هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118362
نام: خاک پای مولا
شهر: کربلا
تاریخ: 10/5/2013 5:20:23 PM
کاربر مهمان
  باسلام مجدد . زینب گرامی خدا بحق جواد الائمه امام جوانی که ۲۵ بهار ازعمرش می گذشت که به دست محرم نامحرمی زهر داده شد و درخانه اش به مظلومانه به درجه رفیع شهادت نایل امد برادر عزیزشما وتمامی مرضا را شفا عاجل عنایت بفرماید .

یه دفعه هم گفتم فرق کریم وجواد را جواد کسی است که اگر شما طلب هم نکنید عطا می کنه !

جاتون بسیار سبز کاظمین بودیم شب آخر بهمون گفتن که فرداظهر ساعت یازده ونیم بابت زهرا سلام الله باشید . آمدیم مدیر کاروان مون ایستاده بود ویکی یه بن داد بهمون که بریم برای صرف ناهار خیلی خوشحال شدم . اونجا هم مثل غذا خوری حضرت رضا وارد شدیم روی میزها میوه و آب و نوشابه قرارداشت و وقتی پشت میزها قرارمیگرفیتم برامون غذا می آوردند . عذا آوردند وبعد یکی از خادمین حضرت گفتند که امروز شما میهمان سفره امام جواد هستید . جاتون سبز نمک بهمون دادند تبرکی و آب چاه امام صادق را هم ....

واقعا ما تو کربلا میخواستیم از غذاخوری حضرت غذا بگیریم خوب پاسپورت می خواستند وما هم که پاسامون دست مدیرکاروان بود .
اونجا خواستیم .قسمت نشد . ولی یه غذا ازسمت حرم ابالفضل العباس گیرمون آمد . اینجا برامون نوشته بودن مهمون حضرت باشیم . انشاالله قسمت دست جمع بشه بریم کاظمین کنار قبر امام موسی کاظم وامام جواد الائمه .....
التماس دعا دارم
یاعلی
118361
نام: فدایی آقا
شهر: تهران
تاریخ: 10/5/2013 4:18:25 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستای حرف دلی...

سلام زینب جان...از امام جواد کمک بخواه...یادمه روز ولادت امام رضا خاک پای مولا(عطیه خانم) فرق بین جواد وکریم رو نوشته بودند...(کریم یعنی بهت کرامت میکنه،،،جواد یعنی اگه ازش نخوای هم بهت میده...)انشاالله امام جواد به حق جوونیشون حاجتتون رو برآورده میکنن... انشاالله به حق مریض کربلا برادرتون خوب میشه... توکلتون به خدا باشه که شفا از آن اوست...
یا من اسمه دوا و ذکره شفا

التماس دعای فرج

الهم عجل لولیک الفرج
118360
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 10/5/2013 4:17:25 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب شعری برای خدا:
تا که يک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يک سفر
در ميان راه، در يک روستا
خانه اي ديدم، خوب و آشنا
زود پرسيدم: پدر، اينجا کجاست؟
گفت اينجا خانه ي خوب خداست
گفت: اينجا مي شود يک لحظه ماند
گوشه اي خلوت، نماز ساده خواند
با وضويي، دست و رويي تازه کرد
با دل خود، گفتگويي تازه کرد
گفتمش، پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست؟ اينجا، در زمين؟
گفت: آري، خانه اي او بي رياست
فرش هايش از گليم و بورياست
مهربان و ساده و بي کينه است
مثل نوري در دل آيينه است
عادت او نيست خشم و دشمني
نام او نور و نشانش روشني
خشم نامي از نشاني هاي اوست
حالتي از مهرباني هاي اوست
قهر او از آشتي، شيرين تر است
مثل قهر مادر مهربان است
دوستي را دوست، معني مي دهد
قهر هم با دوست معني مي دهد
هيچکس با دشمن خود، قهر نيست
قهر او هم نشان دوستي ست
تازه فهميدم خدايم، اين خداست
اين خداي مهربان و آشناست
دوستي، از من به من نزديکتر
آن خداي پيش از اين را باد برد
نام او را هم دلم از ياد برد
آن خدا مثل خواب و خيال بود
چون حبابي، نقش روي آب بود
مي توانم بعد از اين، با اين خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بي ريا
سفره ي دل را برايش باز کنم
مي توان درباره ي گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
مي توان با او صميمي حرف زد
مثل باران قديمي حرف زد
مي توان تصنيفي از پرواز خواند
با الفباي سکوت آواز خواند
مي توان مثل علف ها حرف زد
با زباني بي الفبا حرف زد
مي توان درباره ي هر چيز گفت
مي توان شعري خيال انگيز گفت
مثل اين شعر روان و آشنا:
پيش از اينها فکر مي کردم خدا
التماس دعا
118359
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 10/5/2013 4:12:23 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب شعری برای خدا
هرچه مي پرسي، جوابش آتش است
آب اگر خوردي، عذايش آتش است
تا ببندي چشم، کورت مي کند
تا شدي نزديک، دورت مي کند
کج گشودي دست، سنگت مي کند
کج نهادي پاي، لنگت مي کند
با همين قصه، دلم مشغول بود
خواب هايم خواب ديو و غول بود
خواب مي ديدم که غرق آتشم
در دهان اژدهاي سرکشم
در دهان اژدهاي خشمگين
بر سرم باران گرز آتشين
محو مي شد نعرهايم، بي صدا
در طنين خنده اي خشم خدا
نيت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه مي کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن يک درس بود
مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
تلخ، مثل خنده اي بي حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکليف رياضي سخت بود
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
ادامه دارد...........
118358
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 10/5/2013 4:10:14 PM
کاربر مهمان
  شعري زيبا در مورد خدا
پيش از اينها فکر مي کردم که خدا
خانه اي دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برف کوچمي از تاج او
هر ستاره، پولکي از تاج او
اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، کهکشان
رعدو برق شب، طنين خنده اش
سيل و طوقان، نعره توفنده اش
دکمه ي پيراهن او، آفتاب
برق تيغ خنجر او مهتاب
هيچ کس از جاي او آگاه نيست
هيچ کس را در حضورش راه نيست
بيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان، دور از زمين
بود، اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود
در دل او دوست جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها
زود مي گفتند: اين کار خداست
پرس وجو از کار او کاري خداست
ادامه دارد........
118357
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 10/5/2013 4:00:42 PM
کاربر مهمان
  عیلکم سلام فرزندم بنده خدا ،شمادلت پاکه من غرق گناه هستم یک بنده روسیاه درگاه خدا که اگه خدا پرده خطاهام روبازکنه بهم نگاهم نمیکنی اما برایت دعا خواهم کردامیدوارم خدا من رو شرمنده شما نکنه سفری درپیش دارم ومدتی نخواهم بود اما دعا گویت هستم.
شب جمعه چهارده مرتبه نادعلی رابخوان وقتی به یاعلی یاعلی رسیدی 110مرتبه بگویاعلی اردکنی وبعدادامه دعارابخوان درآخرهم صدصلوات برمحمدوآل محمدبفرست شک نکن حاجت روخواهی شد انشالله.برای من هم دعا کن
التماس دعا ازهمه
118356
نام: مجنون مهدي(عج)
شهر: كوفه...
تاریخ: 10/5/2013 3:03:27 PM
کاربر مهمان
  سلام وعلي ال ياسين....


سلام بر ياران حرف دل


سلام برخواهر گرامي زينب ازتهران.خواهربزرگوار توكلت به خداوند باشد وصبورباش كه خداوند با صابرين است...آقارا صدا بزن((اغثني يا صاحب الزمان(عج)ادركني ولاتهلكني)


خداوند بحق عزيزترين بنده خويش درروي زمين كه اگر وجود مبارك ايشان نبود زمين همه مارا بلعيده بود وبحق جواد الائمه عزيز دل علي بن موسي الرضا (ع) قسم ميدهم كه تمام بيماران بستري دربيمارستان را كه چشم اميد به درگاه خداوند دوخته اند شفاي عاجل عنايت بفرمايد.آمين


علي الخصوص برادر بزرگوار خواهر گرامي زينب ازتهران نيز با دعاي خير حضرت ولي عصرارواحناه فداه هوشياري خودرا بازيافته وهرچه زودتر لباس شفا برتن كرده وسايه آن بزرگوار برسر خانواده مستدام وجايگاه پدر بزرگوارشان راحفظ نمايند. آمين

صلوات بر روح پاك پدر ومادر آقا امام زمان (عج) وعلي الخصوص پدران ومادران درگذشته اهالي حرف دل (پدرگرامي زينب ازتهران) وپدر من حقير .(فاتحه اي نثار كنيد)


التماس دعاي فرج
118355
نام: بنده خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 10/5/2013 2:48:26 PM
کاربر مهمان
  من کسی نیستم ای همه کس ترا به بی نظیریت قسم میدهم همه مریضها رو شفا کامل وعاجل عنایت بفرما به خصوص مریضه به کما رفته این دختر خانم هرکی این مطلب رو میخونه برای سلامتیش یک حمد بخونه مستجاب گردد انشالله اقای نوکر امام رضا سلام هرچی گشتم پیدا نکردم من مفلس بد جور التماس دعا دارم مشخصه که ارتباط خوب معنوی با خدا داری وقتی با او نزدیک می شوی مرا هم دعا کن
118354
نام: منتظرظهورمنجی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/5/2013 2:24:26 PM
کاربر مهمان
  یه نصیحت سه گانه:

1_تا زمان داری، هیچگاه امیدت را از دست مده.
2_تا زمانش نرسیده، هرگز موفقیتت را جشن مگیر.
3_تا مبارزه به اتمام نرسیده جایگاهت را ترک مکن.
118353
نام: یاس
شهر: کرج
تاریخ: 10/5/2013 2:04:11 PM
کاربر مهمان
  تصوراینکه یه روزاقاصاحب الزمان ازمون بخوادکه حرفای دلمون روبهش بگیم وبگیم که در نبودش چقدردلتنگیم وغریب...ترجیح میدم چیزی نگم وفقط ازخوانندگان این سایت بخوام واسه اومدن اقابیشتردعاکنیم.....
<<ابتدا <قبلی 11842 11841 11840 11839 11838 11837 11836 11835 11834 11833 11832 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11837&mode=print