بر گونه روان مي سازند!
تو رفتي و من ها مانديم، بي آنكه حتي با شما خداحافظي كرده باشيم! آن روز كه مي رفتي نگفتي كه امروز چقدر دلتنگ شنيدن و حس كردنت خواهم بود!؟ نگفتي كه چقدر دلم براي نمازهايت و اشك هايت تنگ خواهد شد، هر چند آن روزها هم اگر بودم تاب اشك هايت را نمي آوردم و پاهايم از ماندن سست مي شد! وشايد آن روز من ها باعث سست شدن پاهايتان در راهي كه قدم برداشتيد مي شديم...
نازنين نگاه سبز مرا با تو رازهايي است !
راستي نگاه سبز! يادم است كه روزي مهرباني با من از راهي كه رفتي مي گفت، مي گفت كه بايد خونت را هديه ي آزادي مي كردي! ولي بيا و ببين كه امروز( به بركت وجود بعضي ها!!!) چگونه به نام آزادي ، راه امام را نشانه رفته اند!
دلم تنگ است! آنقدر كه نمي توانم .... امروز را به ياد تو تعطيل كرده ام! به ياد تو دلتنگي ام را بيرون خواهم ريخت و با نشاطي ديگر بر سر كلاس درس زندگي خواهم نشست، به ياد تو قدمم را استوارتر برخواهم داشت كه مبادا در راهت شكي داشته باشم.
امروز را به ياد تو پاس مي دارم و تا خود شب تمام دلتنگي هايم را رها خواهم كرد، ولي تو رهايم مكن!
راستي نگاه سبز! شايد...
... به يادت !يازهرا(س)
19491
نام: ایدا
شهر: داراب
تاریخ: 4/10/2006 3:15:22 AM
کاربر مهمان
  عاشق تنها
19490
نام: بهناز
شهر: تهران
تاریخ: 4/10/2006 3:03:01 AM
کاربر مهمان
  ایکاش که ما آدمها از سرخودخواهی هرچی که دلمون میخواد به زبون نیاریم
19489
نام: karbala
شهر: tabriz
تاریخ: 4/10/2006 2:07:08 AM
کاربر مهمان
 
ba nam god
man karbala ro dost daram wali ta hala natonastam baramshoma bachahay ka moman hasten
khoda ba agay aviny rahmat kona babay man migoft marda momany bod baray man doa mikonid ka baramk
19488
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 4/10/2006 1:55:06 AM
کاربر مهمان
  سلام

تنهای عزیز - همشهری گرامی
عزیز چرا حسرت اشک ریختن داری . مگه تو بلد نیستی روضه بخونی ؟ مگه اونقدر تنها و غریب نیستی ؟ مگه توی غریبستان زندگی گیر نکردی ؟ مگه دلت امام زمان نمیخواد ؟ مگه دلت عاشقی خدا رو نمیخواد ؟ مگه باور نداری اونقدر گناه کردیم که پرده ضخیمی بین چشمامون و دیدن نور خدا کشیدیم ؟ مگه عزیز دلشکسته نیستی ؟
برو زیر آسمون خدا ، سرتو بگیر بالا ، اون لحظه باورت بیاد که جز خدا کسی رو نداری ، جز پناه بردن به دامن امنش حریمی نداری ، دستت رو بگذار روی سینه ات ، اول به خدا سلام کن ، بعد به اولیاء مقرب درگاهش ، بعد چشماتو باز کن اولین چشمک ستاره ها رو که دیدی بدون خدا پشت اون ستاره منتظر مناجات توست . باور کن خود خدا اشک میشه توی چشمات ، زمزمه کلامت میشه ، تپش قلبت .......
مهربون به خود خدا قسم خدا بیشتر از ما ، منتظره که بهش سر بزنیم ....
اگه اشک چشمت باریدن گرفت ، ترو به مولا ناشناس رو فراموش نکن . نکنه اونقدر غرق باریدن بشی که گداهای مهربونی خدا رو توی قلعه سیدمرتضی فراموش کنی. من مطمئنم همین که به خدا و خودت فکر کنی گریه که سهله پرواز رو هم شروع میکنی ...... مخلصیم.
عبدالفاطمه ...... عزیز ....... داشتیم ؟!! اونم با من ......
شیفته عزیز .... ما مخلصیم اونم دربست
آقا بهنام !!!!!!!!! داداش چی شده ؟ اینهمه دوری و اینهمه غریبی ؟ کجا بودی که اینقده شکسته برگشتی ؟ تا داداش بیقرار رو داری نگران نباش آخه میدونی یک کلام !!! دربست میگیره میره امام رضا (ع) ، یه دعا و به حق آقا آروم میشی ... ما دعاگوتیم
خروش عزیز !
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم به سر شود
میبینی روزگارو ..... عبدالفاطمه دیگه رک خصوصی برات دعا میکنه ..... حالا حقمه حسودی کنم یا نه ؟ !
پانیذذذذذذذذذذذذذ !!!!!! آقا بهنام اومده ، مگه جویای احوالش نبودی ؟ نمیخوای جواب سلام بدی . واجبه ها .. خود دانی ...
بیقرار ... داداشم باشی ؟ وای این افتخار بزرگیه. همین که چپ و راست پیش امام رضا اسمم رو بیاری به جون داداش از سرم زیاده
شهید گمنام ، دلتنگ کربلا .................. بازم ؟ !!!


یا علی
19487
نام: فاطمه
شهر: تبريز
تاریخ: 4/10/2006 1:28:13 AM
کاربر مهمان
  السلام علي الحسين وعلي علي ابن الحسين و علي اولادالحسين و علي اصحاب الحسين عليه‌السلام
19486
نام: مهدی
شهر: بندر انزلی
تاریخ: 4/9/2006 8:44:00 PM
کاربر مهمان
  تو همون حس غریبی که همیشه بامنی
تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی
19485
نام: مهاجر
شهر: غریبستان
تاریخ: 4/9/2006 6:24:56 PM
کاربر مهمان
  سلام. من همیشه وقت کم میارم. دوست دارم روی حرفهایی که می نویسم خوب فکر کنم و جمله های زیبا بنویسم ولی وقت نمی کنم.
چند تا پیشنهاد دارم برای کسایی که مثل خودم دل پر دردی دارند.
۱.هر وقت خیلی دلتون گرفته بود و احساس سردرگمی میکردید کافیه وضو بگیرید و قرآن رو باز کنید و آیات صفحه رو با تدبر و تامل بخونید. لازم هم نیست اسمش رو استخاره یا چیز دیگه ای بگذارید. صرفا یک التماسی از طرف شما به خدا تا باهاتون حرف بزنه. من مدتهاست که این کار رو میکنم و تقریبا همیشه جواب گرفته ام.
۲.سعی کنید هر روز زیارت عاشورا رو بخونید.در پایان هم سلام آخر رو چندین بار تکرار کنید. از طرف خودتون، از طرف امام زمان(عج) و از طرف تمام دوستان اهل دلتان.
۳. همیشه قبل از این که برای خودتان دعا کنید برای امام زمان دعا کنید. قلب نازنین ایشان را غصه ی تک تک شما به درد می آورد. در قنوت نمازتان دعا کنید:
اللهم یا رب الحجة، بحق الحجة، اشف صدر الحجة، بظهورالحجة
در نهایت از همه ی شما اهل دل التماس دعا دارم.
19484
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 4/9/2006 5:43:52 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه ی بروبچه های پاک قلعه!
انصافا" متنهایی که در مورد شهید آوینی نوشته بودید خیلی عالی بود من که کلی صفا کردم.
امیدوارم بتونیم ادامه دهنده ی راه آوینی و آوینی ها باشیم.
۱.ناشناس بزرگوار!
شرمنده مون کردی.....امیدوارم لیاقت برادری شما رو داشته باشم.
۲.داداش خوبم بهنام جان!
ما کوچیک شماییم و در خدمتتون.
۳.تنهای غریبستان و سیمرغ عزیز!
خوش اومدید عزیزان.خروش عزیز هم راست میگه آقا اینجا قانون داره....اول مرخصی بعد غیبت(آقا شوخی کردیم ها....)
۴.خواهر خوبم سمانه خانم!
اگه ما همیشه بر اساس دوراندیشی و عقل پیش بریم هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد(یا به حداقل میرسه)

راستی بچه ها این شبها شبهای عزیزیه...حتما" برای همدیگه دعا کنید
داداش کوچیکتون بی قرار
19483
نام: سیمرغ
شهر: قاف
تاریخ: 4/9/2006 5:16:24 PM
کاربر مهمان
  سلام دوباره
بابا من به کی بگم امشب خیلی خرابم ای کاش می شد تمام حرفای قشنگتون وبغل کنم وبا اونابخوابم خیلی دلم تنگه مدتی اونقدر دچار دنیا وکاراش شده بودم که حتی شبا یه سری به حرف دل هم نمی زدم
اما امشب یه جور دیگه ام از خدا می خوام کمکم کنه شما هم برام دعا کنید
دوست عزیز :خروش
امشب اشک راه خوابم وبسته
برام دعا کنید که دوباره اشتباه نکنم
دعا کنید نه اصلا شما برید به اقا بگید خودش دستموبگره
مثل همیشه ایندفعه هم کمکم کنه
دعام کنید،دعا.......

<<ابتدا <قبلی 1955 1954 1953 1952 1951 1950 1949 1948 1947 1946 1945 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=1950&mode=print