بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram Telegram

 

 

 

 

2301

لو أنّ أحدكم يعمل في صخرة صمّاء ليس لها باب و لا كوّة لخرج عمله للنّاس كائنا ما كان.

اگر يكيتان در دل سنگ سخت كارى كند كه نه در داشته باشد و نه روزن كار وى هر چه باشد ميان مردم شايع شود.

2302

لو أنّ امرأة من نساء الجنّة أشرفت إلى الأرض لملأت الأرض من ريح المسك و لأذهبت ضوء الشّمس و القمر.

اگر زنى از زنان بهشت بر زمين نمودار شود زمين را از بوى مشك پر كند و نور خورشيد و ماه ببرد.

2303

لو أنّ أهل السّماء و الأرض أشركوا في ذمّ مؤمن لكبّهم اللَّه عزّ و جلّ في النّار.

اگر مردم آسمان و زمين در مذمت مؤمنى شركت كنند خداى عز و جل در آتش واژگونشان كند.

2304

لو أنّ دلوا من غسّاق يهراق في الدّنيا لأنتن أهل الدّنيا.

اگر دلوى از آشاميدنى جهنم را در دنيا بريزند اهل دنيا را متعفن كند.

2305

لو أنّ رجلا في حجره دراهم يقسمها و آخر يذكر اللَّه كان الذاكر للَّه أفضل.

اگر كسى درهم و دينار باشد كه تقسيم كند و ديگرى خدا را ياد كند ياد خدا بهتر است.

2306

لو أنّ رجلا يجرّ على وجهه من يوم ولد إلى يوم يموت هرما في مرضاة اللَّه تعالى لحقّره يوم القيامة.

اگر كسى از روزى كه زاده تا روزى كه پير بميرد بجلب رضاى خدا بر چهره خويش بغلطد روز قيامت عمل خويش را حقير خواهد شمرد.

2307

لو أنّ شررة من شرر جهنّم بالمشرق لوجد حرّها من بالمغرب.

اگر شعله اى از شعله هاى جهنم بمشرق باشد آنكه در مغربست گرماى آن را احساس كند.

2308

لو أنّ قطرة من الزّقوم قطرت في الدّنيا لأفسدت على أهل الدّنيا معايشهم فكيف بمن تكون طعامه؟

اگر قطره اى از زقوم جهنم را در دنيا بچكانند زندگى را بر مردم دنيا تباه خواهد كرد پس آنكه خوراكش زقوم است چه خواهد كرد.

2309

لو أنّ مقمعا من حديد جهنّم وضع في الأرض فاجتمع له الثّقلان ما أقلّوه من الأرض و لو ضرب الجبل بمقمع من حديد كما يضرب أهل النّار لتفتّت و عاد غبارا.

اگر گرزى از آهن جهنم را در زمين نهند و همه جهانيان جمع شوند آن را از زمين بر ندارند و اگر كوه را با گرزى از آهن بزنند چنان كه اهل جهنم را ميزنند، ريز ريز شود و غبار گردد.

2310

لو أنّكم توكّلون على اللَّه تعالى حقّ توكّله لرزقكم كما يرزق الطّير، تغدو خماصا و تروح بطانا.

اگر شما چنان كه شايسته توكل كردنست بخدا توكل داشتيد، روزى شما را نيز چون روزى مرغان ميرساند كه بصبح گرسنه اند و بشب سير.

2311

لو أنّ لابن آدم واديين من ذهب لابتغى اليهما واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم إلّا التّراب و يتوب اللَّه على من تاب.

آدميزاد اگر دو دره از طلا داشته باشد بعلاوه آن دره سوم طلب كند شكم آدميزاد را جز خاك پر نكند و هر كه توبه كند خدا توبه او را بپذيرد.

2312

لو آمن بي عشرة من اليهود لآمن بي اليهود.

اگر ده تن از يهودان بمن ايمان آورده بودند همه يهودان بمن ايمان مى آوردند.

2313

لو أخطأتم حتّى تبلغ خطاياكم السّماء ثمّ تبتم لتاب اللَّه عليكم.

اگر آنقدر خطا كنيد كه خطاهايتان بآسمان برسد و سپس توبه كنيد خدا توبه شما را ميپذيرد.

2314

لو أذن اللَّه تعالى في التّجارة لأهل الجنّة لاتّجروا في البزّ و العطر.

اگر خدا باهل بهشت اجازه تجارت داده بود تجارت پارچه و عطر ميكردند.

2315

لو أهدي إليّ كراع لقبلت و لو دعيت إليه لأجبت.

اگر شانه گوسفندى بمن هديه دهند مى پذيرم و اگر دعوتم كنند اجابت ميكنم.

2316

لو بغى جبل على جبل لدك اللَّه الباغي منهما.

اگر كوهى بكوهى تجاوز كند خدا كوه متجاوز را درهم كوبد.

2317

لو تعلم البهائم من الموت ما يعلم ابن آدم ما أكلتم منها سمينا.

اگر حيوانات نيز چون آدميزاد از مرگ خبر داشتند گوشت چاقى نميخورديد.

2318

لو تعلم المرأة حقّ الزّوج لم تقعد ما حضر غداؤه و عشاؤه حتّى يفرغ منه.

اگر زن حق شوهر بداند هنگام ناهار و شام او ننشيند تا فراغ يابد.

2319

لو تعلمون قدر رحمة اللَّه لاتّكلتم عليها.

اگر از وسعت رحمت خدا خبر داشتيد بر آن اعتماد ميكرديد.

2320

لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا.

اگر آنچه من دانسته ام بدانيد خنده كم و گريه بسيار ميكنيد.

2321

لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا و لا ساغ لكم الطّعام و لا الشّراب.

اگر آنچه من دانسته ام بدانيد خنده كم و گريه بسيار ميكنيد و غذا و نوشيدنى بر شما گوارا نخواهد بود.

2322

لو تعلمون ما أعلم لبكيتم كثيرا و لضحكتم قليلا و لخرجتم إلى الصّعدات تجأرون إلى اللَّه تعالى لا تدرون تنجون أو لا تنجون.

اگر آنچه من دانسته ام بدانيد گريه بسيار و خنده كم ميكنيد و بر بلنديها رفته تضرع بپيشگاه خدا ميبريد و بيمناك خواهيد بود كه آيا نجات خواهيد يافت يا نه.

2323

لو تعلمون ما أعلم لبكيتم كثيرا و لضحكتم قليلا: يظهر النّفاق و ترتفع الأمانة و تقبض الرّحمة و يتّهم الأمين و يؤتمن غير الأمين يحيط بكم الفتن كأمثال اللّيل المظلم.

اگر آنچه من مى دانستم به دانستيد بسيار مى گريستيد و كمتر خنده مى كرديد، نفاق آشكار شود و امانت بر خيزد و رحمت چيده شود امين را متهم كنند و خيانت گر را امين شمارند و فتنه ها چون شب تاريك شما را فرا گيرد.

2324

لو تعلمون ما ادّخر لكم ما حزنتم على ما زوى عنكم.

(اى فقيران) اگر بدانيد چه چيزها براى شما ذخيره شده بر آنچه نداريد غم نخواهيد خورد.

2325

لو تعلمون ما لكم عند اللَّه لأحببتم أن تزدادوا فاقة و حاجة.

(اى فقيران) اگر بدانيد پيش خدا چه ها داريد دوست خواهيد داشت فقر و حاجت شما بيشتر شود.

2326

لو تعلمون من الدّنيا ما أعلم لاستراحت أنفسكم منها.

اگر از دنيا آنچه من ميدانم بدانستيد جانتان از غم آن آسوده ميشد.

2327

لو تعلمون ما في المسألة ما مشى أحد إلى أحد يسأله شيئا.

اگر مى دانستيد در سؤال چه چيزها هست هيچ كس سوى ديگرى نميرفت كه از او چيزى بخواهد.

2328

لو تعلمون ما أنتم لاقون بعد الموت ما أكلتم طعاما على شهوة أبدا و لا شربتم شرابا على شهوة أبدا و لا دخلتم بيتا تستظلّون به و لمررتم إلى الصّعدات تكدحون صدوركم و تبكون على أنفسكم.

اگر ميدانستيد از پس مرگ چه خواهيد ديد هرگز غذائى با اشتها نمى خورديد و هرگز نوشيدنى اى برغبت نمى آشاميديد و بخانه اى در نميشديد كه در سايه آن آرام گيريد و بر بلندى ها رفته سينه خويش ميخراشيديد و بحال خويش گريان بوديد.

2329

لو جاء العسر فدخل هذا الجحر لجاء اليسر فدخل عليه فأخرجه.

اگر سختى بيايد و وارد اين سوراخ شود، گشايش بيايد و وارد آن شود و سختى را بيرون كند.

2330

لو خفتم اللَّه تعالى حقّ خيفته لعلمتم العلم الّذي لا جهل معه، و لو عرفتم اللَّه تعالى حقّ معرفته لزالت لدعائكم الجبال.

اگر از خدا چنانچه شايسته ترسيدن از اوست ترس داشتيد علمى كه بجهل آميخته نيست نصيبتان ميشد و اگر خدا را چنان كه شايسته شناختن اوست ميشناختيد بدعاى شما كوهها جابجا ميشد.

2331

لو رأيت الأجل و مسيره أبغضت الأمل و سروره.

اگر اجل و رفتار آن را به بينى اميد و مسرت آن را دشمن خواهى داشت.

2332

لو قيل لأهل النّار إنّكم ماكثون في النّار عدد كلّ حصاة في الدّنيا لفرحوا بها و لو قيل لأهل الجنّة إنّكم ماكثون عدد كلّ حصاة لحزنوا و لكن جعل لهم الأبد.

اگر به جهنميان گويند كه شماره ريگهاى دنيا در جهنم خواهيد ماند خوش حال شوند و اگر ببهشتيان گويند كه بشماره ريگها خواهيد ماند غمگين شوند ولى آنها را جاودانى كرده اند.

2333

لو كان الإيمان بالثّريّا لتناوله رجال من فارس.

اگر ايمان در ثريا بود مردانى از فارس بدان مى رسيدند.

2334

لو كان الحياء رجلا لكان رجلا صالحا.

اگر حيا مردى بودى مرد شايسته اى بودى.

2335

لو كانت الدّنيا تزن عند اللَّه جناح بعوضة ما سقى كافرا شربة ماء.

اگر دنيا نزد خدا بقدر بال پشه اى ارزش داشت شربت آبى بكافرى نمى نوشانيد.

2336

لو كان الصّبر رجلا لكان رجلا كريما.

اگر صبر مردى بودى، مرد بزرگوارى بودى.

2337

لو كان العجب رجلا كان رجل سوء.

اگر خود پسندى مردى بودى مرد بدى بودى.

2338

لو كان العسر في جحر لدخل عليه اليسر حتّى يخرجه.

اگر سختى به سوراخى باشد گشايش بر آن در آيد و بيرونش كند.

2339

لو كان العلم معلّقا بالثّريّا لتناوله قوم من أبناء فارس.

اگر علم به ثريا آويخته بود گروهى از فرزندان فارس بدان مى رسيدند.

2340

لو كان الفحش خلقا لكان شرّ خلق اللَّه.

اگر بد و ناسزا مخلوقى بودى بدترين مخلوق خدا بودى.

2341

لو كان المؤمن في جحر فارة لقيّض اللَّه له من يؤذيه

اگر مؤمن در سوراخ موشى باشد خداوند يكى را سوى او فرستد كه آزارش كند.

2342

لو كان سوء الخلق رجلا يمشي في النّاس لكان رجل سوء و أنّ اللَّه تعالى لم يخلقني فحّاشا.

اگر بد خوئى مردى بودى كه ميان مردم راه رفتى، مرد بدى بودى و خدا مرا ناسزا گو نيافريد.

2343

لو كان شي ء سابق القدر لسبقته العين.

اگر چيزى از تقدير سبقت توانستى گرفت چشم بد سبقت گرفتى.

2344

لو كان لابن آدم واد من مال لابتغى إليه ثانيا و لو كان له واديان لابتغى لهما ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم إلّا التّراب و يتوب اللَّه على من تاب.

اگر آدميزاد دره اى از مال داشت بعلاوه آن دره ديگر مى خواست و اگر دو دره مى داشت با آن دره سوم مى خواست شكم فرزند آدم را جز خاك سير نمى كند و خدا توبه هر كه را خواهد بپذيرد.

2345

لو كان لابن آدم واد من نخل لتمنّى مثله ثمّ تمنّى مثله حتّى يتمنّى أودية و لا يملأ جوف ابن آدم إلّا التّراب.

اگر فرزند آدم دره اى از نخل مى داشت مثل آن را آرزو مى كرد و باز مثل او را آرزو ميكرد تا وادى ها آرزو كند شكم فرزند آدم را جز خاك سير نمى كند.

2346

لو كان لي مثل أحد ذهبا لسرّني أن لا يمرّ عليّ ثلاث و عندي منه شي ء إلّا شي ء أرصده لدين.

اگر باندازه كوه احد طلا داشتم دوست داشتم پس از سه روز چيزى از آن بنزد من نباشد مگر چيزى كه براى قرضى ذخيره كرده باشم.

2347

لو كانت الدّنيا تعدل عند اللَّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء.

اگر دنيا نزد خدا با بال پشه اى برابر بود، شربت آبى از آن به كافرى نمى نوشانيد.

2348

لو كنت امرا أحدا أن يسجد لأحد لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها.

اگر بكسى دستور ميدادم كسى را سجده كند به زن دستور ميدادم شوهرش را سجده كند.

2349

لو كنت آمرا أحدا أن يسجد لأحد لأمرت النّساء أن يسجدن لأزواجهنّ لما جعل اللَّه لهم عليهنّ من الحقّ

اگر بكسى دستور ميدادم كسى را سجده كند بزنان دستور ميدادم شوهران خويش را سجده كنند از بس كه خدا براى شوهران حق بگردن زنان نهاده است.

2350

لو لم تذنب لجاء اللَّه بقوم يذنبون فيغفر لهم و يدخلهم الجنّة.

اگر تو گناه نميكردى خدا قومى را مى آورد كه گناه كنند و بيامرزدشان و ببهشتشان در آرد.

2351

لو لم تذنبوا لخشيت عليكم بأشدّ من ذلك العجب العجب

اگر گناه نميكرديد از چيزى بدتر از آن بر شما بيم ناك بودم خود پسندى، خود پسندى.

2352

لو لم يبق من الدّنيا إلّا يوم لطوّله اللَّه حتّى يبعث فيه رجل من أهل بيتي يواطي اسمه اسمي و اسم أبيه اسم أبي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.

اگر از دنيا جز روزى نماند خدا آن را دراز كند تا در اثناى آن مردى از خاندان مرا بر انگيزد نام وى موافق نام من و نام پدرش نام پدر من باشد و زمين را كه از ظلم و جور پر شده است از انصاف و عدالت پر كند.

2353

لو نظرتم إلى الأجل و مسيره لأبغضتم الأمل و سروره.

اگر مرگ و رفتار او را بنگريد اميد و مسرت آن را دشمن خواهيد داشت.

2354

لو نهي النّاس عن فتّ البعرة فتّوا و قالوا ما نهينا عنه إلّا و فيه شي ء.

اگر مردم را از شكستن پشكل شتر منع كنند آن را بشكنند و گويند ما را از اين كار منع نكرده اند مگر كه در آن چيزى هست.

2355

لو يعلم النّاس من الوحدة ما أعلم ما سار راكب بليل وحده.

اگر مردم از تنهائى آنچه من دانسته ام بدانند هرگز سوارى هنگام شب بتنهائى راه نخواهد سپرد.

2356

لو يعلم المؤمن ما عند اللَّه من العقوبة ما طمع في الجنّة أحد و لو يعلم الكافر ما عند اللَّه من الرّحمة ما قنط من الجنّة أحد.

اگر مؤمن عقوبتى را كه نزد خدا هست بداند هيچ كس در بهشت طمع نبندد و اگر كافر رحمتى را كه نزد خدا هست بداند هيچ كس از بهشت چشم اميد نبندد.

2357

لو لا أن أشقّ على أمّتي لأمرتهم بالسّواك عند كلّ صلاة.

اگر نه مايه رنج امت خود ميشدم دستورشان ميدادم كه هنگام هر نماز مسواك كنند.

2358

لو لا المرأة لدخل الرّجل الجنّة.

اگر زن نبود مرد ببهشت ميرفت.

2359

لو لا أن أشقّ على أمّتي لأمرتهم أن يستاكوا بالأسحار

اگر نه مايه رنج امت خويش ميشدم دستورشان مى دادم كه سحرگاهان مسواك كنند.

2360

لو لا أنّ السّؤّال يكذبون ما قدّس من ردّهم.

اگر دروغگوئى گدايان نبود، هر كه نوميدشان ميكرد، تقديس نميشد.

2361

لو لا النّساء يعبد اللَّه حقّ عبادته.

اگر زنان نبودند خدا چنان كه شايسته پرستش اوست پرستيده ميشد.

2362

لو لا الأمل ما أرضعت أمّ ولدا و لا غرس غارس شجرا.

اگر اميد نبود مادرى فرزندى نميزاد و كسى درختى نمينشاند.

2363

ليأتينّ على القاضى العادل يوم القيامة ساعة يتمنّى أنّه لم يقض بين اثنين في تمرة قطّ.

روز قيامت بر قاضى عادل ساعتى بگذرد كه آرزو كند هرگز ميان دو تن در باره خرمائى قضاوت نكرده بود.

2364

ليأتينّ علي النّاس زمان لا يبالى المرء بما أخذ المال أمن حلال أم من حرام.

روزگارى بمردم رسد كه مرد اهميت ندهد كه مال چگونه به دست آرد، از حلال يا از حرام.

2365

ليأتينّ على النّاس زمان لا يبقى منهم أحد إلّا أكل الرّبا فإن لم يأكله أصابه من غباره

روزگارى بمردم رسد كه يكى نماند مگر آنكه ربا خورد و اگر نخورد غبار آن بوى رسد.

2366

ليأتينّ على النّاس زمان يكذّب فيه الصّادق و يصدّق فيه الكاذب و يخوّن فيه الأمين و يؤتمن الخئون و يشهد المرء و لم يستشهد و يحلف و إن لم يستحلف و يكون أسعد النّاس بالدّنيا لكع بن لكع لا يؤمن باللَّه و رسوله.

زمانى بر مردم رسد كه راست گو را تكذيب كنند و دروغگو را تصديق كنند و امين را خائن شمرند و خائن را مؤتمن پندارند و مرد بى آنكه شهادت از او خواهند شهادت دهد و بى آنكه قسم از او خواهند قسم خورد و خوشبخت ترين مردم فرو مايه پسر فرومايه باشد كه بخدا و پيغمبرش ايمان ندارد.

2367

ليأخذنّ أحدكم حبله فيحتطب بها على ظهره أهون عليه من أن يأتي رجلا أعطاه اللَّه من فضله فيسأله أعطاه أو منعه.

اينكه يكيتان ريسمان خويش برگيرد و با آن به پشت خويش هيزم كشد آسان تر است تا پيش مردى رود كه خدايش از فضل خويش چيزى داده و از وى سؤال كند بدهد يا ندهد.

2368

ليأخذ العبد من نفسه لنفسه و من دنياه لآخرته و من الشّبيبة قبل الكبر و من الحيوة قبل الممات فما بعد الدّنيا من دار إلّا الجنّة و النّار.

مرد بايد از خويش براى خويش و از دنياى خويش براى آخرت خويش و از جوانى قبل از پيرى و از زندگى قبل از مرگ بر گيرد كه پس از دنيا خانه اى جز بهشت و جهنم نيست.

2369

ليبشر فقراء المؤمنين بالفراغ يوم القيامة قبل الأغنياء بمقدار خمسمائة عام هؤلاء في الجنّة ينعمون و هؤلاء يحاسبون.

مؤمنان فقير را بشارت كه روز قيامت به اندازه پانصد سال زودتر از اغنيا فارغ شوند آنان در بهشت متنعمند و اينان حساب پس مى دهند.

2370

ليتّق أحدكم وجهه عن النّار و لو بشقّ تمرة.

هر كس بايد چهره خويش را از آتش جهنم مصون دارد و گر چه بيك نيمه خرما باشد.

2371

ليردّك عن النّاس ما تعرف من نفسك و اخزن لسانك إلّا من خير فإنّك بذلك تغلب الشّيطان.

آنچه از خويش مى دانى ترا از (معايب) مردم باز دارد، زبان خويش را نگه دار مگر از خير كه بدين وسيله بر شيطان چيره مى شوى.

2372

ليستحيي أحدكم من ملكيه الّذين معه كما يستحيي من رجلين صالحين من جيرانه و هما معه باللّيل و النّهار.

شخص بايد از دو فرشته خويش كه با او هستند شرم كند چنان كه از دو مرد پارسا از همسايگان خود شرم مى كند كه فرشتگان شب و روز با او هستند.

2373

ليس الأعمى من يعمي بصره إنّما الأعمى من تعمي بصيرته.

كور آن نيست كه چشم او كور است بلكه كور آنست كه بصيرتش كور است.

2374

ليس الإيمان بالتّمنّي لكن هو ما وقر في القلب و صدّقه العمل.

ايمان داشتن به آرزو كردن نيست بلكه ايمان آنست كه در قلب جاى دارد و عمل آن را تصديق كند.

2375

ليس البرّ في حسن اللّباس و الزّيّ و لكنّ البرّ السّكينة و الوقار.

نيكى بخوبى لباس و ظاهر نيست بلكه نيكى آرامش وقار است.

2376

ليس البيان كثرة الكلام و لكنّ الخوض فيما يحبّ اللَّه و رسوله و ليس العيّ عن اللّسان و لكن قلّة المعرفة بالحقّ.

بيان خوب بفراوانى گفتار نيست بلكه به بحث از آن چيزها است كه خدا و پيغمبرش دوست دارد، لكنت بزبان نيست بلكه از قلت معرفت حقست.

2377

ليس الجهاد أن يضرب الرّجل بسيفه في سبيل اللَّه تعالى، إنّما الجهاد من عال والديه و ولده فهو في جهاد و من عال نفسه فكفّها عن النّاس فهو في جهاد.

جهاد آن نيست كه مرد در راه خداى والا شمشير زند، بلكه جهاد آن مى كند كه بار زندگى پدر و مادر و فرزند مى برد، هر كه بار زندگى خويش مى برد كه از مردم بى نياز شود جهاد مى كند.

2378

ليس الخبر كالمعاينة، إنّ اللَّه تعالى أخبر موسى بما صنع قومه في العجل فلم يلق الألواح، فلمّا عاين ما صنعوا ألق الألواح فانكسرت.

خبر چون معاينه نيست خداى والا بموسى رفتار قومش را در باره گوساله خبر داد و الواح را نيفكند و چون رفتارشان عيان ديد الواح را بيفكند و بشكست.

2379

ليس الخلف أن يعد الرّجل و في نيّته أن يفي و لكنّ الخلف أن يعد الرّجل و في نيّته أن لا يفي.

خلف وعده آن نيست كه مرد وعده دهد و در دل دارد وفا كند بلكه خلف آنست كه مرد وعده كند و در دل دارد كه وفا نكند.

2381

ليس الشّديد بالصّرعة إنّما الشّديد الّذي يملك نفسه عند الغضب.

نيرومندى بكشتى گرفتن نيست نيرومند آن كس است كه هنگام خشم خويشتن دار است.

2382

ليس الغنى عن كثرة العرض و لكنّ الغنى غنى النّفس.

بى نيازى بفراوانى مال نيست بى نيازى حقيقى بى نيازى ضمير است.

2383

ليس المؤمن الّذي لا يأمن جاره بوائقة.

هر كه همسايه اش از شرش در امان نيست مؤمن نيست.

2384

ليس المؤمن الّذي يشبع و جاره جائع إلى جنبه.

هر كه سير باشد و همسايه اش پهلوى وى گرسنه باشد مؤمن نيست.

2385

ليس المؤمن بالطّعّان و لا اللّعان و لا الفاحش و لا البذي ء

مؤمن طعنه زن و لعنتگر و بد گو و بد زبان نيست.

2386

ليس المسكين الّذي يطوف على النّاس فيرده اللّقمة و اللّقمتان و التّمرة و التّمرتان و لكنّ المسكين الّذي لا يجد غني يغنيه و لا يعطي له فيتصدّق عليه و لا يقوم فيسأل.

مستمند آن نيست كه ميان مردم رود و يك لقمه يا دو لقمه و يك خرما يا دو خرما بدو رسد بلكه مستمند آنست كه چيزى ندارد و بدو توجه نكنند كه صدقه اش دهند و براى سؤال نخيزد.

2387

ليس أحد أحبّ إليه المدح من اللَّه و لا أحد أكثر معاذير من اللَّه.

هيچ كس ستايش را بيش از خدا دوست ندارد و هيچ كس بيش از خدا عذر نپذيرد.

2388

ليس أحد من أمّتي يعول ثلاث بنات أو ثلاث أخوات فيحسن إليهنّ إلّا كنّ له سترا من النّار.

هيچ كس از امت من نيست كه سه دختر يا سه خواهر را تكفل كند و با آنها نيكى كند مگر كه آنها حجاب وى از جهنم باشند.

2389

ليس أحد منكم بأكسب من أحد قد كتب اللَّه المصيبة و الأجل و قسّم المعيشة و العمل

هيچ كس از ديگرى بكسب تواناتر نيست كه خدا مصيبت و مرگ را رقم زده و معيشت و كار را تقسيم كرده است.

2390

ليس أسرع عقوبة من بغي.

عقوبتى از عقوبت ظلم سريعتر نيست.

2391

ليس بمؤمن مستكمل الإيمان من لم يعد البلاء نعمة و الرّخاء مصيبة.

هر كه بلا را نعمت و فراوانى را مصيبت نداند ايمان وى كامل نيست.

2392

ليس بحكيم من لم يعاشر بالمعروف من لا بدّ له من معاشرته حتّى يجعل اللَّه له من ذلك مخرجا.

هر كس با آنكه از معاشرت وى ناچار است بنيكى معاشرت نكند تا خدا فرجى براى او پيش آرد خردمند نيست.

2393

ليس بخيركم من ترك دنياه لآخرته و لا آخرته للدّنيا حتّى يصيب منهما جميعا فإنّ الدّنيا بلاغ إلى الآخرة و لا تكونوا كلّا على النّاس.

بهترين شما آن نيست كه دنياى خويش را براى آخرت خود واگذارد و نه آخرت خويش را براى دنيا واگذارد تا از هر دو بهره گيرد كه دنيا وسيله رسيدن به آخرت است و سربار مردم نباشيد.

2394

ليس بعد الموت مستعتب.

پس از مرگ عذر پذيرى نيست.

2395

ليس بكذّاب من أصلح بين اثنين فقال خيرا أو نمى خيرا.

هر كه ميان دو تن اصلاح دهد و خيرى گويد يا خيرى نسبت دهد دروغگو نيست.

2396

ليس بين العبد و الشّرك إلّا ترك الصّلاة فإذا تركها فقد أشرك.

ميان بنده و شرك جز ترك نماز فاصله نيست و چون نماز را ترك كند مشرك است.

2397

ليس شي ء أثقل في الميزان من الخلق الحسن.

در ميزان اعمال، چيزى سنگين تر از خوى نيك نيست.

2398

ليس شي ء أطيع اللَّه فيه أعجل ثوابا من صلة الرّحم و ليس شي ء أعجل عقابا من البغي و قطيعة الرّحم و اليمين الفاجرة تدع الدّيار بلاقع.

پاداش هيچ كارى كه بوسيله آن اطاعت خدا كند سريعتر از پيوند خويشان نيست و عقاب هيچ كارى سريعتر از ظلم و بريدن خويشان نيست و قسم نادرست ديار را ويران مى نهد.

2399

ليس شي ء أكرم على اللَّه تعالى من المؤمن.

هيچ چيز نزد خداى والا گرامى تر از مؤمن نيست.

2400

ليس شي ء أكرم عند اللَّه من الدّعاء.

هيچ چيز نزد خدا گرامى تر از دعا نيست.

 

 

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved