هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
119132
نام: الهام
شهر: وایقان
تاریخ: 10/26/2013 6:13:22 PM
کاربر مهمان
  دلم درد میکند...خیالهایی که به خوردم داده بودند خام بووووووود...
119131
نام:
شهر:
تاریخ: 10/26/2013 5:34:32 PM
کاربر مهمان
  باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را می خواند.
اصغر پورحسین!
پاسخ آمد: حاضر.
قاسم هاشمیان!
پاسخ آمد: حاضر.
اکبر لیلا زاد...
پاسخش را کسی از جمع نداد.
بار دیگر هم خواند:
اکبر لیلازاد!
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او اینجا بود
اینک اما، تنها
یک سبد لاله ی سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
گل فریاد شکفت!
همه پاسخ دادیم:
حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم

من عاشق این شعر بودم...یادش بخیر کودکیمان ....
119130
نام: صبر
شهر: هفت شهر عشق
تاریخ: 10/26/2013 4:58:15 PM
کاربر مهمان
  سلام بر حرف دل و سلام مخصوص به هدی،منتظر ظهوری منجی،محتاج دعا،راستین ،مجنون مهدی،ریحانه نظر آباد کرج،فاطمه تویسرکان،راه پرخیروبرکت و....و تشکر ویژه از همه کسایی که به وبلاگ خودشون سر زدند چه اونایی که نظر دادند و چه اونایی که ندادن!

هدی جون ادرس پسر خانم محمدیhttp://medadkochooloo.blogfa.com/ مرتب من سر میزنم اگه خدا قبول کنه!

آرمان از مشهد زیارت قبول.حاجت روا باشید.

بوی سیب کامنتتونو خوندم یه سوال برام پیش اومد شما سید هستید؟

محتاج دعای عزیز تو وبلاگ اشارات و تنبیهات پست اول و ثابت فقط برای نظر دهی فعاله که در همون قسمت روی "نصر اصفهانی"کلیک کنید تو سایت ایشون میرید و به شبهات جواب میدن.اگه اشتباه نکنم و همون شخصی که من میشناسم باشن دکتری دارن و هیئت علمی علوم پزشکی اصفهان هستن.البته من حدس میزنم.

http://esharatvatanbihat.blogfa.com/

خانم محمدی سلام من باید نیست بشم چرا شما شدید؟و به کلی غیبتون زد؟

119129
نام: نردبانی سوی خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 10/26/2013 4:53:39 PM
کاربر مهمان
  سلام به مهشید خانوم گل تبریک می گم ازدواجتون رو چرا شما یهویی دیگه نیومدید سایت/؟
ببینید خواهرم شیطان از هر دری وارد میشه تا زندگی زوجین رو به سردی وجهنم تبدیل کنه حالا به هر نحوی که باشه نمونه اش همین که شما رو وسوسه می کنه که انتخابتون اشتباه بوده وهر از گاهی فکر جدایی به سرتون بیافته.
یا اینکه بگید درکم نمی کنه من واون به درد هم نمی خوریم
حضرت محمد ص فرمودند:
قبل از ازدواج چشمهایتان رو خوب باز کنید ولی بعد ازدواج چشم هایتان را ببندید
حالا اگه ما بخوایم بعد ازدواج چشمامون رو باز کنیم زندگی به جهنم تبدیل میشه
کانون گرم وپر مهر خانواده فقط به دست شما هست که می تونه روز به روز گرم تر بشه یا روز به روز سرد وجهنمی بشه .مسلما شما نمی خواید زندگی تون جهنمی بشه دوست دارید ارامش داشته باشید

ببینید همسر شما مسلمان هستند فقط ی مقداری بی خیال تر هستند وروی مسائل حساس نیستند به قول هدی خانوم به نظرتون خوبه مرتب بهتون گیر بده
بیاید یه کم سیر کنیم در تاریخ گذشتمون
حضرت اسیه. همسر فرعون خودش موحد بود همسر کافر تا جایی که توهم خدا بودن به سرش زده بود.این خیلی عبرت بزرگیست ببینید یه کافرویه خداشناس زیر یه سقف بودند تصورش فوق العاده سخته.ولی ممکن هست الحمدالله همسر شما خداپرستند اهل نمازوواجبات هستند این وسوسه رو از ذهنتون بیرون کنید

یه انتخاب برای ازدواج معمولا 70درصد تفاهم هست اون 30 درصد اختلاف سلیقه ونظر هست خب این مسائل رو در 30 در صد بگذارید اینکه همسرتون نسبت به بعضی مسائل بی توجه اند اگه شما کاملا مقید ومتوجه قضیه باشید همسرتون به رفتارهاتون توجه می کنندوخودشون کم کم متوجه میشن

119128
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 10/26/2013 4:10:19 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان حرف دلی

ما که عیدی هامون رو دادیم و گرفتیم ولی خوب حرف دل هم جای خود دارد.

تا قافیه شعر، امیر است و غدیر است

برخیز که هنگام مراعات نظیر است
مَن ماتَ عَلی حبّ عَلی، ماتَ شهیداً

آنانکه نمردند بمیرند که دیر است

فدای مولا بشین ان شاءالله

یاعلی
119127
نام: زری
شهر: علی اباد کتول
تاریخ: 10/26/2013 3:50:01 PM
کاربر مهمان
  (بخند تا دنیا به روت بخنده)
119126
نام: هدی
شهر: اصحاب کهف
تاریخ: 10/26/2013 3:35:39 PM
کاربر مهمان
  امام هادی علیه السلام:

خداوند دنیا را سراى‌ امتحان‌ و آزمایش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سراى‌ رسیدگى‌

قرار داده‌ است‌ ، و بلاى‌ دنیا را وسیله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را

عوض‌ بلاى‌ دنیا قرار داده‌ است‌.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 512)
119125
نام: بازمانده
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/26/2013 3:25:27 PM
کاربر مهمان
  سلام ی گل پژمرده از شهر دلهره.به نظر من اگه خودتون بخواهید که نخواهیدش میشه. مطمئن باشید مطمئناشما نمی خواهید که بهش فکر نکنید و این ناخودآگاهه.چون خودتون میگید که چون تجربه یک شکست را دارم. علم روانشناسی اینجا میگه انتخاب الان شما بخاطر شکست قبلی شماست و این انتخاب را عقل و منطق شما نداشته بلکه احساس شما به تبع ضمیر ناخودآگاه این تصمیم را برای شما گرفته که شکست چنین ازدواجی اگر هم به ازدواج بینجامد بالای ۷۰ درصده.پس در مقابل این تصمیمی که مثل اینه که کس دیگر برای شماگرفته تسلیم نشید.یک انسان مستقل هیچگاه نمیزاره که کسی براش تصمیم اشتباه بگیره. به عاقبت کار فکر کن یا نه اصلا به همین حال حاضر فکر کن که خودت دوست نداری اینطوری بشه ولی ناخاسته میشه .پس محکم باش .اگر در مقابل هوای نفسمان بیاستیم در مقابل شمشیر دشمنان اسلام خواهیم توانست ایستاد. امیدوارم مشکلت حل شود.

بیاد شهید همت
119124
نام: خسته از دنیا
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/26/2013 3:20:37 PM
کاربر مهمان
  سلام همیشه عشقم اهل بیت بوده وعبادتم را ترک نکردم ولی نمیدونم چرا خدا به خانواده من نگاه نکرد بااینکه محجبه وباایمان بودیم همشم از خدا شوهر متدین خواسته ایم.مادرم ازغصه شب خوابش نمیبره وروزشاباغصه سرمیکنه .دیگه همه جور دیگه بهمون نگاه میکنن خسته وناامید شدیم .آخه چهارتا خواهریم از شهید آوینی بخوایدپیش امام زمان برا ما هم دعا کنن
119123
نام: خاک پای مولا
شهر: کربلا
تاریخ: 10/26/2013 3:10:29 PM
کاربر مهمان
  مَثَل اهل دنيا، در مشغولي ايشان به كار دنيا و فراموش كردن آخرت، چون مثل قومي‌ست كه در كشتي بودند و به جزيره‌اي رسيدند؛ براي قضاي حاجت و طهارت بيرون آمدند و كشتيبان منادي كرد كه: "هيچ كس مباد كه روزگار بسيار برد و جز به طهارت مشغول شود كه كشتي به تعجيل خواهد رفت".

پس ايشان در آن جزيره پراكنده شدند. گروهي كه عاقل‌تر بودند، سبك طهارت كردند و باز آمدند؛ كشتي فارغ يافتند؛ جايي كه خوش‌تر و موافق‌تر بود، بگرفتند.

گروهي ديگر در عجايب آن جزيره عجب بماندند و به نظاره باز ايستادند و در آن شكوفه‌ها و مرغان خوش‌آواز و سنگريزه‌هاي منقّش و ملوّن نگريستند. چون باز آمدند، در كشتي هيچ جاي فراخ نيافتند. جاي تنگ و تاريك بنشستند و رنج آن مي‌كشيدند.

گروهي ديگر نظاره اختصار نكردند؛ بلكه آن سنگريزه‌هاي غريب و نيكوتر چيدند و با خود بياوردند و در كشتي جاي آن نيافتند. جاي تنگ بنشستند و بارهاي آن سنگريزه‌ها بر گردن نهادند و چون يك دو روز برآمد، آن رنگ‌هاي نيكو، بگرديد و تاريك شد و بوي‌هاي ناخوش از آن آمدن گرفت. جاي نيافتند كه بيندازند؛ پشيماني خوردند و بار و رنج آن بر گردن مي‌كشيدند.

و گروهي ديگر در عجايب آن جزيره متحيّر شدند تا از كشتي دور افتادند و كشتي برفت و منادي كشتيبان نشنيدند و در جزيره مي‌بودند، تا بعضي هلاك شدند از گرسنگي و بعضي را سباع هلاك كرد.

آن گروه اول مَثَل مؤمنان پرهيزگار است و گروه بازپسين مَثَل كافران كه خود و خداي را ـ عزّوجل ـ و آخرت را فراموش كردند و همگي خود را به دنيا دادند كه اسْتَحَبّوا الْحَياةَ الدّنْيا عَلَي اْلآخِرَةِ1 و آن دو گروه ميانين مثل عاصيان است كه اصل ايمان نگاه داشتند، وليكن دست از دنيا برنداشتند. گروهي با درويشي تمتّع كردند و گروهي نعمت بسيار جمع كردند تا گران بار شدند.2

<<ابتدا <قبلی 11919 11918 11917 11916 11915 11914 11913 11912 11911 11910 11909 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11914&mode=print