هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118592
نام: حميد غلامي
شهر: تهران
تاریخ: 10/10/2013 8:02:42 AM
کاربر مهمان
  نميدونم چيكار كردم كه خدا با من قهر كرده دلم براش تنگ شده . خيلي وقته از ما سراغي نميگيره
118591
نام: جوجو فنچ
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/9/2013 11:13:30 PM
کاربر مهمان
  "السلام علیک یا صاحب الزمان ادرکنی" قطاری که به مقصدخدا می رفت لختی در ایستگاه توقف کرد وپیامبرروبه جهان کرد وگفت:مقصد ما خداست.کیست که باماسفرکند؟کیست که رنج وعشق توامان بخواهد؟کیست که باورکند دنیاایستگاهی است تنهابرای گذشتن؟ قرن هاگذشت امااز بیشمارادمیان جز اندکی بران قطار سوار نشدند.ازجهان تا خدا هزارایستگاه بود.درهرایستگاه که قطار می ایستاد کسی کم می شد. زیراسبکی قانون راه خداست.قطاری که به مقصد خدا می رفت به ایستگاه بهشت رسید.پیامبر گفت:اینجا بهشت است.مسافران بهشتی پیاده شوند.اما اینجا ایستگاه اخرین نیست. مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند.اما اندکی باز هم ماندند.قطار دوباره راه افتاد وبهشت جا ماند. انگاه خدا رو به مسافرانش کرد وگفت:درود بر شما. راز من همین بود.انکه مرا می خواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد. وان هنگام که قطار به ایستگاه اخر رسید دیگر نه قطاری بود ونه مسافری... <عرفان نظراهاری> اگه خوندی صلوات یادت نره.
118590
نام: نردبانی سوی خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 10/9/2013 11:06:29 PM
کاربر مهمان
  سلام وعرض ادب به همه ی دوستان سایت
سلام وعرض تسلیت به زینب خانم ازتهران انشالله عزیز از میان رفته مورد غفران ورحمت الهی قرار بگیرندوخدای متعال به شما ومادر بزرگوارتون صبر عنایت کنه الهی امین
118589
نام: مریم محمدی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 10/9/2013 10:53:24 PM
کاربر مهمان
  سلام باعرض خسته نباشید خدمت شما مجری محترم برنامه و بخصوص حاج آقاماندگاری.حاج آقا من یه دختر18ساله هستم و جز اون دسته از آدمایی هستم که واقعادغدغه ی دین دارم.حاج آقا ولی یه مشکل دارم..اونم اینه که خسته شدم ازین که اینقدر تحقیرشدم..توی این دنیای ک دارم توش زندگی میکنم همه چی شده پول و چشم وهم چشمی.درسته سنم کمه ولی وقتی هم میخوام کسیو امربه معروف و نهی ازمنکرکنم مسخرم میکنن و میگن بروبابا مردم روز به روز پیشرفت میکنن بعد توبه چه چیزایی فکر میکنی؟.من نمیدونم اونا ترقی رو به بی حجابی و عرضه شدن میدونن؟حاج آقاتوروخدا راهنماییم کنیین که من چیکارکنم..؟ممنون از برنامه ی خوبتون ..
118588
نام: قربان بایسته فر
شهر: تهران - شهرستان پاکدشت
تاریخ: 10/9/2013 10:50:06 PM
کاربر مهمان
  اولا: خدارحمت کند شهید آوینی را که جانش را در راه خدا ، اسلام و این مملکت نثار کرد
دوما: تشکر میکنم از کسی که این سایت را راه اندازی کرده ، من و خانواده ام خیلی خوشحال شدیم انشاء الله که موفق باشید
سوما : درمورد فایلهای قرائت مجلسی قاریان ، کیفیت صدا پایین است در صورت امکان کیفیت آنها بالا برده شود.
متشکرم
118587
نام: منم گدای فاطمه
شهر: انتظار
تاریخ: 10/9/2013 10:47:45 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر خواهر خوبم زینب از تهران مصیبت وارده رو بهتون تسلیت میگم و از خداوند منان برای شما و مادر بزرگوارتون صبر جمیل آرزومندم در پناه خدا و امام زمان(عج) باشید انشاءالله

*************

سلام بر نام: /شهر: و سلام بر آیه از مرداد سرد

******************

السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)

صـــاحَـــب زمــانی، بــاز کــرده ام هــواتــو یــارِ جــمــکــرانــی

آخــر پــیــامــی ،نـــامــه ای ،حـــرفــی ،نــشــانــی

مــن بــی تــو مـــی مـــی رم ،بـــگــم بـــا چـــه زبــانــی

"جــــــــــــانِ جـــــــــــــــهـــــــــــــــانـــــــــی"


آقای خوبم،یادمه یه روز یکی از دوستام بهم گفت تو رو به حق صاحَب اسمت خیلی دعام کن
و من چون صاحب اسمم برام خیلی عزیز بود و میدونستم باید دعایی کنم که حق صاحب اسمم ادا شه
براش یه دعایی رو خوندم که برای هرکسی اون دعا رو نمیخونم...

آقا جان هر روز دارم به حق مادرت حضرت زهرا(ع) قسمت میدم که دعام کنی که نگام کنی...
منکه کمترینم و شناخت تام و تمامی نسبت به مادرتون و جایگاه رفیعشون
و حقشون و قدرشون ندارم فهمیدم که وقتی منو به صاحب اسمم که مادر شماست قسم میدن
باید تو دعام سنگ تمام بذارم که البته هرقدرم سنگ تمام بذارم بازم حق مادرتون ادا نشده
ولی شما با من زمین تا آسمون متفاوتین چون انسان کاملین پس به "حق" مادرتون فاطمه زهرا
قسمتون میدم "دعــام" کنید، "نــگــام" کنید و "دستمو بگیرید" و "کــــــــــــمــــــــــــــکـــــــــــم" کنید...

التماس دعا ای امام خوبیها....

یا حق...

یــــــــــا عـــــــــلــی(ع)...

یـــــــــا زهــــــــــــرا(س)...

یــــــــــــــــا مـــــــــــهـــــــــــدی(عج)...
118586
نام: حسین (پسر سیف الدوله)
شهر: قصه ها
تاریخ: 10/9/2013 10:29:47 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر رهبر عزیزم ؛

امریکا هیچ کاری و هیچ غلطی نمیتواند بکند و من با همه ملت ایران همصدا شده و امریکا را لعن میکنیم؛

رهبر عزیزم دوستت دارم.
118585
نام: رضا ملایی
شهر:
تاریخ: 10/9/2013 10:11:13 PM
کاربر مهمان
  چی می شد فقط و فقط یه سال عقب برمی گشتیم تا آن اشتباهاتی سال قبل انجام دادم را انجام نمی دادم.
حیف است که به یکی دل ببندی 4 سال در یه جا باشین هرروز جلوی چشمت اما نتونی حتی یه کلمه هم بهش بگی خیلی سخته ولی با این همه سختی همه فکر کنن که موفق ترین آدم هستی در حالی که چنین نیست.
118584
نام: آفتاب آبی
شهر:
تاریخ: 10/9/2013 10:02:10 PM
کاربر مهمان
  دنیاپرستان را بنگرید كه به چه دل بسته‌اند

و بر سر چه با هم نزاع دارند،

به دنیایی از كاغذ و مقوا و خانه عنكبوت ... !


"عارف بزرگ ایت الله بهجت (ره)"
118583
نام: زهرا
شهر: کرمان
تاریخ: 10/9/2013 8:53:49 PM
کاربر مهمان
  ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻓﺘﺮﯼ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺳﺖ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﺭﮒ ﺟﺎﻥ ﻣﻴﮕﺴﻠﺪ:
ﻟﺤﻈﻪ ﻳﯽ ﻣﻴﺎﻳﺪ-
ﻟﺤﻈﻪ ﻳﯽ ﺻﺒﺮ ﺷﮑﻦ-
ﮐﻪ ﻳﺘﻴﻤﯽ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮔﺮﻳﺪ
ﭘﺪﺭﯼ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯼ ﺯ ﺭﺧﺶ ﺑﺮﮔﻴﺮﺩ
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻳﺘﻴﻢ-
ﺟﺎﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻴﺮﺩ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻓﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺳﺖ:
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻴﻨﻢ-
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩ
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﭘﺮﺩﺭﺩ
ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﭘﺴﺮ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭﺯ ﺗﻬﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺧﻮﻳﺶ-
ﺑﻬﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ-
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﻴﻨﺪ-
ﺩﺷﺖ ﺗﺎ ﺩﺷﺖ، ﻏﻢ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ
ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﻣﻴﻨﮕﺮﺩ-
ﮐﻮﻩ ﺗﺎ ﮐﻮﻩ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ
ﻣﻦ ﺑﺠﺰ ﺳﮑﻪ ﺍﺷﮏ-
ﭼﻪ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﭙﺎﻳﺶ ﺭﻳﺰﻡ؟
نه مرا دستی هست
ﮐﻪ ﻏﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺍﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﺩﻟﯽ ﺳﺨﺖ ﮐﺰﻭ ﺑﮕﺮﻳﺰﻡ

<<ابتدا <قبلی 11865 11864 11863 11862 11861 11860 11859 11858 11857 11856 11855 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11860&mode=print