شهید آوینی



 

فصل دوم: بايسته ‏هاى بسيج


 

2 / 1 - آگاهى‏هاى دينى

2 / 1 - 1 - راز تداوم دين‏دارى

1. امام صادق عليه السلام: هر كه از طريق شخصيت‏گرايى به اين دين در آيد، همان شخصيتها، چنان‏كه او را به آن در آوردند، از آن خارج سازند و كسى كه از طريق كتاب و سنّت به اين دين گرايش يابد، كوهها بجنبند و او نجنبد (و در عقيده و دينش متزلزل نشود).
2. امام صادق‏عليه السلام: كسى كه دينش را از طريق كتاب خداى Uبشناسد، اگر كوهها از جاى خود بجنبند، او در دين خود متزلزل نشود وكسى كه ندانسته عقيده‏اى را بپذيرد، ندانسته هم از آن خارج شود.

2 / 1 - 2 - آشنايى با قرآن

قرآن :

بى‏گمان اين قرآن، به راهى كه استوارترينِ راههاست، هدايت مى‏كند.

حديث :

3. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هرگاه فتنه‏ها و آشوبها چون پاره‏هاى شبِ تار، شما را فراگرفت، به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و گزارشگر بديهاست كه گفته‏اش (درباره آن كس كه بدان عمل نكرده) مورد تصديق است. هر كس آن را رهبر خود سازد، او را به بهشت مى‏برد و هركس آن را پشت‏سر اندازد، او را به دوزخ راند. قرآن، راهنمايى است كه به بهترين راه، ره نمايد، و كتابى است كه تفصيل و بيان (حقايق) و تحصيل (مقاصد) در آن است، و آن است جداكننده (حقّ و باطل)، و شوخى و لغو نيست؛ ظاهرى دارد و باطنى، كه ظاهرش حُكم است و باطنش علم. ظاهرش خرّم و زيباست و باطنش ژرف و ناپيدا. ستارگانى دارد و ستارگانش نيز ستارگانى. شگفتيهايش به شماره نيايند و غرايبش كهنه نشوند. در آن است چراغهاى هدايت و فروزانگاه حكمت، و دليل بر معرفت براى كسى كه راه آن را بداند.
پس بايد هر پژوهشگرى ديده انديشه خود را به همه سوى آن بچرخاند و نظر تأمل خود را تا (ژرفاى مفاهيم عميق) آن برساند.
4. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: هر كس كه خدا نعمت حفظ كتاب خود را به او عطا كند و گمان كند كه به ديگرى نعمتى‏بزرگ‏تر از اين نعمتِ او داده شده است، بى‏گمان، نسبت به بزرگ‏ترين نعمت، ناسپاسى كرده است.5. امام صادق‏عليه السلام: حافظ قرآن كه به آن عمل كند، همراهِ فرشتگان پيغام‏آورِ بزرگوار و نيكوكار است.

2 / 1 - 3 - آشنايى با حديث

6. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هر كس از امّت من كه چهل حديثْ از حفظ داشته باشد، خداوند در روز رستاخيز، او را دين‏شناسى عالم برانگيزد.
7. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هركس دو حديث سودمند بياموزد يا آنها را به ديگرى آموزش دهد كه از آن دو حديث، بهره‏مند شود، اين كار بهتر از شصت سال عبادت است.
8. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: با يكديگر مذاكره(ى علمى) و ملاقات كنيد و حديث بگوييد؛ زيرا حديث، دلها را صيقل مى‏دهد. همانا دلها همچون شمشير، زنگار مى‏گيرند و صيقل دهنده آنها حديث است.
9. امام باقرعليه السلام: همانا حديث ما، دلها را زنده مى‏كند.
10. امام صادق‏عليه السلام: جايگاه مردمْ نزد ما را از اندازه رواياتى كه از ما نقل مى‏كنند، بشناسيد.

2 / 1 - 4 - دين شناسى

قرآن :

و مؤمنان را نسزد كه همگى رهسپار (ميدان جهاد) شوند. پس چرا از هر جمعيتى از آنان، گروهى كوچ نمى‏كنند تا دين‏پژوهى كنند و مردم خود را آن‏گاه كه به سوى آنها بازگشتند، هشدار دهند، باشد كه پروا پيشه كنند.
بگو: اين، راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است، با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مى‏كنيم؛ و خدا منزّه است و من از مشركان نيستم.

حديث :

11. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هر چيزى را تكيه‏گاهى است و تكيه‏گاه اين دين، فهم دقيق است.
12. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: مَثَل عابدى كه دين‏شناس نيست، همچون مَثَل كسى است كه شب، (بنايى) مى‏سازد و روز، ويران مى‏كند.
13. امام صادق‏عليه السلام: (اگر)حديثى را بفهمى، بهتر است از آنكه هزار حديث، (نفهميده )نقل كنى.

2 / 1 - 5 - همه سونگرى به دين

14. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: تنها آن كس مى‏تواند براى (يارى) دين خداوندقيام كند كه از همه سو به آن، احاطه داشته باشد.
15. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: دين خداى‏U را هرگز يارى نمى‏رساند، مگر كسى كه از همه سو آن را احاطه كند.
16. امام على عليه السلام: نگهبانان دين خدا، همانان‏اند كه دين را بر پا داشتند و يارى‏اش كردند و از همه سو، آن را در ميان گرفتند و آن را براى بندگان خدا، نگه‏داشتند و آن را پاس داشتند و رعايت كردند.

2 / 1 - 6 - هشيارى دينى

17. امام على‏عليه السلام: بيدارى در دين، نعمتى است بر آن‏كه روزى‏اش شده است.
18. امام على‏عليه السلام: اى بندگانِ خدا! شما را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم؛ زيرا اين كار، حقّ خداست بر شما، و موجب حقّ شما بر خدا مى‏شود.
و به شما سفارش مى‏كنم كه در راه تقوا، از خدا كمك بخواهيد و به وسيله آن، براى گزاردن حقّ خدا يارى طلبيد؛ زيرا پرهيزگارى، امروزْ پناهگاه و سِپَر است و در فردا، راهى به سوىِ بهشت است. راهِ آن، روشن است و رونده در اين راه، بهره‏ور و امانتدار آن (يعنى خداى بزرگ)، حافظ و نگهدار. تقوا، همواره خود را بر مردم گذشته و حال، نشان داده است؛ زيرا آنان در فرداى قيامت، به آن نياز دارند؛ فردايى كه خداوند بزرگ، آنچه را پديد آورده است، باز مى‏گردانَد و آنچه را بخشيده است، باز مى‏گيرد و از آنچه عطا فرموده است، سؤال مى‏كند.
پس چه بس اندك‏اند كسانى كه تقوا را پذيرفته‏اند و به شايستگى، آن را به كار بسته‏اند! آنان از نظر تعداد، كم‏اند و شايستگى توصيف خداى بزرگ را دارند، در آنجا كه مى‏گويد: «وبندگان بسيارْ شكرگزارِ من، كم‏اند».
پس گوشهاى خود را به تقوا فرا داريد، و به جِد بدان روى آريد، و از هر چه خلاف تقوا بُوَد، دل بكَنيد و تقوا را دلخواه خود شماريد. خود را با پرهيزگارى بيدار داريد و روزِ خود را با آن به سر آريد.
19. امام على‏عليه السلام: و همواره خداوند را - كه نعمتها و بخششهايش بى‏شمار است - در دورانى از روزگار، پس از روزگارى ديگر و در زمانى ميان آمدن دو پيامبر، بندگانى است كه از راه انديشه، با آنان در راز است و از طريق خِرد، با آنان دمساز.
و آنان، چراغ هدايت را به نور بيدارى برافروختند كه در گوشها و چشمها و دلها فروزان ساختند. ايّام اللَّه را به ياد مردم مى‏آورند و آنان را از عظمت و بزرگوارى او مى‏ترسانند. اينان، همچون نشانه‏هاى بيابانها هستند. كسى كه راه ميانه را در پيش گيرد، او را مى‏ستايند و به نجات و رستگارى‏اش بشارت مى‏دهند؛ و كسى را كه به راست و چپ متمايل شود، از راهى كه در پيش گرفته است، نكوهش مى‏كنند و او را از هلاكت، برحذر مى‏دارند؛ و آنان، چراغهايى در دلِ تاريكى‏ها و راهنمايانى در ميان شبهه‏ها هستند.

2 / 1 - 7 - انديشه در مسائل دينى

20. امام على‏عليه السلام: هر كه ديده انديشه خود را پيوسته بيدار نگه دارد، به اوج خواست خويش دست مى‏يابد.
21. امام صادق‏عليه السلام: بيشترين عبادت ابوذر - رحمت خدا بر او باد - دو چيز بود: انديشيدن و پند گرفتن.
22. امام رضاعليه السلام: عبادت، بسيارى نماز و روزه نيست؛ بلكه عبادت، انديشيدن در كار خداى‏U است.
23. تنبيه الخواطر: از مادر ابوذر، درباره عبادت او سؤال شد. گفت: تمام روز را از مردم كناره مى‏گرفت و به انديشيدن مى‏پرداخت.

2 / 1 - 8 - شبهه شناسى

24. امام على‏عليه السلام: شبهه به اين دليل شبهه ناميده شده كه شبيه حقّ است؛ امّا دوستان خدا در هنگام شبهه، روشنايىِ راهشان يقين است و راهنمايشان، راه راست؛ ولى دشمنان خدا به‏گاه شبهه، دعوتشان گمراهى است و راهنمايشان كورى.
25. امام على‏عليه السلام: از شبهه حذر كنيد؛ زيرا كه شبهه، براى فتنه و گمراه‏سازى است.

2 / 1 - 9 - شناخت اساس دين
الف. محبت خدا

26. امام على‏عليه السلام - درباره ارزش اسلام -: وانگهى، اين اسلام، آيين خداست كه آن را براى خود برگزيد و بر ديده خويش پروريد و بهترين آفريدگانش را ويژه (ابلاغ )آن گرداند و ستونهايش را بر دوستى خود، استوار كرد.

ب. محبّت اهل بيت

27. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هيچ بنده‏اى ايمان نمى‏آورَد، مگر آن‏كه من برايش دوست‏داشتنى‏تر از خودش باشم و خاندانم، برايش ارجمندتر از خاندانش باشند و خانواده‏ام، برايش دوست داشتنى‏تر از خانواده‏اش باشند و هستى‏ام، برايش دوست‏داشتنى‏تر از هستى خودش باشد.
28. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هرچيزى را بنيادى است و بنياد اسلام، دوستى ما اهل بيت است.
29. الأمالي - به نقل از عبدالرزاق بن قيس رحبى -: همراه على بن ابى طالب‏عليه السلام، بر درِ دار الحكومه نشسته بوديم كه تابش خورشيد، امام را به پناه بردن به داخل دار الحكومه، ناگزير ساخت. حضرت برخاست تا داخل شود كه مردى از قبيله هَمْدان، چنگ در پيراهن ايشان زد و گفت: اى امير مؤمنان! برايم حديثى جامع باز گو تاخداوند، بدان سودم دهد.
حضرت فرمود: «آيا اين سود، در احاديثِ بسيار نيست؟». گفت: چرا؛ ولى مى‏خواهم حديثى جامع، برايم بازگويى.
حضرت فرمود: «دوستم، پيامبر خدا، برايم اين حديث را گفت كه من و پيروانم، سيراب و سيراب شده، با چهره‏هايى سپيد، بر حوض (كوثر )وارد خواهيم شد. دشمنان ما نيز تشنه‏لب و تشنه‏كام و با چهره‏هايى سياه، بر حوض، وارد خواهند شد. اين حديث را با كوتاهى‏اش به جاى حديثى بلند، برگير. تو همراه كسى هستى كه دوستش مى‏دارى و بهره‏ات، همان است كه به دست آورده‏اى. اينك اى برادر هَمْدانى! رهايم كن».
سپس داخل دار الحكومه شد.

2 / 2 - آگاهى‏هاى سياسى

2 / 2 - 1 - ايمان و زيركى

30. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: مؤمن، زيرك و هوشيار و بيدار است.

31. امام على‏عليه السلام: والاترينِ مؤمنان، زيرك‏ترينِ آنهاست.

32. امام على‏عليه السلام: مؤمن، زيرك و هوشيار است. شادمانى او در چهره‏اش و غمش در دل اوست.

33. امام صادق‏عليه السلام: مؤمن در ديندارى، قوى است... و دانشِ همراه با بردبارى و زيركىِ همراه با مدارا دارد.

2 / 2 - 2 - زمان آگاهى

34. امام على‏عليه السلام: شبهات، به كسى كه زمان خود را مى‏شناسد، يورش نمى‏آورند.
35. امام على‏عليه السلام: در معرفت انسان، همين بس كه... زمان خود را بشناسد.
36. امام على‏عليه السلام: هركس با زمان دشمنى كند، (زمان) بر زمينش مى‏كوبد، و هركس تسليم آن شود، به سلامت نمى‏مانَد.

2 / 2 - 3 - هشيارى سياسى

37. امام على‏عليه السلام: از نشانه‏هاى (پايدارى) دولت، غفلتِ كم (و هشيارى بسيارِ دولتمردان) است.
38. امام على‏عليه السلام: از نشانه‏هاى (پايدارى) دولت، بيدارى (دولتمردان )براى مراقبت از كارهاست.

2 / 2 - 4 - اجتناب از دشمنى

39. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: جبرئيل‏عليه السلام درباره هيچ چيز به اندازه دورى كردن از دشمنى با مردم، به من سفارش نكرد.
40. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: هيچ‏گاه جبرئيل‏عليه السلام نزد من نيامد، مگر اينكه مرا پند داد و آخرين سخنش به من اين بود: از دشمنى كردن با مردم، بپرهيز؛ زيرا اين كار، عيب نهفته را آشكار مى‏سازد و عزّت را از بين مى‏برد.
41. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: چهار چيزند كه اندك آنها هم زياد است: آتش، خواب، بيمارى و دشمنى، كه اندك هريك هم زياد است.
42. امام على‏عليه السلام: از كينه به دل گرفتن و تخم دشمنى در سينه كاشتن و به يكديگر پشت كردن و دست از يارى هم كشيدن بپرهيزيد، تا اختيار كار خود را داشته باشيد.
43. امام على‏عليه السلام: اوج نادانى، دشمنى با مردم است.
44. امام على‏عليه السلام: آن‏كه با مردم بستيزد، با او دشمنى شود.
45. امام على‏عليه السلام: يك دشمن (هم) بسيار است.
46. امام على‏عليه السلام: «فرزندانم! بپرهيزيد از دشمنى با مردمان؛ چرا كه آنان، از دو دسته خارج نيستند: خردمندى كه با شما حيله مى‏ورزد، يا نادانى كه به سرعت با شما تلافى مى‏كند. سخن، نَر است و پاسخ، مادينه. هرگاه نر و ماده جمع گردند، قهراً نتيجه‏اى (حاصل )آيد».
سپس اين شعر را سرود:
«كسى آبرويش محفوظ مى‏ماند كه به پاسخ (سخنش )بينديشد /
آن‏كه با مردمان به نرمى رفتار كند، به مقصد رسد.
آن‏كه حريم مردم را نگاه دارد، آنان (نيز )احترامش مى‏كنند /
و آن‏كه مردمان را تحقير كند، احترامى نخواهد داشت».
47. امام على‏عليه السلام: در دوستى با دوستت، اندازه نگه‏دار، چه بسا كه روزى دشمنت شود؛ و در دشمنى با دشمنت، از حدّش تجاوز مكن، چه بسا كه روزى دوستت گردد.
48. امام سجادعليه السلام: هرگز با كسى دشمنى مكن، هرچند گمان برى كه به تو زيانى نمى‏رساند، و به دوستى با هيچ كس بى‏رغبتى مكن، هرچند كه تصوّر كنى كه سودى به تو نمى‏رساند؛ زيرا نمى‏دانى كه چه وقت به دوستت اميد دارى و نمى‏دانى كى از دشمنت ترسان مى‏شوى.
49. لقمان - به پسرش -: پسركم! با صد نفر دوست شو و با يك نفر هم دشمنى مكن.

2 / 2 - 5 - دشمن شناسى
الف. انگيزه دشمنى

50. امام على‏عليه السلام: آن‏كه سودش در زيان تو باشد، هيچ‏گاه از دشمنى با تو بيرون نباشد.

ب. اقسام دشمنان

51. امام على‏عليه السلام: دوستان تو، سه دسته‏اند و دشمنانت نيز سه دسته‏اند: دوستانت، دوستِ تو و دوست دوست تو و دشمن دشمنت هستند و دشمنانت، دشمن تو و دشمن دوستت و دوست دشمنت هستند.

ج. خطرناك‏ترين دشمنان

52. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: وحشتناك‏ترين چيزى كه از آن براى شما مى‏ترسم، پيشوايانِ گمراه‏كننده‏اند.
53. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: ترسناك‏ترين چيزى كه از آن برآينده شما مى‏ترسم، منافقِ زباندان است.
54. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: آنچه بيش از هر چيز درباره امّتم نگران كننده است، سه چيز است: لغزش عالم، يا مجادله منافق به وسيله قرآن، يا دنيايى كه گردنهاى شما را مى‏زند. پس، از دنيا بر خويش بترسيد.
55. امام على‏عليه السلام: بدترينِ دشمنان، دست‏نيافتنى‏ترين و پنهانكارترين آنها در حيله‏گرى است.
56. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: از دشمن پنهانكار، بيشتر از دشمن آشكار، برحذر باش.

د. ناتوان‏ترين دشمن

57. امام على‏عليه السلام: آن‏كه دشمنى‏اش را آشكار كند، نيرنگش كم شود.
58. امام عسكرى‏عليه السلام: سست‏انديش‏ترين دشمنان، كسى است كه دشمنى خود را آشكار سازد.

2 / 2 - 6 - تلاش براى دوست كردن دشمنان

59. امام على‏عليه السلام: آن‏كه دشمنش را اصلاح‏كند، بر جمعيت خود، افزوده‏است.
60. امام على‏عليه السلام: آن‏كه مخالفان را اصلاح كند، به مقصود رسد.
61. امام على‏عليه السلام: كمال دورانديشى، اصلاح مخالفان و مدارا با دشمنان است.
62. امام على‏عليه السلام: اصلاح دشمنان با سخن نيك و رفتار زيبا، آسان‏تر است از رويارويى و پيكار با آنان با (تحمّل) رنجِ نبرد.
63. امام على‏عليه السلام: نيكى به بدكار (آن‏كه در حقّ ما بدى كرده)، دشمن را اصلاح مى‏كند.
64. امام على‏عليه السلام: - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: اگر دشمنت با تو تظاهر به دوستى و يكرنگى كند، آن را به گرمى بپذير؛ چرا كه اگر اين را ادامه دهد و بدان خو گيرد، دوستى‏اش خالص گردد.

2 / 2 - 7 - هشيارى در برابر دشمن

65. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: خيرخواهى از سوى دشمن، محال است.
66. امام على‏عليه السلام: آن‏كه به خواب رود، (بداند كه) دشمنِ او نخوابيده است.
67. امام على‏عليه السلام: فريب خوردن كامل، در غافل ماندن از دشمن است.
68. امام على‏عليه السلام: آن‏كه در برابر دشمنش به خواب غفلت فرو رود، نيرنگها او را بيدار مى‏كند.
69. امام على‏عليه السلام: از دشمنت به شدّت برحذر باش.
70. امام على‏عليه السلام: از دشمن آسوده خاطر مباش، هرچند (تو را) سپاس گويد.
71. امام على‏عليه السلام: كسى كه از دشمنانش انتظار خيرخواهى داشته باشد، نادان است.
72. امام على‏عليه السلام: با دشمنت مشورت مكن و خبرت را پنهان دار.
73. امام على‏عليه السلام: از مداراى دشمن، فريب مخور كه او چون آب است؛ اگرچه داغ شدنش با آتش طول مى‏كشد، امّا از خاموش كردنش دريغ ندارد.
74. امام صادق‏عليه السلام: مهربانى از سوى دشمن، محال است.

2 / 2 - 8 - كمك نخواستن از دشمن

75. امام على‏عليه السلام: آن‏كه براى انجام يافتن خواسته خود از دشمن خويش، كمك خواهد، از آن دورتر مى‏شود.
76. السنن الكبرى - به نقل از خبيب بن عبدالرحمان، از جدّش -:پيامبر خدا به يكى از جنگهايش مى‏رفت كه من و مرد ديگرى كه هنوز مسلمان نشده بوديم، به حضورش رسيديم و گفتيم: ما حيا مى‏كنيم كه قوممان به سوى جنگى برود و ما حضور نيابيم.
پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «آيا اسلام آورده‏ايد؟». گفتيم: نه. فرمود: «ما براى پيكار با مشركان، از مشركان كمك نمى‏گيريم».

2 / 2 - 9 - كوچك نشمردن دشمن

77. امام على‏عليه السلام: هيچ دشمنى را كوچك مشمار، گرچه ناتوان باشد.
78. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: بپرهيز از كوچك شمردن دشمن؛ چرا كه از مراقبت، باز مى‏دارد؛ و چه بسيار كوچكى كه بربزرگ پيروز شد!
79. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى‏منسوب به‏ايشان -: كارِ دشمن را به هنگامى كه با او نبرد مى‏كنى، كوچك مشمار؛ چرا كه اگر پيروز شدى، ستايش نشوى، و اگر او بر تو پيروز گشت، معذورت ندارند. ناتوانى كه مراقب دشمن نيرومند است، به سلامت نزديك‏تر است از نيرومندى كه فريفته ناتوانى دشمن است.

2 / 2 - 10 - سياست حق وسياست باطل

80. امام على‏عليه السلام: دوستِ زيرك، حقيقت است و دشمنش، باطل.
81. امام على‏عليه السلام: ما در روزگارى به سر مى‏بريم كه بيشتر مردم آن بى‏وفايى را زيركى مى‏دانند و نادانان، آنان را سياستمدار مى‏خوانند. آنها را چه مى‏شود؟ خدا آنها را بكشد! شخص زيرك، از نيرنگ در كار، آگاه است؛ امّا امر و نهى خدا، مانع اوست و با اينكه قدرت دارد، آن را به‏كار نمى‏بندد. امّا آن‏كه پرواى دين ندارد، فرصت‏طلبى مى‏كند و سودجويى مى‏نمايد.

2 / 2 - 11 - سياست رفتار با دوستان

82. امام على‏عليه السلام: تمام دوستى‏ات را درباره دوستت نثار كن؛ امّا به وى اطمينان تمام منما. با او كمال همراهى را داشته باش؛ امّا تمام رازها را به وى مگو، تا آنكه (از يك سو )حقّ خردمندى را به جا آورده باشى و (از دگر سو )وظايف دوستى را.
83. امام على‏عليه السلام: لغزشهاى دوستت را تحمّل كن، براى هنگامه هجوم دشمنت.
84. امام على‏عليه السلام: هركس از يارى رسانى به دوستش غفلت ورزد، با گامهاى دشمنش، هشيار مى‏گردد.
85. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: اينكه دوستت را نزد دشمنت ببينى به تو آسيبى نمى‏رساند، كه اگر به تو سود ندهد، ضرر نمى‏زند.
86. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: چون دوستى دارى كه برادرى و محبّتش را نمى‏پسندى، آن را براى مردم، آشكار مساز كه مانند شمشيرِ كُند در خانه انسان است، كه دشمن را مى‏ترساند و نمى‏داند كه كُند است يا تيز.
87. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: چون با انسانى دوست شدى، بر تو لازم است كه دوست دوست او نيز باشى؛ ولى لازم نيست كه با دشمن او دشمن باشى، چون اين بر خدمتگزار او لازم است، نه بر كسى همانند او.
88. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: هرگاه يكى از يارانت به تو نيكى روا داشت، نهايت خوبى را در حقّ او روا مدار و قدرى از آن را واگذار كه به هنگام آشكار شدن خيرخواهى فراوان او، بر آن بيفزايى.

2 / 2 - 12 - سياست رفتار با دشمنان

89. امام على‏عليه السلام: با دشمنانت مشورت كن تا اندازه دشمنى و اهداف و مقصودشان را از نظرشان دريابى.
90. امام على‏عليه السلام: در برخورد با دشمنت، مراقب توان و فرصت مناسب باش تا پيروز شوى.
91. امام على‏عليه السلام: پيش از توانمندى، بر دشمن يورش مَبَر.
92. امام على‏عليه السلام: به هنگام روى كردنِ دشمن، متعرّض او مشو؛ چرا كه روى كردنش او را بر تو يارى دهد، و به هنگام روى گرداندنِ دشمن، متعرّض او مشو؛ چرا كه روى گرداندنش تو را از كار او كفايت كند.
93. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: كُشنده‏ترينِ چيزها براى دشمنت آن است كه به وى نفهمانى كه او را دشمن گرفته‏اى.
94. امام على‏عليه السلام: با دشمنت مصافحه كن، هرچند ناپسند دارد، كه اين از فرمانهاى خداى‏U به بندگانش است. او مى‏فرمايد: «بدى را با بهترين روش، دفع كن. ناگاه، (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است. امّا جز كسانى كه داراى صبر و استقامت‏اند به اين مقام نمى‏رسند، و جز كسانى كه بهره بزرگى (از ايمان و تقوا) دارند، بدان نايل نمى‏گردند.
95. امام على‏عليه السلام: حكيمان پيشين چنين مى‏گفتند: شايسته است كه آمد و شد به خانه‏ها براى ده منظور باشد: نخستين آن، خانه خداى Uبراى انجام دادن عبادت خدا و برپا داشتن حقّش و اداى فريضه حجّش... و نهمين آن، خانه‏هاى دشمنانى كه مداراى با آنها، (آتش )شرارتشان را خاموش مى‏كند و با چاره‏جويى و لطف و مدارا و ديدارشان، دشمنى‏شان از بين مى‏رود.
96. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: اندكى به دشمنت نزديك شو تا خواسته‏ات تأمين شود؛ اما در نزديكى با او، افراط مكن كه خود و ياورت را خوار مى‏كنى، و در چوب آويخته شده در برابر خورشيد بنگر كه چون كجش كنى، سايه‏اش زياد مى‏شود و چون در اين كار، زياده‏روى كنى، سايه كم مى‏گردد.
97. امام باقرعليه السلام: بر (گزند) دشمنتان صبر كنيد و آنان را بپاييد.
98. امام صادق‏عليه السلام - از سفارشهاى لقمان به پسرش، ناتان -: پسركم! از جمله سلاحهايى كه مى‏توانى دشمنت را با آن از پاى درآورى، مدارا و ابراز خشنودى از اوست، و از وى دورى مكن كه نهانِ خودت را برايش آشكار كرده‏اى و او را آماده رويارويى ساخته‏اى.

2 / 2 - 13 - سياست رفتار با همگان

99. امام على‏عليه السلام: مردمان را با معيار (ويژه) خودشان ارزيابى كن.
100. امام على‏عليه السلام: از نشانه‏هاى حكمت، فرمانبردارى از بالا دست و گرامى داشتن همتايان و انصاف با زيردستان است.
101. امام على‏عليه السلام: (نمونه‏اى) از رفتار حكيمانه اين است كه: با بالا دستِ خود، جدال نكنى و زيردستان را خوار نسازى و به كارى كه در توان تو نيست، نپردازى و زبانت با دلت، و گفتارت با رفتارت مخالفت نكند و در آنچه نمى‏دانى، سخن نگويى و كارها را به هنگام روى آوردن (فراهم شدن زمينه انجام دادن آن) رها نسازى و به هنگام پشت كردن، پيگيرى نكنى.
102. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: با آزاد مردان، تنها با بزرگوارى رفتار كنيد، با مردمانِ متوسط، با ميل و هراس، و با مردمان پست، با خوارى.
103. امام على‏عليه السلام: مردم را بر سنّتها و آيينشان برپاى دار و (چنان كن) كه بى‏گناهان، از تو احساس امنيت كنند و بدكاران، از تو بترسند؛ و به مرزها و كناره‏هاى شهرها رسيدگى كن.
104. امام على‏عليه السلام: بپرهيز از هر كارى كه آزاده‏اى را از تو بِرَماند، يا جايگاه تو را خوار سازد، يا بدى را به سويت سرازير كند، و يا عقوبتى را بدان عمل در رستاخيز، به دوش كشى!
105. امام على‏عليه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: برخى از مردمان‏اند كه اگر بر نيكى‏شان بيفزايى، تو را كوچك كنند و اگر آنان را دوستِ ويژه قلمداد كنى، تو را سبُك سازند.

خشنودى‏شان را جايگاهى نيست كه آن را بشناسى، و خشمشان مكانى ندارد كه از آن بپرهيزى. اگر با اينان برخورد داشتى، دوستى‏هاى عمومى را با آنان به كار بند و آنان را از دوستى خصوصى، محروم ساز، تا آنچه به آنان روا داشتى، مانعى باشد در برابر آسيبهاى آنان، و آنچه را از آنان دريغ داشتى، بردارنده احترام آنان شود.

2 / 3 - اخلاق شايسته

2 / 3 - 1 - اخلاص

قرآن :

گفت: به عزتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.

حديث :

106. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : اى ابوذر! بايد در هر كارى انگيزه‏اى نيكو داشته باشى، حتى در خوابيدن و خوردن.
107. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هيچ بنده‏اى چهل بامداد براى خدا اخلاص نورزيد، مگر آنكه چشمه‏هاى حكمت از دلش به زبانش جارى شد.
108. امام على عليه السلام: ارزشمندترين مؤمنان از نظر باورهاى دينى كسى است كه داد و ستد و خشم و خشنودى‏اش براى خدا باشد.
109. المناقِب: زمانى كه امير مؤمنان، عمرو بن عبد وُدّ را در چنگ خود، گرفتار كرد، او را نكشت. جمعى، زبان به نكوهش على‏عليه السلام گشودند. حذيفه به دفاع از او برخاست . پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «آرام باش اى حذيفه ! به زودى على علّت درنگ خود را خواهد گفت».
آن گاه، على‏عليه السلام عمرو را كُشت. وقتى برگشت، پيامبرصلى الله عليه وآله علّت درنگش را جويا شد. گفت: «او مادرم را دشنام داد و به صورتم آب دهان انداخت و من ترسيدم اگر او را بكشم، براى دلخوشى خودم باشد . از اين رو، رهايش كردم تا خشمم فرونشيند. سپس او را به خاطر خدا كشتم».
110. فاطمه عليها السلام: هر كه عبادت ناب و خالصانه خود را به درگاه خدا فرا برَد، خداوندU، بهترين كارى را كه به صلاح اوست، برايش فرو فرستد.
111. امام صادق عليه السلام: عمل خالص، آن است كه نخواهى كسى جز خداى‏U ، تو را بر انجام دادن آن بستايد.
112. بحار الأنوار: در داستان موسى و شعيب‏عليهما السلام آمده است: زمانى كه موسى نزد شعيب رفت، شعيب، آماده خوردن شام بود. پس به موسى گفت: اى جوان! بنشين شام بخور. موسى گفت: پناه بر خدا!
شعيب گفت: چرا؟ مگر گرسنه نيستى؟ موسى گفت: چرا؛ امّا مى‏ترسم اين پاداشِ آبى باشد كه به دخترانت دادم. من از خاندانى هستم كه اگر همه زمين پُر از طلا شود، كمترين كار آخرت را به آن نمى‏فروشيم.

شعيب گفت: اى جوان! به خدا اين پاداش آن كار تو نيست؛ بلكه عادت ما و پدران ما، ميهمان‏نوازى و اطعام است.
در اين هنگام، موسى نشست و شام خورد.

2 / 3 - 2 - توكل

قرآن :

كسى كه تقوا (و پارسايى) پيشه كند، خداوند راهى براى بيرون شدن (از گرفتاريها )برايش فراهم كند و او را از راهى كه گمان نمى‏برَد، روزى دهد؛ و كسى كه بر خدا توكلّ نمايد، او برايش بس است.

حديث :

113. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هركه دوست دارد نيرومندترينِ مردم باشد، بايد به خدا توكّل كند.
114. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هر كه به خدا توكّل كند، خداوند، هزينه او را كارسازى مى‏كند و از جايى كه گمان نمى‏بَرد، به او روزى مى‏رساند.
115. جبرئيل‏عليه السلام - در پاسخ به سؤال پيامبرصلى الله عليه وآله از او درباره تفسير توكّل بر خداوند -: دانستن اين مطلب است كه مخلوق، نه زيانى مى‏زند و نه سودى مى‏رساند، نه مى‏دهد و نه جلوگيرى مى‏كند، و نااميدى از خلق است. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى‏جز خداوند، كار نمى‏كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست، و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است معناى توكّل.
116. امام على‏عليه السلام : ريشه نيرومندى دل، توكّل به خداست.
117. امام جوادعليه السلام: اعتمادِ به خداوند متعال، بهاى هر چيز گرانى است و نردبانِ رسيدن به هر بلندايى.

2 / 3 - 3 - ايثار

قرآن :

و (آنها را) بر خود مقدّم مى‏دارند، هرچند خودشان نيازمند باشند، و كسانى كه از آزمندى نفس خود در امان مانند، آنان‏اند كه رستگاران‏اند.

حديث :

118. امام على عليه السلام : بهترينِ مؤمنان، آن كسى است كه از جان و خانواده و دارايى خود، (در راه خدا) بيشتر مايه بگذارد.
119. الكافى - به نقل از على بن سويد سائى، از امام كاظم‏عليه السلام -: به او (امام كاظم‏عليه السلام) گفتم: مرا اندرز ده فرمود: «تو را به پرواى الهى سفارش مى‏كنم». سپس سكوت كرد. من از تنگدستى‏ام به او شكوِه كردم و گفتم: به خدا سوگند، لباس بر تن نداشتم، به طورى كه ابو فلان، دو جامه‏اى را كه بر تن خود داشت، درآورد و به من پوشاند! حضرت فرمود: «روزه بگير و صدقه بده».
گفتم: از همان اندكْ كمكى كه برادرانم به من مى‏كنند، صدقه بدهم؟ فرمود: «آنچه را كه خداوند به تو روزى كرده است، صدقه بده، هر چند خودت بدان محتاج باشى».

2 / 3 - 4 - زهد

120. امام على عليه السلام : زهد، كمياب‏ترينِ چيزها و ارزشمندترين چيزى است كه آدمى مى‏شناسد. همگان آن را مى‏ستايند؛ ولى بيشتر مردم، آن را وا مى‏نهند.
121. امام على عليه السلام : زهد، خوى پرهيزگاران است و سرشتِ توبه‏كنندگان.
122. امام على عليه السلام : دل از دنيا بر كَن، تا خداوند تو را به عيبها و زشتيهاى آن بينا كند، و غافل مباش؛ زيرا كه تو بى‏مراقب نيستى.
123. امام على عليه السلام : هرچه در دنيا از دست دهى، غنيمتى براى توست.
124. امام باقرعليه السلام : حلوايى از آرد و خرما خدمت امير مؤمنان على بن ابى طالب‏عليه السلام آورده شد. حضرت از خوردن آن خوددارى ورزيد. گفتند: آيا آن را حرام مى‏دانى؟
فرمود: «نه؛ امّا مى‏ترسم نفْسم به آن علاقه‏مند شود و به دنبال آن بروم». سپس اين آيه را تلاوت كرد: «شما بهره‏هاى پاكيزه خود را در زندگى دنيايتان برديد و از آنها بهره‏مند شديد».
125. امام صادق عليه السلام : همه خير در يك خانه نهاده شده و كليد آن، بى‏اعتنايى به دنيا قرار داده شده است.
126. بحار الأنوار - به نقل از سويد بن غفله -: بعد از آنكه با امير مؤمنان، بيعت خلافت بسته شد، خدمت ايشان رسيدم. تنها در اتاق خود بر بوريايى كوچك نشسته بود. گفتم: اى اميرمؤمنان! بيت المال در اختيار توست و من در اتاق تو اثاثى كه براى هر خانه‏اى لازم است، نمى‏بينم؟
حضرت فرمود: «اى پسر غفله! آدم خردمند براى خانه‏اى كه بايد تركش نمايد، اثاث فراهم نمى‏كند. ما را سراى امنى است كه بهترين متاع خود را به آن منتقل كرده‏ايم وخود نيز به زودى آن جا مى‏رويم».

2 / 3 - 5 - همت بلند

127. امام على‏عليه السلام: بهترينِ همّت‏ها، بلندترينِ آنهاست.
128. امام على عليه السلام: هرگاه در طلب چيزى بر مى‏آيى، بلنْد همّت باش.
129. امام على عليه السلام : بردبارى و وقار، دو همزادند كه مولود بلندْ همّتى‏اند.
130. امام سجّادعليه السلام: (خدايا!) از شهادت دادن، عادلانه‏ترينِ آن را و از عبادت، با نشاطترينِ آن را... و از همّت، عالى‏ترينِ آن را از تو مى‏خواهم.

2 / 3 - 6 - مروت

131. امام على عليه السلام : مردانگى، نامى است كه همه فضايل و محاسن را در بر مى‏گيرد.
132. امام حسن‏عليه السلام - در پاسخ به سؤال درباره معناى جوانمردى: حفظ دين و عزّت نفس و نرمش و مداومت بر نيكى و احسان و گزاردن حقوق و دوستى نمودن با مردم است.

2 / 3 - 7 - شجاعت

قرآن :

(پيامبران الهى) همان كسانى هستند كه پيامهاى خدا را ابلاغ مى‏كنند و از هيچ‏كس جز خدا بيم ندارند.

حديث :

133. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: بدان كه خداوند، ديده تيزبين به هنگام در رسيدن شهوتها و عقل كامل به هنگام فرود آمدن شبهات را دوست دارد. همچنين خداوند، بخشش را -گرچه به چند دانه خرما باشد و دلاورى را -گرچه به كُشتن مارى باشد دوست دارد.
134. امام على: شجاعت مرد، به قدر همّت اوست و غيرتش، به قدر تن ندادن او به ذلّت.
135. امام حسن‏عليه السلام - در پاسخ به اين سؤال كه شجاعت چيست؟ -: ايستادگى در برابر هماوردان و پايدارى در نبرد است.

2 / 3 - 8 - قوّت

136. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : «خداوند - تبارك و تعالى - مؤمن ضعيفى را كه هيبت و صلابت ندارد، دشمن مى‏دارد». (سپس) فرمود: «او (مؤمن ضعيف)، كسى است كه نهى از منكر نمى‏كند».
137. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: مؤمنِ نيرومند، بهتر و نزد خدا محبوب‏تر از مؤمن ناتوان است؛ گرچه در هر يك، خيرى است. براى به دست آوردن آنچه برايت سودمند است، سرسختانه بكوش و از خدا يارى بخواه و ناتوان مباش، و اگر دچار مشكلى شدى، مگو: «اگر چنين مى‏كردم، چنين و چنان مى‏شد»؛ بلكه بگو: «اين، تقدير خدا بود و هرچه خدا بخواهد، همان مى‏شود»؛ زيرا «اگر» گفتن، راه را براى كار شيطان مى‏گشايد.
138. امام على عليه السلام : هر كه كار كند، نيرومندتر شود و هر كه در كارْ كوتاهى ورزد، بر ضعف و سستى او (در كارها) افزوده شود.
139. امام صادق‏عليه السلام : همانا نيروى مؤمن، در دل اوست. مگر نه اين است كه مى‏بينيد بدنى ضعيف و پيكرى نحيف دارد و با اين حال، شب را به عبادت مى‏گذراند و روز را روزه مى‏گيرد؟

2 / 3 - 9 - قاطعيت

140. امام على‏عليه السلام : فرمان خداى پاك را تنها كسى مى‏تواند اجرا كند كه سازشكار نباشد و نيرنگ نزند و آزمنديها او را نفريبد.
141. امام على عليه السلام : به جان خودم سوگند كه در جنگيدن با كسى كه در برابر حق بِايستد و در گمراهى فرو رود، هرگز مسامحه و سستى روا نمى‏دارم.
142. امام صادق عليه السلام : مبادا در اجراى فرمان خدا سستى كنيد كه هر كس در اجراى فرمان خداوند، سستى روا دارد، خداوند در روز رستاخيز، او را خوار گردانَد.

2 / 3 - 10 - استقامت

قرآن :

پس همان گونه كه فرمان يافته‏اى، استقامت بورز، و نيز هر كس با تو روى به سوى خداوند آورده است (، استقامت ورزد).
استقامت كن، همان‏گونه كه فرمان يافته‏اى، و از هوسهاى آنان پيروى مكن.
بى‏گمان، كسانى كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس پايدارى نمودند، فرشتگان بر آنها فرود آيند (و گويند )كه مترسيد و اندوهگين نشويد، و شما را مژده باد به بهشتى كه (در دنيا) به شما وعده داده مى‏شد. ما دوستان و ياران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم و هر چه دلهايتان بخواهد، (در بهشت )براى شماست، و هرچه خواستار باشيد، در آنجا خواهيد داشت.

حديث :

143. امام على‏عليه السلام: گفتم: اى پيامبر خدا! مرا سفارشى فرما. فرمود: «بگو: "پروردگار من خداست" و آن گاه (بر اين گفته)، ايستادگى كن».
من گفتم: پروردگار من خداست و توفيق، جز از خدا نخواهم، به او توكّل مى‏كنم و به سوى او باز مى‏گردم. پيامبر خدا فرمود: «علم، گوارايت باد، اى ابو الحسن، كه دانش را خوب نوشيدى و از آن، نيكو سيراب گشتى!».
144. امام على‏عليه السلام: بدانيد، كه خداى - تبارك و تعالى - از بندگان بى‏ثبات و دَمدَمى مزاج خود، نفرت دارد. پس، از حق و ولايت اهل حق (ائمه اطهارعليهم السلام) دور نشويد؛ زيرا كسى كه ديگران را به جاى ما برگزيند، هلاك مى‏شود.
145. امام على‏عليه السلام : هر كس با استقامت همراه باشد، سلامتى از او جدا نخواهد شد.
146. امام صادق‏عليه السلام: مؤمن در دين، نيرومند است... نيك‏رفتارى در استقامت و پايدارى.

2 / 3 - 11 - تحمل سختى

147. امام على عليه السلام : برترينِ كارها، كارى است كه خود را بر انجام دادن آن به سختى وادارى.
148. امام على عليه السلام : پاداش كار، به اندازه رنج و زحمتى است كه دارد.
149. امام على عليه السلام : با رنج بسيار است كه درجات رفيع و آسايش هميشگى به دست مى‏آيد.
150. امام على عليه السلام: قلب دوستدار خدا، خستگى براى خدا را بسيار دوست دارد و قلب بى‏خبر از ياد خدا، آسايش را دوست دارد. پس اى آدميزاد! گمان مبر كه مقام والاىِ نيكى را بى سختى به دست مى‏آورى؛ زيرا حق، سنگين و تلخ است و باطل، سبُك، شيرين و سست.
151. امام على عليه السلام : بزرگواريها با دشوارى به دست مى‏آيند، و مزد و ثواب، با رنج.

2 / 3 - 12 - آرامش

قرآن :

اوست كه اطمينان و آرامش را در دلهاى مؤمنان، فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند، و سپاهيانِ آسمانها و زمين، از آنِ خداوند است؛ و خداوند، همواره دانا و حكيم است.

حديث :

152. امام باقرعليه السلام - در تفسير سخن خداى تعالى: «اوست كه اطمينان و آرامش را در دلهاى مؤمنان فرو فرستاد...» -: آن آرامش، ايمان است.
153. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: نيكوترين زيور مرد، آرامش همراه با ايمان است.

2 / 3 - 13 - ميانه روى

154. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : هيچ‏گاه بنده‏اى بر شناخت خود از دينش نيفزود، مگر اينكه بر ميانه‏روى او در عملش افزوده گشت.
155. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : همانا اين دين، استوار است. پس با ملايمت در آن وارد شويد و عبادت خدا را بر بندگان خدا تحميل نكنيد كه در آن صورت، به سوارِ درمانده‏اى مى‏مانيد كه نه سفرى را پيموده و نه مَركبى (با نشاط )به جا گذاشته است.
156. امام صادق عليه السلام: خداوندU، ميانه‏روى را دوست دارد.
ر.ك: افراطيگرى، ص 161

2 / 3 - 14 - امانت دارى

قرآن :

و (از ويژگيهاى اهل ايمان اين است كه) آنان امانتها و پيمان خود را مراعات مى‏كنند.

حديث:

157. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: به نماز و روزه و حج و بخشش و ناله‏هاى شبانه زياد آنها نگاه نكنيد؛ بلكه به راستگويى و امانتدارى آنها بنگريد.
158. امام على‏عليه السلام: به كسى كه تو را امين قرار داده است، خيانت مكن، هرچند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز، اگرچه او راز تو را فاش ساخته باشد.
159. امام باقرعليه السلام: سه چيز است كه خداوندU، دست هيچ كس را در آنها باز نگذاشته است: برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكار؛ وفا كردن به عهد با نيكوكار و بدكار؛ و نيكى كردن به پدر و مادر، خوب باشند يا بد.
160. امام صادق‏عليه السلام: ببين على‏عليه السلام به سبب چه چيز، آن منزلت را نزد پيامبر خدا پيدا كرد، از همان پيروى كن. همانا على‏عليه السلام با راستگويى و امانتدارى، آن مقام را نزد پيامبر خدا يافت.
161. امام صادق‏عليه السلام: اگر ضارب و قاتل على‏عليه السلام (هم) مرا امين بشمارد و از من خيرخواهى كرده و با من مشورت كند و من امانتش را بپذيرم، آن را به او باز خواهم گرداند.

2 / 3 - 15 - تولى وتبرا

162. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: استوارترين دستاويز ايمان، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خداست.
163. پيامبر خداصلى الله عليه وآله - (هنگامى كه از خداوند متعال پرسيد: )پروردگارا! كدام‏يك از بندگان نزدت محبوب‏ترند؟» فرمود -: «كسانى كه در راه من با يكديگر دوستى مى‏كنند و چنان براى (شكستن )حرمتهايم خشمگين مى‏شوند كه پلنگ سركش، خشمگين مى‏شود».
164. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : بالاترين ايمان، اين است كه دوستى و دشمنى‏ات براى خدا باشد و زبانت را در ذكر خدا به كارگيرى و آنچه براى خود دوست دارى، براى مردم نيز دوست داشته باشى و آنچه را بر خود نمى‏پسندى، بر مردم نيز نپسندى و به نيكى سخن گويى يا خاموش بمانى.
165. امام على عليه السلام : دين، درختى است كه ريشه آن، يقين به خداست و ميوه‏اش، دوستى كردن و دشمنى ورزيدن براى خدا.
166. امام صادق عليه السلام : هر كس دوستى و دشمنى‏اش براى دين نباشد، دين ندارد.

2 / 3 - 16 - راستگويى

قرآن :

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از خدا پروا كنيد و با راستگويان باشيد.

حديث:

167. امام على‏عليه السلام: راستى، محكم‏ترين ستون ايمان است.
168. امام صادق‏عليه السلام: فريب نماز و روزه مردم را نخوريد؛ زيرا آدمى، گاه چنان به نماز و روزه خو مى‏كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى‏كند؛ بلكه آنان را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد.

2 / 3 - 17 - حقگويى

169. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : هان ! مبادا ترس از مردم، مانع از آن شود كه كسى حق را بداند و نگويد. بدانيد كه برترين جهاد، سخن حقّى است كه در برابر فرمانرواى ستمگر گفته شود.
170. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هيچ صدقه‏اى نزد خداوندU، محبوب‏تر از گفتن حق نيست.
171. امام على‏عليه السلام : نزديك‏ترينِ بندگان به خداى متعال، حقگوترينِ آنهاست، هر چند به زيانش باشد، و عمل كننده‏ترينِ آنهاست به حق، هر چند برخلاف ميلش باشد.

2 / 3 - 18 - رازدارى

172. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : فاش‏كردن راز برادرت، خيانت است. پس، از اين كارْ دورى كن.
173. امام على‏عليه السلام: پيروزى با دورانديشى به دست مى‏آيد و دورانديشى، با رايزنى و رايزنى، با رازدارى.
174. امام على‏عليه السلام: سينه خردمند، صندوقچه راز اوست.
175. امام على‏عليه السلام: موفّق‏ترين كارها، كارى‏است‏كه با رازدارىِ كامل انجام شود.
176. امام صادق‏عليه السلام: راز تو جزئى از خون توست. پس نبايد كه در رگهاى غير تو جريان يابد.
177. امام صادق‏عليه السلام: دوستت را از راز خود، آگاه مكن، مگر بر رازى كه اگردشمن از آن آگاه شود، نتواند به تو زيانى رساند؛ زيرا دوست نيز ممكن است كه روزى دشمن شود.
178. امام جوادعليه السلام: آشكار كردن چيزى پيش از آنكه استوار گردد، موجب تباهى آن مى‏شود.

2 / 3 - 19 - انصاف

179. پيامبر خداصلى الله عليه وآله - در سفارش به ابن مسعود -: از جانب خود به مردم، حق بده و با انصاف باش و نسبت به آنان، خيرخواه و مهربان باش؛ زيرا اگر چنين بودى و خداوند بر مردم سرزمينى كه تو در آن به‏سر مى‏برى، خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه مى‏كند وبه خاطر توبه آن مردم، رحم مى‏كند. خداى متعال مى‏فرمايد: «و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند، به ستمى هلاك كند».
180. امام على‏عليه السلام: انصاف، برترينِ فضايل است.
181. امام على عليه السلام: مؤمن، بر آن‏كه با او دشمنى مى‏ورزد، ستم نمى‏كند و در راه آن‏كه دوستش دارد، دست به گناه نمى‏زند.
182. امام على عليه السلام : بزرگ‏ترين ثواب، ثواب انصاف و دادگرى است.
183. امام على‏عليه السلام: نظام و رشته دين، دو خصلت است: انصاف داشتن، و يكسانى و يكرنگى با برادران.
184. امام صادق‏عليه السلام: دعوت كردن برادران به رعايت انصاف، از انصاف به دور است.

2 / 3 - 20 - اظهار دوستى

185. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: اساس عقل، پس‏از ايمان به خداى‏U، دوستى‏با مردم است.
186. امام على‏عليه السلام: با اظهار دوستى، دوستى پديد مى‏آيد.
187. امام على‏عليه السلام: هركه با مردم الفت بگيرد، دوستش خواهند داشت و هركه با مردم دشمنى ورزد، منفور آنان مى‏شود.
188. امام باقرعليه السلام: باديه‏نشينى از قبيله بنى تميم نزد پيامبرصلى الله عليه وآله آمد و به ايشان گفت: سفارشى به من كن. از جمله سفارش‏هاى حضرت به او اين بود: «با مردم،اظهار دوستى كن، تا دوستت بدارند».

2 / 3 - 21 - حُسن خلق

189. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : بهترينِ مؤمنان، خوشخوترينِ آنهاست.
190. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : اسلام، خوشخويى است.
191. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : خداى سبحان، مكارم اخلاق را سبب پيوند ميان خود و بندگانش قرار داده است. پس، هريك از شما را همين بس كه به خويى كه متّصل به خداست، چنگ آويزد.
192. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: خداوند متعال، زيباست و زيبايى را دوست مى‏دارد، خويهاى والا را دوست دارد و خصلتهاى پست را ناخوش مى‏دارد.
193. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : نيك‏خويى، خير دنيا و آخرت را از آنِ خود كرده است.
194. امام على عليه السلام: اى كميل ! به خانواده خود فرمان ده كه در روز، در پى كسب مكارم اخلاق باشند و در شب، نياز كسى را كه خفته است، بر آورند.
195. امام على‏عليه السلام: اگر هم به بهشت، اميد (و باور )نمى‏داشتيم و از دوزخ، نمى‏هراسيديم و پاداش و كيفرى در ميان نمى‏بود، باز شايسته بود كه در طلب مكارم اخلاق برآييم؛ زيرا كه راه پيروزى را مى‏نمايانَد.
196. امام حسن‏عليه السلام: همانا نيك‏ترين نيكويى، خوى نيكوست.
197. امام باقرعليه السلام: كامل‏ترينِ مؤمنان، خوشخوترينِ آنهاست.
198. امام صادق عليه السلام - در پاسخ به پرسش از حدّ و معناى حُسن خُلق -: حُسن خلق اين است كه نرمخو و مهربان باشى، گفتارت را پاكيزه نمايى و بابرادرت با خوشرويى برخورد كنى.
199. الكافى - به نقل از ابن محبوب، از يكى از ياران امام‏صادق‏عليه السلام : به ايشان (امام صادق‏عليه السلام) گفتم: حدّ خوشخويى چيست؟
فرمود: «در رفتارت افتادگى كنى، سخنت را شيرين نمايى، و برادرت را با روى گشاده ديدار كنى».

2 / 3 - 22 - فروتنى

قرآن :

اى مؤمنان! هركس از شما از دين خود (اسلام) برگردد،(بداند كه )خداوند، به زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند. (اينان) با مؤمنان، مهربان و فروتن‏اند و با كافران، سختگيرند.

حديث :

200. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: خوشا به حال كسى كه براى خداى متعالْ فروتنى كند، بى‏آنكه او را كاستى‏اى باشد، و خود را ذليل گردانَد، بى‏آنكه او را خوارى‏اى باشد!
201. امام على‏عليه السلام - در توصيف فرشتگان -: خداوند، آنها را در جاى خود،امين وحى خويش گردانيد و آنان را وا داشت تا امانتهاى امر و نهى خود را به رسولان برسانند ... و دلهايشان را در پوششى از تواضع، خشوع و آرامش درآورد.
202. امام على‏عليه السلام: بر تو باد فروتنى؛ زيرا كه آن، از بزرگ‏ترينِ عبادتهاست.
203. امام رضاعليه السلام - در پاسخ ابن جهم كه پرسيد: حدّ و مرز تواضع كه هرگاه‏بنده آن را به كار بندد، فروتن است، چيست؟ -: فروتنى درجاتى دارد: يكى از آنها اين است كه انسان، اندازه خود را بشناسد و با سلامتِ نفس، خود را در آن جايگاه قرار دهد. دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار كند كه انتظار دارد با او رفتار كنند. اگر بدى ديد، آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورَد و از مردم، درگذرد كه خداوند، نيكوكاران را دوست دارد.

2 / 3 - 23 - سرفرازى

204. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: «هر كه نزد توانگرى رود و از سرِ چشمداشت به آنچه اودارد، در برابرش كُرنش كند، دو سومِ دينش از بين برود».
سپس فرمود: «سراسيمه نشو! چنين نيست كه هركس از شخص خدمتگزارى به چيزى برسد و بدين سبب، او را احترام و تجليل كند، لزوماً دو سومِ دينش از بين مى‏رود؛ بلكه ببين كه‏آيا قصدش از اين كُرنش، پاداش الهى است يا مى‏خواهد براى به دست آوردن چيزى از دارايى‏اش او را فريب دهد».
205. امام على‏عليه السلام: چه نيكوست فروتنى توانگران در برابر تهيدستان، به قصد رسيدن به اجر خداوند، و نيكوتر از آن، بى‏اعتنايى و سرفرازى درويشان است در برابر توانگران، از سرِ اعتماد به خداوند.

2 / 3 - 24 - بيم نداشتن از غير خدا

قرآن :

(پيامبران الهى) همان كسانى هستند كه پيامهاى خدا را ابلاغ مى‏كنند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند.
همان كسانى كه بعضى به ايشان گفتند كه مردم (مشرك مكّه) براى (نبرد با )شما گِرد آمده‏اند، از آنان بترسيد؛ امّا (اين خبر) بر ايمان آنان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او خوبْ كارسازى است.

حديث :

206. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: خوشا بر آن‏كه ترس از خدا، او را از ترس از مردم، بازداشته باشد!
207. امام على عليه السلام : بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر، اجل كسى رانزديك نكرده و روزىِ كسى را نبُريده است.

2 / 3 - 25 - بيم نداشتن از ملامت مردم

قرآن :


اى مؤمنان! هركس از شما از دين خود (اسلام) برگردد، (بداند كه )خداوند، به زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند. (اينان) با مؤمنان، مهربان و فروتن‏اند و با كافران، سختگيرند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند.

حديث :

208. امام على عليه السلام : در راه خدا از سرزنش هيچ نكوهشگرى مترسيد كه او شما را در برابر هر كس كه بخواهد به شما گزندى برساند و ستمى روا دارد، محافظت مى‏كند.
209. امام سجّاد عليه السلام - در پاسخ مردى كوفى كه نامه‏اى به ايشان نوشت و درباره‏خير دنيا و آخرت جويا شد، نوشت -: به نام خداوند بخشنده مهربان! امّا بعد؛ كسى كه در راه خشنود كردن خدا از خشم مردم، پروايى نداشته باشد ، خداوند او را از كارهاى مردم، بى‏نياز گردانَد و خود كفايتش كند و هر كه براى جلب خشنودى مردم، خدا را به خشم آورد، خداوند او را به مردم وا گذارد. والسلام!
210. امام هادى‏عليه السلام: هر كه آفريدگار را فرمان برَد، از خشم و ناخشنودى آفريده، پروايى به دل راه ندهد.
211. الخصال - به نقل از ابوذر -: پيامبر خدا به من سفارش فرمود كه در راه خدا، از سرزنش هيچ سرزنشگرى نهراسم.

2 / 3 - 26 - هراس نداشتن از كمى همراهان

212. امام على عليه السلام : اى مردم! در راه راست، به دليل شمارِ اندك رهروان آن، احساس تنهايى و ترس نكنيد؛ زيرا مردم بر سفره‏اى گِرد آمده‏اند كه سيرى آن، كوتاه و گرسنگى‏اش طولانى است.

2 / 3 - 27 - احساس تقصير

213. امام على‏عليه السلام: سپاسْ خدايى را كه سخنوران از ستايش وى ناتوان‏اند و حسابگران، شمارش نعمت‏هايش را نتوانند و تلاشگران، از عهده اداى حقّ او برنيايند.
214. امام على‏عليه السلام: سپاسْ خدايى را كه گنهكاران نيز از بخشش او بهره مى‏برند و فرمانبردارانِ كوشا نيز نمى‏توانند كوچك‏ترين نعمتش را پاس بگزارند.
215. امام على‏عليه السلام: هيچ كس -گرچه در به دست آوردن رضاى حق، حريص‏باشد و در اين راه تا جايى كه مى‏تواند بكوشد نمى‏تواند طاعتى را كه شايسته مقام خداوند سبحان است، به جاى آورد؛ ولى از حقوق واجب خداوند بر بندگانش اين است كه به اندازه توانايى خويش، در خيرخواهى و نصيحت بندگانش بكوشند و براى برقرارى حق در ميان خودشان هميارى كنند.
216. امام كاظم‏عليه السلام: همواره بكوش و زنهار كه خود را در پرستش خداى‏U بى‏تقصير مدانى؛ زيرا خداوند، آن گونه كه شايسته پرستش است، پرستش نمى‏شود.

2 / 4 - دورى از اخلاق نكوهيده

2 / 4 - 1 - بداخلاقى
217. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : بدخويى، گناهى نابخشودنى است.
218. پيامبر خداصلى الله عليه وآله - وقتى به ايشان گفته شد كه فلان زن، روزها را روزه مى‏گيرد و شبها را به عبادت مى‏گذراند؛ امّا بداخلاق است و همسايگانش را با زبان خود مى‏آزارد -: خيرى در آن زن نيست. او اهل دوزخ است.
2 / 4 - 2 - عصبانيت

219. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: پهلوانى، به زمين زدن حريف نيست؛ بلكه پهلوان كسى است كه در هنگام خشم، خويشتندار باشد.
220. پيامبر خداصلى الله عليه وآله - در پاسخ به مردى كه از آن حضرت، اندرزى خواست -: «خشمگين مشو». آن مرد مى‏گويد: من در سخن پيامبر خدا انديشه كردم. ديدم كه خشم، فراهم‏آورنده همه بديهاست.
221. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: دوستى خدا براى آن‏كه خشمگين شود و آن‏گاه بردبارى كند، قطعى است.
222. امام صادق‏عليه السلام: همانا مؤمن كسى است كه هرگاه خشمگين شود، خشمش او را از جاده حق بيرون نمى‏بَرد و هرگاه خشنود شود، خشنودى‏اش (از كسى)، او را به باطل نمى‏كشانَد و كسى است كه چون قدرت پيدا كند، بيشتر از آنچه حقّ اوست، نمى‏گيرد.
223. امام صادق عليه السلام : خشم، كليد همه بديهاست.
224. مسيح عليه السلام - در پاسخ به سؤال از ريشه خشم -: خود بزرگْ‏بينى و گردنفرازى و حقير شمردن مردم (ريشه خشم) است.

2 / 4 - 3 - آزمندى

قرآن :

به راستى كه انسان، حريص و كم‏طاقت آفريده شده است. هنگامى كه به او آسيبى رسد، سخت بى‏تابى مى‏كند.

حديث :

225. امام على عليه السلام : هر كه مى‏خواهد ايّام عمر خود را آزاد زندگى كند، طمع را در دل خويش جاى ندهد.
226. امام على‏عليه السلام: چه زيبنده است كه انسان، آنچه را شايسته نيست، نخواهد!
227. امام على‏عليه السلام - در پاسخ به اين پرسش كه: آزمندى چيست؟:
به دست آوردن كم، با از دست دادن زياد است.
228. امام باقرعليه السلام: حكايت آزمند به دنيا، حكايت كِرم ابريشم است. هرچه‏بيشتر ابريشم بر خود مى‏تند، با بيرون آمدن از پيله بيشتر فاصله مى‏گيرد تا آنكه سرانجام، از غصّه مى‏ميرد.
229. امام صادق‏عليه السلام: چه زشت است براى مؤمن كه خواسته‏اى خواركننده داشته باشد!

2 / 4 - 4 - تعصب

قرآن :

(به ياد آريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود، خشم و تعصّب جاهليت داشتند.

حديث :

230. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : كسى كه تعصّب بورزد يا برايش تعصّب ورزيده شود، حلقه ايمان را از گردن خويش، باز كرده است.

(در نقلى ديگر از اين حديث آمده است:) حلقه اسلام را ازگردن خويش، باز كرده است.
231. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هركس در دلش به اندازه دانه خَردلى عصبيّت باشد،خداوند در روز قيامت، او را با اعراب جاهليت برانگيزد.
232. امام على‏عليه السلام: اگر ناگزير از داشتن تعصّب هستيد، پس، در راه يارى‏رساندن به حق و كمك به ستمديده، تعصّب نشان دهيد.

2 / 4 - 5 - تنبلى

233. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: اى على! از دو خصلت بپرهيز : بى‏تابى و تنبلى ؛ زيرا اگر بى‏تاب و كم‏حوصله باشى، بر حق شكيبايى نكنى و اگر سست و تنبل باشى، حقّى را نپردازى .
234. امام على‏عليه السلام: آن گاه كه اشيا با يكديگر جفت شدند، تنبلى و ناتوانى با هم ازدواج كردند و از آنها فقر متولّد شد.
235. امام على‏عليه السلام: از منفورترين مردان نزد خداى متعال، بنده‏اى است كه خداوند او را به خودش واگذاشته است، به نحوى كه از راه راست منحرف شده، بى‏رهنما راه مى‏سپُرَد. اگر به كِشته دنيايش بخوانند، كار مى‏كند و اگر به كِشته آخرت (عمل صالح و پاداش اخروى) فرايش خوانند، تنبلى نشان مى‏دهد.
236. امام على‏عليه السلام: مؤمن به آنچه ماندنى است، تمايل دارد و از آنچه رفتنى است، رويگردان... از تنبلى به دور است و پيوسته سرزنده و با نشاط است.
237. امام باقرعليه السلام: من نفرت دارم از كسى كه در كار دنيايش تنبل باشد. هر كه در كار دنيايش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‏تر است.

2 / 4 - 6 - خود بزرگ بينى

238. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: از تكبّر بپرهيزيد؛ زيرا گاهى با پوشيدن ردايى هم به انسان، غرور دست مى‏دهد.
239. امام على عليه السلام : از كارى كه خدا با ابليس كرد، درس بگيريد؛ چه، كار دراز مدت و كوششهاى توانفرساى او را به سبب لحظه‏اى تكبّر، باطل ساخت. او شش هزار سال خدا را پرستش كرده بود كه معلوم نيست آيا از سالهاى دنياست يا از سالهاى آخرت.

2 / 4 - 7 - خودپسندى

240. امام على‏عليه السلام - در عهد نامه‏اش به مالك اشتر، هنگامى كه او را به حكومت مصر گمارد -: زنهار از خودپسندى و تكيه كردن به آنچه كه تو را به خودپسندى مى‏كشانَد، و از شيفتگى به ستوده شدن ؛ زيرا اينها از مناسب‏ترين فرصتهاى شيطان است تا نيكى نيكوكاران را بر باد دهد.
241. امام على‏عليه السلام: گناهى كه بر اثر آن ناراحت شوى، نزد خدا بهتر از كار نيكى است كه تو را دچار خودپسندى كند.
242. امام صادق‏عليه السلام: خداوندU به داوودعليه السلام فرمود: «اى داوود! مؤمنان راستين را هشدار ده كه به اعمال خود، مغرور نشوند؛ زيرا بنده‏اى نيست كه به پاى حسابش كشم، مگر اينكه هلاك شود».

2 / 4 - 8 - خودنمايى

قرآن :

پس خودستايى نكنيد. او به كسى كه تقوا ورزيده، داناتر است.
با مردم رياكارى مى‏كنند، و خدا را جز اندكى به ياد نمى‏آورند.
و همانند كسانى مباشيد كه از سرزمينشان با سرمستى و نمايشگرى در چشم مردم، بيرون شدند، و (مردمان را) از راه خدا بازداشتند؛ و خداوند به آنچه مى‏كنند، احاطه دارد و آگاه است.

حديث :

243. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: اى ابوذر! از خدا بترس و در حالى كه دلى تبهكار دارى، براى جلب احترام مردم، نزد آنان خود را خداترس وانمود مكن.
244. امام على‏عليه السلام: رياكار، ظاهرش زيبا و باطنش بيمار است.
245. امام على‏عليه السلام: چه زشت است كه آدمى، باطنى بيمار و ظاهرى زيبا داشته باشد!
246. امام على‏عليه السلام: خداوندا! به تو پناه مى‏برم از اينكه ظاهرم در نگاه مردم، نيكو باشد و باطنم كه بر تو آشكار است، زشت! خود را رياكارانه نزد مردم به چيزى بيارايم كه تو بهتر از من بدان دانايى. آن گاه، ظاهرِ نكويم را براى مردم، آشكار دارم و بدى كردارم را نزد تو آورم و بدين سان، به بندگان تو نزديك شوم و از خشنودى تو به دور مانم.
247. امام صادق عليه السلام - در پاسخ به سؤال از سخن خداى تعالى: «پس خود ستايى نكنيد» : «مانند اينكه انسان بگويد: "ديشب نماز خواندم"، "ديروز روزه گرفتم" و امثال اين سخنان».
سپس فرمود: «عدّه‏اى بودند كه چون صبح مى‏شد، مى‏گفتند:

"ما ديشب نماز خوانديم" و "ديروز، روزه گرفتيم". على‏عليه السلام فرمود: "امّا من، شب و روز را مى‏خوابم و اگر بين شب و روز نيز فرصتى بيابم، در آن هم مى‏خوابم"».

2 / 4 - 9 - ناهماهنگى رفتار وگفتار

قرآن :

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا چيزى را مى‏گوييد كه بدان عمل نمى‏كنيد؟! در نزد خدا بسيار مبغوض است كه چيزى را بگوييد كه انجام نمى‏دهيد.

حديث :

248. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : اى پسر مسعود! از آنان مباش كه بر مردم سخت مى‏گيرند و بر خود، آسان. خداى تعالى مى‏فرمايد: «چرا چيزى را مى‏گوييد كه بدان عمل نمى‏كنيد؟!».
249. امام على عليه السلام: نفرين خدا بر كسانى كه به خوبى فرمان مى‏دهند و خود، آن را فرو مى‏گذارند، و بر كسانى كه از زشتى باز مى‏دارند و خود، مرتكب آن مى‏شوند!
250. امام صادق عليه السلام: از آنان مباش كه براى بندگان، نگران كيفر گناهانشان هستند؛ امّا خويشتن را از كيفر گناهان خويش، ايمن مى‏شمارند؛ زيرا خداى‏U بهشت خود را به نيرنگ نمى‏دهد و جز با فرمانبرىِ خداوند به آنچه نزد اوست، نتوان رسيد، إن‏شاءاللَّه!

2 / 4 - 10 - افراطى‏گرى

251. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : از افراط در دين بپرهيزيد؛ زيرا خداوند، آن را آسان قرار داده است. پس، از دين آنچه توانش را داريد، برگيريد (و بدان عمل كنيد)؛ چه اينكه خداوند، كار خوبْ امّا مستمر را، هرچند اندك باشد، دوست دارد.
252. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: خداوند، دوست دارد رخصتها و مباحاتش به جاى آورده شود، همان گونه كه دوست دارد واجباتش به جاى آورده شود.
253. امام على عليه السلام : نادان را نبينى، مگر افراطگر يا تفريطگر.
254. امام على عليه السلام : هر كس افراط ورزد، به حق نرسد.
* براى آشنايى بيشتر با خطر افراطيگرى مراجعه كنيد به: موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب‏عليه السلام، جلد ششم: جنگ نهروان / درآمد.

2 / 4 - 11 - سازشكارى

255. امام على عليه السلام : هرگاه با حق روبه‏رو شديد و دانستيد كه حقّ است، درباره آن مسامحه نكنيد كه به سختى زيان خواهيد ديد.
256. امام على عليه السلام : رحمت خدا بر شما باد! بدانيد كه شما در روزگارى به سر مى‏بريد كه حقگويان، اندك‏اند و زبان از راستگويى كُند است و پيرو حق، خوار و بى‏مقدار. مردمان اين زمانه به نافرمانى خو گرفته‏اند و بر سازشكارى، با يكديگرْ همداستان شده‏اند.

2 / 4 - 12 - مزاحمت

257. كنزالعمّال - به نقل از انس -: هرگاه پيامبرصلى الله عليه وآله شبانه براى قرائت قرآن برمى‏خاست، آيات را بسيار آهسته تلاوت مى‏كرد.
پرسيدند: اى پيامبر خدا! به قرآن خواندن، صدايت را بلند نمى‏كنى؟
فرمود: «خوش ندارم دوستانم و خانواده‏ام را بيازارم».

2 / 4 - 13 - تحقير

258. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: هيچ يك از شما نبايد احدى از بندگان خدا را خوار و بى‏مقدار شمُرَد؛ زيرا نمى‏داند كه كدام‏يك از آنها دوست خداست.
259. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : هيچ مسلمانى را خوار مشمار؛ زيرا كوچك آنان هم نزد خداوند، بزرگ است .
260. لقمانُ‏عليه السلام - به فرزندش -: پسركم! هيچ كس را به سبب كهنه بودن جامه‏اش حقير مشمار؛ زيرا كه پروردگار تو و او يكى‏است.

2 / 4 - 14 - سرزنش

261. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : هركس برادر خود را براى گناهى كه از آن توبه كرده است، سرزنش كند، نميرد تا خود آن گناه را مرتكب شود.
262. امام صادق عليه السلام: هر كس مؤمنى را براى گناهى سرزنش كند، نميرد تا خودش آن گناه را مرتكب شود.
263. خضرعليه السلام - در سفارش خود به موسى‏عليه السلام -: اى پسر عمران! هيچ‏كس را به واسطه گناهى سرزنش مكن و بر گناه خويش، گريه كن.

2 / 4 - 15 - عيبجويى

264. پيامبر خداصلى الله عليه وآله: (چگونه است كه) هر يك از شما خاشاك را در چشم برادرش مى‏بيند و تنه درخت را (و يا فرمود: چيز بزرگى را) در چشم خود نمى‏بيند؟!
265. پيامبر خداصلى الله عليه وآله : از زن بدكاره نپرسيد چه كسى با تو فسق كرد؛ زيرا همان گونه كه به راحتى مرتكب فحشا مى‏شود، به راحتى هم مسلمان بى‏گناهى را بدنام مى‏كند.
266. امام على عليه السلام : هر كه عيب خود را ببيند، از پرداختن به عيب ديگران، باز ايستد.
267. امام على عليه السلام: هركه عيبهاى نهانى را بكاود، خداوند از دوستى دلها محرومش كند.
268. امام على عليه السلام: هركه بر دوستش خُرده‏گيرى كند، دوستى‏اش گسسته مى‏شود.
269. امام صادق عليه السلام: نهان مردم را مكاو، كه بى‏دوست مى‏مانى.

2 / 4 - 16 - سرْبار ديگران بودن
270. مكارم الأخلاق: در حضور پيامبرصلى الله عليه وآله از مردى سخن به ميان آمد و گفته شد: او آدم خوبى است. گفتند: اى پيامبر خدا! آن مرد، همسفر حجّ ما بود. هرگاه در منزلى فرود مى‏آمديم، پيوسته زبانش به ذكر «لا اله الا اللَّه» گويا بود تا آنكه كوچ مى‏كرديم و در بين راه نيز همواره ذكر خدا مى‏گفت تا دوباره اتراق مى‏كرديم.

پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «پس چه كسى شترش را علوفه مى‏داد و غذايش را درست مى‏كرد؟».
گفتند: همه ما.
حضرت فرمود: «همه شما از او بهتريد».
271. مكارم الأخلاق: نقل شده كه پيامبر خدا در سفرى به ياران خود دستور داد گوسفندى ذبح كنند. يكى از آنها گفت: من ذبح مى‏كنم. ديگرى گفت: من پوست مى‏كَنم. سومى گفت: من گوشتش را خُرد مى‏كنم. چهارمى گفت: من آن را مى‏پزم.
پيامبر خدا فرمود: «من هم براى شما هيزم جمع مى‏كنم».
يارانش گفتند: نبايد به زحمت بيفتى، پدران و مادرانمان فدايت! مابه جاى شما كار مى‏كنيم.
پيامبر خدا فرمود: «مى‏دانم كه شما به جاى من كار مى‏كنيد، امّا خداوند Uخوش ندارد كه بنده‏اش با عدّه‏اى از دوستان و همسفران خود باشد و گوشه‏اى بنشيند و كار نكند». پس، آن حضرت برخاست و شروع به جمع‏آورى هيزم كرد.
272. امام على عليه السلام - ايشان عدّه‏اى را ديد كه با آنكه سالم و تندرست‏اند، در گوشه مسجد نشسته‏اند. فرمود: «شما كيستيد؟». گفتند: ما توكّل كنندگانيم.
حضرت فرمود: «نه، بلكه شما مفتخورانيد. اگر به‏راستى توكّل‏كننده‏ايد، توكّلتان شما را به كجا رسانده است؟».
گفتند: اگر چيزى بيابيم، مى‏خوريم و اگر هم نيابيم، صبر مى‏كنيم.

فرمود: «سگهاى ما نيز همين كار را مى‏كنند!».
گفتند: پس چه كنيم؟
فرمود: «همان كارى كه ما مى‏كنيم».
گفتند: شما چه مى‏كنيد؟
فرمود: «اگر چيزى بيابيم، مى‏بخشيم و اگر نيابيم، شكر مى‏گوييم».
273. مسيح عليه السلام - او به مردى فرمود -: «چه كار مى‏كنى؟»
گفت: عبادت پيشه كرده‏ام.
فرمود: «پس چه كسى مخارج تو را تأمين مى‏كند؟».
گفت: برادرم.
فرمود: «برادرت از تو عابدتر است».

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo