هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
113802
نام: مارال
شهر: مسيرسبز
تاریخ: 7/3/2013 12:28:18 PM
کاربر مهمان
  سلامي گرم به همه دوستان خوبم

عاشق ازآوارگان:عزيزم داستان من باتو فرق داره،پدرومادرم مخالف اونجوري نبودند ولي راضي هم نبودند هميشه نصيحتم ميكردند چون پسرعموم يازده سال ازم بزرگتربود.من تواين شش سال خيلي باحياباهاش برخوردميكردم .دليل اين دل كندن روهيچ وقت نفهميدم،يهوورق برگشت الان دوساله اونو نديدم بهش گفتم تاآخردنيانمي خوام ببينمت چون خودش هم نفهميدچكاركرده؟من هم دليلش رو ...خلاصه اين داستان گذشته ومن فراموشش كردم (ازدل برود هرآنكه از ديده رود)نميخوام بيشتراز اين دربارش حرف بزنم ميترسم باز بزرگ بشه،الان خيلي خاستگاردارم اما عشق تووجودم خشكيده ديگه دلي براي محبت كردن ندارم سنگ شده،ولي قول ميدم به زندگيم ادامه بدم يكي پيداميشه كه باز بتونه محبت روتودلم به وجود بياره ،ميدونم !فقط زمان لازمه،درداي من يك سال طول كشيد شب وروزم يه شكل شده بود بابدبختي ميخوابيدم وآرزوميكردم بيدارنشم چون توخواب وبيداري جلوچشمم بود،اززندگي عادي محروم شدم ازغذاخوردن،ازخنديدن...اما خدادستام روگرفت تنهام نذاشت الان هم اصلا احساس تنهايي نميكنم.ميدونم چون خدافهميد ولمس كردچه زجري كشيدم الان اين احساس روبهم داده،براي آرامشت يس ميخونم قرآن معجزه ميكنه...اصلادلم نميخواست هيچ كدوم ازاين حرفاروبزنم وبااكراه ثبتش كردم ولي دليلش اين بودكه دلم ميخواست بدوني باهات همدردي ميكنم ودركت ميكنم،نگران نباش اين نيز بگذرد ،هيچ چيز دنيا تأكيدميكنم هيچ چيزدنيا ارزش غم خوردن نداره ولي افسوس گاهي همين حرف ساده روازيادميبريم وكوچكترين دردبرامون كوهي از غم وغصه ميشه.به زندگي اميدوارباش اين روكسي ميگه كه اين مسيرروگذرونده والان تويه مسيرسبزم اگه خدابخواد وكمكم كنه بازم تواين مسيرميمونم.البته ناگفته نماندكه خوب شدن حالم رومديون دعاي دوستاي خوبم درحرف دلم وهمين جاازتك تكشون تشكرميكنم...درپناه حق
شيدا جون خوبم براي من ده دسته گل صلوات ويه جزءثبت كن به نيت برآورده شدن آرزوهاي دوستاي حرف دلم وخوب شدن حال دلشكسته ودلسوخته عزيزم از تهران كه يه كم باخداي خودش حرفش شده وكم رنگ شدن درداي عاشق عزيزم ازآوارگان ومهسا(راستين )خواهر مهربونم و... مرسي خواهرخوبم اجرت باخدا.

راتا جان سلام////برادرهادي وبرادراميركبيرزيارت قبول برادرا///اميدازبروجرد چشم اگه قابل باشيم دعاميكنيم ///خانم محمدي عزيزم به آقاپسرگلتون بگيد من هر روز به وبش سرميزنم ومنتظر پستهاي قشنگش هستم،ياعلي
113801
نام: شیدا
شهر: مشهد
تاریخ: 7/3/2013 12:14:34 PM
کاربر مهمان
 
پرنده ای بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجّب رو به پرنده کرد و گفت :" امّا من درخت نیستم ؛ تو نمی توانی روی من آشیانه بسازی."
پرنده گفت:" من فرق آدم ها و درخت ها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها را با انسان اشتباه می گیرم." انسان خندید و به نظرش این بزرگترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت:"راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟" انسان منظور پرنده را نفهمید، امّا باز هم خندید. پرنده گفت :" نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است."
انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد، چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت:" غیر از تو پرنده های دیگری را می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضروری است ؛ امّا اگر تمرین نکند ، فراموشش می شود.
پرنده این را گفت و پر زد. انسان ردّ پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش ، آسمان بود. چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :

یادت می آید تورا با دو بال و دو پا آفریدم ؟

زمین و آسمان هر دو برای تو بود امّا تو آسمان را ندیدی.

راستی بال هایت را کجا گذاشتی؟

به امید پرواز........

113800
نام: samira
شهر: شیراز
تاریخ: 7/3/2013 12:11:17 PM
کاربر مهمان
  خدایا ...

در آواي سنگين سکوت امشب ،
در دست افشاني رويا در ظرافت يک متن ،
در راز ناشناخته‌ي زيستن ؛
تو را عاشقانه مي‌خواهم ...

در پوچي يک توهم در اوج وصال ،
در سوداي محکومانه‌ي عشقي ،
در روياي مشکوکانه‌ي وصلي ؛
تو را مجنون‌وار مي‌کاوم ....

در پژواک انديشه‌هايم ،
در سايه‌ي آرزوهايم ،
و در اوج فاصله‌اي ميان کام و دل ؛
تو را مي‌خواهم ...

در سادگي يک غزل ،
در شور يک عشق ،
در وجد عارفانه‌ي يک نيايش ،
در تبلور يک رويا ؛
تو را مي‌خواهم ...

مرا در بي‌کسي امشب ،
در غربت لحظه لحظه ی تنهاييم ،
درياب ...

مرا در درياي بي‌کران زندگي ،
و در ويرانه‌هاي وجودي خسته ،
درياب ...

در بي‌صدا گريستن‌هايم ،
در عجزم از اين غربت ،
مرا درک کن ...

بار خدايا !

با وجود مهربان و گرمت ،
تار و پود فرسوده‌ي وجودم را از بين ببر ؛

با وجود نوراني خويش ،
پرده پرده‌ي تاريکي‌ام را نابود کن ؛

از تو مي‌خواهم بر‌فراز درياي وجودت ،
افکار شناور مرا به اهتزاز در‌آوري ؛

از تو مي‌خواهم در حجم تاريکي و هجوم غربت امشب ،
در سردي وجودم ،
مرا حامي باشي ...

آمین یا رب العالمین ...
113799
نام: شیدا
شهر: مشهد
تاریخ: 7/3/2013 12:10:22 PM
کاربر مهمان
  سلام برزحل عزیز
خوبی ؟ خیلی خیلی خوشحال شدم که عروسی گرفتین . خوشحالم که حال پدرتونم خوبه خداروشکر.بی معرفت نیستم من بیاد شماهستم فقط تواین مدت گوشیم خاموشه.زحل خوبم خیلی خیلی مواظب شوهرت وزندگیت باش .اوضاع منم خوبه خداروشکر
فقط برای منم دعا کن ..........التامس دعا
خیلی به شوهرت محبت کن ........................
113798
نام: شیدا
شهر: مشهد
تاریخ: 7/3/2013 11:57:33 AM
کاربر مهمان
  ناتانائیل ، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد. همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند ، ما را از خدا بر می گرداند.

ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد. دریغا که نمی دانیم همچنان که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ،به کدام در گاه نیاز آوریم. سر انجام این طور نیز می گوییم که او در همه جا هست؛ هر جا و نایافتنی است.

به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمی توانی کرد. خدا همان است که پیش روی ماست. ناتانائیل ، ای کاش "عظمت" در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری.

ناتانائیل ، من شوق را به تو خواهم آموخت ؛ اعمال ما به ما وابسته است ، هم چنان که درخشندگی به فسفر.درست است که اعمال ما ما را می سوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سخت تر از دیگران سوخته است.

برای من "خواندن" این که شن ساحل ها نرم است کافی نیست : می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند. معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد ، برای من بیهوده است. هرگز در این جهان چیزی ندیدم که حتّی اندکی زیبا باشد ؛ مگر آن که فورا آرزو کرده ام تا همه ی مهر من آن را در بر گیرد.
113797
نام: مونا
شهر: كرمانشاه
تاریخ: 7/3/2013 11:56:21 AM
کاربر مهمان
  تو رو خدا برام دعا كنين عزيزدلم قهركرده و تنهام گذاشته برام دعا كنين برگرده خيلي دوستش دارم بين ما رو به هم زدن خيلي دوسش داشتم و دوسم نداشت مي خواستم هركاري براش بكنم ولي عشق من يكطرفه بود و هركاري تونستم كردم فقط بهم گفت تو خيلي با من مهربوني و زيادي بامن مهربون نباش حالا هم جواب نمي ده كاش بگه چي شده؟ دارم دق مي كنم برام دعا كنين
113796
نام: شیدا
شهر: مشهد
تاریخ: 7/3/2013 11:45:11 AM
کاربر مهمان
  ***بسم الله الرحمن الرحیم***
*************************************************************
اللهم اشف مرضی المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات و اشف مرضانا بحق محمد و آل محمد

☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥
خـتـــم صـلـــوات حــرف دل ؛ نوبت سی یکم ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥
☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی:1الی 3: یا عباس گرامی از ...
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی 4الی 10:نردبانی سوی خدا
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی 11الی15:وجود گرامی ازشهرآل عبا
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی 16الی33 و35و36:samira عزیز ازشیراز
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی 34 : جناب امیرکبیرازشهروطن
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی 37 الی46 : منتظرظهور منجی گل ازقزوین
☸دسته گل صلوات یکصدتایِی48 الی 52 : فاطمه خانم گل ازتویسرکان
*****************************
این ختم صلوات به نیّت امرزش رفتگان وهدیه به روح اهل بیت وامام عصرعج میباشد.
××****************************************************××
امام باقر (ع) : چیزی دل را بیشتر از گناه فاسد نکند دل که آلوده به گناه شد مغلوب آن گردد تا وارونه شود.

اَللًّهُـــــــمَّ صَـــــلِ عَـــــلَى مُحَمَّـــــــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــــــَد و عَجِّـــــــلّ فَّرَجَهُـــــــم
113795
نام: شیدا
شهر: مشهد
تاریخ: 7/3/2013 11:42:12 AM
کاربر مهمان
  اَعوُذُ بِالله ِمِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ ** **** بِسمِ الله ِالرَّحمنِ الرَّحیمِ ****
***********************************
اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات
×××××××××××××××××××××××××××××××××××
پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد:
«لاتنسوا موتاكم فى قبورهم و موتاكم يرجون احسانكم و موتاكم محبوسون يرغبون فى اعمالكم البر و هم لايقدرون. اهدوا الى موتاكم الصدق والدعا؛

مردگان خود را در قبرهايشان فراموش نكنيد و آنها اميد به احسان شما دارند و مردگان شما محبوسند رغبت وميل در كارهاى نيك شما دارند و خود قدرت بر انجام آن ندارند. براى مردگان خود صدقه و دعا هديه كنيد»
❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ * خـتـــم قـــرآن کـــریم حــرف دل ؛ نوبت ...* ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ ❀❀ ❀ **********
☁ جزء1 : یاعباس ازتبریز(به احترام شما جزیک برای شما
☁ جزء2 الی 6 : شیدا ازمشهد
☁ جزء7 : نرگس عزیزم ازقزوین (سلام گلم....وظیفه موانجام میدم)
☁ جزء8 : زینب خانم گل ازاصفهان
☁ جزء9 : منظر ظهورمنجی گرامی ازشهرقزوین(سلام.قبول باشه)
☁ جزء10: زینب خانم گل ازاصفهان
☁ جزء11: فاطمه تویسرکان (سلام وعرض ادب.التماس دعا)
......
☁ جزء22 و23 و27 : خانم صبرمهربون ازهفت شهرعشق
☁ جزء28 الی30 :فوزیه خانم گل ازبهشت برین(سلام وعرض ادب)

نکته:
ثواب اين نوبت به نیت دعا برای آمرزش جمیع رفتگان وسلامتی اقا امام زمان عج میباشد
113794
نام: ؟؟
شهر: ؟
تاریخ: 7/3/2013 11:37:58 AM
کاربر مهمان
  بنام خدا
سلام برهمگی دلنوشته هاتون خوندم دلم به درداومداز ته قلبم ازخدا میخوام به گلهای حرف دل نظرکنه جوابتون روبده میدونم سختی کشیدیداینهاهمه امتحانه خداکنه که سربلندبیرون بیایم دلشکسته دلسوخته عزیز درکت میکنم دلت پره ازحرفای که به خدازدی خدابه دل نمیگیره چون تواوج عصبانیت اینهاروبهش گفتی ودرحدخودت باهاش حرف زدی خوب خودت روخالی کردی دیدی چقدرخدابخشنده ی داری باوجوداینهمه بدوبیراهی که بهش گفتی فقط سکوت کردسکوت ودراخرکارماشرمنده ازرفتارمون میشیم درسته گاهی اوقات مابه چیزای که میخوایم نمیرسیم اماشک نکن که به نفع خودمونه ماقدرت درکش نداریم منم به بیراهه رفتم عزیزم منم دلم شکسته ودراوج شکستگی ازش کمک خواستم اره شایداونجوری که من ازش انتظارداشتم کمکم نکردضربه خوردم امابدون من واقعا شرمنده اش هستم جون خدا منوبانعمت وجودخودش اشناکردمنوتواغوش خودش گرفت رهام نکردمن بی نهایت شاکرش هستم چون درهرسختی این قدرت روبهم داده که باسختی مقابله کنم بهم فهمونده که دوستم داره همه جوره امتحانم میکنه گاهی اوقات خسته میشم امامن امیدم به خودشه وقتی دلم میگیره خیلی ساده بهش میگم ومیادارومم میکنه اماخیلی صداش میزنم انگارخوشش میادمن صداش کنم قربونش برم میدونه من چه جوریم خوب میشناسدم وقتی به خودم میام بازمیبینم بیراه رفتم وبازمن باکمال پرویی میرم سراغش خیلی بی معرفتم مگه نه؟اماحالافقط باخودشم باخودخودش شکرت توهم از خودش خودش روطلب کن موفق باشی التماس دعاصلوات
113793
نام: سمیه
شهر: اردبیل
تاریخ: 7/3/2013 11:35:56 AM
کاربر مهمان
  سلام من از خدا خواسته ای دارم میخوام براورده کند
<<ابتدا <قبلی 11386 11385 11384 11383 11382 11381 11380 11379 11378 11377 11376 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=11381&mode=print