بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا خِیرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِیرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امیرالمؤمنان و فرزند آقاى اوصیاء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَیدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام

الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیک وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَیکمْ

کشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِک عَلَینا وَعَلى

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر

جَمیعِ اَهْلِالاِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصیبَتُک فِى السَّمواتِ عَلى

همه اهل اسلام و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر

جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى

عَلَیکمْ اَهْلَ الْبَیتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکمْ عَنْ مَقامِکمْ وَاَزالَتْکمْ عَنْ

را بر شما خاندان و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از

مَراتِبِکمُ الَّتى رَتَّبَکمُ اللَّهُ فیها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکمْ وَلَعَنَ اللَّهُ

آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند

الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَیکمْ مِنْهُمْ

آنانکه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما

وَمِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِیاَّئِهِم یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ

از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم

سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ اِلى یوْمِ الْقِیامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ

با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت و خدا لعنت کند خاندان زیاد

وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ

و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را و

اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند

وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِک بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِک فَاَسْئَلُ اللَّهَ

و به راه افتادند براى پیکار با تو پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از

الَّذى اَکرَمَ مَقامَک وَاَکرَمَنى بِک اَنْ یرْزُقَنى طَلَبَ ثارِک مَعَ اِمامٍ

آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام

مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله خدایا قرار ده مرا

عِنْدَک وَجیهاً بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ یا اَبا

نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت اى ابا

عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ

عبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَیک بِمُوالاتِک وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَک وَ

و حسن و شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و

نَصَبَ لَک الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

جنگ با تو را برپا کرد و به بیزارى جستن از کسى که شالوده ستم و ظلم

عَلَیکمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِک وَبَنى

بر شما را ریخت و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد

عَلَیهِ بُنْیانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَیکمْ وَعلى اَشْیاعِکمْ بَرِئْتُ

بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما بیزارى جویم

اِلَى اللَّهِ وَاِلَیکمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیکمْ بِمُوالاتِکمْ وَمُوالاةِ

بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى

وَلِیکمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکمْ وَالنّاصِبینَ لَکمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَرآئَةِ

دوستان شماو به بیزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى

مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

از یاران و پیروانشان من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما

حارَبَکمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاکمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى

در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد و درخواست کنم از خدائى که

اَکرَمَنى بِمَعْرِفَتِکمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکمْ

مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ یجْعَلَنى مَعَکمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یثَبِّتَ لى عِنْدَکمْ قَدَمَ

به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام

صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ یبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکمْ

راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنیا و آخرت و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما

عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]

در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشکار گویاى [به حق ]

مِنْکمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکمْ عِنْدَهُ اَنْ یعْطِینى

که از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید که عطا کند

بِمُصابى بِکمْ اَفْضَلَ ما یعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها

به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یک مصیبت زده از مصیبتى که دیده براستى چه

وَاَعْظَمَ رَزِیتَها فِى الاِسْلامِ وَفى جَمیعِ السَّمواتِ وَالاَرْضِ اَللّهُمَّ

مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا

اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یوْمٌ تَبَرَّکتْ بِهِ بَنُو اُمَیةَ وَابْنُ آکلَةِ

محمد و آل محمد خدایا این روز روزى است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن

الاَْکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِک وَلِسانِ نَبِیک صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ

جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (که لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او

وَآلِهِ فى کلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیک صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ

و آلش باد در هر جا و هر مکانى که توقف کرد در آن مکان پیامبرت صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْیانَ وَمُعوِیةَ وَ یزیدَ بْنَ مُعاوِیةَ عَلَیهِمْ مِنْک

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر

اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ وَهذا یوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ

ایشان باد از جانب تو براى همیشه و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان

الْحُسَینَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَیهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیهِمُ اللَّعْنَ مِنْک وَالْعَذابَ

حضرت حسین صلوات اللّه علیه را خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود

[الاَْلیمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیک فى هذَاالْیوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

وَاَیامِ حَیوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِیک وَآلِ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان

نَبِیک عَلَیهِ وَعَلَیهِمُ اَلسَّلامُ

پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ

خدایا لعنت کن نخستین

ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِک اَللّهُمَّ

ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد خدایا

الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَینَ وَشایعَتْ وَبایعَتْ وَتابَعَتْ

لعنت کن بر گروهى که پیکار کردند با حسین علیه السلام و همراهى کردند و پیمان بستند و از هم پیروى کردند

عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً            پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَیک یا

براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَیک مِنّى سَلامُ اللَّهِ

ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد

[اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى

همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار

لِزِیارَتِکمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَینِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَینِ وَعَلى

زیارت من از شما سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر

اَوْلادِ الْحُسَینِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَینِ      پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ

فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین * * * * * * خدایا مخصوص گردان

اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ یزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْیانَ وَآلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا

یوْمِ الْقِیمَةِ

روز قیامت

پس به سجده مى روى ومى گوئى :

اَللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْدَ

خدایا مخصوص تو است ستایش

الشّاکرینَ لَک عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیتى اَللّهُمَّ

سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم خدایا

ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَینِ یوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک

روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت

مَعَ الْحُسَینِ وَاَصْحابِ الْحُسَینِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَینِ

با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین

عَلَیهِالسَّلامُ

علیه السلام

علقمه گفت که فرمود حضرت باقرعلیه السلام که اگر بتوانى که زیارت کنى آن حضرت را در هر روز به این زیارت در خانه خود بکن که خواهد بود براى تو جمیع این ثوابها .

 

دعاى بعد از نماز زیارت عاشورا

روایت کرده محمّد بن خالد طیالسى از سیف بن عمیره که گفت بیرون رفتم با صفوان بن مهران و جمعى دیگر ازاصحاب خودمان بسوى نجف بعداز خروج حضرت صادق علیه السلام از حیره به جانب مدینه پس زمانى که ما فارغ شدیم از زیارت یعنى زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام گردانید صفوان صورت خود را به جانب مشهد ابو عبدالله علیه السلام پس گفت از براى ما که زیارت کنید حسین علیه السلام را از این مکان از نزد سر مقدّس امیرالمؤمنین علیه السلام که از اینجا ایما و اشاره کرد به سلام بر آن حضرت جناب صادق علیه السلام و من در خدمتش بودم سیف گفت پس خواند صفوان همان زیارتى را که روایت کرده بود علقمة ابن محمّد حضرمى از حضرت باقر علیه السلام در روز عاشوراء آنگاه دو رکعت نماز کرد نزد سر امیرالمؤمنین علیه السلام و وداع گفت بعد از آن نماز امیرالمؤمنین علیه السلام را و اشاره کرد به جانب قبر حسین علیه السلام بسلام در حالتى که گردانیده بود روى خود را به جانب او و وداع کرد بعد از زیارت او را و از دعاهایى که بعد از نماز خواند این بود:

یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا

اى خدا اى خدا اى

اَللَّهُ یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ یا کاشِفَ کرَبِ الْمَکرُوبینَ یا

خدا اى اجابت کننده دعاى درماندگان اى برطرف کننده گرفتارى گرفتاران اى

غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ وَیا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ

فریادرس فریادخواهان اى دادرس دادخواهان و اى کسى که نزدیکتر است به من

مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ وَیا مَنْ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَیا مَنْ هُوَ

از رگ گردن و اى کسى که حائل شود میان انسان و دلش و اى که او (از حیث ظهور)

بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَ بِالاُْفُقِ الْمُبینِ وَیا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ عَلَى

در دیدگاه اعلى و افق آشکارى است اى که او بخشاینده و مهربان و بر

الْعَرْشِ اسْتَوى وَیا مَنْ یعْلَمُ خاَّئِنَةَ الاَْعْینِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ وَیا

عرش (عظمت و کشور وجود) استیلا دارى و اى که مى داند خیانت دیدگان و آنچه را سینه ها پنهان کنند و اى

مَنْ لا یخْفى عَلَیهِ خافِیهٌ یا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَیهِ الاَْصْواتُ وَیا مَنْ لا

که مخفى نیست بر او امر پوشیده و پنهانى اى که بر او مشتبه نشود صداها و اى که او را

تُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ وَیا مَنْ لا یبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ یا مُدْرِک کلِّ

به غلط و اشتباه نیندازد حاجتها و اى کسى که او را به ستوه نیاورد پافشارى اصرار ورزان اى درک کننده هرچه

فَوْتٍ وَیا جامِعَ کلِّ شَمْلٍ وَیا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ یا مَنْ هُوَ

از دست رود و اى گردآورنده هر پراکنده و اى پدید آرنده نفوس پس از مرگ اى که او

کلَّ یوْمٍ فى شَاْنٍ یا قاضِىَ الْحاجاتِ یا مُنَفِّسَ الْکرُباتِ یا مُعْطِىَ

هر روزى در کاریست (یا در هر چیز تجلى و ظهورى دارد) اى برآرنده حاجات اى برطرف کننده گرفتاریها اى دهنده

السُّؤُلاتِ یا وَلِىَّ الرَّغَباتِ یا کافِىَ الْمُهِمّاتِ یا مَنْ یکفى مِنْ

خواسته ها اى دارنده هر چه مورد رغبت و اشتیاق است اى کفایت کننده هر مهم اى که کفایت کند از

کلِّ شَىْءٍ وَلا یکفى مِنْهُ شَىْءٌ فِى السَّمواتِ وَالاَرْضِ اَسْئَلُک بِحَقِّ

هر چیز و کفایت نکند از او چیزى در آسمانها و زمین از تو خواهم به حق

مُحَمَّدٍ خاتَِمِ النَّبِیینَ وَعَلِی اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَبِحَقِّ فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِیک

محمد خاتم پیمبران و على امیرالمؤمنان و به حق فاطمه دخت پیامبرت

وَبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ فَاِنّى بِهِمْ اَتَوَجَّهُ اِلَیک فى مَقامى هذا

و به حق حسن و حسین که راستى من بوسیله آنها رو کنم بدرگاهت در اینجائى که هستم

وَبِهِمْ اَتَوَسَّلُ وَبِهِمْ اَتَشَفَّعُ اِلَیک وَبِحَقِّهِمْ اَسْئَلُک وَاُقْسِمُ وَاَعْزِمُ

و بدانها توسل جویم و بدانها شفیع گیرم بدرگاهت و به حق ایشان از تو خواهم و سوگند مى خورم

عَلَیک وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَک وَبِالْقَدْرِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَک وَبِالَّذى

و تو را سوگند مى دهم بدان منزلتى که ایشان در پیش تو دارند و بدان قدر و مرتبه اى که نزدت دارند و بدانچه آنها را

فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمینَ وَبِاسْمِک الَّذى جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ وَبِهِ

برترى داد بر جهانیان و بدان نامى که در نزد ایشان گذاردى و تنها آنان را از میان

خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعالَمینَ وَبِهِ اَبَنْتَهُمْ وَاَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ

جهانیان بدان نام مخصوص داشتى و بوسیله آن آشکارشان کردى و ظاهر کردى برترى ایشان را بر سایر

الْعالَمینَ حَتّى فاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعالَمینَ جَمیعاً اَسْئَلُک اَنْ تُصَلِّىَ

جهانیان تا آنجا که فائق آمد فضیلت ایشان بر فضیلت تمام جهانیان از تو خواهم که درود فرستى

عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَکشِفَ عَنّى غَمّى وَهَمّى وَکرْبى

بر محمد و آل محمد و بگشائى از من غصه و اندوه و گرفتاریم را

وَتَکفِینِى الْمُهِمَّ مِنْ اُمُورى وَتَقْضِىَ عَنّى دَینى وَ تُجیرَنى مِنَ

و کفایت کنى امور مهمه ام را و بپردازى از من بدهیم را و پناهم دهى از

الْفَقْرِ وَتُجیرَنى مِنَ الْفاقَةِ وَتُغْنِینى عَنِ الْمَسْئَلَةِ اِلَى الْمَخْلُوقینَ

ندارى و پناهم دهى از نیازمندى و گدائى و بى نیازم کنى از درخواست کردن از مخلوق

وَتَکفِینى هَمَّ مَنْ اَخافُ هَمَّهُ وَعُسْرَ مَنْ اَخافُ عُسْرَهُ وَحُزُونَةَ مَنْ

و کفایت کنى از من اندوه کسى را که مى ترسم از اندوهش و دشوارى کار کسى که مى ترسم از دشوارى کارش و ناهموارى

اَخافُ حُزُونَتَهُ وَشَرَّ مَنْ اَخافُ شَرَّهُ وَمَکرَ مَنْ اَخافُ مَکرَهُ وَبَغْىَ

کار کسى که از ناهموارى کارش نگرانم و گزند کسى که از گزندش ترسانم و مکر و حیله کسى که از مکرش ترس دارم

مَنْ اَخافُ بَغْیهُ وَ جَوْرَ مَنْ اَخافُ جَوْرَهُ وَسُلْطانَ مَنْ اَخافُ سُلْطانَهُ

و ستم کسى که از ستمش بیمناکم و بیدادگرى کسى که از بیدادگریش واهمه دارم و تسلط آن کس که از تسلطش مى ترسم

وَکیدَ مَنْ اَخافُ کیدَهُ وَمَقْدُرَةَ مَنْ اَخافُ مَقْدُرَتَهُ عَلَىَّ وَ تَرُدَّ عَنّى

و نقشه کشیدن کسى که از نقشه هاى شومش بیم دارم و قدرت یافتن کسى که از قدرتش بر خود ترسانم و بازگردان از من

کیدَ الْکیدَةِ وَمَکرَ الْمَکرَةِ اَللّهُمَّ مَنْ اَرادَنى فَاَرِدْهُ وَمَنْ کادَنى

نقشه هاى شوم بد اندیشان و نیرنگ نیرنگ زنان را خدایا هر که آهنگ مرا دارد تو آهنگ او کن و هر که دامى سر راهم

فَکدْهُ وَاصْرِفْ عَنّى کیدَهُ وَمَکرَهُ وَبَاْسَهُ وَاَمانِیهُ وَامْنَعْهُ عَنّى کیفَ

گذارده تو با او چنان کن و بگردان از من دام و نیرنگ و نیرو و آرزوهایش را و بازش دار از من به هر گونه که خواهى

شِئْتَ وَاَنّى شِئْتَ اَللّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنّى بِفَقْرٍ لا تَجْبُرُهُ وَبِبَلاَّءٍ لا تَسْتُرُهُ

و هر جا که خواهى خدایا سرگرمش کن از من به چنان فقر و بیچارگى که جبرانش نکنى و به بلائى که مستورش نکنى

وَبِفاقَةٍ لا تَسُدَّها وَبِسُقْمٍ لا تُعافیهِ وَذُلٍّ لا تُعِزُّهُ وَبِمَسْکنَةٍ لا

و به نیازمندى و تهى دستى که سامانش ندهى و بدردى که درمانش نکنى و بخوارى و ذلتى که عزتش ندهى و به چنان بیچارگى

تَجْبُرُها اَللّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ نَصْبَ عَینَیهِ وَاَدْخِلْ عَلَیهِ الْفَقْرَ فى

که جبرانش نکنى خدایا وادار خوارى را در برابر چشمش و درآور فقر و ندارى را در

مَنْزِلِهِ وَالْعِلَّةَ وَالسُّقْمَ فى بَدَنِهِ حَتّى تَشْغَلَهُ عَنّى بِشُغْلٍ شاغِلٍ لا

خانه اش و بیمارى و درد را در تنش تا سرگرمش کنى از من به سرگرمى مشغول کننده اى که

فَراغَ لَهُ وَاَنْسِهِ ذِکرى کما اَنْسَیتَهُ ذِکرَک وَخُذْعَنّى بِسَمْعِهِ وَبَصَرِهِ

فراغتى نداشته باشد و مرا از یادش ببر چنانچه (ذکر) خودت را از یاد او بردى و برگیر از من گوش و چشم

وَلِسانِهِ وَیدِهِ وَرِجْلِهِ وَقَلْبِهِ وَجَمیعِ جَوارِحِهِ وَاَدْخِلْ عَلَیهِ فى

و زبان و دست و پا و دل و تمام اعضا و جوارحش را و گرفتارش کن در

جَمیعِ ذلِک الْسُّقْمَ وَلا تَشْفِهِ حَتّى تَجْعَلَ ذلِک لَهُ شُغْلاً شاغِلاً بِهِ

تمام آنها به درد و بیمارى که بهبودى نیابد و در نتیجه آن را برایش سرگرمى مشغول کننده اى بگردانى

عَنّى وَعَنْ ذِکرى وَاکفِنى یا کافِىَ مالا یکفى سِواک فَاِنَّک الْکافى

که ازمن و ازیاد من بیرون رود و کفایتم کن اى کسى که کفایت کنى چیزى را که جز تو کفایت نکند چون توئى کفایت کننده

لا کافِىَ سِواک وَمُفَرِّجٌ لا مُفَرِّجَ سِواک وَمُغیثٌ لا مُغیثَ سِواک

وکفایت کننده اى جزتو نیست وگشایش دهنده اى هستى که جز تو گشایش دهنده اى نیست وفریادرسى هستى که فریادرسى جزتونیست

وَجارٌ لا جارَ سِواک خابَ مَنْ کانَ جارُهُ سِواک وَمُغیثُهُ سِواک

و پناهى هستى که پناهى جز تو نیست نومید گشت کسى که پناهش جز تو باشد

وَمَفْزَعُهُ اِلى سِواک وَمَهْرَبُهُ اِلى سِواک وَمَلْجَاءُهُ اِلى غَیرِک وَمَنْجاهُ

و فریادرسش غیر تو باشد و پناهگاهش جز درگاه تو باشد و گریزگاهش جز به آستان تو باشد و ملجاى غیر از تو داشته

مِنْ مَخْلُوقٍ غَیرِک فَاَنْتَ ثِقَتى وَرَجاَّئى وَمَفْزَعى وَمَهْرَبى

باشد و نجات خود را از مخلوقى غیر از تو خواهد پس توئى محل اعتماد و امید و پناهگاه و گریزگاه

وَمَلْجَاءى وَمَنْجاىَ فَبِک اَسْتَفْتِحُ وَبِک اَسْتَنْجِحُ وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

و ملجا و نجات بخش من و به تو گشایش طلبم و به تو رستگارى جویم و بوسیله محمد و آل محمد

اَتَوَجَّهُ اِلَیک وَاَتَوَسَّلُ وَاَتَشَفَّعُ فَاَسْئَلُک یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ فَلَک

بدرگاهت رو کنم و توسل جویم و شفیع گیرم پس از تو خواهم اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است

الْحَمْدُ وَلَک الشُّکرُ وَاِلَیک الْمُشْتَکى وَاَنْتَ الْمُسْتَعانُ فَاَسْئَلُک یا

ستایش و خاص تو است سپاسگزارى و بدرگاه تو است شکوه و توئى که بیاریت طلبند از تو خواهم اى

اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

خدا اى خدا اى خدا به حق محمد و آل محمد که درود فرستى بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَکشِفَ عَنّى غَمّى وَهَمّى وَکرْبى فى مَقامى هذا کما

محمد و برطرف کنى از من غصه و اندوه و گرفتاریم را در این جایگاهم چنانچه

کشَفْتَ عَنْ نَبِیک هَمَّهُ وَغَمَّهُ وَ کرْبَهُ وَکفَیتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ فَاکشِفْ

برطرف کردى از پیامبرت اندوه و غصه و گرفتاریش را و کفایت کردى از او هراس دشمنش را پس برطرف کن

عَنّى کما کشَفْتَ عَنْهُ وَفَرِّجْ عَنّى کما فَرَّجْتَ عَنْهُ وَاکفِنى کما کفَیتَهُ

از من چنانچه برطرف کردى از او و بگشا از من چنانچه گشودى از او و کفایتم کن چنانچه او را کفایت کردى

وَاصْرِفْ عَنّى هَوْلَ ما اَخافُ هَوْلَهُ وَمَؤُنَةَ ما اَخافُ مَؤُنَتَهُ وَهَمَّ ما

و بگردان از من هراس آنچه را مى ترسم از هراسش و هزینه آنچه را مى ترسم از هزینه اش و اندوه آنچه را

اَخافُ هَمَّهُ بِلا مَؤُنَةٍ عَلى نَفْسى مِنْ ذلِک وَاصْرِفْنى بِقَضآءِ

مى ترسم از اندوهش بى آنکه زحمتى از این ناحیه به من برسد و بازم بگردان با حاجات

حَوائِجى وَکفایةِ ما اَهَمَّنى هَمُّهُ مِنْ اَمْرِ آخِرَتى وَدُنْیاىَ یا اَمیرَ

برآورده و کفایت کردن آنچه اندوهش مرا فراگرفته از کار آخرت و دنیایم ، اى امیر

الْمُؤْمِنینَ [وَیا اَبا عَبْدِ اللَّهِ] عَلَیکما مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ

مؤ منان [و اى ابا عبداللّه ] بر شما باد از جانب من سلام خدا همیشه تا من زنده ام و

اللَّیلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِکما وَلا فَرَّقَ اللَّهُ

شب و روز برجا است و قرار ندهد خداوند این زیارت مرا آخرین بار از زیارت شما دو بزرگوار و جدا نکند خدا

بَینى وَبَینَکما اَللّهُمَّ اَحْینى حَیوةَ مُحَمَّدٍ وَذُرِّیتِهِ وَاَمِتْنى مَماتَهُمْ

میان من و شما را خدایا زنده ام دار به زندگى محمد و فرزندانش و بمیرانم به مرگ ایشان

وَتَوَفَّنى عَلى مِلَّتِهِمْ وَاحْشُرْنى فى زُمْرَتِهِمْ وَلا تُفَرِّقْ بَینى وَبَینَهُمْ

و جانم را بر کیش آنها بگیر و در گروه و جرگه آنان محشورم کن و جدائى مینداز میان من و ایشان

طَرْفَةَ عَینٍ اَبَداً فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَیا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

چشم برهم زدنى هرگز در دنیا و آخرت اى امیرالمؤمنان و اى اباعبداللّه

اَتَیتُکما زاَّئِراً وَمُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ رَبّى وَرَبِّکما وَمُتَوَجِّهاً اِلَیهِ بِکما

آمده ام به درگاهتان براى زیارتتان و براى آنکه توسل جویم به درگاه خدا پروردگارم و پروردگار شما دوبزرگوار و روکنم بدرگاه

وَمُسْتَشْفِعاً بِکما اِلَى اللَّهِ تَعالى فى حاجَتى هذِهِ فَاشْفَعا لى فَاِنَّ لَکما

او بوسیله شما و شفیع گیرم شما را به نزد خداى تعالى در این حاجتى که دارم پس شما دو بزرگوار شفاعت کنید براى من


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved