شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:  
ایمیل:  اختیاری
شهر:    
درج مطلب
 
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
138186
نام: هادی
شهر: گیلان
تاریخ: 5/24/2017 11:28:07 PM
کاربر مهمان
  بنام خدا،سلام
لطفاً به عهدوپیمان تان عمل کنید
عهد خداوند واقعی میباشد و خداوند هیچوقت خلف وعده نمیکند
وقتی کسی انفاق میکند پول انفاق کننده اول بدست خدا میرسد بخاطر
همین موضوع وقتی کسی پولی به عنوان انفاق به شخصی میدهد دست خودش را میبوسد
در قرآن گفته شد ای انسان چرا حرفی میزنی و به آن عمل نمیکنی
انسان در ازای حرفش یا آنچه که میگوید مسؤل است
ما مسلمانیم بایستی راه خدا را در پیش بگیریم کسیکه راه خدا را میرود
بایستی همان راه را تا آخر ادامه بدهد
مسلمان و مؤمن راهی غیر از راه خدا نمیشناسد
تو نیکی کن در دجله انداز که عزت در بیابانت دهد باز
در قرآن آمده جزای نیکی نیکی است
پس خدا جان به عهد خودت وفا کن به ما پاداش بده آمین
138185
نام: ....
شهر:
تاریخ: 5/24/2017 5:11:12 AM
کاربر مهمان
  .....
138184
نام: inconnu
شهر: errante
تاریخ: 5/24/2017 12:47:15 AM
کاربر مهمان
  آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست پس برادر خوبم، برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی.
شهید آوینی

بالا سمت راست صفحه نوشته شده..امیدوارم همه بهش توجه کرده باشند... .
138183
نام: یه بدبخت
شهر: غربت
تاریخ: 5/23/2017 7:04:18 PM
کاربر مهمان
  سلام چرا من اینقدر بدبختم دختری هستم بیست و شش ساله پنج ساله که دلم میخوام ازدواج کنم ولی هر خواستگاری که میاد هیچ کدوم بهم نمیخورن و کلی ملاکهاشان با من فرق داره بخدا ن پرتوقعم نه غیر منطقی نه خونه نه ماشین نه طلا و رسم و رسومات و نه مهریه بالا اهلش نیستم و نمیخوام فقط میگم هر کی میاد همونطوری که هستم منو بخواد و خوش اخلاق باشه و از لحاظ تیپ و چهره بهم بخوریم چندتاشون خیلی چاق بودن و سنشان نه ده سال از من بیشتر و چند تا آخری هم با وجود معرف که داشتیم و میدونستن من دختر مانتویی خیلی معمولی هستم اومدن و گفتن باید چادر بپوشی.من فقط چادر نمیپوشم و مانتویی هستم با مانتو بلند و بدون ارایش و خیلی رعایت میکنم و بیشتر وقتا با مقنعه.اونوقت هم که دانشگاه میرفتم دوستام با کلی دوست پسر و... من گفتم خدایا من بخاطر تو نمیرم سمت گناه و منتظر میشینم تا یک بخت ب و هم کفو خودم نصیبم کنی دو ساله که دست به دعا شدم و کار هر روز و شبم شده دعا بخدا بعضی وقتا دیگه ناامید میشم خسته شدم چرا خدا جوابمو نمیده مگه خودش نگفت تو دعا کن تا مستجاب کنم پس چرا جوابمو نمیده مگه من چه گناهی کردم که دعاکو مستجاب نمیکنه اینقدر در رفتارم و گفتارم و اعمالم مراقبم تا کسی رو اذیت نکنم و نه به گناه بیفتم نه به گناه بندازم ولی بخدا خسته شدم این حقم نبود خدا
138182
نام: کوثر
شهر: خرمشهر
تاریخ: 5/23/2017 5:09:14 PM
کاربر مهمان
  خدایا دل کسی نشکنه دل شکستن خیلی بده خدایا هر کی تو این سایت هست هر حاجتی داره ایشالله براورده بشه برا همتون دعا میکنم شما هم منو فراموش نکنید .... میخوام یه حقیقتی رو بگم خیلی ب سایتتون دل بستم واقعا ممنونم هر وقت میام مشکلات بقیه رو میخونم مشکل خودمو یادم میره برا همتون دعا میکنم ....... ممنون از سایت خوبتون .... سلامت و پایدار باشید
138181
نام: ستاره
شهر: مشهد
تاریخ: 5/23/2017 4:46:56 PM
کاربر مهمان
  سلام من دلم خیلی گرفته ازاین دنیایی که هر چی تلاش کردم بازم عقب ماندم دلم می سوزه کاش هیچ وقت به دنیا نیامده بودم توی زندگیم غم بزرگی دارم برام دعا کنید مشکلم حل بشه
138180
نام: آسمان
شهر: تهران
تاریخ: 5/23/2017 1:56:08 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای ماه مبارک

سلام
چند ماه قبل که از سایت رفتم بیرون دلیل اوردم که همه نا امیدن و حرف های موثر رو کسی اثر نداره . دلم شکست احساس کردم به خدا داریم بد و بیراه میگیم. خداحافظی کردم 8 ماه قبل فقط بخواطر همین .

تو آخرین مطلبم نوشتم داستان زن موسن که نابینا و ناشنوا و معلول بود و که صبح و شب شکر خدارو میکرد دلیلش هم این بود که خدا اسباب گناه و ازش گرفته.
هرکی از قبل باشه اینجا یادشه هزار بار گفتم اهل گناه بودم ولی 4 سال قبل توبه کردم و دیگه برنگشتم . عاشق همسرم شدم ازدواج کردم شاغل شدم درکل خوشبخت شدم و هستم
اما ............

روز چهاردهم اردیبهشت 2.3 هفته بیش زودبز روی صورتمو شکممو دستم سوخت .سوختگی درجه 3 یازده درصد.

منم تازه عروسم تازه روی خوش داشتم میدیدم

منم ناشکری کنم
بازم میرم از سایت ولی تروخدا دم ماه رمضونی با ناشکری نگذرونید

یادتونه میگفتم هرکی برای خدا مهم باشه جام بلا بیشترش میدهند؟
یادتونه میگفتم روزه نذر کردم طوری بشه همیشه با گریه دم سجادم زانو بزنم ؟
بخدا حرفامو تجربه کردم
خدا بهتر ازهمه ما به احوال بنده هاش ....................


دوباره یاعلی
خدا نگهداره
138179
نام: عسل
شهر: نیریز
تاریخ: 5/23/2017 9:10:39 AM
کاربر مهمان
  خدایا .دلم که براش تنگ میشه دوس دارم زجه بزنم وبلند بلند اشک بریزم .اما چه کنم که نمیشه.همه میگن دیوونه است .خدایا بی صدا اشک میریزم .تا فقط تو شاهد دلتنگیم باشی نه آدما.خدایا میخوام دستای تو اشک چشماموپاک کنه. نه زخم زبون آدمه .خدایا دلم براش تنگ شده.خدا این درد رو کجا فریاد بزنم غیر از در خونه خودت ...خدایا خودت راهگشا باش .میدونی که توی این دنیاهیچکسی رو غیراز تو ندارم ...
138178
نام: امید خالق
شهر: افراتخت قائمشهر مازندران
تاریخ: 5/22/2017 4:19:12 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدم.امید خالق.یه بچه روستایی که به خاطر زندگی تو شهر حالا شده شهری.3 سال پیش اومدم شلمچه.با خودم فکر کرده بودم گفتم بسه دیگه تو راه شلچه که نمیشه اهنگ های شاد و غمگین گوش کرد.دلم نمیکشید که گوش کنم.اومدم تو گوگل و سرچ کردم نوا های دفاع مقدس که با سایت شهید آوینی مواجه شدم.هرچی ک تو قسمت دفاع مقدس بودو ریختم تو لبتابمو بعد انتقال دادم به موبایلم.الان 3 ساله ک از اون روز میگزره.یاد واره شهدا داریم. داشتم بنر های یادواره رو طراحی میکردم.بهو یاد این سایت افتادم.رفتم تو قسمت نوا های دفاع مقدس و موسیقی دفاع مقدس 1 رو دانلود کردم.خواستم مرورگرو ببندم که گفتم یه سری به گالری سایت بزنم.رفتم یه سری به عکس های بچه های تفحص زدم . تنم یهو مور مور شد . یاد اونروزی ک رفتم شلمچه افتادم.بعد گفتم من که ارزشی برا رفتن اونجا ندارم.چون برا عید امسال یکی از دوستام گف بیا بریم و بایت یه چیزی ردش کردم.خیلی پشیمون بودم.داشتم گریه میکردم که فرمانده پایگاهم اومد به دفتر فنی چاپم.من 19 سالمه.خیلی هم علاقه به کامپیوتر دارم.اینا رو بیخیال.فرماندم ک رسید هول شدم و شروع کردم به پاک کردن اشکام.گفت امید چیزی شده گفتم نه.گف خب داستان هزینه این طراحی ها چی میشه.گفتم هیچی برا شهدا...بعد برا اینکه صورتمو یه ابی بزنم گفتم الان میام.دیدم میگه امید علیرضا و محمد رضا میخوان برن شلمچه به هزینه پایگاه ... تو هم میری ؟ همونجا بود که احساس کردم همین الان پیشمن...شهدا رو میگم
138177
نام: امل
شهر: خرمشهر
تاریخ: 5/22/2017 3:01:56 PM
کاربر مهمان
  خدایا دوست دارم دکتر بشم ازت خواهش می کنم ارزومو براورده کن پدر خدا بیا مورزتش این رشتی من رو دوست داشت دوست دارم اریشگر بشوم ارزو ها مو براورده کن تروخدتا چون بابای من این رشته واین کار را دوست دارد براورده کن واریشگاه دوست دارد براورده کن من این رشته را خیلی دوست دارد
برلورده کن تا بابای من خوشحال بشود که من یک خانم شدم در غبرش خوشحال شود که دخترم یک خانم شده برای خودش برام دعا کنید خدایا نزار دتل پدرم بشکنه دعا کنید برام

من کلاس چهارمم دبستان دعا کنید
13819 13818 13817 13816 13815 13814 13813 13812 13811 13810 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved