جهت خواب دیدن پیامبران یا امامان علیهم السلام یا والدین و یا یکى از مردگان

شانزدهم شیخ کفعمى در مصباح و محدّث فیض در خلاصة الا ذکار فرموده که دیدم در بعض کتب اصحاب امامیه که هر کس خواسته باشد در خواب ببیند یکى از پیغمبران و امامان علیهم السلام را یا یکى از مردمان یا والدین خود را بخواند سوره شمس و لَیل و قَدْر و قُلْ یا اَیهَا الْکافِرونَ و سوره اخلاص و مُعوّذتین را پس بخواند صد مرتبه سوره اخلاص و صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او صد مرتبه و بخوابد با وضو به جانب راست خواهد دید هر که را اراده کرده انشاءاللَّه و تکلّم خواهد کرد با او انشاءاللَّه هر چه بخواهد و در نسخه دیگر دیدم که این عمل را بجا آورد در هفت شب بعد از آنکه این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الَّذى لایوصَفُ وَالاْیمانُ

خدایا تویى زنده که وصفت نشود و ایمان از او

یعْرَفُ مِنْهُ مِنْک بَدَتِ الاَْشْیاءُ وَ اِلَیک تَعُودُ فَما اَقْبَلَ مِنْها کنْتَ مَلْجَاَهُ وَ

شناخته شود از تو شروع شود چیزها و بسوى تو بازگردد پس هریک به تو رو کنند تویى ملجاء و

مَنْجاهُ وَ ما اَدْبَرَ مِنْها لَمْ یکنْ لَهُ مَلْجَاءٌ وَلامَنْجامِنْک اِلاّ اِلَیک فَاَسْئَلُک بِلا اِلهَ

پناهگاهش و هرکدام پشت کنند ملجاء و پناهى از تو نیست جز بسوى خودت پس از تو خواهم به کلمه ((لااله

اِلاّ اَنْتَ وَ اَسْئَلُک بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ بِحَقِّ حبیبِک مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ

الاّ انت )) و از تو خواهم به ((بسم اللَّه الرحمن الرحیم )) و به حق حبیب تو محمّد صلى اللَّه

عَلَیهِ وَ آلِهِ سَیدِ النَّبِیینَ وَ بِحَقِّ عَلىٍّ خَیرِ الْوَصِیینَ وَ بِحَقِّ فاطِمَةَ سَیدَةِ

علیه و آله آقاى پیمبران و به حق على بهترین اوصیاء و به حق فاطمة بانوى

نِسآءِ الْعالَمینَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ اللَّذَینِ جَعَلْتَهُما سَیدَىْ شَبابِ اَهْلِ

زنان جهانیان و به حق حسن و حسین که قرارشان دادى آقاى جوانان اهل

الْجَنَّةِ عَلَیهِمْ اَجْمَعینَ السَّلامُ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُرِینى

بهشت بر همه شان سلام باد که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و سپس

مَیتى فِى الْحالِ الَّتى هُوَ فیها

مرده ام را در همان حالى که دارد به من نشان دهى


دعا هنگام اندوهگین شدن

هفدهم و نیز در خلاصه است نقلاًعن بعض الکتب که یافتم در کتاب آداب الحمیدة تاءلیف محمّد بن جریر طبرى از حارث بن روح از پدر از جدش نقل کرده که گفت به فرزندان خویش هرگاه اندوهگین ساخت شما را امرى پس شب را بسر نیاورد احدى از شماها مگر در حالى که طاهر باشد و در فراش و لحاف طاهر باشد و با او نباشد زنى پس بخواند هفت مرتبه والشّمس و هفت مرتبه وَاللّیلِ پس بگوید:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى هذا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً

خدایا قرار ده براى من در کارم گشایش و برآیشى

هر گاه این عمل را بجا آورد بیاید در خواب او شخصى در همان شب یا شب سیم یا پنجم و گمان مى کنم گفت یا در شب هفتم و بگوید براى او طریق بیرون شدن از آن غصّه و اندوه را فقیر گوید: که بعضى گفته اند که سوره والضّحُى و اَلَمْ نَشْرَحْ را نیز بخواند

 

براى خواب دیدن مطلب خود

و در جواهر المنثوره است که کسى که بخواهد در خواب بیند مطلب خود را بخواند وقت خوابیدن هر یک از این سوره ها را هفت مرتبه والشمّس و اللّیل و التّین و اخلاص و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ، قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و بخوابد با طهارت در مکان پاکى در جامه پاکى رو به قبله بر دست راست خود یعنى به هیئت مرده که در لحد گذاشته مى شود بخوابد و نیت کند مطلب خود را اگر در شب اوّل ندید در شبهاى بعد و از هفت شب تجاوز نمى کند گفته شده مجرّبست .

 

تعلیم پیامبر صلى الله علیه و آله به حضرت زهراء سلام الله علیها هنگام خواب

هیجدهم و نیز در خلاصة الاذکار است که از حضرت زهراء صلوات اللَّه علیها روایت است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله بر من وارد شد در وقتى که رختخواب خود را پهن کرده بودم و مى خواستم بخوابم فرمود اى فاطمه مخواب مگر آنکه چهار عمل بجاى آورى ، ختم قرآن کنى و پیغمبران را شفیع خود گردانى و مؤمنین را از خود خوشنود گردانى و حجّ و عمره بکنى این را فرمود و داخل نماز شد من توقّف کردم تا نماز خود را تمام کرد گفتم یا رسول اللَّه امر فرمودى به چهار چیز که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آورم آن حضرت تبسّم کرد و فرمود هرگاه بخوانى قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد را سه مرتبه پس گویا ختم قرآن کرده اى و هرگاه صلوات بفرستى بر من و بر پیغمبران قبل از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روزقیامت وهرگاه استغفارکنى ازبراى مؤ منین پس تمامى ایشان از تو خوشنود شوند و هر گاه بگوئى سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَکبَرُ پس حج و عمره کرده اى . مؤ لف گوید: که کفعمى روایتى نقل کرده که هر کس در وقت خواب بگوید سه مرتبه :

یفْعَلُ اللَّهُ ما یشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ یحْکمُ ما یریدُ بِعِزَّتِهِ

انجام دهد خدا هر چه را خواهد به قدرتش ، وحکم کند هر چه خواهد به عزتش

مثل آن است که هزار رکعت نماز کرده .


دعاى پیش از مطالعه

نوزدهم و نیز در خلاصة الا ذکار است که در وقت مطالعه بخواند:

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ

خدایا برونم آر از

ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَینا اَبْوابَ رَحْمَتِک وَانْشُرْ

تاریکیهاى وهم و گرامیم دار به نور فهم خدایا بگشا برویم درهاى رحمتت را و ببار بر

عَلَینا خَزائِنَ عُلُومِک بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

سر ما خزینه هاى دانشت را به مهرت اى مهربانترین مهربانان


دعا بجهت قرض

بیستم روایت شده که شخصى به خدمت حضرت امام محمّد تقى علیه السلام نوشت که قرض بسیار دارم حضرت نوشتند که استغفار بسیار بکن و زبانت را تَر بدار بخواندن سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ.

 

بجهت تنگى نفس

بیست و یکم در حدیث است که مفضّل به خدمت حضرت صادق علیه السلام شکایت کرد از تنگى نفس و گفت اندک راهى که مى روم نفسم تنگ مى گیرد و مى نشینم فرمود که بول شتر بخور تا ساکن شود. و در حدیث دیگر است که شخصى به آن حضرت شکایت کرد از سرفه فرمود که قدرى از انجدان رومى با همان قدر از نبات سفوف کن و یک روز یا دو روز بخور آن شخص گفت که یک مرتبه خوردم و برطرف شد.

 

دستور العمل حضرت عیسى علیه السلام

بیست و دوّم از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که حضرت عیسى علیه السلام به شهرى گذشتند دیدند که مردم آن شهر روهاى ایشان زرد و چشمهاى ایشان کبود است و از بسیارى مرض به آن حضرت شکایت کردند فرمود که شما گوشت را نشسته مى پزید و هیچ حیوانى از دنیا بدر نمى رود مگر آنکه جنابتى با او هست بعد از آن گوشت را پیش از پختن شستند بیماریشان برطرف شد و حضرت عیسى علیه السلام به شهر دیگر گذشتند دندانهاى ایشان ریخته بود و روهایشان باد کرده بود فرمود که در وقت خواب دهان را باز کنید وبرهم مگذارید چنان کردند آن علّتها از ایشان زایل شد.

 

دعاى دیدن اهل بلا

بیست و سوّم از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام منقول است که چون کسى از صاحبان بلا را ببینى سه مرتبه آهسته بگو که او نشنود:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى عافانى مِمَّا ابْتَلاک بِهِ وَ لَوْ شاءَ فَعَلَ

ستایش خدایى را که بهبودیم بخشید از آنچه تو را بدان گرفتار کرده و اگر مى خواست کرده بود


که هر که چنین کند هرگز آن بلا به او نرسد و در روایت دیگر است که بگو:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى عافانى مِمَّا ابْتَلاک بِهِ

ستایش خدایى را که بهبودى داد مرا از آنچه تو را بدان مبتلا کرده

وَفَضَّلَنى عَلَیک وَ عَلى کثیرٍ مِمَّنْ خَلَقَ

و برتریم داد بر تو و بر بسیارى از آفریدگانش

و آهسته بگو که او نشود.

 

براى پسر شدن حمل

بیست و چهارم از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که هرگاه زنى را حملى باشد و چهار ماه بر او بگذرد روى او را به قبله کن و آیة الکرسى بخوان و دست بر پهلوى او بزن و بگو: اَللّهُمَّ قَدْسَمَّیتُهُ مُحَمَّداً یعنى خدایا من او را محمّد نام کردم چون چنین کند خدا آن فرزند را پسر گرداند پس او را اگر محمّد نام کند مبارک باشد و اگر نام نکند خدا اگر خواهد از او بگیرد و اگر خواهد به او ببخشد

 

دعاى عقیقه

بیست و پنجم مروى است که در وقت کشتن گوسفند عقیقه این دعا را بخواند:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اَللّهُمَّ عَقیقَةٌ عَنْ فُلانٍ (و نام او را بگوید) لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَ دَمُها

بنام خدا و به یارى خدا، خدایا این عقیقه از طرف فلانى است * * * * * * گوشتش بجاى گوشت او و خونش

بِدَمِهِ وَ عَظْمُها بِعَظْمِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها وَِقاءً لاِلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَ آلِهِ السَّلامُ

به خون او و استخوانش به استخوان او خدایا قرارش ده نگهدار آل محمّد علیه و آله السلام


و در حدیث دیگر فرمود که این دعا بخواند:

یا قَوْمِ اِنّى بَرىٌ مِمّا تُشْرِکونَ اِنّى وَجَّهْتُ

اى مردم من بیزارم از آنچه شما شریک خدا سازید من روکنم

وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ

بسوى کسى که آفرید آسمانها و زمین را یک دل در حال تسلیم و نیستم من از مشرکان

اِنَّ صَلوتى وَ نُسُکى وَ مَحْیاىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریک لَهُ وَ

همانا نماز و عبادتم و زندگى و مرگم از آن خدا پروردگار جهانیان است که شریک ندارد و

بِذلِک اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ اَللّهُمَّ مِنْک وَ لَک بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَاللَّهُ اَکبَرُ

به همین دستور دارم و از مسلمانانم خدایا از تو و براى توست بنام خدا و بیارى خدا و خدا بزرگتر است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ

خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بپذیر از فلانى

و نام فرزند را ببرد پس آن را بکشد

 

در بیان عقیقه

علامه مجلسى در حلیه فرموده بدانکه عقیقه فرزند سُنّت مؤ کد است براى کسى که قادر بر آن باشد و بعضى از علماء واجب مى دانند و بهتر آن است که در روز هفتم واقع شود و اگر تاءخیر کند تا بلوغ طفل بر پدر سنّت است و بعد از بلوغ تا آخر عمر بر خودش سنّت است و در احادیث معتبره بسیار وارد شده است که عقیقه واجب است بر کسى که او را فرزندى به هم رسد و در احادیث بسیار منقول است که هر فرزندى در گرو عقیقه است یعنى اگر نکند او در معرض مُردن و انواع بلاها است و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که عقیقه لازمست بر کسى که غنى باشد و کسى که فقیر باشد بعد از آنکه به هم رساند بکند اگر به هم نرساند بر او چیزى نیست و اگر عقیقه براى او نکنند تا وقتى که قربانى براى او بکنند قربانى از عقیقه مجزى است و در حدیث دیگر منقول است که از آن حضرت پرسیدند که ما طلب کردیم گوسفندى براى عقیقه و بدست نیامد چه مى فرمائید تصدّق کنیم قیمتش را فرمود که طلب کنید تا بیابید خدا دوست مى دارد خورانیدن طعام و ریختن خون را و در حدیث دیگر پرسیدند که فرزندى که در روز هفتم بمیرد عقیقه اش مى باید کرد فرمود که اگر پیش از ظهر بمیرد عقیقه ندارد و اگر بعد از ظهر بمیرد عقیقه بکنند و در حدیث معتبر از عمر بن یزید منقول است که به خدمت آن حضرت عرض کرد که نمى دانم که پدرم براى من عقیقه کرده است یا نه فرمود که عقیقه بکن پس او در پیرى خود را عقیقه کرد و در حدیث حسن از آن حضرت منقول است که فرزند را در روز هفتم نام مى گذارند و عقیقه مى کنند و سر مى تراشند و موى سرش را با نقره مى کشند وآن نقره را تصدّق مى کنند و پا و ران عقیقه را براى قابله که مدد کرده در زائیدن مى فرستند و باقى را بخورد مردم مى دهند و تصدّق مى کنند .

و در حدیث موثّق دیگر فرمود که هرگاه پسرى یا دخترى براى تو متولّد شود عقیقه مى کنى در روز هفتم گوسفند یا شترى و نام بگذار و سرش را بتراش ‍ در روز هفتم و به وزن موى سرش طلا یا نقره تصدّق کن و در حدیث دیگر وارد شده است که رُبع گوسفند را به قابله مى دهد و اگر بى قابله زائیده باشد آن را به مادر مى دهد که به هر که خواهد بدهد و اقّلاً بخورد ده کس از مسلمانان مى دهد و هر چند زیاده باشند بهتر است و خود از گوشت عقیقه نمى خورد و اگر قابله زن یهودیه باشد قیمت رُبع گوسفند به او مى دهد و در روایت دیگر وارد شده است که به قابله ثلث گوسفند را مى دهند و مشهور میان علماء آن است که عقیقه یا شتر یا گوسفند یا بز مى باید باشد .

و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله در روز ولادت اذان در گوش حسَنین صلوات اللَّه علیهِما گفتند و حضرت فاطمه سلام الله علیها در روز هفتم از ایشان عقیقه کردند و به قابله پاى گوسفند را دادند با یک اشرفى و باید که اگر شتر باشد پنج ساله یا در شش باشد یا بیشتر و اگر بز باشد یک سال یا در دو باشد یا بیشتر و اگر گوسفند باشد اقّلاً شش ماهه یا در هفت باشد و اگر هفت ماه تمام باشد بهتر است و مى باید که خُصیه اش را نکشیده باشند و بهتر آن است که نمالیده باشند و مغز شاخش نشکسته باشد و گوشش نبریده باشد و بسیار لاغر نباشد و کور نباشد و لنگ بسیار لنگ نباشد که بر آن راه رفتن دشوار باشد. امّا در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که عقیقه از باب قربانى نیست هر گوسفندى که باشد خوبست غرض گوشت است هر چند فربه تر باشد بهتر است .

و مشهور میان علماء آن است که سنّت است که عقیقه پسر نر باشد و عقیقه دختر ماده باشد و گمان فقیر این است که از براى هر دو گوسفند نر بهتر است موافق احادیث معتبره بسیار و از براى هر دو گوسفند ماده هم خوب است و سنّت است که پدر و مادر از گوشت عقیقه نخورند بلکه بهتر آن است که از طعامى که در آن پخته باشد نخورند و خوردن مادر کراهیتش بیشتر است و بهتر آن است که عیال پدر و مادر هم که در خانه ایشان مى باشند از آن گوشت و طعام نخورند و سنّت است که بپزند و خام تصدّق نکنند و اقلّش آن است که با آب نمک بپزند بلکه محتمل است که این بهتر باشد و اگر خام تصدّق کنند هم خوبست و اگر حیوان عقیقه به هم نرسد قیمتش را تصدّق کردن فایده ندارد بلکه باید صبر کنند تا به هم رسد و شرط نیست که جماعتى که به خوردن عقیقه حاضر مى شوند فقیر باشند امّا صلحاء و فقراء را طلبیدن بهتر است انتهى .

فقیر گوید که مشهور کراهت شکستن استخوانهاى عقیقه است و روایت :

یکسَرُ عَظْمُها وَ یقْطَعُ لَحْمُها وَ تَصْنَعُ بِها بَعْدَ الذِّبْحِ ما

بشکند استخوانش را و تکه کند گوشتش را و پس از کشتن با آن هرچه

شِئْتَ

خواهى بکن

منافات با کراهت ندارد و صاحب جواهر فرموده امّا آنچه مشهور شده بین مردم عراق از استحباب پیچیدن استخوانهاى آن را در خرقه سفید و دفن کردن آن واقف نشدم بر نصّى در آن واللَّه العالم .

 

آداب ختنه

بیست و ششم از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که در وقت ختنه کردن پسر این دعا بخوانند و اگر در آن وقت میسّر نشود تا بالغ شدن طفل هر وقت که میسّر شود برآن طفل بخوانند که از او حرارت آهن را از کشتن و غیر آن رفع مى کند، دعا این است :

اَللّهُمَّ هذِهِ سُنَّتُک وَ سُنَّةُ نَبِیک صَلَواتُک عَلَیهِ وَ آلِهِ وَاتِّباعٌ مِنّا لَک وَ لِنَبِّیک

خدایا این روش تو و روش پیامبر تو(ص ) است و پیروى ما است از تو و از پیامبرت

بِمَشِیتِک وَ بِاِرادَتِک وَ قَضاَّئِک لاَِمْرٍ اَرَدْتَهُ وَ قَضاَّءٍ حَتَمْتَهُ وَ اَمْرٍ اَنْفَذْتَهُ وَ

بخواست و اراده و فرمان مسلّم تو براى کارى که اراده فرموده و فرمانى که مسلّم داشتى و دستورى که اجرا داشتى و

اَذَقْتَهُ حَرَّ الْحَدیدِ فى خِتانِهِ وَ حِجامَتِهِ بِاَمْرٍ اَنْتَ اَعْرَفُ بِهِ مِنّى اَللّهُمَّ فَطَهِّرْهُ

چشاندى به او سوز آهن را در جاى ختنه و حجامتش به کارى که تو بدان داناتر از منى خدایا او را

مِنَ الذُّنُوبِ وَزِدْ فى عُمْرِهِ وَادْفَعِ الاْفاتِ عَنْ بَدَنِهِ وَالاَْوْجاعَ عَنْ جِسْمِهِ وَ

از گناهان پاک گردان و در عمرش بیفزا و آفات را از بدنش و دردها را از جسمش دور گردان

زِدْهُ مِنَ الْغِنى وَ ادْفَعْ عَنْهُ الْفَقْرَ فَاِنَّک تَعْلَمُ وَلانَعْلَمُ

و داراییش را زیاد و ندارى را از او دور گردان چونکه تو مى دانى و ما نمى دانیم


تفاءل به قرآن

بیست و هفتم سید بن طاوس ازدعوات خطیب مستغفرى نقل کرده که او از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود هرگاه خواستى تفاءّل بزنى به کتاب اللَّه عزّوجلّ پس بخوان سوره اخلاص سه مرتبه پس صلوات بفرست بر پیغمبر و آل آن حضرت سه مرتبه پس بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى تَفَاءَّلْتُ بِکتابِک وَ

خدایا من تفاءل زدم به کتاب تو و

تَوَکلْتُ عَلَیک فَاَرِنى مِنْ کتابِک ما هُوَ مَکتُومٌ مِنْ سِرِّک الْمَکنُونِ فى غَیبِک

بر تو توکل کردم به من بنما از کتاب خود آنچه را پنهان است از راز نهان در غیب تو

پس باز کن جامع را یعنى قرآنى که جامع تمام سُورَ آیات باشد و بگیر فال را از خطّ اوّل از جانب اوّل بدون آنکه بشمرى اوراق و سطور

 

استخاره به قرآن

و بدانکه علاّمه مجلسى از بعض مؤ لّفات اصحاب از خطّ شیخ یوسف قطیفى نقل کرده و او از خطّ آیة اللَّه علامه که روایت شده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود هرگاه اراده کردى که استخاره کنى از کتاب عزیز بگو بعد از بسمله :

اِنْ کانَ فى قَضائِک وَقَدَرِک اَنْتَمُنَّ عَلى شیعَةِ آلِمُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ بِفَرَجِ

اگر در قضا و قدر تو است که منّت نهى بر شیعیان آل محمّد علیهم السلام به ظهور

وَلِیک وَ حُجَّتِک عَلى خَلْقِک فَاَخْرِجْ اِلَینا آیةً مِنْ کتابِک نَسْتَدِّلُ بِها عَلى ذلِک

ولىّ و حجّتت بر خلق خود پس برون آر براى ما آیه اى از کتاب خود که بدان راه یابیم بر این کار

پس مى گشائى مصحف شریف را و مى شمرى شش ورق و از ورق هفتم مى شمرى شش سطر و نظر مى کنى در آن و مطلب را از آن بیرون مى آورى

 

استخاره به عدد

و شیخ شهید(ره ) در ذِکرى فرموده و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و این مشهور نبوده در عصرهاى گذشته پیش از زمان سید کبیر عابد رضىّالدّین محمّد بن محمّد الاوِّىِ الحسینى مجاور مشهد غروىّ رضى اللَّه عَنْهُ وما روایت مى کنیم این استخاره را با جمیع مرویات او را از جماعتى از مشایخ خودمان از شیخ کبیر فاضل جمال الدّین بن المطهّر از والدش رضى اللَّه عَنْهُما از سید رضى الدین مذکور از حضرت صاحب الامر عَلَیهِ الصَّلوة وَالسَّلامُ مى خوانى فاتحه را ده مرتبه و اقلّش سه مرتبه و کمتر از آن یک مرتبه پس مى خوانى سوره قدر را ده مرتبه پس مى خوانى این دعا را سه مرتبه :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُک لِعِلْمِک بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ وَ اَسْتَشیرُک

خدایا من خیرجویى کنم از تو به خاطر دانشت به سرانجام کارها و با تو مشورت کنم

لِحُسْنِ ظَنّى بِک فِى الْمَاْمُولِ وَالْمَحْذُورِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَ الاَْمْرُ الْفُلانى مِمّا

به خاطر خوش گمانیم به تو در آنچه مورد آرزو و بیم است خدایا اگر فلان کار از آنهایى است که

قَدْنیطَتْ بِالْبَرَکةِ اَعْجازُهُ وَ بَوادیهِ وَ حُفَّتْ بِالْکرامَةِ اَیامُهُ وَ لَیالیهِ فَخِرْلى

انجام و آغازش به برکت بسته شده و روز و شبش سرتاسر کرامت است پس بَرگزین برایم

اَللّهُمَّ فیهِ خِیرَةً تَرُدُّ شُمُوسَهُ ذَلُولاً وَ تَقْعَضُ اَیامَهُ سُرُوراً اَللّهُمَّ اِمّا اَمْرٌ

خدایا آن خیرى را که چموشش رام و روزگارش شادمان گردد خدایا اگر دستور است

فَاَئْتَمِرُ وَ اِمّا نَهْىٌ فَاَنْتَهى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُک بِرَحْمَتِک خِیرَةً فى عافِیةٍ

انجام دهم و اگر قدغن است خوددارى کنم خدایا خیرجویى کنم به رحمت تو خیرى را در تندرستى

پس مى گیرى یک قبضه از تسبیح را و نیت مى گیرى حاجت را اگر عدد آن قبضه جفت است پس آن اِفْعَلْ است یعنى بجا آور و اگر طاق است لاتَفْعَلْ است یعنى مکن آن کار را یا بعکس یعنى طاق خوب است و جفت بد و این بسته است به قصد استخاره کننده فقیر گوید: تَقْعَضُ بِضاد معجمه است به معنى تَرُدُّ وَ تَعْطُفُ و ما در باب نمازها استخاره ذات الرّقاع و بعضى از اقسام استخاره و ساعات آن را ذکر کردیم بدانجا رجوع شود .

 

استخاره براى غیر

و بدانکه سید بن طاوس فرموده کلامى که حاصلش این است که من نیافتم حدیث صریحى در آنکه انسان استخاره کند براى غیر خود و لکن یافتم احادیث بسیار که امر شده در آن بر قضاء حاجات اخوان به دعوات و سایر توسّلات بلکه در اخبار از فوائد دعا بر اخوان چندان ذکر شده که محتاج به ذکر نیست و استخاره نیز از جمله حاجات و از جمله دعوات است زیرا که انسان را که تکلیف کرد شخصى به استخاره کردن براى او پس حاجتى براى او وارد کرده پس آن شخصى که مباشر استخاره مى شود مى خواهد استخاره براى خود کند که آیا صلاح است که بگوید بکن یا نه و مى خواهد براى آن شخص که به او گفته استخاره کند که آیا مصلحت است در فعل یا در ترک و این از چیزهائى است که داخل است در تحت عموم روایات به استخارات و به قضاء حاجات . علامه مجلسى (ره ) فرموده که کلام سید در جوازاستخاره براى غیرخالى از قوّت نیست بجهت عمومات خصوص در وقتى که قصد کند نائب از براى خود که بگوید به شخص مستخیر بکن یا مکن چنانکه سید به آن اشاره فرموده و این حیله اى است براى داخل کردن استخاره را در تحت اخبار خاصّه لکن اولى و احوط آن است که صاحب حاجت خودش استخاره کند براى خود زیرا که ما ندیدیم خبرى که وارد شده باشد در جواز وکالت در استخاره و اگر این جایز یا راجح بود اصحاب سؤ ال مى کردند از ائمّه علیهم السلام و اگر سؤ ال کرده بودند نقل مى شد براى ما لااَقلّ در یک روایتى بعلاوه آنکه مُضْطَرّ اولى است به اجابت و دعاى او اقرب است به خلوص نیت انتهى .

 

دعاى رؤ یت جهود و ترسا و گبر

بیست و هشتم از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که هر کس یهود یا ترسا یا گبرى را ببیند و بگوید:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى فَضَّلَنى عَلَیک بِالاِْسْلامِ دیناً وَ بِالْقُرْآنِ کتاباً وَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیاً وَ

ستایش خدایى را که برتریم داد بر تو به دینم اسلام و به کتابم قرآن به پیامبرم محمّد و

بِعَلِىٍّ اِماماً وَ بِالْمُؤْمِنینَ اِخْواناً وَ بِالْکعْبَةِ قِبْلَةً

به امامم على و به مؤ منین دربرادرى و به خانه کعبه قبله ام

خدا میان او و آن کافر در جهنّم جمع نکند.

 

ذمّ تشبّه به کفّار و میل به آنها

مؤ لّف گوید که از آیات و اخبار بسیار استفاده مى شود که مسلمان باید از دوستى کفّار و محبّت و میل به ایشان و تشبّه به ایشان اجتناب کند و بر مسلک آنها سلوک نکند.

قالَ اللَّه تعالى:

قَدْ کانَتْ لَکمْ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبْرهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ اِذْ قالُوا

براستى براى شما مقتداى خوبى است ابراهیم و کسانى که با وى بودند وقتى

لِقَوْمِهِمْ اِنّا بُرَءآؤُ مِنْکمْ وَ مِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکمُ

به قومشان گفتند ما از شما و از آنچه جز خدا مى پرستید بیزاریم و همیشه میان ما و شما

الْعَداوَةُ وَالْبَغْضاءُ اَبَداً

دشمنى و کینه توزى برقرار است

شیخ صدوق روایت کرده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود وحى فرستاد حق تعالى بسوى پیغمبرى از پیغمبران خود که بگو به مؤ منین نپوشید لباس دشمنان مرا و نخورید مطاعِم دشمنان مرا و نروید بر مسلکها یعنى راههاى دشمنان من پس دشمنان من خواهید بود همچنانکه ایشان دشمنان منند

 

در مذمت تراشیدن ریش

و لِهذا در بسیارى از خبرها وارد شده که فلان عمل را بجا آورید و خود را به کفّار شبیه نگردانید مانند روایتى که از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که فرمود شارب را از تَهْ بگیرید و ریش را بلند بگذارید و به یهودان و گبران خود را شبیه مگردانید و نیز فرمود گبران ریشهاى خود را چیدند و سبیلان خود را زیاد کردند و ماها شارب خود را مى چینیم و ریش را مى گذاریم و چون نامه دعوت آن جناب به ملوک رسید کسْرى به باذان که عامل یمَن بود نوشت که آن حضرت را نزد او فرستد و او کاتب خود بانویه و مردى که او را خرخسک مى گفتند به مدینه فرستاد و آن دو ریشها را تراشیده و شارب را گذاشته بودند پس آن جناب را ناخوش آمد که به ایشان نظر کند و فرمود واى بر شما که امر کرده شما را به این گفتند رَبّ ما یعنى کسْرى فرمود لکن پروردگار من امر کرده مرا به گذاشتن ریش و چیدن شارب و بدانکه حق تعالى در سوره هود فرموده :

وَلاتَرْکنُوا اِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکمُ النّارُ وَ مالَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ اَوْلِیآءَ

متمایل نشوید بسوى کسانى که ستم کردند که جهنمى شوید و جز خدا دوستانى ندارید و

ثُمَّ لاتُنْصَروُنَ مفسّرین

یارى نمى شوید

در معنى آن فرموده اند که یعنى میل اندک نکنید چه جاى بسیار بسوى آنانکه ستم کردند پس برسد به شما آتش جهنّم و بعضى گفته اند که رُکونِ مَنْهِىُّ عَنْهُ دخول با ایشان است درظلم ایشان و اظهار رضایت به کار ایشان و اظهار موالات ایشان و در روایت اهلبیت علیهم السلام است که رُکون مودّت و نصیحت و طاعت ایشان است

 

دعاى فرج از آفات

بیست و نهم نوزده حرفست که اسباب فرج است براى داعى آن از آفات تعلیم کرده آن را حضرت رسول خدا به امیرالمؤمنین صلوات اللَّهِ عَلیهما و آلهِما و نقل کرده آن را شیخ صدوق در کتاب خصال در ابواب تسعة عَشَر فرموده مى گوئى :

یا عِمادَ مَنْ لاعِمادَلَهُ وَ یا ذُخْرَ مَنْ لاذُخْرَلَهُ وَ یا سَنَدَ مَنْ لاسَنَدَ لَهُ وَ یا حِرْزَ

اى تکیه گاه کسى که تکیه گاه ندارد و اى ذخیره کسى که ذخیره ندارد و اى پشت

مَنْ لاحِرْزَ لَهُ وَ یا غِیاثَ مَنْ لاغِیاثَ لَهُ وَ یا کریمَ الْعَفْوِ وَ یا حَسَنَ الْبَلاءِ وَ

کسى که پشتى ندارد و اى فریادرس کسى که فریادرسى ندارد اى بزرگوار گذشت اى خوش آزمایش

یا عَظیمَ الرَّجاءِ وَ یا عِزَّ الضُّعَفاءِ وَ یا مُنْقِذَ الْغَرْقى وَ یا مُنْجِىَ الْهَلْکى یا

اى بزرگ امید و اى عزت ناتوانان واى نجات بخش غریقان نابود شده اى

مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَک سَوادُ اللَّیلِ وَ نُورُ

نیک ده اى زیبا اى نعمت بخش اى فزونبخش تویى که سجده کند برایت سیاهى شب و روشنى

النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِىُّ الْماءِ وَ حَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللَّهُ یا

روز و پرتو ماه و شعاع خورشید و صداى آب و صداى درخت اى خدا اى

اَللَّهُ یا اَللَّهُ اَنْتَ وَحْدَک لاشَریک لَک

خدا اى خدا تویى یگانه اى که شریک ندارى


پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ افْعَلْ بى کذا وَ کذا

خدایا با من چنین و چنان کن

بجاى این حاجت خود را ذکر مى کنى پس بدرستى که از جاى خود برنخواهى خاست که مستجاب مى شود انشاءاللَّه تعالى .

 

نوشتن بسمله بر در خانه

سى ام شیخ کفعمى از مفاتح الغیب نقل کرده که هر که بنویسد لفظ بسم اللَّهِ را بر دَرِ بیرون از منزل خود ایمن از هلاک خواهد گشت و اگر چه کافر باشد و گفته که فرعون را خداوند زود هلاک نکرد و مهلت داد او را با ادّعاى او ربوبیت را بجهت آنکه نوشته بود بر دَرِ منزل خود بِسْم اللَّه را و حق تعالى وحى فرمود به موسى وقتى که از خدا خواست سرعت هلاک او را تو نظر مى کنى به کفر او و من نظر مى کنم به آنچه نوشته بر دَرِ خود.



 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved