هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118292
نام: تنها
شهر: دماوند
تاریخ: 10/3/2013 7:08:59 PM
کاربر مهمان
  سلام اقای مهربونم اندازه ی دلتنگی هامو نمی تونم بگم چون خ زیاد اول مهری اقاجون حالمو گرفتن یه مشکلم حل شد یکی دیگه سر باز کرده در حق هر کی خوبی کردم جوابمو با بدی دادندفقط اومدم التماست کنم دستام خالیه کمکم کن نتونستم بیام حرمت از راه خیلی دور بهت التماس میکنم دلم شکسته خودت درستش کن اقای گلم همیشه به یادت هستم چون همه چیزمو از تو دارم میدونی اقا دو سال قبل از سالار شهیدان امام حسین شب شهادت حضرت علی اکبر و باب الحوایج حضرت علی اصغر خئاستم حاجتمو بهم بدم ولی هیچ جوابی نگرفتمبعضی وقتها فکر میکنم اونا منو نمی بینند ولی شما افای دوست داشتنیم همه جا بهم کمک کردی گله ای ندارم کمک کن که دارم نابود میشم....
118291
نام: نجمه
شهر: شهركرد
تاریخ: 10/3/2013 5:57:37 PM
کاربر مهمان
  دلم حسابي تنگ خدا جونم ب داد دل تنگم برس.............
118290
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 10/3/2013 5:50:25 PM
کاربر مهمان
  ***آقای ساربان جوان

* یک جور نگرانی مثل خوره افتاده توی ما که نکند شما به کل ما را فراموش کرده اید.

ببینید آقا این جا هستیم! این جا.
قضیه ما را که یادتان هست؟ یک قراری بود که شما جلو بروید و ما پشت سرتان راه بیفتیم و این حرفها... یادتان هست؟

* حتماً این هم خاطرتان هست که شب رسیدیم بیابان؟ ار بخت بد شاید مهتاب که بماند، یک ستاره هم نبود.
ابرها چفت هم، ظلماتی درست کرده بودند؛ غلیظ، تو در تو. چشم، چشم را نمی دید.
چنگ می زدیم به ردای هم که یکهو جا نمانیم،

چون گم اگر می شدیم دیگر واویلا بود.

* مولای مهربان

لرز هم گرفته بودیم، چه جور. عین جوجه ی یک روزه که پر و بال مادرش را پیدا نکندمی لرزیدیم.

لاکردار، یک سرمایی شده بود؛ انگاری رفتیم سرزمین یخ بندان. سوز می زد توی چشم و چال آدم.

هیچ کی هم نبود. رهگذری، خارکنی، مسافری... هیچ. فقط باد بود.
هی هووو می کشید و هماورد می خواست. بوته خارها را بلند می کرد و دیر می جنبیدیم می کوفت توی سر و رویمان. مثل یک زن بیابانی دور خودش می رفصید و شن می پاشید هوا. شن ریزه لای دندان ها قرچ قرچ می کرد...

* هی یکی می افتاد زمین. صف می ایستاد تا آه و ناله اش را بکند و پا شود. تا یکی دیگر.

شما گفتید: «اینطور که نمی شود، جلوی پایتان را هم نمی بینید».

راستی هم نمی دیدیم. پا که می گذاشتیم، اصلاً نمی فهمیدیم کجاست. خار است، خاک است، سنگ است...

ولی شما مثل ما نبودید... چه جور آدم کف دستش را می شناسد؟ شما همچین رهوار می رفتید که خیال کنم کوره راه ها، شیار کف دستتان هستند.

بلد راه بودید آقا؛ چه بلدی...

***انشالله در هفته های آتی این متن نوشته شده از کتاب "خدا خانه دارد" ادامه پیدا می کند.
اللهم عجل لولیک الفرج
118289
نام: نجمه
شهر: یزد
تاریخ: 10/3/2013 4:41:34 PM
کاربر مهمان
  سلام اقا مرتضی سالروز شهادتت مبارک چه عاشقانه رفتی و شهید شدی خوشبحالت ما را ببخش که نتوانستیم حق شهدا را ادا کنیم دستم را بگیر اقا مرتضی با این همه گناه وشرمندگی خیلی دوست دارم کمکم کن
118288
نام: جوادآبزن
شهر: استان گلستان-گنبدكاووس
تاریخ: 10/3/2013 3:59:03 PM
کاربر مهمان
  باسلام
خدمت دوستداران اهل بيت سلام عرض ميكنم و خسته نباشيد
دل نوشته اي است
كه تقديمتان ميكنم
چه ميشود كه آقا ظهور كند،چه ميشود دل ها پاك شود،چه ميشود انسان ها بفكر آقا باشند، اوست كه غم خوار دل هاي گهنه كار است ،كم كم جمعه اي ديگر كم كم بغضى ديگر واقعا دل گير است جمعه اي كه غروب كند و بغض در گلو باشد و آقا ظهور نكند
باتشكر
118287
نام: صبر
شهر: هفت شهرعشق
تاریخ: 10/3/2013 3:24:49 PM
کاربر مهمان
  سلام منتظر ظهور منجی.ان شالله خوب باشید؟

خیلی وقت بود مستقیم با کسی حرف نزدم!فرمایشات شما کاملا درسته و تو هیچ کدومش خدشه ای نیست!اما عزیزم اینا دو تا موضوع متفاوته!برای اینکه روشن بشه مثال میزنم اگه یادت باشه سه نفر در حرف دل ایمیل گذاشتن یه نفر برای ثبت قران؛یه نفر برای مسائل فقهی ومن هم برای کمک کردن!هرسه نفر مزاحم داشتن و مزاحمها یکی بود! ولی برخوردها بنا بر خصوصیات اخلاقی متفاوت بود.نفر اول ،اعلام کرد مزاحم داشتم و ایمیلم بستم و به مزاحمه هم هشدار دادکه....نفر دوم ،فقط اعلام کردند ایمیلم حک شده وبسته شده! نفر سوم که منِ کله خر باشم برای امنیت کاربران مخصوصا دختران ایمیلمو که نبستم هیچ اومدم ایمیل مزاحم را در سایت علنی کردم که اگه کسی با این ایمیلها مزاحمتون شد پاسخ ندید که بعدش ماجرای مامان هادی پیش اومد!
قبلا هم گفتم اگه کسی جزءتعریف از خود و منیتم نذاره چون دروغ نمیگم و فکر میکردم همه همینطور هستن به کسانی که دختر بودن اعتماد کردم و راهنمایی ...! که در همین بین به خاطر تناقضهای آشکار در کامنتا فهمیدم که اکثرشون دروغن!با چند نفر از بزرگان سایت مشورت کردم که اونا هم به همین نتیجه رسیده بودن(در ضمن اینو هم بگم بنا بر کله خرابیم که همینطوری جلو میرم یه دوست نمونه مثه زینب هم پیدا کردم که به خاطر اینکه گناه نمیکنه همه چی بش الهام میشه که با او هم مشورت کردم) و به دروغ بودنشون پی بردیم !
من کله خراب چون دیدم هنوز داستانا داره ادامه پیدا میکنه و داستان جدید آفریده میشه!گفتم اگه کسی ازم سوال کرد مطرح کنم تا هم بچه ها پریشان احوال نشن و هم کسی مثه من سکته نکنه!( نمیدونم تو وقتی ماجراهای راتا را میفهمیدی قلبت گسیخته نمیشد؟!) و هم مزاحم مشخص بشه که دیگه مزاحم سایت نشه!منتظر ظهور منجی تربیت شدن ادما اگه تو خونه؛مدرسه؛دانشگاه؛سرکار,جامعه نشه!تو دنیای مجازی میشه! بعضی وقتا برای تربیت کردن نیازه آبرو بره تا فرد مقابل سرش به سنگ بخوره.نمیدونم اگه شما اسمشو آبرو بردن میذارید!بعدش اگه دودی بوده تو چشم همه رفته ولی خوب؛ تو چشم کسی که میخواد آتیشو خاموش کنه بیشتر میره!

یه سوال تو ذهنم که چرا به جای نصیحت کردن راتا یا....منونصیحت میکنن چرا آبرو بردی!صبر اعلام کرد اگه آبرویی بردم در آن دنیا و این دنیا خدا عذابش را بر من نازل کنه.به هر حال من اسم راتا یا هرکسی دیگه را میگم نویسنده .
سلام نویسنده .چون میدونم و قلبا فهمیدم نابغه ای خیلی دلم میخواد یه نویسنده معروف بشی و داستان آشنایی خودتو با بچه های حرف دل رابنویسی مادرانه برات آرزوی موفقیت میکنم.

منتظر ظهور منجی در ضمن ان شاالله میخوام طرز حلیم بادمجون را برات بگم.
118286
نام: ساغر
شهر: تبریز
تاریخ: 10/3/2013 3:16:00 PM
کاربر مهمان
  دلممممم کمی آغوش آسمانی میخواهد بریدم از این دنیا............
118285
نام: علی اکبر
شهر: کنارک
تاریخ: 10/3/2013 3:02:38 PM
کاربر مهمان
  اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام

بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای "وصالش" می شـوند

118284
نام: شهید امیر کبیر
شهر: وطن
تاریخ: 10/3/2013 1:14:56 PM
کاربر مهمان
  گفت : درنگ کنید که من آتشی دیده ام .ای بسا خبر بیاورم از آن رفت و (پیامبر) بازگشت...
118283
نام: منتظرظهورمنجی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/3/2013 12:53:41 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان.

راتا اشتباه کرده وخودشم فهمیده شایداینطوری می خواسته جلب توجه کنه همه آدماکه یکجورنیستن من می بخشمت راتا دیگه ازت ناراحت نیستم .سرک کشیدن درکاردیگران اصلا کارخوبی نیست اسم شخص خاصی رونمی برم تاکسی ناراحت نشه ماهمه انسانیم توی دنیای اطرافمون به سختی می تونیم با اشخاص دیگه ارتباط برقرارکنیم.تاباخلق وخوش طرزصحبت کردنش طرزلباس پوشیدنش وعلایقش آشنانشیم بهش اعتمادنمی کنیم چه برسه به دنیای مجازی اونم با ارتباط برقرار کردن باایمیل یا اس ام اس فرقی نمی کنه .خودمن که اینجوریم بااینکه آدم معاشرتی هستم اما باهرکسی معاشرت نمی کنم.اول به سرووضعش نگاه می کنم(لباس شیک وگرون برام مهم نیست)دوست دارم باحجاب باشه بعدازلباس به شخصیتش نگاه می کنم اینکه چجوری صحبت می کنه وراجع به چه چیزی صحبت می کنه.بعدسطح ایمانش چقدره وصداقت داره یانه وتوتلوزیون وکامپیوترش دنبال چی می گرده.شاید بگین من آدم سخت گیریم ولی من تعداد محدودی دوست دارم والبته ازنوع بهترینش.خوب اینا مربوط می شه به دنیای اطرافمون که ما اشخاص رومی بینیم وتصمیم می گیریم توی دنیای مجازی دیگه کارسخت می شه به نظرمن نه توی این سایت بلکه توی سایتهای دیگه درحدکامنت گذاشتن ویا کمک فکری به کسی دادن کافیه خودمن نزدیک به یک ساله بااین سایت آشناشدم ارتباط ایمیلی باکسی برقرارنکردم خوب نیازی هم نیست حرف خصوصیم نداریم .ودرست هم نیست کسانی هم که اینکاروکردن یاایمیلشون موردسوءاستفاده قرارگرفته یاضربه روحی خوردن .پس اول ازهمه این خودماییم که حدودروابط رومشخص می کنیم.خواهش مش کنم کسی ناراحت نشه راتا اگه اشتباه کرد اگه کسی که فهمیدرازشو برملا نمی کردآبروی راتا نمی رفت.طرزفکرماهم نسبت به ایشون بدنمی شد.ممکنه خیلیاکه اینجامیان گاهی دروغ بگن.خداونددوست نداره آبروی بنده هاش بره.یاستارالعیوب خودت همیشه آبروی بنده هاتوحفظ کن.گاهی حس می کنیم خودمون بهترین بنده خداییم وسعی می کنیم اشتباهاتمونوطوردیگه ای بپوشونیم.ودیگرونومقصرجلوه می دیم راتا فهمیده اشتباه کرده راتا دارم باشماصحبت می کنم خواهش می کنم ازسایت نرو واشتباهاتتوتکرارنکن بمون وجبران کن اگه همه مابعدازاشتباهاتمون بخوایم ازموقعیتی که توشیم فرارکنیم که هیچ وقت موفق نمی شیم اشتباهات درزندگی باید مارو بسازه وقوی کنه.من تورومی بخشم.حاج آقاسیف الدوله بارها متذکرشدن که اینجافضای چت نیست ومکان شهیده ومقدس خوب کسانی که بهابه این حرفهاندادن حالا دودش توی چشم خودشون رفته.بازهم به احترام شهیدآوینی فضای اینجاروبرگردونیم به قبل ونکات ارزشمندوقرآنی به هم یادبدیم وباقرآن زندگی کنیم.
<<ابتدا <قبلی 11835 11834 11833 11832 11831 11830 11829 11828 11827 11826 11825 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11830&mode=print