بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



دعاى امان از سوختن

سى و یکم شیخ ابن فهد روایت کرده است که روزى ابوالدَّرْداء را خبر دادند که خانه ات سوخته است گفت نسوخته است دیگرى خبر داد باز چنین گفت تا سه مرتبه پس معلوم شد که خانه هاى اطراف همه سوخته خانه او نسوخته گفتند از چه راه دانستى که خانه تو نسوخته است گفت زیرا که شنیدم از رسول خدا صلى الله علیه و آله که هر که در صبح این دعا بخواند در آن روز بدى به او نمى رسد و اگر در شام بخواند در آن شب بدى به او نمى رسد و من این دعا را خوانده بودم

اَللّهُمَّ اَنْتَ رَبّى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَلَیک تَوَکلْتُ وَ اَنْتَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ لا

خدایا تویى پروردگارم معبودى جز تو نیست بر تو توکل کنم و تویى پروردگار عرش بزرگ و

حَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّبِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ ما شاءَاللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یشَاءْلَمْ یکنْ اَعْلَمُ اَنَّ

جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ آنچه خدا خواهد شود و آنچه نخواهد نشود، مى دانم که

اللَّهَ عَلى کلِّ شَیئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِکلِّ شَیئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِک

خدا بر هر چیز توانا است و علم خدا به همه چیز احاطه دارد خدایا به تو پناه برم از شر خودم و

مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ شَرِّ کلِّ ذى شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ

از شر قضاى بد و از شر هر صاحب شرى و از شر جن و انس و از

الاِْنْسِ وَ مِنْ شَرِّ کلِّ دابَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیتَها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ

شر هر جنبنده اى که اختیارش بدست تو است همانا پروردگارم به راه راست است


دعا در زمان غیبت و امتحان شیعه

سى و دوّم شیخ کلینى و غیر او روایت کرده اند از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام که این دعا را تعلیم زُراره فرمود که در زمان غیبت و امتحان شیعه بخواند:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَک لَمْ اَعْرِف نَبِیک اَللّهُمَّ عَرِّفْنى

خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را نشناسانى پیامبرت را نشناسم خدایا

رَسُولَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَک لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَک اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَک

رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسانى حجتت را نشناسم خدایا حجتت را به من بشناسان

فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دینى

که اگر نشناسانى از دین خود گمراه گردم


دعا وقت خواب

سى و سوّم در عدة الدّاعى است که از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مرویست که هرگاه یکى از شما اراده کرد بخوابد بگذارد دست راست خود را در زیر صورت راست خود و بگوید:

بِسْمِ اللَّهِ وَضَعْتُ جَنْبِى لِلَّهِ عَلى مِلَّةِ اَبْرهیمَ وَ دینِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله

بنام خدا گذاردم پهلویم را به زمین براى خدا و بر کیش ابراهیم و دین محمّد(ص )

وَ وِلایةِ مَنِ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ ما شآءَ اللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یشَاْ لَمْ یکنْ

و دوستى کسى که واجب کرده خدا فرمانبرداریش را هرچه خدا خواهد شود و هر چه نخواهد نشود


پس هر کسى که بگوید این را در نزد خواب حفظ کند حق تعالى او را از دزد غارت کننده و از خراب شدن و طلب آمرزش کند براى او ملائکه .


سى و چهارم و نیز در عدّة الدّاعى است که خواندن اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیلَةِ الْقَدْرِ بر هر چیزى که ذخیره و پنهان مى کنند حرز است از براى او بنابر آنچه روایت شده از ایشان علیهم السلام .


سى و پنجم و نیز از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده که هر که بخواند صد آیه از قرآن از هرآیه که باشد پس بگوید هفت مرتبه یا اللَّهُ پس اگر بخواند بر سنگى خدا بشکافد آن را .

 

فضیلت خواندن سوره توحید

سى و ششم و نیز از آن حضرت نقل کرده که کسى که بخواند قُلْ هُوَ اللَّهَ اَحَد را در وقتى که به خوابگاه خود رود سه مرتبه موکل فرماید حق تعالى به او پنجاه هزار فرشته که پاسبانى کنند او را در آن شب و ازحضرت صادق علیه السلام روایت کرده که هر که بگذرد بر او یک روز و در نماز خود قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَد نخواند روز قیامت به او گویند اى بنده خدا نیستى تو از نماز گذارندگان و نیز از آن حضرت منقولست که کسى که بگذرد بر او جمعه یعنى هفته ونخواند درآن قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد پس بمیرد بدین ابى لَهَب و نیز از آن جناب مرویست که کسى که برسد به او مرضى یا شدّتى و نخواند در آن حال قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد و بمیرد در آن مرض یا شدّت پس او از اهل آتش است .

 

دعا بجهت حفظ زراعت از آفات

سى و هفتم و نیز در عدّة الدّاعى نقل کرده که این رقیه را براى حفظ زراعت خربزه و خیار و سایر زراعتها از ضرر کرم و جانورى که آن را فاسد مى کند و کیفیت آن چنانست که بنویسد بر چهار پارچه نى یا چهار رقعه و بگذارد در چهار نى و بگذارد آنها را در چهار طرف مزرعه :

اَیهَا الدُّودُ اَیهَا الدَّوابُّ وَالْهَوامُّ وَالْحَیواناتُ اُخْرُجُوا مِنْ هذِهِ

اى کرمها و اى جانورها و حشرات و حیوانات بیرون روید از این

الاَْرْضِ وَالزَّرْعِ اِلَى الْخَرابِ کما خَرَجَ ابْنُ مَتّى مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ فَاِنْ لَمْ

زمین و درخت به زمین ویرانه اى چنانچه برون رفت یونس از شکم ماهى و اگر بیرون

تَخْرِجُوا اَرْسَلْتُ عَلَیکمْ شُواظاً مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ [ساً] فَلا تَنْتَصِرانِ اَلَمْ تَرَ

نروید مى فرستم بر شما شعله اى از آتش و دود که یارى نشوید آیا ندیدى آنانکه

اِلَى الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ اُلْوُفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا

بیرون رفتند از خانه هاشان از ترس مرگ و هزاران نفر بودند خدا بدیشان گفت بمیرید

فَماتُوا اُخْرُجُوا مِنْها فَاِنَّک رَجیمٌ فَخَرَجَ مِنْها خآئِفاً یتَرَقَّبُ سُبْحانَ الَّذى

و مردند بیرون روید که تو رانده اى ، پس ترسان و نگران بیرون رفت منزه است خدائى که

اَسْرى بِعَبْدِهِ لَیلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الاَْقْصى کاَنَّهُمْ یوْمَ

برد بنده اش را شبانه از مسجدالحرام تا مسجداقصى ، گویا روزى که

یرَوْنَها لَمْ یلْبَثُوا اِلاّ عَشِیةً اَوْضُحیها فَاَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنّاتٍ وَ عُیونٍ وَ

آنها رستاخیر را ببینند بسر نبرده اند جز شبانگاه یا بامدادى ، پس بیرون کردیم آنان را از باغها و چشمه ها و

زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کریمٍ وَ نَعْمَةٍ کانُوا فیها فاکهینَ فَما بَکتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ

زراعتها و مقام گرامى و نعمتى که در آن کامیاب بودند و گریه نکرد بر آنها آسمان

وَالاَْرْضُ وَ ما کانُوا مُنْظَرینَ اُخْرُجْ مِنْها فَما یکونُ لَک اَنْ تَتَکبَّرَ فیها فَاخْرُجْ

و زمین و مهلت داده نشدند، بیرون رو که نباشد تو را که تکبّر ورزى در آن بیرون رو

اِنَّک مِنَ الصّاغِرینَ اُخْرُجْ مِنْها مَذْؤ ماً مَدْحُوراً فَلَنَاءتِینَّهُمْ بِجُنُودٍ لاقِبَلَ

که تو از زبونانى بیرون شو از آن مذموم و مطرود که سپاهیانى بسویشان آریم که تحمل آن نیارند

لَهُمْ وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها اَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِروُنَ

و از آنجا به ذلت بیرونشان کنیم که زبون شوند


دعا هنگام نظر کردن به انگشتر عقیق

سى و هشتم سید بن طاوس از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که هر که صبح کند و در دستش انگشتر عقیقى باشد و در انگشت دست راست کرده باشد و پیش از آنکه نظرش بر کسى بیفتد نگین آن را به جانب کف دست بگرداند و به آن نظر کند و سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیلَةِ الْقَدْرِ تا آخر بخواند پس بگوید:

آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاشریک لَهُ وَ کفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَ آمَنْتُ بِسِرِّ آلِ

ایمان دارم به خداى یگانه اى که شریک ندارد و کافرم به جبت و طاغوت (خلفاى ناحق ) و ایمان دارم به راز آل

مُحَمَّدٍ وَ عَلانِیتِهِمْ وَ ظاهِرِهِمْ وَ باطِنِهِمْ وَ اَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ

محمّد و نهان و آشکار و باطن و اول و آخرشان

پس چون چنین کند خداوند عالمیان او را نگاه دارد در آن روز از شرّ آنچه از آسمان نازل مى شود و آنچه بالا مى رود بسوى آسمان و آنچه در زمین فرو مى رود و آنچه بیرون مى آید از زمین و در حِرز و حمایت خدا و دوستان خدا باشد تا شام .

 

دعاى دفع فراموشى

سى و نهم شیخ کفعمى از کتاب جمع الشتّات از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که هرگاه خواستى از ما حدیثى نقل کنى و شیطان تو را فراموشى داده بگذار دست خود را بر جبهه خود و بگو:

صَلَّىَ اللَّهُ عَلى مَحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

درود خدا بر محمّد و آلش خدایا از تو خواهم

یا مُذَکرَ الْخَیرِ وَ فاعِلَهُ وَالاْمِرَ بِهِ ذَکرْنى ما اَنْسانیهُ الشَّیطانُ

اى به یاداندازه خیر و انجام دهنده اش و دستور دهنده اش یادم آر آنچه را شیطان از یادم برده


و در کتاب من لایحضره الفقیه از حضرت صادق علیه السلام نقل است که کسى که بسیار باشد سهو او در نماز پس بگوید در وقتى که داخل خلاء شود:

بِسْمِ اللَّهِ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبیثِ

به نام خدا پناه برم به خدا از پلید نجس و خبیث

الْمُخْبِثِ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

ناپاک کننده (یعنى ) شیطان رانده

مؤ لّف گوید که کسى که مى خواهد حافظه اش زیاد شود مسواک کند و روزه بگیرد و قرآن بخواند و خصوص آیة الکرسى و اِدْمان خوردن مویز ناشتا خصوص اگر سرخ و بیست و یک دانه باشد براى فهم و ذهن و حافظه نافع است و خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن و عسل و عدس نیز مورث حفظ است و نقل شده که از دواهائى که به تجربه رسیده است آن است که کندر و سَعْد و شکر طبرزد را مساوى با هم گرفته و نرم بکوبند و سُفوف کرده روزى پنج درهم بخورند لکن سه روز متوالى بخورند و پنج روز ترک کنند و هکذا و بگویند هر روزى بعد از نماز صبح پیش از آنکه تکلّم کنند:

یا حَىُّ یا قَیومُ فَلا یفُوتُ شَیئاً عِلْمُهُ وَلا یؤُدُهُ

اى زنده اى پاینده که در نرود از علم او چیزى و نه بر او سنگینى کند

و هم بخوانند عقب نمازها دعاى سُبْحانَ مَنْ لایعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکتِهِ را و بخوانند نمازى را که در باب دوّم بجهت قوّت حافظه نقل کردیم و غیر ذلک و اجتناب کنند از چیزهایى که سبب نسیان مى شود و آن خوردن سیب ترش و گشنیز سبز و پنیر و پس خورده موش و بول در آب ایستاده و خواندن اَلْواحِ قبرها و رفتن از بین دو زن و دور افکندن شپش زنده و نچیدن ناخنها و ترک قیلوله و کثرت معاصى و کثرت هموم و احزان در امر دنیا و کثرت اشتغال و علائق و نظر افکندن به دار کشیده و مُرور از بین قطار شتر .

 

دعاى تمجید

چهلم شیخ ابن فهد نقل کرده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود هر دعائى که پیش از آن تمجید نباشد پس آن ابتر است اوّل تمجید است پس ثنا راوى گفت کمتر چیزى که کفایت مى کند از تمجید چیست فرمود مى گوئى :

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاَْوَّلُ فَلَیسَ قَبْلَک شَیئٌ وَ اَنْتَ الاْ خِرُ فَلَیسَ بَعْدَک شَیئٌ وَ اَنْتَ

خدایا توئى اول که نیست پیش از تو چیزى و توئى آخر که نیست بعد از تو چیزى و توئى

الظّاهِرُ فَلَیسَ فَوْقَک شَیئٌ وَ اَنْتَ الْباطِنُ فَلَیسَ دُونَک شَیئٌ وَ اَنْتَ

ظاهر که نیست برتر از تو چیزى و توئى درون که نیست وراى تو چیزى و توئى

الْعَزیزُ الْحَکیمُ.

عزیز و فرزانه .


خاتمه

در بعضى از آداب و ادعیه موت

آداب اموات

در بعضى از آداب و ادعیه متعلّق به موت است بدانکه چون بر کسى آثار موت ظاهر شود اوّل کسى که باید به احوال او بپردازد آن شخص خودش است که سفر ابدى آخرت در پیش دارد و در خُورِ آن سفر او را توشه مى باید پس اوّل چیزى که او را ضرور است اِقرار به گناه و اعتراف به تقصیر و ندامت از گذشته ها و توبه کامل کردن است و تضرّع و زارى به جناب مقدّس ایزدى کردن که از گناهان گذشته او درگذرد و در احوال و اهوالى که در پیش دارد او را به خود و دیگران وانگذارد پس متوجّه وصیت شود و حقوق خدا و خلق آنچه در ذمّه او باشد ادا کند و به دیگران وانگذارد که بعد از مردن اختیار از دستش بدر رود و به حسرت در اموال خود نگرد و شیاطین جنّ و انس وسوسه ها کنند اوصیاء و وارثان او را و مانع شوند که ذمّه او را بَرى سازند و او را چاره اى نباشد و گوید که برگردانید مرا آنقدر که آنچه از اعمال شایسته خواهم در مال خود بکنم و از او نشنوند و حسرت و ندامت سود نبخشد پس به قدر ثلث مال خود از براى خویشان و تصدّقات و خیرات و آنچه مناسب حال خود داند وصیت کند که زیاده از ثلث را اختیار ندارد پس اِبراء ذمّه از برادران مؤ من خود بطلبد و هر که را که غیبت کرده باشد یا اهانتى یا آزارى به او رسانیده باشد اگر حاضر باشند از ایشان التماس کند که او را حلال کنند و اگر حاضر نباشند از برادران مؤ من التماس کند که براى او اِبراء ذمّه بخواهند پس امور اطفال و عیال خود را بعد از توکل بر جناب مقدّس الهى به اَمینى بگذارد و وصىّ براى اولاد صغیر خود تعیین کند پس کفن خود را مهیا نماید و از شهادتین و عقاید و اذکار و ادعیه و آیات آنچه در کتب مبسوطه مذکور است و این رساله گنجایش ذکر آنها ندارد به تربت حضرت امام حسین علیه السلام بفرماید بنویسند و این در صورتیست که پیشتر غافل شده باشد و کفن را مهیا نکرده باشد و اگر نه مؤ من مى باید که همیشه کفنش مهیا باشد و نزد او حاضر باشد .

چنانچه از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که کفنش با او باشد در خانه اش او را از غافلان ننویسند و هرگاه که نظر کند به آن کفن ثواب یابد و باید که بعد از آن دیگر در فکر زن و فرزند و مال نباشد و متوجّه جناب مقدّس ایزدى شود و به یاد او باشد و تفکر کند که این امور فانى بکار او نمى آید و به غیر لطف و رحمت پروردگار در دنیا و آخرت چیزى به فریاد او نمى رسد و بداند که چون توکل بر حق تعالى کند امور بازماندگان او به احسن وجوه صورت خواهد یافت و بداندکه اگر خود باقى بماند بدون مشیت الهى نفعى به ایشان نمى تواند رسانید و از ایشان ضررى دفع نمى تواند کرد و آن خداوندى که ایشان را آفریده است از او به ایشان مهربانتر است و باید که در آن حال در مقام رجاء و امید باشد و از رحمت الهى بسیار امیدوار باشد و از شفاعت رسول خدا صلى الله علیه و آله و حضرات ائمّه معصومین علیهم السلام امید عظیم داشته باشد و منتظر قُدُوم شریف ایشان باشد و بداند که همگى در آن وقت حاضر مى شوند و شیعیان خود را بشارتها مى دهند و ملک موت را سفارشها مى کنند .

 

تاءکید در امر وصیت

شیخ طوسى در مصبّاح متهجّد فرموده مستحب است براى انسان وصیت و اخلال نکردن به آن ، چه آنکه روایت شده که سزاوار است براى آدمى که شب به روز نیاورد مگر آنکه وصیت نامه اش زیر سرش باشد و مؤ کد است در حال مرض و نیکو وصیت کند و خلاص کند خود را از حقوقى که مابین او و خدا است و از مظالم عباد

 

عهد نامه میت

و به تحقیق روایت شده از رسول خدا صلى الله علیه و آله که هر که نیکو نکند وصیت را در نزد مرگ خود این نقص در عقل و مروّت او بوده است گفتند یا رسول اللَّه صلى الله علیه و آله چگونه است آن وصیت نیکو فرمود چون حاضر شود وفات او و جمع شده باشند مردم نزد او بگوید:

اَللّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ عالِمَ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ الرَّحْمنَ الرَّحیمَ اِنّى

خدایا اى آفریننده آسمانها و زمین و داناى غیب و شهود و بخشاینده مهربان من

اَعْهَدُ اِلَیک اَنّى اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاّاللَّهُ وَحْدَهُ لاشَریک لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَى اللَّهُ

عهد مى کنم با تو که براستى گواهى دهم که معبودى نیست جز خداى یگانه که شریک ندارد و به اینکه محمّد صلى اللَّه

عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیةٌ لارَیبَ فیها وَ اَنَّ اللَّهَ یبْعَثُ مَنْ

علیه و آله بنده و رسول او است و به اینکه قیامت خواهد آمد شکى در آن نیست و خدا برانگیزد هر که

فِى الْقُبُورِ وَ اَنَّ الْحِسابَ حَقُّ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ اَنَّ ما وُعِدَ فیها مِنَ النَّعیمِ

در گور است و حساب حق است و بهشت حق است و هرچه نوید داده شده از نعمتها

مِنَ الْمَاْکلِ وَ الْمَشْرَبِ وَ النِّکاحِ حَقُّ وَ اَنَّ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ الاْیمانَ حَقُّ وَ اَنَّ

از خوراکى و نوشیدنى و ازدواج حق است و دوزخ حق و ایمان حق است و دین همانست

الدّینَ کما وَصَفَ وَ اَنَّ الاِْسْلامَ کما شَرَعَ وَ اَنَّ الْقَوْلَ کما قالَ وَ اَنَّ الْقُرآنَ کما اَنْزَلَ وَ اَنَّ اللَّهَ هُوَ

که او وصف کرده و اسلام چنانست که او مقرر داشته و گفته همان گفته او است و قرآن همانگونه است که نازل گشته و خدا

الْحَقُّ الْمُبینُ وَ اَنّى اَعْهَدُ اِلَیک فى دارِ الدُّنْیا اَنّى رَضیتُ بِک رَبّاً وَ بِاْلاِسْلامِ

بر حق و آشکار است و من عهد کنم با تو در دنیا که من خوشنودم به پروردگارى تو و به دین اسلام

دیناً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ نَبِیاً وَ بِعَلِی وَلِیاً وَ بِالْقُرْآنِ کتاباً وَ اَنَّ اَهْلَ

و به پیامبرى محمّد صلى الله علیه و آله و به ولایت على و به کتابم قرآن و به اینکه خاندان

بَیتِ نَبِّیک عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلامُ اَئِمِّتى اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى عِنْدَ شِدَّتى وَ

پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد امامانند خدایا تویى تکیه گاهم در سختى و

رَجائى عِنْدَ کرْبَتى وَ عُدَّتى عِنْدَ الاُمُورِ الَّتى تَنْزِلُ بى وَ اَنْتَ وَلِیى فى

امیدم در گرفتارى و ذخیره ام در پیش آمدها و تویى ولى

نِعْمَتى وَ اِلهى وَ اِلهُ آبائى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لاتَکلْنى اِلى نَفْسى

نعمت من و معبود پدرانم درود فرست بر محمّد و آلش و مرا به خودم وامگذار

طَرْفَةَ عَینٍ اَبَداً وَ انِسْ فى قَبْرى وَحْشَتى وَاجْعَلْ لى عِنْدَک عَهْدَاً یوْمَ اَلْقاک

چشم برهم زدنى هرگز و در وحشت قبرم انیس من باش و قرار ده برایم در پیش خود پیمانى گسترده در روز

مَنْشُوراً

دیدارت

پس این عهد میت است در روزى که وصیت مى کند به حاجت خود و وصیت حقّ است بر هر مسلمانى

 

نسخه اى که با میت گذارند

فرمود حضرت صادق علیه السلام که تصدیق این در سوره مریم است قول خداوند تبارک و تعالى :

لایمْلِکونَ الشَّفاعَةَ اِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً

یعنى مالک نمى شوند شفاعت را مگر کسى که فراگرفته از نزد خداى بخشنده عهد و پیمان را و این همان عهد است و فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام که بیاموز آن را و تعلیم کن آن را به اهل بیت و شیعه خود فرمود آن حضرت که آموخت آن را به من جبرئیل پس شیخ فرموده نسخه آن نوشته که گذارده مى شود با میت در نزد جریده بگوید پیش از نوشتن :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَریک لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ

بنام خداى بخشاینده مهربان گواهى دهم که معبودى نیست جز خداى یگانه که شریک ندارد و گواهى دهم که

مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ اَنَّ النّارَ حَقُّ وَ

محمّد بنده و رسول او است درود خدا بر او و آلش و به اینکه بهشت حق است و دوزخ حق است و

اَنَّ السّاعَةِ حَقُّ آتِیةٌ لارَیبَ فیها وَ اَنَّ اللَّهَ یبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ

قیامت حق و آمدنى است که شکى در آن نیست و به اینکه خدا برانگیزد آنانکه در گورند


آنگاه بنویسد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ شَهِدَ الشُّهُودُ الْمُسَمَّوْنَ فى هذَا الْکتابِ اَنَّ اَخاهُمْ

بنام خداى بخشاینده مهربان گواهى دهند نامبردگان در این نامه که برادر

فِى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ (فلان بن فلان )

ایمانى ایشان فلان پسر فلان

بجاى این اسم آن شخص ذکر شود:

اَشْهَدَهُمْ

گواه گرفته آنها را

وَاسْتَوْدَعَهُمْ وَاَقَرَّ عِنْدَهُمْ اَنَّهُ یشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَریک لَهُ وَ اَنَّ

و سپرده به آنها و اقرار کرده نزدشان و گواهى دهد که معبودى نیست جز خداى یگانه که شریک ندارد و به اینکه

مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَنَّهُ مُقِرُّ بِجَمیعِ الاَْنْبِیآءِ

محمّد صلى الله علیه وآله بنده و رسول او است و به همه پیمبران

وَالرُّسُلِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ اَنَّ عَلِیاً وَلِىُّ اللَّهِ وَ اِمامُهُ وَ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ

و رسولان علیهم السلام اقرار دارد و به اینکه على ولى خدا و امام او است و امامان از فرزندان او

اَئِمَّتُهُ وَ اَنَّ اَوَّلَهُمُ الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ وَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَینِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی وَ

پیشوایان اویند که اولشان حسن و سپس حسین و على بن الحسین و محمّد بن على و

جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ وَ عَلِىُّ بْنُ مُوسى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی وَ عَلِىُّ

جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و على

بْنُ مَحَمَّدٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی وَالْقائِمُ الْحُجَّةُ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ

بن محمّد و حسن بن على و قائم حجت علیهم السلام مى باشند و به اینکه بهشت حق است

وَالنّارَ حَقُّ وَالسّاعَةَ آتِیةٌ لارِیبَ فیها وَ اَنَّ اللَّهَ یبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ وَ اَنَّ

و دوزخ حق است و قیامت آمدنى است و شکى در آن نیست و خدا برانگیزد هر که در گورها است و

مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ [عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ] جآءَ بِالْحَقِّ وَ اَنَّ عَلِیاً وَلِىُّ اللَّهِ

محمّد صلى اللَّه علیه وآله بنده و رسول او است که به حق آمده و به اینکه على ولى خدا

وَالْخَلیفَةُ مِنْ بَعْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ مُسْتَخْلَفُهُ فى اُمَّتِهِ مُؤَدِّیاً

و جانشین پس از رسول خدا صلى الله علیه و آله است که او را در میان امتش جانشین کرده و

لاَِمْرِ رَبِّهِ تَبارَک وَ تَعالى وَ اَنَّ فاطِمَةَ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ وَ ابْنَیهَا الْحَسَنَ

دستور پروردگارش تبارک و تعالى را مى رساند و فاطمه دختر رسول خدا و فرزندش حسن

وَالْحُسَینَ اِبْنا رَسُولِاللَّهِ وَسِبْطاهُ [وَ] اِمامَا الْهُدى وَ قائِداَ الرَّحْمَةِ وَ اَنَّ عَلِیاً

و حسین فرزندان و دو نوه رسول خدا و دو رهبر هدایت و پیشواى رحمت و نیز على

وَ مُحَمَّداً وَ جَعْفَراً وَ مُوسى وَ عَلِیاً وَ مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ حَسَناً وَالْحُجَّةَ عَلَیهُم

و محمّد و جعفر و موسى و على و محمّد و على و حسن و حضرت حجت علیهم

السَّلامُ اَئِمَّةٌ وَقادَةٌ وَ دُعاةٌ اِلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَلا وَ حُجَّةٌ عَلى عِبادِهِ

السلام پیشوایان و رهبران و دعوت کنندگان بسوى خدا جل وعلا هستند و حجت بر بندگان اویند

پس بگوید: یا شُهُودُ اى فلان و اى فلان که نام برده شده اید در این نوشته ثابت کنید براى من این شهادت را نزد خودتان تا ملاقات کنید به آن مرا در نزد حوض کوثر پس شهود بگویند اى فلان :

نَسْتَوْدِعُک اللَّهَ وَالشَّهادَةُ وَالاِْقْرارُ وَ الاِْخآءُ مَوْدُوعَةٌ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى

اى فلانى تو را به خدا مى سپاریم و گواهى و اقرار و برادرى سپرده است در نزد رسول خدا صلى

اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَنَقْرَءُ عَلَیک السَّلامُ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ

اللَّه علیه وآله و بر تو سلام مى رسانیم و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد

پس به هم پیچند آن صحیفه را و مُهر کنند او را و باید مختوم شود به مُهر شهود و مُهر میت و گذاشته شود در طرف راست میت با جریده و نوشته شود صحیفه با کافور با سَرِ چوبى و معطّر و خوشبو نباشد

 

آداب محتضر و تلقین او به کلمات فرج

و سزاوار است که در وقتى که مرگ حاضر مى شود باطن قدمهاى محتضر را رو به قبله کنند و بوده باشد نزد او کسى که بخواند سوره یسَّ و صافّات و ذکر کند خدا را و تلقین کند او را شهادتین و اقرار به یک یک از امامان علیهم السلام و تلقین کند او را کلمات فَرَج :

لا اِلهَ اِلا اللَّهُ الْحَلیمُ الْکریمُ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ

معبودى نیست جز خداى بردبار کریم معبودى نیست جز خداى والاى بزرگ منزه است خدا پروردگار

السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ ما تَحْتَهُنَّ

آسمانهاى هفتگانه و زمینهاى هفتگانه و آنچه در آنها و مابین آنها و آنچه زیر آنها است

وَ رَبِّ الْعَرشِ الْعَظیمِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَالصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

و پروردگار عرش بزرگ و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درود بر محمّد و آل

الطَّیبینَ

پاکش

و حاضر نشود نزد او جُنُب و حایض و چون از دنیا گذشت فرو خوابانند چشمانش را و بکشند دستهایش را و بهم گذارند دهانش را و بکشند ساقهایش را و ببندند چانه اش را

 

کفن میت

و شروع کنند در تحصیل کفن او و کفن واجب او سه پارچه است لُنگ و پیراهن و اِزار که سرتاسرى باشد و مستحبّ است که زیاد شود بر این پارچه ها حِبَره یمَنِیه و آن جامه اى است که از یمن مى آورند یا اِزار دیگر و زیاد کنند پارچه پنجمى که به پیچند به آن رانهاى میت را و مستحبّ است که علاوه بر اینها عمامه براى او قرار دهند پس تحصیل کنند براى او مقدارى از کافور که آتش به آن نرسیده باشد و افضل آن وزن سیزده درهم و ثلث است و اوسط آن چهار مثقال و اَقلّ آن یک درهم است و اگر دشوار باشد هر قدر که ممکن است تحصیل کنند و سزاوار است که بنویسد بر همه کفنها یعنى بر هر پارچه اى از آن :

فُلانٌ یشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ اَنَّ

فلانى گواهى دهد که معبودى نیست جز خداى یگانه که شریک ندارد و به اینکه محمّد رسول خدا است و

عَلِیاً اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ وَ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ

على امیرمؤ منان است و امامان از فرزندانش

و یک یک امامان را ذکر کند، پس بنویسد:

اَئِمَّتُهُ اَئِمَّةُ الْهُدَى الاَْبْرارُ

امامان او و پیشوایان هدایت و نیکان هستند

و بنویسد این را به تربت امام حسین علیه السلام یا به انگشت و ننویسند به سیاهى

 

در کیفیت و آداب غسل میت

و باید غسل دهند میت را به سه غسل :

اوّل به آب سِدر دوّم به آب کافور سیم به آب خالص و کیفیت غسلش مثل غُسل جنابت است ابتدا مى کند اوّل به شستن دستهاى میت سه مرتبه پس مى شوید عورت او را به کمى از اِشنان سه مرتبه پس غسل مى دهد سَر او را با کف سدر سه مرتبه پس جانب راست و بعد جانب چپ را به همین نحو و مى کشد دست خود را بر جمیع بدن میت و باید این شستنها به آب سدر باشد پس بشوید ظرفها را تا اثر سدر برود و بریزد در ظرف آب دیگرى و بیندازد در آن کمى از کافور پس غسل دهد او را به آب کافور مثل غسل به آب سدر و بریزد بقیه آب را و بشوید ظرفها را پس آب خالص بیاورد و غسل سیم بدهد به همان نحو و بایستد غسل دهنده بر جانب راست او و بگوید هر زمانى که غسل دهد از او عضوى را عَفْواً عَفْواً و چون از غسل دادن فارغ شود بخشکاند بدن میت را به جامه نظیفى و واجب است بر غسل دهنده غسل در این حال یا در مابعد و مستحبّ است مقدّم داشتن وضو بر غسلهاىِ میت



 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved