هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118272
نام: شهید
شهر: ....
تاریخ: 10/3/2013 9:11:20 AM
کاربر مهمان
  شهدا شرمنده

راستی یادت هست در وصیت‌نامه‌ات نوشتی مجالس روضه را ترک نکنید ، چند شب پیش جلسه روضه گرفتیم، شرمنده‌ام . . . همسایه‌ها زنگ زدند پلیس، ولی چند کوچه پایین‌تر صدای ساز و آواز مهمانی مختلط از صدای اذان مسجد بیشتر در محل پیچیده بود ، آخر می‌گویند که جوانند بگذارید جوانی کنند
برادرم دیگر همه چیز فرق کرده ، پرچم‌های یاحسین(ع) برروی خانه‌ها را جمع کردیم و به جایش دیش ماهواره گذاشتیم ، آخر هر روز شبکه‌های فارسی زبان جدیدی روی آنتن می‌آید مبادا از دستمان برود.



118271
نام: صغرا
شهر: شهرستان شیروان-خراسان شمالی
تاریخ: 10/3/2013 8:40:04 AM
کاربر مهمان
  نمي دونم از كجا بگم و از كجا شروع كنم. خيلي سخته و حتي براي كسايي كه تو موقعيتش قرار نگرفتن تصور چنين حالات و موقعيت هايي محال و غير ممكنه.

۷تادختر توخونه پدر بمونی وازدواج نکنی و خواستگار هم نداشته باشی وهر باراز کنارآشنایان و دوستان ردمیشی پچ پچشون روبشنوی که بگن اینا خواستگار ندارن معلوم نیست اصلا اینها باکران یا نه یا این که بگن پدر اینها نمیذاره ازدواج کنندباید براش کار کنن خدایا کجای دونیا پدری پیدا میشه که از سرو سامون گرفتن بچه هاش دلخور باشه وناراضی و نذاره خدایا کجای دنیا نوشتن دختری که ازدواج نکرده باکره نیست خدایا پس کجای؟تا نشون بدی بهشون که نه پدرم همچین قصدی داره و نه ما اینطور که مردم میگن هستیم خدایا کجای که ۵ساله این حرفا رو میشنویم خسته شدیم خداجون دیگه تحمل شنیدنشو نداریم
118270
نام: حسین
شهر: خراسان شمالی -شیروان
تاریخ: 10/3/2013 8:12:47 AM
کاربر مهمان
  کاش همه مثل شما غیرت مردانگی داشتن نه غیرت بی ناموسی

شما از ناموس دیگران وبه خصوص خودتان دفاع کردید کاش مردان و زنان

امروزهم غیرت ناموس خود داشتن
118269
نام:
شهر:
تاریخ: 10/3/2013 7:02:20 AM
کاربر مهمان
  سلام نظر آقا در خصوص وضعیت اخیر ما با آمریکا چیه
118268
نام: شهید امیر کبیر
شهر: وطن
تاریخ: 10/3/2013 5:28:17 AM
کاربر مهمان
  با كراوات به ديدار خدا رفتم و شد/ بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد/ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ/ همچنان آينه با صدق وصفا رفتم وشد/يكدم از "قاصم و جبار" نگفتم سخنی/ گفتم "ای مايهء هر مهرو وفا" ، رفتم وشد/مدعی گفت چرا رفتی وچون رفتی وكی؟/ من دل باخته بی چون وچرا رفتم و شد
118267
نام: رضا
شهر: شيراز
تاریخ: 10/3/2013 1:45:22 AM
کاربر مهمان
  گر گدا كاهل بود، تقصير صاحب خانه چيست؟؟؟؟
118266
نام: رضا علوی
شهر: نکا
تاریخ: 10/3/2013 12:37:51 AM
کاربر مهمان
  مستند سازش با جام زهر از لینک زیر(داغ داغ):
http://www.mediafire.com/download/z8fei3vjdoig38x/sazesh+ba+jame+zahr.rar
118265
نام: منتظرظهورمنجی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/2/2013 11:52:30 PM
کاربر مهمان
  خدایاغرق گناهم چه کنم؟
نکنی گرتونگاهم چه کنم؟
به امیدکرمت آمده ام ؟
ندهی گرتوپناهم چه کنم؟

خدای من ای خدای مهربان من ای خدایی که وقتی بایادتو ودرپناه تو پیشانی به خاک می سایم حس می کنم درامن ترین پناهگاه هستم.هیچ مامنی امن ترازتووبهترازیادتونیست .وه که چه لذتی داردوقتی سربه آسمان بلندمیکنم وتورامی خواهم ولی تورادرآسمانها نمی یابم تودرقلب منی توبامنی ومن گاهی توراگم می کنم ازتودورمی شوم وروبه نیستی جایی که فقط تباهی است می روم وبازازتو توکه مهربانترینی می خواهم توبه ام رابپذیری وباز من ؛من گناهکاروروسیاه رابپذیری وبازمن باشم وتو.... وقتی باهمه کوچک بودنم تومرااشرف مخلوقات می خوانی من خجل می شوم ازاینهمه روسیاهیم واینهمه مهربانیت ؛ازگناهان گاه وبی گاهم وازمهربانی دایمیت .توهمیشه به بنده ات که نه به تمامی بنده هایت وبه همه مخلوقاتت توجه داری پس من غرق گناه را ازگرداب وسوسه های شیطان نجات بده.ای معبودمن ای بهترینم تودرذره ذره وجودمنی مگرنه اینکه ازروح خوددرکالبدم دمیده ای به خداییت؛ به بزرگیت ؛به قدرت بی پایانت قسمت می دهم مراازگناهانی که خواسته وناخواسته انجام داده ام پاک کن.مرادرراهی قراربده که خوبانت درآن راه قدم نهاده اندومرگم راوسیله ای برای آمرزش گناهانم قرارده.خیلی حرف دارم باتو خدای من باتوکه همه جیزم به دست توست مرگم زندگیم سرنوشتم ومن تورانشناخته ام.تومعبودمنی توبرای من بهترینی وقتی با توحرف می زنم نمی دانم چه بگویم وکدام کلمه رادربرابرتوبکاربرم که بتوانم وصفت کنم ومی دانم که توازمن فقط عبدبودن وعبادت کردن می خواهی ومن چگونه می توانم دربرابراینهمه بزرگی توتوراسپاس گویم که کلمات دروصف بزرگی توقاصرند. ومن چه بدبنده ای هستم بنده سرتاپاغرق گناه... من باهمه عصیانهایم بازنزدتوآمده ام ومی خواهم که مرابپذیری .خدایالذت عبادتت رادرمن صدچندان کن آنقدرکه درمحشرنزدمولایم علی (ع)وپیامبرم محمد(ص)و فاطمه (س) وآقایم صاحب الزمان وروبروی توسربلندباشم.خدای من ...ای خدای مهربانم ...مراششیفته خودگردان وهرچه غیریادتوست ازمن دورگردان.خدای من تورادوست دارم همیشه پناهم ده......
118264
نام: افسانه
شهر: یه جایی همین نزدیکی
تاریخ: 10/2/2013 10:32:38 PM
کاربر مهمان
  هر وقت کسی را نداشتی که به او بیندیشی

به اسمان بیندیش.....

چون در انجا کسی هست

که به تو می اندیش......
118263
نام: معصومه رمضانی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/2/2013 10:18:45 PM
تاریخ ثبت نام: 5/8/2013
  مهدی جان کجایی؟



تقدیم به مولایم آن شاه دل آرایم...



جانم آمد به لب از دوریه یارم چه کنم؟

روز و شب زار و نزارم چه کنم؟

قابض روح چو خواهد که بگیرد جانم

اگر آن یار نیاید به کنارم چه کنم

اگر آن یار نیاید به کنارم چه کنم

اگر آن دلبر جانانه ی دوران از من

دستگیری نکند آخر کارم چه کنم

ای که با یک نظری صد گره را بگشایی

گره ای سخت فتادست به کارم چه کنم

<<ابتدا <قبلی 11833 11832 11831 11830 11829 11828 11827 11826 11825 11824 11823 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11828&mode=print