Login failed for user 'IIS APPPOOL\old.aviny.com'. عدالت و قاطعيت در وقت ظهور
شهید آوینی

 

عدالت و قاطعيت در وقت ظهور

استاد محمدرضاحكيمى

 

امام مهدى (ع) در راه و كار خود سازش‏ناپذير است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران قاطعيتى خدايى دارد، چشم‏پوشى و مسامحه‏اى در راه و روش او نيست، از ملامت ملامتگران نمى‏هراسد، از هيچ مقام و قدرتى نمى‏ترسد، و بدون هيچگونه ملاحظه‏اى تبهكاران را كيفر مى‏كند و صالحان زاهد و ساده‏زى و بى‏آلايش را در مصادر امور مى‏گمارد.

قاطعيت، خصلت همه رهبران راستين الهى است، و اين خصلت در وجود مبارك امام مهدى (ع) در حد اوج و كمال است. و معيار پاكسازى اجتماعات بشرى همين است. عينيت‏يافتن عدالتى فراگير و ريشه‏سوزى هر ظلم و ستم بايد بدون كمترين ترحم و ارفاق و استثنايى صورت گيرد، بطورى كه در هيچ جاى جهان علت فساد و عامل بيدادى برجاى نماند، تا بتواند بتدريج‏به مناطق ديگر نفوذ كند، و به توطئه و كارشكنى در كار سامان بخشيدن به جامعه بشرى بپردازد.

اين تجربه همه دوران تاريخ است كه سازش و ارفاق و ملايمت در پاكسازى جامعه و زدودن علل و عوامل ناراستى و نادرستى و تجاوزطلبى، همواره موجب گرديده است تا پس از گذشت اندك زمانى، نيروهاى ضدحق و ضد عدل در سازماندهى مجددى تشكل يابند، و از پشت‏به نيروهاى مردمى و انقلابى يورش آورند، و ضربه‏هاى كارى وارد سازند، و آنان را بكلى از پاى درآورند، يا دست‏كم تضعيف كنند و در راه و كارشان ناموفق سازند. اين موضوع تجربه هميشگى تاريخ است. و ديگر بار، در دوران ظهور بزرگ، اين واقعيت ناديده گرفته نمى‏شود، تا پاكسازى بزرگ و ريشه‏اى جامعه بشرى تحقق خارجى يابد، و از هر شكست و ناتوانى و سستى در امان ماند. از اينرو، امام منجى، در سراسر اندام جامعه بشرى سلولى فاسد بر جاى نمى‏گذارد، و هر خس و خاشاكى را از مسير انسان برمى‏دارد، و هر فسادى را در نطفه خفه مى‏كند، و هر ستمى را از ريشه مى‏خشكاند. در همه جريانهاى فاسد و ضدانسانى، همه عاملان، زمينه‏سازان و دستياران آن جريانها را از دم تيغ مى‏گذراند.

امام باقر (ع):

يقوم‏القائم... على‏العرب شديد، ليس شانه الاالسيف... ولاياخذه فى‏الله لومه‏لائم. (1)

- (امام) قائم قيام مى‏كند... بر اعراب سختگير است و راه (و روش) او شمشير (به به كارگيرى سلاح) است. و در راه اجراى (برنامه‏هاى) الهى از ملامت ملامتگرى بيم نمى‏كند.

تبليغات دشمنان داخلى و خارجى و بوق و كرناها و تكفيرهاى داخلى و ارتجاعى در او هيچ اثرى نمى‏گذارد، و او را به مصلحت‏سنجى مجبور نمى‏سازد. اين روش ارزشمند، در عين دشواريهاى فراوانى كه همراه دارد، از جهتى نيز كارها را آسان مى‏كند، چون آنان كه انديشه رخنه كردن در صفوف نهضت و انقلاب جديد را در سر مى‏پرورانند و شيوه فتنه‏گرى را در پيش مى‏گيرند، هنگامى كه با قاطعيتى خلل‏ناپذير روبرو گشتند و راهى براى نيرنگ‏بازى و نفوذى‏گرى در پيش خود نديدند، دست از هر خطا و انحراف برمى‏دارند و از هرگونه حركتهاى مخفيانه و كارشكنيهاى پنهانى و سرمايه‏گذاريهاى مرموز دست مى‏شويند.

امام مهدى (ع)، با ايجاد بيم و دلهره و ترسهاى عميق و راستين، بسيارى از گروههاى مخالف و ستم‏پيشه را مجبور به ترك راه و روش خود مى‏كند و به تسليم وامى‏دارد. از اينرو، در احاديث آمده است كه از شمشير برنده و اراده قاطع امام و يارانش همه اهريمنان مى‏هراسند، و ترسى گران بر روان دژخيمان خون‏آشام سايه مى‏افكند، و لرزه بر اندام خودكامگان و طاغوتان مى‏افتد. و اين خود عامل بزرگى در پيروزى كامل آن امام منجى است. با اين رعب و ترس، بسيارى مقاومتها درهم مى‏شكند، و بسيارى از مردمان به راه بازمى‏گردند و از تجاوز به حقوق ديگران و زير پا نهادن مسؤوليت و تكليف و حرمت انسانها دست‏برمى‏دارند.

امام صادق (ع):

بيناالرجل على راس‏القائم يامرو ينهى اذا امر بضرب عنقه، فلا يبقى بين‏الخافقين جشى‏ءج الا خافه. (2)

- در همان هنگامى كه شخصى نزد قائم ايستاده و به امر و نهى مشغول است (3) ناگاه (امام) امر مى‏كند كه او را بكشند. اينست كه در خاور و باختر زمين چيزى نمى‏ماند مگر اينكه از (قاطعيت و اجراى عدالت) او مى‏هراسد.

انسانهاى استثمارگر، ستم‏پيشه، خون‏آشام و بدانديشان ديوسيرت، در برابر خود قدرت و نظامى را مى‏بينند كه ذره‏اى از حق و حقوق مردمان را ناديده نمى‏گيرد، و كاهى را از كوهى جدا مى‏سازد، و زشت‏كرداران و گناهكاران را بدون ذره‏اى چشم‏پوشى كيفر مى‏دهد، و حد و حدود الهى را بدون كمترين ارفاق به اجرا درمى‏آورد، و قانون عدل و حق درباره بزرگ و كوچك و فقير و غنى و عالم و جاهل و خويش و بيگانه عملى مى‏سازد. و اينچنين شيوه و روشى نرمش‏ناپذير و استوار، اطاعت و فرمانبردارى همگان را موجب مى‏گردد.

امام باقر (ع):

كانى باصحاب‏القائم و قد احاطوا بما بين‏الخافقين ليس من شى‏ء الا هو مطيع لهم. (4)

- گوييا ياران قائم را مى‏بينم كه بر خاور و باختر گيتى مسلط شده‏اند، و هيچ چيز نيست مگر آنكه از آنان فرمان مى‏برد.

و اينچنين شيوه و روشى مى‏تواند نجات‏بخش بشريت‏باشد، و شبكه‏هاى پيچيده بيدادگران و دنياداران را از دست و پاى بشريت مظلوم بردارد، و راحت و آسايش واقعى همگان را فراهم سازد. در جبهه خارجى موفق مى‏شود حركتهاى ضد مردمى را درهم بشكند، و يك تن از ضد مردمان را باقى نگذارد، و در جبهه داخلى توفيق مى‏يابد تا به پاكسازى بزرگ دست‏يازد و همه منافقان نامرئى و نفوذيان و رياكاران و تزويرگران ظاهرالصلاح را ريشه‏كن كند، و توده‏هاى نجيب انسانى را از شر هر نيرنگ و مكر و ترفند و فريبى آسوده سازد، و امنيت واقعى را بر سراسر اجتماعات انسانى حاكم گرداند.

بنابراين، روش امام در برخورد با تبهكاران داخلى و انحرافها و فسادهاى اجتماعى دست كمى از درگيرى با جبهه خارجى و دشمنان سلاح به دست و آشكار جهانى ندارد. كشتار و جنگ در راه و روش امام موعود (ع) تنها براى از ميان برداشتن حاكمان و زمامداران مسلط بر كشورهاى جهان نيست، بلكه قاطعيت در برابر حكومتهاى خودكامه مقدمه‏اى است‏براى اصلاح جامعه‏ها و ايجاد دگرگونى اساسى در ماهيت روابط اجتماعى، و سرانجام اجراى دقيق عدالت اجتماعى در همه شؤون زندگى. به اين جهت امام نه تنها در جنگها و لشكركشيها با دشمنان خارجى دست‏به كشتار مى‏زند و موانع راه را با قاطعيت از سر راه برمى‏دارد، بلكه در برابر هر گونه فساد و انحراف در داخل جامعه اسلامى نيز قاطعانه مى‏ايستد و علل و عوامل آن را نابود مى‏كند.

در اين ترديدى نيست كه روشهاى سازشكارانه و مصلحت‏انديشانه در برابر فساد داخلى، بتدريج جامعه را تباه مى‏سازد، يعنى از درون دچار مشكلاتى مى‏كند. كه از هرگونه سامانيابى مانع مى‏گردد، و كم‏كم مفاسد داخلى نظام را از اعتبار مى‏اندازد، و جامعه را به سقوط مى‏كشاند، و اجراى حق و عدل را ناممكن مى‏كند. از اينرو، ساختن جامعه‏هاى بشرى قاطعيتى نرمش‏ناپذير مى‏خواهد و دورى دقيق از هرگونه ملاحظه‏گرايى و سازشكارى.

امام على (ع):

لا يقيم امرالله - سبحانه - الا من لايصانع ولا يضارع، ولا تتبع‏المطامع. (5)

- دين خدا را نمى‏توانند ترويج كنند مگر كسانى كه سازشكار نباشند، (و با دنيادوستان و رفاه‏طلبان) همسو نشوند، و دل در گرو طمعها و خواهانيها نداشته باشند.

راه و روش امام مهدى (ع)، شكوفايى راستين اين اصول و معيارهاست، نه سازشى در آن راه دارد و نه طمعى به مال دنيادارى، هيچ انگيزه‏اى در كار نيست جز رضاى خدا و اجراى عدالت مطلق.

امام على (ع):

... و ليطهرن‏الارض من كل غاش... (6)

- ... زمين را از هر انسان نيرنگ‏باز (و فريبكار) پاك مى‏سازد...

كسانى كه در مبانى عقيدتى و ايمانى چون ديگرانند و بظاهر معتقد و مسلمان حساب مى‏شوند، ليكن در عمل و در روابط اجتماعى دچار انحرافند و در مسائل مالى و اقتصادى فريبكارند و غش به كار مى‏برند، مورد تصفيه و پاكسازى قاطع و انعطاف‏ناپذير امام قرار مى‏گيرند، و با نابودى اين طبقه زالوصفت كه در شمار اندك نيستند، مردمان به امنيت اقتصادى خواهند رسيد در كنار ديگر امنيتهاى اجتماعى.

امام كاظم (ع):

... الثانى عشر منا سهل‏الله له كل عسير... و يبير به كل جبار عنيد، و يهلك على يده كل شيطان مريد... (7)

- ... خداوند براى دوازدهمين (امام) از خاندان ما هر دشوارى را آسان مى‏گرداند، و به دست او هر جبار سرسختى نابود مى‏شود و هر شيطان سركشى هلاك مى‏گردد.

از شيوه‏هاى امام موعود (ع)، براى محو طاغوتان و جباران،عدم پذيرش توبه است. و اين، موضوعى است‏بسيار مهم، كه از نفوذ عناصر ناباب و نالايق و دوگانه و ناخالص يا متظاهر، در صفوف انقلابيون جلوگيرى مى‏كند.

روشن است كه با پيدايش تحول و انقلاب در جامعه، مردم به دو گروه تقسيم مى‏شوند:

1- گروهى كه پيش از انقلاب و نظام جديد خود را براى تحول و دگرگونى آماده كرده بودند و انديشه و افكار خويش را از پيرايه‏ها و معيارهاى نادرست پيشين رها ساخته بودند. اين دسته با پديد آمدن انقلاب و تحول در نظام اجتماعى، بدون دشوارى، معيارهاى جديد را مى‏پذيرند و خود را با جامعه نوبنياد و ضوابط آن تطبيق مى‏دهند و با تفكر و حركت نوين هماوا و هماهنگ مى‏گردند.

2- كسانى كه روشها و معيارهاى واپس‏گراى جامعه پيشين در تار و پود وجودشان نفوذ كرده و به انديشه و عمل آنان فرم و شكل بخشيده است و منافعشان نيز در همان است. اين گروه با همان انديشه‏ها خو گرفته‏اند و آن انديشه‏ها و معيارها جزء شخصيتشان شده است. اينان در هر جامعه و محيطى قرار گيرند جز به همان اصول پيش‏ساخته خويش به چيزى نمى‏انديشند، و منافع خود را نيز در سايه همان روشها و انديشه‏ها تامين شده مى‏يابند. اين گروه با پديد آمدن تحول و انقلاب و واژگونى نظامهاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و ارزشى پيشين، دچار مشكل اساسى مى‏گردند; زيرا از يك سو با حركت انقلابى و دگرگونساز جديد روبرو هستند كه اصول و معيارهاى تازه‏اى عرضه مى‏كند، كه در بسيارى از موارد كاملا با اصول پيشين متضاد و ناسازگار است. از سوى ديگر گرفتار افكار و انديشه‏هاى پيشين و خصلتهاى منافع‏طلبانه خود هستند، كه در ژرفاى روح آنان رسوخ كرده است، بويژه كه منافع خود را نيز در سايه آن معيارها پايدار مى‏دانند.

گروه دوم در رويارويى با انقلاب دو دسته مى‏شوند: دسته‏اى كوتاه‏فكر و سطحى‏نگر، كه در برابر انقلاب و نظام جديد مى‏ايستند و در برابر انديشه‏هاى نوين مقاومت مى‏كنند. اين دسته زود از ميان مى‏روند، و براى نيروهاى انقلابى رويارويى با اين گروه چندان دشوار نيست.

دسته دوم كسانيند كه اصولى و بنيادى فكر مى‏كنند و پويايى و بالندگى حركت جديد و انقلابى را درك مى‏كنند و ستيز با آن را ناممكن مى‏شناسند. اينان بظاهر به حركت نوين تن مى‏دهند و آن را مى‏پذيرند، ليكن در درون و باطن به هرگونه كارشكنى دست مى‏يازند. اين دسته در ظاهر انقلابى و طرفدار مبانى جديدند و در باطن ضدانقلاب و معتقد به اصول گذشته‏اند. گرايش اين نوع از مردم و گروهها به انقلاب، و ناشناخته ماندن آنان يا طرد نشدن آنان، همواره، مشكل اساسى هر انقلاب است و عامل اصلى انحراف در مبانى انقلابها. اين طبقه با نفوذ در صفوف انقلابيون، حركت نو را دچار انحراف و چرخش به عقب و واپس‏گرايى مى‏سازند، و اندك‏اندك افكار و انديشه‏هاى واپس‏گراى خود را در قالب تعبيرها و واژه‏هاى نو در جامعه جا مى‏زنند، و مبانى انقلاب را بتدريج از محتواى اصلى تهى مى‏سازند، و كم‏كم انقلاب را به ضدانقلاب تبديل مى‏كنند. و اين امرى است كه همواره تجربه شده است. ليكن مايه عبرت نگشته است.

يكى از راههاى اصلى نفوذ اين خائنان خادم‏نما و ضدانقلابيون انقلابى‏نما و سرمايه‏داران و طاغوتان بظاهر مردمى، توبه است. البته توبه مى‏تواند راست و درست‏باشد و شخص تائب براستى گذشته‏ها را پس پشت افكنده و به راه بازگشته باشد، و هم مى‏تواند ظاهرى فريبكارانه صورت گيرد. تشخيص درست‏حقيقت توبه كارى دشوار است و اگر اين دشوار حل نگردد حل مشكل نفوذ عناصر ناباب و ضد عدل و ضد ارزش در صفوف انقلاب دشوار است. (8)

اين مشكل درباره داورى و قضاوت نيز هست كه افراد مجرم - بويژه متمكنان و طاغوتان مالى و سياسى و نظامى - با زيركى و هوشيارى و با استفاده از افراد متخصص كه از راههاى فرار قانونى اطلاع دارند، مى‏توانند بيگناه را مجرم و مجرمان را بيگناه جلوه دهند و حق را ناحق كنند. (9)

در جامعه مهدوى (ع) كه سره از ناسره و منافق و طاغوت و طاغوتچه از ديگران جدا مى‏شوند و همه مجرمان كيفر مى‏يابند، و همه حقها به حقداران مى‏رسد، اين دو مشكل چگونه حل مى‏شود كه راه فرارى باقى نماند؟

در احاديث كه در آنها اندكى از راهها و روشهاى امام مهدى (ع) ترسيم شده است‏به دو موضوع اساسى در اين زمينه اشاره شده است:

1- امام و ياران او در قضاوت چون داود پيامبر (ع) قضاوت مى‏كنند، يعنى باعلم باطن‏بينى و احاطه به منويات و انديشه‏هاى باطنى اشخاص و افراد، مجرمان را مجرم اعلام مى‏كنند و بيگناهان را بيگناه، و در آن دوران ديگر نيازى به شاهد و بينه و ارائه مدارك و دلائل نيست. با استفاده از اين شيوه الهى است كه كار قضاوت بسرعت انجام مى‏گيرد، و هر مجرم و تبهكار در دم به كيفر مى‏رسد، و حقى از مظلومى ضايع نمى‏گردد.

امام صادق (ع):

لن تذهب‏الدنيا حتى يخرج رجل منا اهل‏البيت‏يحكم بحكم داود و آل داود لايسال‏الناس بينه. (10)

- دنيا پايان نمى‏پذيرد تا مردى از خاندان ما قيام كند، كه چون داوود (ع) و آل داود قضاوت كند، و از كسى (براى داورى) دليلى نخواهد.

شيخ مفيد مى‏گويد: « چون قائم آل محمد (ص) قيام كند، مانند حضرت داود (ع) يعنى برحسب باطن، قضاوت كند، و بى‏هيچ نيازى به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام مى‏كند. و او بر طبق الهام الهى حكم كند، مهدى، نقشه‏هاى پنهانى هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه‏ها را بگويد. مهدى، دوست و دشمن خود را با نگاه بشناسد.» (11)

مشكل نفوذ عناصرى نفوذى نيز در پرتو همين اصل حل مى‏شود، زيرا كه افكار و انديشه‏هاى افراد بر امام و ياران او (12) آشكار است، و ظاهرسازيها و نيرنگهاى آنان تاثيرى ندارد. به اين جهت است كه توبه اشخاص پذيرفته نمى‏شود. (13)

امام باقر (ع):

يقوم‏القائم بامر جديد ... و. قضاء جديد، على‏العرب شديد، ليس شانه الا بالسيف، لايستتيب احدا، ولا ياخذه فى‏الله لومه لائم. (14)

- قائم (ع) قيام مى‏كند با شيوه‏اى نو... و روشى تازه در قضاوت. بر عربها سختگير است، شيوه او تنها شمشير است و توبه كسى را نمى‏پذيرد و در (راه) اجراى احكام الهى از ملامت ملامتگرى نمى‏هراسد.

امام باقر (ع):

- زراره:... قلت ايسير، بسيره محمد (ص)؟ قال: هيهات هيهات يا زراره ما يسير بسيرته. قلت: جعلت فداك لم؟ قال ان رسول‏الله (ص) سار فى امته باللين كان يتالف‏الناس، والقائم يسير بالقتل... ولايستتيب احدا... . (15)

- زراره مى‏گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم: آيا قائم، با مردمان، مانند پيامبر (ص) رفتار نمى‏كند؟ فرمود: هيهات، هيهات! مانند پيامبر (ص) رفتار نمى‏كند. گفتم: فدايت گردم چرا؟ گفت: پيامبر با ملايمت‏با مردم رفتار مى‏كرد، و مى‏كوشيد تا محبت مردم را، در راه دين، جلب كند و تاليف قلوب نمايد. اما قائم با شمشير با مردم روبرو مى‏شود... و توبه‏اى از كسى نمى‏پذيرد...

قاطعيت الهى امام مهدى (ع)، در برابر همه عناصر فتنه‏انگيز و تجاوزطلبى است كه به حق و عدل پشت كرده‏اند و از تجاوز به حقوق و سلطه‏طلبى دست‏بردار نيستند. اين عناصر - داخل باشند يا خارج، به ظاهر مسلمان باشند يا كافر - بدون استثنا با شمشير فراگير امام روبرو خواهند شد، و جامعه از وجود اين ضدانسانها پاكسازى خواهد گرديد.

امام باقر (ع):

اذا قام‏القائم سار الى‏الكوفه، فيخرج منها بضعه عشر للاف انفس... عليهم‏السلاح فيقولون له: ارجع من حيث جئت فلا حاجه لنا فى بنى فاطمه فيضع فيهم‏السيف حتى ياتى على آخرهم، ثم يدخل‏الكوفه فيقتل بها كل منافق مرتاب و يهدم قصورها، و يقتل مقاتليها حتى يرضى‏الله - عزوجل - . (16)

- آنگاه كه قائم قيام كند به كوفه درآيد، پس چندين هزار (جنگجوى) سلاح به دست‏سر برآورند و به امام مهدى گويند: بدانجا كه آمدى بازگرد كه ما را نيازى به فرزندان فاطمه نيست. امام آنان را تا آخرين نفرشان مى‏كشد، سپس به كوفه داخل مى‏شود و (در داخل شهر) هر منافق شك‏گرايى را مى‏كشد، و كاخهاى شهر را ويران مى‏كند، و سلاح به دستان را از دم تيغ مى‏گذراند، تا خداى بزرگ (از كشتن اين دشمنان دين و عدل) خشنود گردد.

چنانكه از اين حديث آشكار مى‏شود جامعه از همه عناصر ناباب و رياكار پاك مى‏گردد، و مظاهر زيست اشرافيگرى ويژه نظامهاى طبقاتى و سرمايه‏دارى چون قصرها و كاخها كه مسكن طبقات بالاى جامعه است، به دست‏با كفايت امام مهدى (ع) ويران مى‏گردد.

از جمله امورى كه امام مهدى (ع) را در اجراى دقيق قانون حق و عدل و عملى شدن ريز و درشت قوانين حدود و قصاص، يارى مى‏رساند ياران با صلابت و استوار و آشتى‏ناپذير امام‏اند. ياران امام - افزون بر كمالات معنوى و جهات باطنى كه دارا هستند - چون طبق تعبير احاديث اكثر جوان هستند، (17) قاطع و خشن و دور از هر گونه ملاحظه‏كارى و مصلحت‏سنجى برنامه‏ها را عملى مى‏سازند، و حق را به حقداران باز مى‏گردانند، و تبهكاران را بى‏ترحم كيفر مى‏دهند. ديگر اينكه ذهن ايشان از مفاهيمى عوضى به نام اسلام و دين خدا انباشته نشده است كه در هر راه و كار دچار ترديد شوند و نتوانند قاطع و سريع به پاكسازى و اجراى احكام خدا دست‏يازند. آنان تنها از امام مهدى احكام خدا و آيين اسلام را مى‏آموزند و ذهنيت پيش‏ساخته‏اى ندارند. همچنين آنان از امام خويش بى‏چون و چرا و بطور كامل پيروى مى‏كنند. و اين نيز موجب اجراى بيدرنگ و سازش‏ناپذير مقررات و احكام است. اين اطاعت كامل، برخاسته از امام‏شناسى آنان است و اينها همه موجب مى‏گردد تا در اجراى احكام اسلام ناب و خالص از هيچ چيز بيم نداشته باشند، و هيچ عاملى هرچند بزرگ و سرسخت مانع كار آنان نگردد، و احكام مو به مو اجرا شود، گرچه دشواريهاى فراوان و تصفيه‏هاى بزرگ و خونريزيهاى سيل‏آسايى را به همراه داشته باشد.


پاورقيها

1- «غيبت نعمانى‏»/233.

2- «غيبت نعمانى‏»/ 240.

3- يعنى خود از مسؤولان است.

4- «موسوعه‏الامام‏المهدى - ع -»، الكتاب الثالث، 454، به نقل از «بحار».

5 - «نهج‏البلاغه‏»/1137.

6 - «بحار» 51/120.

7- «كمال‏الدين‏» 2/369.

8 - شناسايى بيشتر اين افراد البته ناممكن نيست، به شرط اينكه دقتهاى فراوان به كار رود و معيارها و ضوابط دقيق انقلابى در دست‏باشد و به دست افراد دلسوز و قاطع و كاردان اجرا شود.

9- با قضاوت درست و حساب شده و با وجود قاضيان بصير و مؤمن پيشگيرى از اين ترفندها - بطور اكثر - نيز امكان‏پذير است.

10- «بحار» 52/319; «كافى‏» 1/397.

11- «خورشيد مغرب‏»/ 35 به نقل از «ارشاد مفيد»/ 365 -366.

12- امام مهدى (ع) به ياران طراز اول خود علومى مى‏آموزد كه با كمك آن مى‏توانند از چنين شيوه‏هايى استفاده كنند.

13- در «عدم پذيرش توبه‏» در زمان امام مهدى (ع) حرفهايى گفته‏اند: در اين نوشته، قدر مسلم آن كه توبه رياكارانه صورى است مطرح گرديد. علامه مجلسى در اين مورد مى‏گويد: «توبه كسانى را قبول نمى‏كند كه مى‏داند در باطن كافرند...» «بحار» 52/349.

14- «بحار» 52/354.

15- «بحار» 52/353; «غيبت نعمانى‏»/ 231، با اندكى اختلاف.

16- «بحار» 52/338; مكيال‏المكارم 1/147.

17- در احاديث آمده است: «اصحاب‏المهدى شباب لاكهول فيهم الا مثل كحل‏العين والملح فى‏الزاد و اقل‏الزادالملح: ياران امام مهدى جوانان هستند كه سالخورده‏اى ميان آنان نيست، مگر به مقدار سرمه در چشم و نمك در غذا، و كمترين بخش غذا نمك است.» «منتخب‏الاثر» 484.

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo