شهید آوینی


زهد و ايثار حضرت زهرا (س)

با توجه به اينكه حب دنيا سرچشمه‏ى همه‏ى گناهان است، چنانكه در حديث معروف نبوى آمده «حب الدنيا رأس كل خطيئة» و همه‏ى تجربيات و مشاهدات ما نيز نشان مى‏دهد كه تمام تجاوزها، جنايتها، ظلمها، و ستمها، دروغها، خيانتها به خاطر همين دلبستگى شديد به مال، مقام و شهوت صورت مى‏گيرد، روشن مى‏شود كه زهد و وارستگى پايه‏ى اصلى تقوا و پاكى و صلاح است.
ولى «زهد» به معنى ترك دنيا و رهبانيت و بيگانگى از اجتماع نيست، بلكه حقيقت زهد همان آزادگى و عدم اسارت در چنگال دنياست.
«زاهد» كسى است كه اگر تمام دنيا را در اختيار داشته باشد دلبسته و وابسته به آن نباشد. اگر يك روز ببيند رضاى خدا در اين است كه از همه‏ى آن چشم بپوشد، به اين معامله حاضر باشد، و از جان و دل بگويد: هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس.
و اگر يك روز حفظ آزادگى و شرف و ايمان در چشم‏پوشى از مال و جان و زندگى بود فرياد «هيهات منا الذلة» بلند كند.
و به گفته‏ى قرآن مجيد زاهد كسى است كه نه بر گذشته و آنچه از دست داده تأسف بخورد، و نه از آنچه فعلاً در اختيار دارد زياد خوشحال باشد:
(ليكلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم)(1)

اين بخاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد.
با اين فراز كوتاه به سراغ شخصيت فاطمه عليهاالسلام در اين زمينه از ديدگاه احاديث پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در كتب ديگران مى‏رويم:
23- ابن‏حجر و ديگران در روايتى از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل كرده‏اند: او هنگامى كه از سفر بازمى‏گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏آمد، و مدتى نزد او مى‏ماند، ولى يك بار براى فاطمه زهرا عليهاالسلام دو دستبند از نقره و همچنين يك گردن‏بند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده‏اى بر در اطاق آويزان كرده بود.
هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم وارد شد و اين منظره را ديد بيرون آمد در حالى كه آثار غضب در چهره‏اش نمايان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.
فاطمه عليهاالسلام دانست كه ناخشنودى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر همان مختصر زينت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف كند.
هنگامى كه چشم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به آن افتاد سه بار فرمود:
«فعلت، فداها ابوها»(2)
فاطمه آنچه را كه مى‏خواستم انجام داد، پدرش به فدايش باد.

واضح است يك جفت دستبند نقره و گردن‏بند و گوشواره‏اى از نقره چندان بهائى ندارد، و از آن بى‏بهاتر پرده‏ى ساده‏اى است كه انسان بر در اطاق بياويزد، ولى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم همين را دون شأن فاطمه مى‏شمرد، و افتخار و فضيلت او را در سجاياى انسانيش مى‏دانست.
فاطمه عليهاالسلام اين درس را از محضر پدر بخوبى آموخت، هم زرق و برق دنيا را ترك گفت و خود را اسارت آن رهائى بخشيد، و هم آنچه داشت در راه خدا و بندگان محروم صرف كرد.
در حديثى كه سابقاً از «حليةالاولياء» (تحت شماره‏ى 3) نقل كرديم، خوانديم كه فاطمه زهرا عليهاالسلام حتى پوشش كافى در خانه براى آمدن ميهمانهاى نامحرم نداشت كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عباى خود را به او داد تا خود را بپوشاند و آماده براى آمدن ميهمانان جهت عيادت او در بيماريش گردد.
داستان جهيزيه‏ى فاطمه عليهاالسلام و مراسم شب زفاف او كه در نهايت سادگى برگزار شد دليل روشن ديگرى بر زهد و وارستگى كامل اوست.
خدمات او در خانه‏ى على عليه‏السلام تا آنجا كه با يك دست گندم را براى پختن نان آسياب مى‏كرد، و با دست ديگر طفلش را در آغوش مى‏گرفت، همه شاهد گوياى مقام زهد اوست، گواه اين معنى حديث زيرا است:

24- ابونعيم اصفهانى چنين نقل مى‏كند:
«لقد طحنت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم حتى مجلت يدها، وربا، و اثر قطب الرحى فى يدها» (3)
فاطمه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنقدر با دست خود آسياب كرد كه دستش تاول زد، و ورم كرد، و آثار دستاش در دستش نمايان گشت.
25- در «مسند احمد» كه از معروفترين منابع اهل سنت است از انس بن مالك چنين نقل شده كه: روزى بلال براى نماز صبح، دير به خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد، رسول خدا فرمود: چرا دير آمدى؟
عرض كرد: از كنار خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام مى‏گذشتم در حالى كه با دست خود آسيا مى‏كرد، و كودكش گريان بود، گفتم: اگر اجازه فرمائى من آسيا مى‏كنم و شما كودك را آرام كنيد، و اگر اجازه فرمائيد من كودك را آرام مى‏كنم و شما آسيا كنيد.
او گفت: من نسبت به فرزندم از تو مهربانترم، (و من مشغول آسيا كردن شدم و او كودكش را آرام كرد) و اين امر باعث تأخيرم شد.
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود:
«فرحمتها رحمك اللَّه» (4)

تو نسبت به فاطمه رحم و محبت كردى، خداوند تو را مشمول رحمتش كند!
فضائل اخلاقى بانوى اسلام از جمله شجاعت و شهامتش در مقام دفاع از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در مقابل مشركان مكه، و آمدنش به ميدان احد براى بستن زخمهاى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مطلبى است كه بر كسى پوشيده نيست، و در احاديث گذشته اسناد و مدارك آن آمد.
او از لحظه‏ى تولد در مسير عبوديت و بندگى خدا بود و اين امر تا آخرين لحظات عمرش ادامه داشت، حديث زير شاهد گوياى اين معنى است:
26- در داستان تولد بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام و انعقاد نطفه او از ميوه بهشتى و آمدن چهار زن با شخصيت جهان- همچون مريم و...- به هنگام تولد او آمده است:
«فولدت فاطمة عليهاالسلام فوقعت حين وقعت على الارض ساجدة»(5)

به اينگونه فاطمه متولد شد و در حين تولد براى خدا سجده كرد.
27- مقام عفت او به آن حد بود كه در همان كتاب از اسماء بنت عميس داستان عجيبى به اين شرح نقل شده است:
روزى فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: من از كار مردم مدينه كه زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشايندى براى دفن مى‏برند، و تنها پارچه‏اى بر او مى‏افكنند كه حجم بدن از پشت آن نمايان است ناخرسندم.
اسماء گفت: من در سرزمين حبشه چيزى ديده‏ام كه با آن جنازه‏ى مردگان را حمل مى‏كردند، سپس شاخه‏هائى از درخت نخل را برداشت و به صورت تابوت مخصوصى درآورد كه پارچه‏اى را روى چوبهاى آن مى‏افكندند، و بدن را درون آن مى‏گذاردند،به گونه‏اى كه بدن پيدا نبود.
هنگامى كه فاطمه بانوى بزرگ اسلام عليهاالسلام آن را مشاهده كرد فرمود: بسيار خوب و عالى است (و هنگامى كه من از دنيا رفتم مرا با آن برداريد)...
و در ذيل همين حديث آمده است: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام چشمش به آن افتاد تبسم فرمود، و اين تنها تبسم او بعد از وفات پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود.

پی نوشت ها


1ـ ذخائرالعقبى 54.
2ـ سوره‏ى حديد (57)، آيه‏ى 23.
3ـ الصواعق‏المحرقه 109.
4ـ حليةالاولياء 2/ 41.
5ـ مسند احمد 3/ 150.



Copyright © 2003-2019 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo