شهید آوینی

 

علاج واقعه را قبل وقوع بايد كرد

نوشته: علی الرشید


 جنایت غیر انسانی بهترین عبارتی است که می توان در توصیف اقدامات کنونی صهیونیست های اشغالگر علیه ساکنان نوارغزه به کار برد. رژیم صهیونیستی قساوت و سنگدلی تمام نبرد بی رحمانه ای را علیه فلسطینیان به راه انداخته است و عقده درونی خود را از طریق بمباران مناطق فلسطینی و یورش های وحشیانه به این مناطق بر سر فلسطینیان خالی می کند و حتی غیر نظامیان را به خاک و خون می کشد و میان مبارز و کودک و فرد سالخورده یا میان یک همایش حزبی یا یک مراسم عروسی هیچ تفاوتی قائل نیست. "اسرائیل" گذرگاه ها را به طور کامل بسته است و سیاست مجازات دسته جمعی فلسطینیان را اعمال می کند که این جنایات حکایت از یک بحران قریب الوقوع دارد. این رژیم همچنین مانع از انتقال کمک های مالی و مواد غذایی اساسی نظیر شیرخشک به نوار غزه می شود و از سوخت رسانی به این منطقه جهت تامین آب و برق ممانعت می کند و همچنین از سفر بیماران فلسطینی به خارج از اراضی اشغالی جهت درمان جلوگیری می کند و به خاطر همین اقدامات غیر انسانی شمار زیادی از آنان جان باخته اند . آیا جنایتی باقی مانده که رژیم اشغالگر قدس برای تضعیف اراده پولادین ملت پایدار و صبور فلسطین که از 7 ماه پیش در قفس تنگ محاصره حبس شده اند، دست به آن نزده باشد.

همه این جنایات در پرتو سکوت محافل عربی و بین المللی صورت می گیرد و منظورم اینجا محکوم کردن و تقبییح نیست، زیرا این اقدامات هیچ سودی به حال یک میلیون و سیصد هزار نفری که در معرض مرگ تدریجی قرار گرفته اند، ندارد، بلکه مقصودم موضع گیری ها و واکنش ها عملی است که در اعتراض به شرایط و واقعیت موجود که مولود اراده جائرانه رژیم صهیونیستی و آمریکا می باشد و در حمایت از فلسطینیان صورت می گیرد و به رنج و مشکلات و محنت های آنان پایان می بخشد.

متاسفانه نه تنها جنبش مقاومت اسلامی حماس و گروه های مقاومت؛ بلکه تمامی ملت فلسطین بهای ناکامی ها رژیم غاصب صهیونیستی در براندازی حماس را می پردازد؛ به ویژه پس از این که حماس از طریق یک انتخابات سالم و شفاف اکثر کرسی های مجلس قانون گذاری فلسطین را به دست آورد و نوار غزه را به کنترل کامل خود درآورد و همچنین پس از آن که ارتش "اسرائیل" در متوقف کردن حملات موشکی مبارزان فلسطینی به شهرها و مناطق فلسطینی به رغم حملات هوایی و اقدامات تروریستی بی وقفه علیه ملت فلسطین ناکام ماند؛ همه فلسطینیان بهای مشکلات و بحران احزاب و بحران داخلی رژیم صهیونیستی را می پردازند. کاملا پیداست که ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی که از حمله گسترده به نوار غزه هراس دارد به منظور جلب رضایت برخی فرماندهان ارتش خون آشامش و رهبران برخی احزاب صهیونیستی در کابینه ائتلافی اش دستور کشتارهای خونین را می دهد. به رغم این که اولمرت در جریان مذاکرات با فلسطینیان هیچ امتیازی به تشکیلات خودگردان نداده است و حتی از آن انتظار نمی رود که چنین کاری را انجام دهد؛ رهبران این احزاب اولمرت را به چشم پوشی از اصول "اسرائیل" به منظور ادامه مذاکره با مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین متهم می کنند. وی با ارتکاب جنایت علیه فلسطنییان می خواهد به گزارش وینوگراد که وی را مسئول شکست در جنگ سی و سه روزه می داند؛ سرپوش بگذارد.

باید میان نوع واکنش ها  یک مقایسه ای به عمل آوریم و نخست واکنش های مقامات سرزمین های اشغالی و رژیم صهیونیستی را مورد بررسی قرار دهیم. وزیران حزب "اسرائیل بیتنا" به رهبری "افیگدور لیبرمن" وزیر امور راهبردی رژیم غاصب صهیونیستی در اعتراض به آنچه که آن را آغاز مذاکره مرحله نهایی میان "اسرائیل" و سازمان آزادی بخش فلسطین "ساف" قلمداد می کنند، استعفا داده از ائتلاف کناره گیری کردند. این حزب 11 کرسی کنست "اسرائیل" را در اختیار دارد و اولمرت همچنان به خاطر این مسئله در معرض تهدید قرار دارد.

در عرصه داخلی فلسطین نیز به رغم ادامه شهرک سازی حتی پس از کنفرانس آناپولیس و به رغم کشت و کشتارهایی که ارتش عبری در نوار غزه و کرانه باختری به راه انداخته است، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و اطرافیانش همچنان به مذاکراتشان با سران تل آویو ادامه می دهند و به خواسته های جنبش حماس و دیگر گروه ها توجهی نمی کنند. جنبش های فلسطینی و گروهای مقاومت فلسطین بارها خواستار برقراری آشتی ملی و تحکیم و تقویت وحدت ملی در جهت مصاف با تجاوزات وحشیانه ارتش اسرائیل و مقابله با شهرک سازی شده اند؛اما تشکیلات خودگردان فلسطین همچنان شروط جائرانه خود برای گفت و گو با حماس را تکرار می کند.

برخی شخصیت های جنبش فتح به رهبری محمود عباس بر این باورند آن چه که در نوار غزه رخ می دهد؛ امکان ندارد؛ تشکیلات خودگردان را در تنگنا قرار دهد و روند سازش را به چالش بکشاند، بلکه این تشکیلات به گفت و گو و مذاکرات بی فایده خود با تل آویو ادامه خواهد داد و هرگز مانع تداوم این گفت و گوها نخواهد شد.

در سطح عربی و اسلامی، آنچه که مورد نظر است در دو مسئله کاملا جدید و قدیم معنا می یابد و آن هم لغو محاصره نوار غزه و اعمال فشار در جهت تحکیم و تقویت وحدت ملی فلسطین است. عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب به تازگی در خصوص مسئله نخست گفته است:« من از تمامی عرب ها می خواهم تا در جهت لغو محاصره ساکنان نوار غزه دست به قیام بزنند و با ارائه کمک های غذایی و دارویی و مادی به حمایت از ساکنان این منطقه برخیزند.»

سوالی که اینجا مطرح می شود؛ این است که پس از این که کار به گرسنه نگه داشتن ملت فلسطین و قطع شیر خشک  و مرگ بیماران و مجروحان و گلوله باران کودکان و زنان و غیر نظامیان بی گناه در مقابل دیدگان آنان (عرب ها و مسلمانان) صورت گرفت؛ چه انتظاری از عرب ها و مسلمانان می رود؟

گذرگاه رفح تنها گذرگاه میان مصر و نوار غزه است؛ پس چه عاملی مصر را از برداشتن گامی موثر در جهت گشودن این گذرگاه منع می کند و چه عاملی مانع از حمایت عرب ها از این اقدام بشردوستانه و شرافتمندانه ملی مصر علی الخصوص در سایه ادامه پافشاری آمریکا و رژیم صهیونیستی بر تداوم محاصره و اتهامات آمریکا و اسرائیل علیه مصر مبنی بر بی ثبات کردن امنیت منطقه می شود. کاخ سفید و تل آویو مدعی هستند که مصر از امنیت رژیم صهیونیستی حمایت نمی کنند.

چرا ما نباید اقدام اساسی را در جهت حمایت و پشتیبانی از ملت فلسطین و ناکام گذاشتن اقدامات صهیونیست ها و همپیمانان آنان به عمل بیاوریم.

امروز ضرورت اتخاذ موضع گیری های یکپارچه و هماهنگ ازسوی فلسطینیان و اعراب و مسلمانان با توجه با اوضاع در حال انفجار و غیرقابل کنترل نوار غزه به وضوح مشاهده می شود و الزامی است . در غیر این صورت مسئولیت وخامت اوضاع در صورت وقوع فاجعه انسانی و تبعات ناشی از آن به عهده آنان خواهد بود.

منبع: palestine-persian.info

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo