شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:  
ایمیل:  اختیاری
شهر:    
درج مطلب
 
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
138976
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/21/2018 9:03:40 PM
کاربر مهمان
  از غصه‌ها دست بکش.
کمی لبخند به لب‌هایت بزن.
پاهـایت را بـردار و راه بیفت!
زندگی پر از زیبایی‌های بی‌انتهاست ؛
لذت ببر.
این لحظه‌ها حق توست.
تو را که برای گریستن نیافریده‌اند...!
نگران آدم‌هایی نباش که مدام شاخ و برگت را می‌ریزند.
آنها غافل هستند که تو ریشه داری و در بدترین شرایط هم جوانه میزنی!
پاهایت را بردار و به کفش‌هایت ایمان داشته باش؛
آنها تو را از پیچ و خم‌ها عبور می‌دهند!
138975
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/20/2018 11:50:46 PM
کاربر مهمان
  ♦️عتیقه‌فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسه‌ای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشه‌ای افتاده و گربه در آن آب می‌خورد. با خود فکر کرد که اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. كاسه فروشی نیست.

⭐️ دیگران را احمق فرض نکنیم ⭐️
138974
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/20/2018 8:16:22 PM
کاربر مهمان
  آخرین شب دی ماه هم از راه رسید...

خوب یا بد تمام شد.

الهی "بهمن" براتون برکت، شادی، آرامش، خوشبختی، موفقیت

و "نگاه خدا" را به همراه داشته باشه...
138973
نام: ناکام
شهر: اصفهان
تاریخ: 1/20/2018 7:05:00 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان,آیا اینجا کسی هست که چهار سال برای یه آرزو دعا کرده باشه و به خواسته ش نرسیده باشه,طوری که دیگه متاسفانه مثل من در حال از دست دادن امید و ایمانش باشه,سخته واقعا,هر کسی داره مطلب منو میخونه اگه اینطور هست بگه بخدا من در حال نابودی هستم,اخه دیگه باید چیکار کنم؟
138972
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/20/2018 4:48:37 PM
کاربر مهمان
  پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند.

هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او بخرد تا
موهایش را سرو سامانی بدهد.
پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرم
حتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.
پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد..
پیرمرد فردای انروز بعد از تمام شدن کارش به بازار رفت و ساعت خود را فروخت و شانه برای همسرش خرید ..
وقتی به خانه بازگشت شانه در دست با تعجب دید که همسرش موهایش را کوتاه کرده است و بند ساعت نو برای او گرفته است .
مات و مبهوت اشکریزان همدیگر را نگاه میکردند.
اشکهایشان برای این نیست که کارشان هدر رفته است برای این بود که همدیگر را به همان اندازه دوست داشتند و هرکدام بدنبال خشنودی دیگری بودند.
به یاد داشته باشیم.
اگر کسی را دوست داری یا شخصی تو را دوست داشته باشد باید برای خشنود کردن او سعی و تلاش زیادی انجام دهی..

عشق و محبت به حرف نیست باید به آن عمل کرد...
138971
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/20/2018 12:29:13 PM
کاربر مهمان
  موفقیت یعنی
آنطور که دل خودتان می خواهد زندگی کنید؛ کاری که خودتان دوستش دارید را انجام دهید؛آدمی که خودتان دوستش دارید را دوست بدارید،لباسی که خودتان می پسندید را به تن کنید،در راهی که خودتان انتخاب کردید قدم بردارید...به تعبیری با تمام تاسف"ما بیشتر می پسندیم که خوشبخت نباشیم اما دیگران ما را خوشبخت بدانند تا این که خوشبخت باشیم اما دیگران ما را بدبخت بدانند.
138970
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/20/2018 11:11:50 AM
کاربر مهمان
  چه کسی می داند
که تو در پیله ی تنهایی خود، تنهــــایی؟

چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایــی؟

پیله ات را بگشا،
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایــی!!🦋
138969
نام: بهار
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/19/2018 11:12:21 PM
کاربر مهمان
  امیدها و آرزوهایت را
دانه دانه بباف و
به دست خدا بسپار
خواهی دید که چه عاشقانه
تمامی گره‌ها را برایت خواهد گشود...
138968
نام: صهبا
شهر: تهران
تاریخ: 1/19/2018 7:28:50 PM
کاربر مهمان
  چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود...
از سوم راهنمائی که تو این سایت می چرخیدم، مداحی دانلود می کردم، حرف دل هارو می خوندم و...تا الان که سال سوم دانشگاهم.
یادش بخیر

موفق باشید
التماس دعا
138967
نام: شهید گمنام
شهر: مشهد
تاریخ: 1/18/2018 10:22:29 PM
کاربر مهمان
  سلام دلم گرفته از زمانه ای که برای اینکه همه به دنبال جلب توجه هستن خدایا راه مستقیم به همه ما نشان بده
13898 13897 13896 13895 13894 13893 13892 13891 13890 13889 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved