بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 


کیفیت زیارت حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالى فرجه

مقدمه

مقام دوّم در آداب سرداب مطهّر و کیفیت زیارت حجة اللَّه على العباد و بقیة اللَّه فى البلاد الا مام المهدى حضرت حجة بن الحسن صاحب الزّمان صلوات الله علیه و على آبائه .

و قبل از شروع تنبیه کنیم بر امرى که در کتاب هدیه از کتاب تحیه نقل کردیم و آن امر اینست که این سرداب مطهّر داخل در خانه آن بزرگواران بوده و راه دخول در آن سرداب در قدیم قبل از بناء جدید و ساختن صحن و قبّه و حرم از پشت سر نزدیک به قبر نرجس خاتون بود و شاید حال در رواق باشد آنجا پایین مى رفتند و دالان دراز تاریکى داشت چون از آنجا مى گذشتند بدر سرداب غیبت مى رسیدند که حال آیینه کارى شده و پنجره از طرف قبله به صحن عسکریین علیه السلام باز مى شود و آن در از وسط این سرداب باز مى شد که حال کاشى دیوار بجاى آن را به شکل محرابى ساخته اند و همه اعمال این سه امام علیهم السلام از یک حرم مى شد ولهذا شهید اوّل در مزار بعد از زیارت عسکریین علیه السلام زیارت سرداب را ذکر کرده پس از آن زیارت نرجس خاتون را و در یکصد سال و چیزى قبل مؤ ید مُسَدَّد احمد خان دنبلى مبلغى خطیر اقدام کرد و صحن آن دو امام علیه السلام را به نحوى که الا ن موجود است جدا نمود و براى آن روضه و رواق و قبّه عالیه برپا نمود و براى سرداب مطهّر صحنى على حده و ایوانى و راهى و پلّه اى جدا و دهلیزى و سردابى مستقل براى زنان ساخت چنانچه حال دیده مى شود و آن راه اوّل و پلّه ها و دَرِ سرداب بالمرّه مسدود شد و نشانى از آنها نیست [مگر آن مقدارى که فعلاً در خانه معروف به خانه اخباریها مشاهده مى شود ((منه ))] و محلّى براى بجا آوردن بعضى از آداب وارده نماند ولکن محلّ جمله اى از زیارات که اصل سرداب شریف است تغییرى نکرده وامّا استیذان و خواندن اذن دخول پس بحسب استقراء در همه زیارات و تصریح علماء بر هر درى که از آنجا مرسوم شده دخول در آن حرم از هر امامى که باشد بایست رعایت کرد و در آن حرم محترم بى اذن داخل نباید شد.

الحال شروع کنیم در کیفیت زیارت بدانکه اذن دخول خاصّ سرداب مطهّر همان زیارتى است که بعد از این بیاید و اوّل آن ((اَلسَّلامُ عَلَیک یا خَلیفَهَ اللَّهِ)) است و در آن استیذان مى شود و بایست آن را دَر دَرِ سرداب پیش از پایین رفتن از پلّه ها خواند و اذن دخولى دیگر سید بن طاوس نقل کرده قریب به همان اذن دخول اوّل که در فصل دویم از باب زیارات نقل کردیم و اذن دخولى دیگر علاّمه مجلسى از نسخه تقدیمه نقل کرده که اوّل آن ((اَلّلهُمَّ اِنَّ هذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها وَعَقْوَةٌ شَرَّفْتَها)) است که ما نیز آن را بعد از آن اذن دخول عمومى نقل کردیم پس ‍ به آنجا رجوع نما و به آن کلمات استیذان کن پس از آن برو و داخل سرداب مطهّر شو و زیارت کن آن حضرت را به آنچه خود دستورالعمل داده اند


زیارت آل یس

چنانچه شیخ جلیل احمد بن ابیطالب طبرسى ره در کتاب شریف احتجاج روایت کرده که از ناحیه مقدّسه بیرون آمد بسوى محمّد حمیرى بعد از جواب از مسائلى که از آن حضرت سؤ ال کرده بود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ

به نام خداى بخشاینده

الرَّحیم لا لاَِمْرِهِ تَعْقِلُونَ وَلا مِنْ اَوْلِیاَّئِهِ تَقْبَلُونَ حِکمَةٌ بالِغَةٌ فَما

مهربان ، نه خود دستورش را تعقل مى کنند و نه از دوستانش مى پذیرند حکمتى است رسا ولى

تُغْنِى النُّذُرُ اَلسَّلامُ عَلَینا وَعَلى عِبادِاللَّهِ الصّالِحینَ

بیم دادنها سودشان ندهد سلام بر ما و بر بندگان شایسته خدا


هر گاه خواستید توجه کنید بوسیله ما بسوى خداوند تبارک و تعالى و بسوى ما پس بگویید چنانکه خداى تعالى فرموده :

سَلامٌ عَلى آلِ یسَّ اَلسَّلا مُ عَلَیک یا داعِىَ اللَّهِ وَرَبّ انِىَّ آیاتِهِ

سلام بر آل یسین سلام بر تو اى دعوت کننده به خدا و عارف به آیاتش

اَلسَّلامُ عَلَیک یا بابَ اللَّهِ وَدَیانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا خَلیفَةَ اللَّهِ

سلام بر تو اى واسطه خدا و سرپرست دین او سلام بر تو اى خلیفه خدا

وَناصِرَ حَقِّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا حُجَّةَ اللَّهِ وَدَلیلَ اِرادَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک

و یاور حق او سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى اراده اش سلام بر تو

یا تالِىَ کتابِ اللَّهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَیک فى آناءِ لَیلِک وَاَطْرافِ

اى تلاوت کننده کتاب خدا و تفسیر کننده آیات او سلام بر تو در تمام آنات و دقایق شب و سرتاسر

نَهارِک اَلسَّلامُ عَلَیک یا بَقِیةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا میثاقَ

روز سلام بر تو اى بجاى مانده از طرف خدا در روى زمین سلام بر تو اى پیمان محکم

اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَوَکدَهُ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُ

خدا که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد سلام بر تو اى وعده خدا که تضمینش کرده

اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ

سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش ریزان و فریادرس خلق

وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیرَ مَکذوُبٍ اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تَقوُمُ

و رحمت وسیع حق ، و آن وعده اى که دروغ نشود سلام بر تو هنگامى که بپا مى ایستى

اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تَقْرَءُ وَتُبَینُ اَلسَّلامُ

سلام بر تو هنگامى که مى نشینى سلام بر تو هنگامى که (فرامین حق را) مى خوانى و تفسیر مى کنى سلام

عَلَیک حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تَرْکعُ وَتَسْجُدُ

بر تو هنگامى که نماز مى خوانى و قنوت کنى سلام بر تو هنگامى که رکوع و سجده بجاى آورى

اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تُهَلِّلُ وَتُکبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تَحْمَدُ

سلام بر تو هنگامى که ((لا اله الا اللّه )) و ((اللّه اکبر)) گوئى سلام بر تو هنگامى که خدا را ستایش کنى

وَتَسْتَغْفِرُ اَلسَّلامُ عَلَیک حینَ تُصْبِحُ وَتُمْسى اَلسَّلامُ عَلَیک فِى

و از او آمرزش خواهى سلام بر تو هنگامى که بامداد کنى و شام کنى سلام بر تو در

اللَّیلِ اِذا یغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الاِْمامُ

شب هنگامى که تاریکیش فرا گیرد و در روز هنگامى که پرده برگیرد سلام بر تو اى امام

الْمَاْموُنُ اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْمُقَدَّمُ الْمَاْموُلُ اَلسَّلامُ عَلَیک بِجَوامِعِ

امین سلام بر تو اى مقدم (بر همه خلق و) مورد آرزو(ى آنان ) سلام بر تو به همه

السَّلامِ اُشْهِدُک یا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا

سلامها گواه گیرم تو را اى مولا و سرور من که من گواهى دهم به اینکه معبودى نیست جز خداى یگانه

شَریک لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبیبَ اِلاّ هُوَ وَاَهْلُهُ

که شریک ندارد و نیز (گواهى دهم که ) محمد بنده و رسول او است و محبوبى نیست جز او و خاندانش

وَاُشْهِدُک یا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِیاً اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ

و گواه گیرم تو را اى مولاى من که على امیر مؤ منان حجت خدا است و حسن حجت او است

وَالْحُسَینَ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَینِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ

و حسین حجت او است و على بن الحسین حجت او است و محمد بن على حجت او است

وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ موُسى

و جعفر بن محمد حجت او است و موسى بن جعفر حجت او است و على بن موسى

حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَ

حجت او است و محمد بن على حجت او است و على بن محمد حجت او است و حسن بن

عَلِی حُجَّتُهُ وَاَشْهَدُ اَ نَّک حُجَّةُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْ خِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَکمْ

على حجت او است و گواهى دهم که تو حجت خدائى ، شمائید اول و آخر و مسلماً بازگشت شما

حَقُّ لا رَیبَ فیها یوْمَ لا ینْفَعُ نَفْساً ایمانُها لَمْ تَکنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ

حق است که شکى در آن نیست ، روزى که سود ندهد کسى را ایمانش که پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدت )

اَوْ کسَبَتْ فى ایمانِها خَیراً وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ وَاَنَّ ناکراً وَنَکیراً حَقُّ

ایمان خویش کار خیرى انجام نداده و همانا مرگ حق است و ناکر و نکیر (دو فرشته سؤ ال قبر) حق است

وَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقُّ وَالْبَعْثَ حَقُّ وَاَنَّ الصِّراطَ حَقُّ وَالْمِرْصادَ حَقُّ

و گواهى دهم که زنده شدن پس از مرگ حق است و برانگیخته شده حق است و صراط حق است و مرصاد (کمینگاه ) حق است

وَالْمیزانَ حَقُّ وَالْحَشْرَ حَقُّ وَالْحِسابَ حَقُّ وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقُّ

و میزان حق است و حشر (در قیامت ) حق است و حساب حق است و بهشت و دوزخ حق است

وَالْوَعْدَ وَالْوَعیدَ بِهِما حَقُّ یا مَوْلاىَ شَقِىَ مَنْ خالَفَکمْ وَسَعِدَ مَنْ

و وعده و تهدید درباره آن دو حق است اى مولاى من بدبخت است کسى که مخالفت شما را کرد و سعادتمند است کسى که

اَطاعَکمْ فَاشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُک عَلَیهِ وَاَ نَا وَلِىُّ لَک بَرىٌ مِنْ

پیرویتان کرد پس گواهى ده بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تواءم و بیزارم از

عَدُوِّک فَالْحَقُّ ما رَضیتُموُهُ وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ وَالْمَعْروُفُ ما

دشمنت حق آنست که شما پسند کردید و باطل همانست که شما بدان خشم کردید و معروف (و کار نیک ) همان بودکه شما

اَمَرْتُمْ بِهِ وَالْمُنْکرُ ما نَهَیتُمْ عَنْهُ فَنَفْسى مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَریک

بدان دستور دادید و منکر (و کار زشت ) همان بود که شما از آن جلوگیرى و نهى کردید، من ایمان دارم به خداى یگانه اى که شریک ندارد

لَهُ وَبِرَسوُلِهِ وَبِاَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَبِکمْ یا مَوْلاىَ اَوَّلِکمْ وَآخِرِکمْ

و به رسول او و به امیر مؤ منان و به شما اى مولاى من از اول تا آخرتان

وَنُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَکمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَکمْ آمینَ آمینَ

و یاریم براى شما آماده است و دوستیم خالص و پاک براى شما است آمین آمین

و بعد ازآن این دعا خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ نَبِىِّ رَحْمَتِک

خدایا از تو خواهم که درود فرستى بر محمد پیامبر رحمتت

وَکلِمَةِ نوُرِک وَاَنْ تَمْلاََ قَلْبى نوُرَ الْیقینِ وَصَدْرى نوُرَ الا یمانِ

و کلمه نورت و دیگر آنکه پرکنى دل مرا با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان

وَفِکرى نوُرَ النِّیاتِ وَعَزْمى نوُرَ الْعِلْمِ وَقُوَّتى نوُرَ الْعَمَلِ وَلِسانى

و اندیشه ام را با نور تصمیمها و اراده ام را با نور علم و نیرویم را با نور عمل و زبانم

نوُرَ الصِّدْقِ وَدینى نوُرَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِک وَبَصَرى نوُرَ الضِّیآءِ

را با نور راستگوئى و دین و مذهبم را با نور بینائیهائى از نزد خودت و چشمم را با نور روشنائى

وَسَمْعى نوُرَ الْحِکمَةِ وَمَوَدَّتى نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیهِمُ

و گوشم را با نور فرزانگى و حکمت و دوستیم را با نور موالات محمد و آلش علیهم

السَّلامُ حَتّى اَ لْقاک وَقَدْ وَفَیتُ بِعَهْدِک وَمیثاقِک فَتُغَشّینى رَحْمَتُک

السلام تا تو را دیدار کنم و من به عهد و پیمان تو وفا کردم پس رحمت خود را بر من بپوشان

یا وَلِىُّ یا حَمیدُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ حُجَّتِک فى اَرْضِک

اى سرپرست و اى ستوده خدایا درود فرست بر محمد حجت تو در روى زمینت

وَخَلیفَتِک فى بِلادِک وَالدّاعى اِلى سَبیلِک وَالْقآئِمِ بِقِسْطِک وَالثّآئِرِ

و جانشین تو در شهرهایت و دعوت کننده بسوى راهت و قیام کننده به عدل و دادت و انقلاب کننده

بِاَمْرِک وَلِىِّ الْمُؤْمِنینَ وَبَوارِ الْکافِرینَ وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَمُنیرِ الْحَقِّ

به دستور تو، دوست مؤ منان و نابودى کافران و برطرف کننده تاریکى و روشن کننده حق

وَالنّاطِقِ بِالْحِکمَةِ وَالصِّدْقِ وَکلِمَتِک التّآمَّةِ فى اَرْضِک الْمُرْتَقِبِ

و گویاى به حکمت و راستى و آن کلمه (دستور و فرمان ) کاملت در روى زمین که در حال انتظار

الْخآئِفِ وَالْوَلِىِّ النّاصِحِ سَفینَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدى وَنوُرِ اَبْصارِ

و هراس بسر برد و آن سرپرست خیرخواه و کشتى نجات و پرچم هدایت و روشنى دیدگان

الْوَرى وَخَیرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى وَمُجَلِّى الْعَمى الَّذى یمْلاَُ

مردم و بهترین کسى که جامه ورداء ببر کرد و زداینده گمراهى آنکس که پرکند

الاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً اِنَّک عَلى کلِّشَىْءٍ

زمین را از عدل و داد چنانچه پرشده باشد از ستم و بیدادگرى که براستى تو بر هر چیز

قَدیرٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وَلِیک وَابْنِ اَوْلِیآئِک الَّذینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ

توانائى خدایا درود فرست بر بنده مقرب درگاهت و فرزند بندگان مقربت آنانکه فرض کردى فرمانبرداریشان را

وَاَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَاَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً اَللّهُمَّ

و واجب گرداندى حقشان را و دور کردى از ایشان پلیدى را و بخوبى پاکیزه شان کردى خدایا

انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدینِک وَانْصُرْ بِهِ اَوْلِیآئَک وَاَوْلِیآئَهُ وَشیعَتَهُ

یاریش کن و بدست او دینت را یارى کن و یارى کن بوسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیان

وَاَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کلِّ باغٍ وَطاغٍ وَمِنْ شَرِّ

و یاورانش را و ما را نیز از آنان قرار ده خدایا نگاهش دار از شر هر متجاوز و سرکشى و از شر

جَمیعِ خَلْقِک وَاحْفَظْهُ مِنْ بَینَ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یمینِهِ وَعَنْ

همه مخلوق خودت و محافظتش کن از پیش رُویش و از پشت سرش و از سمت راستش و از طرف

شِمالِهِ وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ اَنْ یوُصَلَ اِلَیهِ بِسُوَّءٍ وَاحْفَظْ فیهِ

چپش و پاسداریش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبى بدو رسد و (شوکت و عزت ) رسول

رَسوُلَک وَآلَ رَسوُلِک وَاَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَاَیدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ

و آل رسولت را در (وجود) او حفظ فرما و آشکار (یا پیروز) گردان بدست او عدل و داد را و بیاریت

ناصِریهِ وَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَاقْصِمْ قاصِمیهِ وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکفْرِ

کمکش کن ویاورش را نیز یارى کن و هر که دست از یاریش بردارد خوار گردان و در هم شکن شکننده اش را و بشکن بدست او قدرت و

وَاقْتُلْ بِهِ الْکفّارَ وَالْمُنافِقینَ وَجَمیعَ الْمُلْحِدینَ حَیثُ کانوُا مِنْ

شوکت کافران را و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاک افکن و هم چنین منافقان و همه بى دینان ستیزه جو را در هر جا هستند

مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها بَرِّها وَبَحْرِها وَامْلاَْ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاً

از خاورهاى زمین و باخترهاى آن چه در خشکى و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و داد

وَاَظْهِرْ بِهِ دینَ نَبِیک صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ مِنْ

و آشکار (یا پیروز) کن بوسیله اش دین پیامبرت صلى اللّه علیه و آله را و قرار ده خدایا مرا نیز از

اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَتْباعِهِ وَشیعَتِهِ وَاَرِنى فى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ

یاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش و به من به نما در مورد آل محمد علیهم

السَّلامُ ما یاْمُلوُنَ وَفى عَدُوِّهِمْ ما یحْذَروُنَ اِلهَ الْحَقِّ آمینَ یا

السلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد دشمنشان آنچه از آن مى ترسند مستجاب گردان اى معبود حق

ذَاالْجَلالِ وَالاِْکرامِ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى مهربانترین مهربانان


زیارت دیگر براى آن حضرت صلوات الله علیه

زیارت دیگر منقول ازکتب معتبره علماء بایست بر در حرم آن حضرت و بگو :

اَلسَّلامُ عَلَیک یا خَلیفةَ اللَّهِ وَخَلَیفةَ آبآئِهِ

سلام بر تو اى نماینده خدا و جانشین پدران

الْمَهْدِیینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وَصِىَّ الاَْوْصِیآءِ الْماضینَ اَلسَّلامُ

راه یافته اش سلام بر تو اى وصى اوصیاء گذشته سلام

عَلَیک یا حافِظَ اَسْرارِ رَبِّ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بَقِیةَ اللَّهِ مِنَ

بر تو اى نگهبان رازها و اسرار پروردگار جهانیان سلام بر تو اى یادگار خدا از

الصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ الاَْنْوارِ الزّاهِرَةِ اَلسَّلامُ

زبده برگزیدگان سلام بر تو اى فرزند نورهاى تابان سلام

عَلَیک یا بْنَ الاَْعْلامِ الْباهِرَةِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ الْعِتْرَةِ الطّاهِرَةِ

بر تو اى فرزند مشعلهاى فروزان سلام بر تو اى فرزند عترت پاکیزه

اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَعْدِنَ الْعُلُومِ النَّبَوِیةِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بابَ اللَّهِ

سلام بر تو اى معدن علوم نبوى سلام بر تو اى درگاه خدا

الَّذى لا یؤْتى اِلاّ مِنْهُ اَلسَّلامُ عَلَیک یا سَبیلَ اللَّهِ الَّذى مَنْ سَلَک

که نروند (بسوى او) جز از آن (درگاه ) سلام بر تو اى راه خدا که هر که جز آن راه

غَیرَهُ هَلَک اَلسَّلامُ عَلَیک یا ناظِرَ شَجَرَةِ طُوبى وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهى

را پیمود به هلاکت افتاد سلام بر تو اى بیننده درخت طوبى و سدرة المنتهى

اَلسَّلامُ عَلَیک یا نُورَ اللَّهِ الَّذى لا یطْفى اَلسَّلامُ عَلَیک یا حُجَّةَ اللَّهِ

سلام بر تو اى نور خدا آن نورى که خاموش نگردد سلام بر تو اى حجت خداوند

الَّتى لا تَخْفى اَلسَّلامُ عَلَیک یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلى مَنْ فِى الاَْرْضِ

آن حجّتى که پوشیده نماند سلام بر تو اى حجت خدا بر هر که در زمین

وَالسَّمآءِ اَلسَّلامُ عَلَیک سَلامَ مَنْ عَرَفَک بِما عَرَّفَک بِهِ اللَّهُ وَنَعَتَک

و آسمان است سلام بر تو سلام کسى که تو را شناخته است بدانسان که خدا تو را شناسانده است و توصیف کند

بِبَعْضِ نُعُوتِک الَّتى اَنْتَ اَهْلُها وَفَوْقَها اَشْهَدُ اَنَّک الْحُجَّةُ عَلى مَنْ

به برخى از صفات تو که شایسته آنى و بالاتر از آن گواهى دهم که توئى حجت بر

مَضى وَمَنْ بَقِىَ وَاَنَّ حِزْبَک هُمُ الْغالِبُونَ وَاَوْلِیآئَک هُمُ الْفآئِزُونَ

رفتگان و باقیماندگان و حتماً گروه تو پیروز شوند و دوستان تو رستگارند

وَاَعْدآئَک هُمُ الْخاسِرُونَ وَاَنَّک خازِنُ کلِّ عِلْمٍ وَفاتِقُ کلِّ رَتْقٍ

و دشمنانت زیارنکارند و توئى خزینه دار هر دانشى و گشاینده هر گره بسته

وَمُحَقِّقُ کلِّ حَقٍّ وَمُبْطِلُ کلِّ باطِلٍ رَضیتُک یا مَوْلاىَ اِماماً وَهادِیاً

و پابرجا کننده هر حق ، و باطل کننده هر باطل پسندیدم تو را اى سرور من به امامت و راهنمائى

وَوَلِیاً وَمُرْشِداً لا اَبْتَغى بِک بَدَلاً وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِک وَلِیاً اَشْهَدُ

و سرپرستى و رهبرى و نجویم بجاى تو دیگرى را و نگیرم جز تو سرپرست دیگرى را گواهى دهم

اَنَّک الْحَقُّ الثّابِتُ الَّذى لا عَیبَ فیهِ وَاَنَّ وَعْدَ اللَّهِ فیک حَقُّ لا

که توئى آن حق مسلم و ثابتى که عیبى در آن نیست و براستى وعده خدا در تو مسلم است و شک به خود

اَرْتابُ لِطُولِ الغَیبَةِ وَبُعْدِ الاَْمَدِ وَلا اَتَحَیرُ مَعَ مَنْ جَهِلَک وَجَهِلَ

راه ندهم بخاطر طولانى شدن غیبت تو و دورى زمان و سرگردان نشوم به همراه آنانکه تو را نشناختند و نسبت به تو

بِک مُنْتَظِرٌ مُتَوَقِّعٌ لاَِیامِک وَاَنْتَ الشّافِعُ الَّذى لا تُنازَعُ و الْوَلِىُّ

دانائى ندارند، چشم به راه و منتظر روزهاى حکومت و فرمانروائیت هستم و توئى آن واسطه وشفیعى که نزاعى در آن نیست

الَّذى لا تُدافَعُ ذَخَرَک اللَّهُ لِنُصْرَةِ الدّینِ وَاِعْزازِ الْمُؤْمِنینَ وَالاِْنْتِقامِ

و آن سرپرستى که مزاحم ندارى ذخیره ات کرده است خداوند براى یارى دین و شوکت مؤ منین و انتقام گرفتن

مِنَ الْجاحِدینَ الْمارِقینَ اَشْهَدُ اَنَّ بِوِلایتِک تُقْبَلُ الاَْعْمالُ وَتُزَکى

از منکرین و بیرون رفتگان از دین گواهى دهم که همانا بوسیله دوستى تو پذیرفته گردد اعمال و پاک شود

الاَْفْعالُ وَتُضاعَفُ الْحَسَناتُ وَتُمْحَى السَّیئاتُ فَمَنْ جآءَ بِوِلایتِک

کردار و چند برابر گردد کارهاى خوب و محو شود کارهاى بد پس هر که ولایت تو را داشت

وَاعْتَرَفَ بِاِمامَتِک قُبِلَتْ اَعْمالُهُ وَصُدِّقَتْ اَقْوالُهُ وَتَضاعَفَتْ

و به امامت تو اعتراف کرد اعمالش پذیرفته و گفتارش مورد تصدیق و گواهى است

حَسَناتُهُ وَمُحِیتْ سَیئاتُهُ وَمَنْ عَدَلَ عَنْ وِلایتِک وَجَهِلَ مَعْرِفَتَک

و کارهاى نیکش مضاعف و بدیهایش محو گردد و هر که رو گرداند از ولایت و دوستى تو و تو را نشاخت

وَاسْتَبْدَلَ بِک غَیرَک اَکبَّهُ اللَّهُ عَلى مَنْخَرِهِ فِى النّارِ وَلَمْ یقْبَلِ اللَّهُ لَهُ

و بجاى تو دیگرى را برگزید خداوند او را سرنگونش کند بصورت در آتش دوزخ و هیچ کارى را از او نپذیرد و

عَمَلاً وَلَمْ یقِمْ لَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً اُشْهِدُ اللَّهَ وَ اُشْهِدُ مَلاَّئِکتَهُ

میزانى براى او در قیامت برپا نکند (و حسابى برایش باز نکند) گواه گیرم خدا و فرشتگانش را و نیز

وَاُشْهِدُک یا مَوْلاىَ بِهذا ظاهِرُهُ کباطِنِهِ وَسِرُّهُ کعَلانِیتِهِ وَاَنْتَ

گواه گیرم تو را اى سرور من بدانچه گفتم که ظاهر و باطنش یکسانست و نهان و آشکارش یکى است

الشّاهِدُ عَلى ذلِک وَهُوَ عَهْدى اِلَیک وَمیثاقى لَدَیک اِذْ اَنْتَ نِظامُ

و تو گواهى بر این ، و این عهد و پیمان من است در پیش تو چون توئى نظام بخش

الدّینِ وَیعْسُوبُ الْمُتَّقینَ وَعِزُّ الْمُوَحِّدینَ وَبِذلِک اَمَرَنى رَبُّ

دین و بزرگ متقین و عزت بخش مردمان یکتاپرست و به همین دستور داده است مرا پروردگار

الْعالَمینَ فَلَوْ تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ وَتَمادَّتِ الاَْعْمارُ لَمْ اَزْدَدْ فیک اِلاّ

جهانیان و اگر طولانى گردد روزگارها و بدرازا کشد عمرها نیفزاید مرا درباره تو جز

یقیناً وَلَک اِلاّ حُبّاً وَعَلَیک اِلاّ مُتَّکلاً وَمُعْتَمَداً وَلِظُهُورِک اِلاّ مُتَوَقَّعاً

یقین و زیاد نگرداند براى تو در من بجز محبت و جز توکل و اعتماد بر تو و جز انتظار و توقع ظهور

وَمُنْتَظَراً وَلِجِهادى بَینَ یدَیک مُتَرَقَّباً فَاَبْذُلُ نَفْسى وَمالى وَوَلَدى

و پیروزیت و جز آنکه چشم براه آن باشم که در پیش رویت پیکار کنم و جان خود و مال و فرزند

وَاَهْلى وَجَمیعَ ما خَوَّلَنى رَبّى بَینَ یدَیک وَالتَّصَرُّفَ بَینَ اَمْرِک

و خاندان و خلاصه هر چه را خدا به من داده است همه را در راهت نثار کنم و همه را در اختیار امر

وَنَهْیک مَوْلاىَ فَاِنْ اَدْرَکتُ اَیامَک الزّاهِرَةَ وَاَعْلامَک الْباهِرَةَ فَها

و نهى تو بگذارم مولاى من اگر من آن دوران درخشان را درک کنم و آن پرچمهاى نمایان تو را ببینم پس من

اَنَا ذا عَبْدُک الْمُتَصَرِّفُ بَینَ اَمْرِک وَنَهْیک اَرْجُو بِهِ الشَهادَةَ

همان بنده تو باشم که خود را در اختیار امر و نهى تو بگذارم تا بلکه بدان وسیله در پیش رویت بشهادت رسم

بَینَ یدَیک وَالْفَوْزَ لَدَیک مَوْلاىَ فَاِنْ اَدْرَکنِى الْمَوْتُ قَبْلَ

و در نزد تو کامیاب گردم ، اى مولاى من و اگر پیش از زمان ظهور تو مرگ به سراغم آید

ظُهُورِک فَاِنّى اَتَوَسَّلُ بِک وَبِابآئِک الطّاهِرینَ اِلَى اللَّهِ تَعالى وَاَسْئَلُهُ

من توسل جویم بوسیله تو و بوسیله پدران پاک تو بدرگاه خداى تعالى و از او خواهم

اَنْ یصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ یجْعَلَ لى کرَّةً فى ظُهُورِک

که درود فرستد بر محمد و آل محمد و مقرر فرماید بر من بازگشتن در زمان ظهورت را

وَرَجْعَةً فى اَیامِک لاَِبْلُغَ مِنْ طاعَتِک مُرادى وَاَشْفِىَ مِنْ اَعْدآئِک

و دوباره آمدن در آن روزهاى درخشان حکومتت را تا در مورد فرمانبردارى تو به مقصود خود برسم (و جراحت ) دلم را از دشمنانت

فُؤ ادى مَوْلاىَ وَقَفْتُ فى زِیارَتِک مَوْقِفَ الْخاطِئینَ النّادِمینَ

شفا بخشم سرورا من ایستاده ام براى زیارت تو چون خطاکاران پشیمانى

الْخآئِفینَ مِنْ عِقابِ رَبِّ الْعالَمینَ وَقَدِ اتَّکلْتُ عَلى شَفاعَتِک

که ترسانند از کیفر پروردگار جهانیان و تکیه کرده ام بر شفاعت

وَرَجَوْتُ بِمُوالاتِک وَشَفاعَتِک مَحْوَ ذُنُوبى وَسَتْرَ عُیوبى وَمَغْفِرَةَ

و وساطت تو و از دوستى و شفاعت تو امید آن دارم که گناهانم محو شود و عیوبم پوشیده گردد و لغزشهایم آمرزیده شود

زَلَلى فَکنْ لِوَلِیک یا مَوْلاىَ عِنْدَ تَحْقیقِ اَمَلِهِ وَاسْئَلِ اللَّهَ غُفْرانَ

پس تو هم اى مولاى من کمک چاکرت کن تا آرزویش تحقق یابد و از خدا بخواه که لغزشش را بیامرزد

زَلَلِهِ فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِک وَتَمَسَّک بِوِلایتِک وَتَبَرَّءَ مِنْ اَعْدآئِک

زیرا که به رشته محبت تو چنگ زده و به ولایت و دوستى تو تمسک جسته و از دشمنانت بیزارى جوید

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْجِزْ لِوَلِیک ما وَعَدْتَهُ اَللّهُمَّ اَظْهِرْ

خدایا درود فرست بر محمد و آلش و وفا کن بدان وعده اى که به بنده مقربت داده اى ، خدایا آشکار کن

کلِمَتَهُ وَاَعْلِ دَعْوَتَهُ وَانْصُرْهُ عَلى عَدُوِّهِ وَعَدُوِّک یا رَبَّ الْعالَمینَ

سخن و آئینش را و بلند کن دعوتش را و یاریش ده بر دشمنش و بر دشمن تو اى پروردگار جهانیان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَظْهِرْ کلِمَتَک التّآمَّةَ وَمُغَیبَک

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و آشکار کن آن کلمه تامه (و حجت بالغه ) خود را و آن پنهان شده

فى اَرْضِک الْخآئِفَ الْمُتَرَقَِّبَ اَللّهُمَّ انْصُرْهُ نَصْراً عَزیزاً وَافْتَحْ لَهُ

در روى زمینت و آن هراسان نگران را خدایا یاریش ده یارى نیرومندى و بگشا برایش

فَتْحاً یسیراً اَللّهُمَّ وَاَعِزَّ بِهِ الدّینَ بَعْدَ الْخُمُولِ وَاَطْلِعْ بِهِ الْحَقَّ بَعْدَ

گشایشى آسان خدایا نیرومند گردان بدست او دین را پس از گمنامى و طالع کن بدو (خورشید) حق (و حقیقت ) را پس

الاُْفُولِ وَاَجْلِ بِهِ الظُّلْمَةَ وَاکشِفْ بِهِ الْغُمَّةَ اَللّهُمَّ وَآمِنْ بِهِ الْبِلادَ

از غروب آن و برطرف کن بدو تاریکى را و بگشا بدو غم و اندوه را خدایا ایمن گردان بوسیله اش شهرها را

وَاهْدِ بِهِ الْعِبادَ اَللّهُمَّ امْلاَءْ بِهِالاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً

و راهنمائى کن بدو بندگانت را خدایا پر کن زمین را بدو از عدل و داد چنانچه پرشده از ستم

وَجَوْراً اِنَّک سَمیعٌ مُجیبٌ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وَلِىَّ اللَّهِ ائْذَنْ لِوَلِیک فى

و بیدادگرى که براستى تو شنوا و پاسخ دهنده اى سلام بر تو اى ولى خدا اجازه ده براى دوستت که

الدُّخُولِ اِلى حَرَمِک صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیک وَعَلى ابآئِک الطّاهِرینَ

در حرمت داخل شود درودهاى خدا بر تو و بر پدران پاکت

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ

و رحمت خدا و برکاتش بر شما باد


زیارت نزد سرداب غیبت حضرت ولىّ عصرعجّل الله تعالى فرجه

پس برو به نزد سرداب غیبت آنحضرت و میان دو در بایست و درها را به دست خود بگیر و تَنَحْنُحْ کن مانند کسیکه رخصت داخل شدن طلبد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بگو و پایین رو به تاءنّى و حضور قلب و دو رکعت نماز در عرصه سرداب بکن پس بگو:

اَللَّهُ اَکبَرُ اَللَّهُ اَکبَرُ اَللَّهُ اَکبَرُ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَکبَرُ وَلِلَّهِ

خدا بزرگتر (از توصیف ) است ... معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر است و حمد خاص خدا است ،

الْحَمْدُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَعَرَّفَنا اَوْلِیآئَهُ وَاَعْدآئَهُ وَوَفَّقَنا

ستایش خداوندى را که ما را به این راه هدایت فرمود و دوستان و دشمنانش را به ما معرفى کرد و ما را به

لِزِیارَةِ اَئِمَّتِنا وَلَمْ یجْعَلْنا مِنَ الْمُعانِدینَ النّاصِبینَ وَلا مِنَ الْغُلاةِ

زیارت امامانمان موفقمان داشت و قرارمان نداد از زمره دشمنان و ناصبیان و نه از غالیانى (که در حق آنها غلو

الْمُفَوِّضینَ وَلا مِنَ الْمُرْتابینَ الْمُقَصِّرینَ اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ

کردند و آنان ) که معتقد به تفویض (و واگذاردن کار بدست آنها) هستند و نه از کسانى که شک و تردید داشتند و در حقشان کوتاهى کنند

وَابْنِ اَوْلِیآئِهِ اَلسَّلامُ عَلى الْمُدَّخَرِ لِکرامَةِ اَوْلِیآءِ اللَّهِ وَبَوارِ اَعْدآئِهِ

سلام بر بنده مقرب خدا و فرزند بندگان مقربش سلام بر آنکه ذخیره شده تا اولیاء خدا را گرامى کند و دشمنانش را نابود گرداند

اَلسَّلامُ عَلَى النُّورِ الَّذى اَرادَ اَهْلُ الْکفْرِ اِطْفآئَهُ فَاَبَى اللَّهُ اِلاّ اَنْ یتِمَّ

سلام بر آن نور تابانى که اهل کفر آهنگ خاموش کردنش را کردند ولى خداوند نخواست جز آنکه نور خود را آشکار وکامل


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved