اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 119562 |
نام:
راضیه
شهر:
خدامیدونه
تاریخ:
11/3/2013 6:53:32 PM
کاربر مهمان
|
سلام .. سلام نوکر امام رضا ...خیلی مطلباتون خوب و مفید بود ..ممنونم میشه کمکم کنید ... دعایا حدیثی برای تقویت حافظه
دعا برااینکه نمازامو به موقع بخونم ..مخصوصااا صبح .
ودعا برای اینکه خدا یه همسر مناسب و با ایمان جلو خونواده ام بزاره .ممنونم میشم هرچی باشه میخونم ..خیلی خیلی سرگردونم
ممنونم ..خیلی لطف دارین بابت این همه مطالبای مفید ک ارائه میدین..تورو خدا میرین حرم یاد من بیچاره و تنها هم کنید .. .التماس دعاااا
|
|
| 119561 |
نام:
میم
شهر:
آفند
تاریخ:
11/3/2013 6:34:57 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام بر همه دوستان بزرگوار و ارجمند
بخش سوم (پایانی)
نکته دیگر این بود که چرا بنده خود را نخبه! می پندارم. چنین نیست. اگر هم در جایی سخنی گفته ام که این معنا از آن برداشت می شود ، خود بخشی از طنزها بوده و آنها را نیز مچاله کرده و دور انداخته ام. ما نخبه نیستیم بلکه تحفه هستیم، اگر روزی بنیاد ملی تحفگان بنیاد گذاری شد سلام ما را نیز به ایشان برسانید. ____________________
نکته پایانی: ( خواهشمند است که این چند خط را با درنگ بخوانید که اینها جان سخن بنده است!)
بزرگان فرمودند که بنده یک آدم نا سودمند و شاعری شاغر(تهی) هستم!
نخست اینکه از هر کس به اندازه خودش باید چشمداشت داشت! در اینجا چند بیت تقدیم می گردد:
سروده های من ارچه شل و پل و شمل است ملامت علما هم ز علم بی عمل است
می گساری ما نه ز روی غنپز و لاف است که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
دیگر اینکه آیا به چاپلوسان و بادیه لیسان درباری سخنی از گل نازک تر گفته می شود؟ آیا تنها کسانی که کوچکترین گلایه ای داشته باشند بی سود هستند؟ اگر هم بپذیرم که بی سود هستم باز رو سفیدم ،که از رهگذر بی خاصیتی از آن خانه ها که با بالگرد هم اندازه شان را نمی توان به دست آورد از آن خود نکردم، از رهگذر بی خاصیتی تمام قوم و قبیله ام ( خویشاوندان و بستگان) رییس و معاون نشدند، و از رهگذر بی خاصیتی برای خانواده گرامی خود برگه سبز اقامت دایمی( ماندگاری همیشگی) در کشور دشمن نگرفتم.
در اینجا می رسیم به بخش مورد علاقه بنده که چاپلوسی است و با تقدیم چند بیت آن را به پایان می بریم:
غافل مشو زمانی از پاچه پاچه خارا کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
کیمیایی که بدان هر برگ چغندری می شود طلا جز چاپلوسی و پاچه خاری و مجیز نیست
هر که در این بزم مقرب تر است در فن تمجید مجرب تر است
[ همه سروده هایم یک سو این یک بیت هم یک سو]
این نکته را چه خوش گفت رندی به چاپلوسی ملا شدن چه آسان ، دولا شدن خوراک است
با تشکر
|
|
| 119560 |
نام:
میم
شهر:
پیوند
تاریخ:
11/3/2013 6:08:14 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام بر همه دوستان گرامی
بخش دوم:
مورد دیگر این بود که، این سخن را خواستند بر ما ببندند که نام آور شدن بنده ، با بهره گیری های تبلیغاتی و نمایش دادن ارادت به خاندان پیامبر اسلام (درود خدا بر او و بر ایشان باد) و همچنین جایگاه والای شهیدان بوده است.
تنها می گویم که ببینید در همین شبکه جهانی رایانه چند تن به خاندان پیامبر( درود خدا بر او و بر ایشان باد) عشق می ورزند، و همچنین یاد و نام شهیدان را گرامی می دارند؟ شمارشان از هزاران بیش است. چرا بنده در این میان آوازه در افکندم؟ پس ریشه در جای دیگری است.
گفتمان دیگر این است که فرموده شد سروده های بنده آک مند ( دارای اشکال) است. پیش از پاسخ دادن به این گفته ، شعری تقدیم می کنم در همین باره ،که شعر نو است و از بسیاری نویی آک بند است! ____________________ عنوان : فوت محکم
گفتند که وزن شعر هایت کم است! مثل قاصدک در برابر فوت محکم است من آزمایشی کردم در کنار یک ترازوی دیجیتالی یکی از شعر هایم را خواندم لام تا کام سخنی نگفت و حیران ماندم اما وقتی که یک فوت محکم روانه اش کردم فهمیدم فوت محکم، هم وزنش بیشتر از شعر های من است هم قیمتش. ____________________
پاسخ: نخست اینکه بله! درست است . سروده های من غیر رسمی است اما این را همه می دانند و نیازی به غلغله در گنبد افلاک انداختن نیست! دوم اینکه بنده با سروده هایم به هیچ امتیاز مالی و رسانه ای دست نیافته ام و اگر گاهی مورد محبت برخی رسانه ها بوده ام تنها به شوند (دلیل) محبت ایشان به بنده بوده است. سوم اینکه همه شعر های من در میان آنچه که از بزرگ ترین شاعران ایران آورده ام بخش بسیار کوچکی است. آیا اشعار بزرگان ادب پارسی غیر رسمی اند؟ شما چنین بینگارید که کسی با گفتن از بزرگان به جایگاه کوچکی رسیده است!آیا این نکته بدی است؟! و در پایان ، با آنکه شعر های من غیر رسمی هستند اما ویژگی ها و زیبایی ویژه خود را دارند! و آنجا که رنگ و بوی بود گفتگو بود.
ادامه در بخش بعد
|
|
| 119559 |
نام:
طاها
شهر:
دماوند
تاریخ:
11/3/2013 5:50:57 PM
کاربر مهمان
|
نمیدونم این حسموچه جوری بنویسم.ولی ازخدایه کربلامیخوام
|
|
| 119558 |
نام:
میم
شهر:
پدافند
تاریخ:
11/3/2013 5:33:52 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
افتتاح سخن آن به که کنند اهل کمال به ثنای ملک الملک خدای متعال
سلام بر همه دوستان گفتاره هایی را می خواهم با شما بگویم که شاید سخنانی پیرامونی به نگر برسند اما برای خود بنده بسیار با ارزش است.
از پیش کشیدن این جستارهای قدیمی آهنگ (قصد) ویژه ای دارم که به زودی خواهید دانست. درباره سنجیدن های با ترازو و بی ترازو، اندرز دادن های گسترده و خرده گیری هایی است که از نخستین روزهای نام آور شدن بنده آغاز شد و تا کنون نیز کم و بیش ادامه دارد. از میان این ارمغانه ها ، آنچه بیشترین بسامد را داشته باز می گویم و پاسخی را با آن همراه می سازم.
نخستین مورد ،پندهای بی شمار درباره پارسایی و پرهیزگاری برای بنده بود ،و این تارنما نیز تارنمایی آیینی است که مایه چندین برابر شدن پند ها و سپارش ها شد.چه از سوی نویسندگان ارجمند این تارنما و چه از سوی بزرگواران دیگر.
پاسخ: نخست نگرش خود را درباره نا پرهیزگاری دگر سازی کنیم.یعنی این که نا پرهیزگاری را تنها در نظر بازی و باده گساری ندانیم.بیشتر ما این گونه هستیم.چنین می پنداریم که همه زشتی های عالم در همین دو کار گرد آمده است.حال آنکه بزه های بسیار بزرگی نیز هست که آنها را هیچ در شمار نمی آوریم .شناخت آن بزه های بزرگ با شما باشد.
همچنین:
عشق بازی همه کس کرد و کسی عیب نگفت کوس رسوایی ما بر سر بازار زدند!
می شاید که این شعر را به آب زر بنویسند و بر طاق درگاه هر بازار بیاویزند.
و نیز:
شه اگر باده کشان را همه بر دار کشد گذر عارف و عامی همه بر دار افتد!
به راستی که باید این شعر را نیز به آب زر نوشت و بر سر هر گذر و کوی و برزن بر افراشت. منظور از شه خداوند است. به هر روی با آنکه همه فرزندان آدم و حوا هستند!!! باید پندهای دل سوزانه را پذیرفت.خداوند ما را ببخشاید و بیامرزاد.
گرچه رندی و خرابی گنه ماست همه عاشقی گفت تو خود بنده بر آن می داری
هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر شاهانه ماجرای گناه گدا بگو
ادامه در بخش بعد.
|
|
| 119557 |
نام:
سیف الدوله
شهر:
قدس
تاریخ:
11/3/2013 5:27:17 PM
کاربر مهمان
|
پیامی از پیامهای عاشورا
امام حسین میفرماید:
انی احب الصلوة!
نماز را خیلی دوست دارم!
اگر قرار باشد عزادار واقعی امام حسین باشیم؛
باید ارزش های امام حسین علیه السلام را احیا کرد!
عزاداری که مستلزم قضا شدن نماز شود ؛عزاداری غیر حسینی خواهد بود!
اللهم اجعلنا من المصلین!
|
|
| 119556 |
نام:
محتاج دعا
شهر:
تهران
تاریخ:
11/3/2013 5:19:20 PM
کاربر مهمان
|
سلام و عرض ادب و احترام به همه بزرگواران حرف دل، سلام به حاج آقا سیف الدوله گرامی،برادر بزرگوار خیلی از لطفتون سپاسگزارم که ثواب یک شب منبر اباعبدالله الحسین (ع) رو به پدر مرحوم این حقیر اختصاص دادید.خدای مهربون هادی راه اهل بیت و فرزندانتون باشه و اجرتون با صاحب همین منبر و شهدای عاشورا، پدرم ارادت خاصی به ائمه مخصوصاً آقا امیرالمؤمنین (ع) و آقا امام حسین (ع) داشت... دست فروش بود و از سرپا ایستادن در تمام روز برای کسب روزی حلال و اندک خیلی خسته میشد...۹۰% نمازهاشو در مسجد و به جماعت میخوند...شبهای محرم میرفت هیأت بعد یکی دو ساعت برمیگشت خونه چون خیلی خسته بود! همیشه گوشه اتاق می نشست و اون شبها طبق معمول گوشه اتاق می نشست و لامپ رو خاموش میکرد و آروم آروم نوحه میخوند و وقتی میرفتی تو اتاق لامپ رو روشن میکردی میدیدی تمام صورتش پر از اشکه...!میگفت خاموش کن خاموش کن اون روشنائی رو!یه نوحه خیلی جانسوز میخوند و من و مادر و خواهرم می نشستیم گوش میدادیم و گریه میکردیم... سلام به برادر گرامی مجنون مهدی بزرگوار عزاداریهاتون قبول و دعاهاتون مستجاب انشاءالله ، سلام به خواهر خوبم منتظر ظهور منجی از راهنمائیهاتون و مطالب ارزنده تون خیلی سپاسگزارم، سلام به خواهرخوبم مارال مهربون از مسیر سبز خدا رو قسم میدم به آبروی حضرت زینت (س) و به خون شهیدان کربلا به خان ام البنین مادر ابوالفضل (ع) هرچه زودتر به مراد دلتون برسید و آرامش و اطمینان قبلی پیدا کنید و مشکلاتتون حل بشه و بهترینها براتون رقم بخوره و تمام خوبیهای خدا بیشتر از پیش نصیبتون بشه،یادم نمیره اون یاسین هائی که برام خوندید انشاءالله که همون کلام خدا هادی راهتون بشه، سلام به شیدا خانم گل از مشهد راستش فقط آرزو میکنم که به آرامش قلبی برسید و خدا خودش هادی و گره گشای زندگی و راهتون باشه...، سلام به صبر صبور مهربون و زینب خانم آسمانی و خوب خدا، سلام به هادی خان بزرگوار التماس دعا، سلام به همه خوبان حرف دل ... برای شفای تمام مریضا مخصوصاً اون خواهر خوبی که خواهرشون سرطان دارن جمیعاً صلوات...
|
|
| 119555 |
نام:
آذر
شهر:
مشهد
تاریخ:
11/3/2013 5:14:35 PM
کاربر مهمان
|
آقادلم واسه حرمت پرمی زنه.تواین شهرغریب، میون این آدما دارم دیوونه می شم آخه من حرفشونونمی فهمم شایدم من ازیک سرزمین دیگه اومدم. اینجابه من میگن امل، بی فرهنگ، متعصب ولی واسه ما مشهدیا خادم آقا بودن افتخاره نه اداهای روشنفکری و بی دینی. نمی دونم شاید ازنظراینا ما متعصبیم اما ما آقامونو با هیچ چیزعوض نمی کنیم. ما هروقت دلمون می گیره میریم حرم آقا سبک می شیم.حالا می فهمم حرم آقا بهشته. قربون کرمت برم توغربت دلم بیشترواست تنگ میشه. بطلب بیام پابوست که زیارتتو با دنیاعوض نمی کنم. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
|
|
| 119554 |
نام:
بابام شهیده
شهر:
کلاله
تاریخ:
11/3/2013 4:38:31 PM
کاربر مهمان
|
خدایا بابامو بهم بده نه اصلا کربلا بده
|
|
| 119553 |
نام:
دخترایران زمین
شهر:
اصفهان
تاریخ:
11/3/2013 4:34:05 PM
کاربر مهمان
|
به افتخار پیرمردی که بهش گفتند عشق چند حرف دارد: گفت چهار حرف. همه خندیدند. و او زیر لب گفت :حسین
|
|