بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

كلام :120

و من كلام له ع وَ قَدْ قامَ رَجُلٌ مِنْ اءَصْحابِهِ فَقالَ: نَهَیتَنا عَنِ الْحُكُومَةِ ثُمَّ اءَمَرْتَنا بِها، فَلَمْنَدْرِ اءَی الْاءَمْرَینِ اءَرْشَدُ؟ فَصَفَقَ ع إِحْدَى یدَیهِ عَلَى الْاءُخْرَى . ثُمَّ قَالَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) یكى از اصحابش برخاست و گفت : ما را از حكمیت منع مى كردى و سپسخود حكمى برگماشتى ندانیم كدامیك از این دو به صواب نزدیكتر است ، على (ع ) دست بردست زد و فرمود:


كلام :121

و من كلام له ع قالَهُ لِلْخَوارِجِ، وَ قَدْ خَرَجَ إِلَى مُعَسْكَرِهِمْ وَ هُمْ مُقِیمُونَ عَلَى إِنْكَارِ الْحُكُومَةِ

سخنى از آن حضرت (ع ) این سخن خطاب به خوارج است ، هنگامى كه به لشكرگاهشان رفتهبود و آنان ، همچنان ، در مورد حكمیت خرده مى گرفتند.


كلام : 122

و من كلام له ع قالَهُ لا صْحابِهِ فِی ساعَةِ الْحَرْبِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) به اصحاب خود در عرصه پیكار فرمود:


كلام : 123

و من كلام له ع

سخنى از آن حضرت (ع )


كلام : 124

و من كلام له ع فِی حَثِّ اءَصْحابِهِ عَلَى الْقِتالِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در برانگیختن اصحابش به جهاد:


كلام :125

و من كلام له ع فِى مَعْنى الْخَوارِج لَمَا اءَنْكَرُوا تَحْكِیمَ الرَّجالِ، وَ یذُمُّ فِیه اءَصْحابَهُ فِىالتَّحْكِیمِ، فَقالَ عَلَیهِالسَّلامُ:

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره خوارج . هنگامى كه حكمیت مردان را منكر شدند. اینك اصحابش رانكوهش مى كند.


كلام : 126

و من كلام له ع لَمَّا عُوتِبَ عَلى التَّسوِیةَ فی الْعَطاءِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه او را مورد عتاب قرار دادند كه چرا عطایا را به تساوىتقسیم مى كند.


كلام : 127

و من كلام له ع لِلْخَوارِجِ اءَیضا

سخنى از آن حضرت (ع ) خطاب به خوارج


كلام : 128

و من كلام له ع فِیما یخْبِرُ بِهِ عَنِ الْمَلاحِمِ بِالْبَصْرَةِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) از حوادث شگرف بصره خبر مى دهد:


خطبه : 129

و من خطبة له ع فِی ذِكْرِ الْمَكاییلِ وَالْمَوازِینِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) درباره پیمانه ها و ترازوها:


كلام : 130

و من كلام له ع لا بِی ذَرٍ، رَحِمَهُ اللَهُ، لَمَا اءُخْرِجَ إ لَى الرَّبَذَةِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در خطاب به ابوذر، رحمه الله ، هنگامى كه عثمان او را به ربذهتبعید كرد:


كلام : 131

و من كلام له ع

سخنى از آن حضرت (ع )


خطبه : 132

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 133

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 134

و من كلام له ع وَ قَدْ شاوَرَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَابِ فی الْخُرُوج إ لى غَزْوِ الرَّومِ بِنَفْسِهِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) عمر براى اینكه خود به نبرد رومیان رود با او مشورت كرد و على (ع) فرمود:


كلام : 135

و من كلام له ع وَ قَدْ وَقَعتْ مُشاجَرَةُ بَینَهُ وَ بَینَ عُثْمانَ، فَقالَالْمُغِیرَةُ بْنَ الاَْخْنَس لِعُثْمانَ:اءَنَااءَكْفِیكَهُ، فَقالَ عَلى عَلَیهِ السَّلامُ لِلْمُغِیرَةِ:

سخنى از آن حضرت (ع ). روزى میان او و عثمان مشاجره اى در گرفت . مغیرة بن اخنس ، كه درآنجا بود، به عثمان گفت من تو را در برابر او بسنده ام و امیرالمؤ منین مغیره را فرمود:


كلام : 136

و من كلام له ع فی اءمر البیعة

سخنى از آن حضرت (ع ) در مورد بیعت


كلام : 137

و من كلام له ع فى مَعْنى طَلْحَةَ وَ الزُبَیرِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره طلحه و زبیر:


خطبه : 138

و من خطبة له ع یومِئُ فِیها إ لى ذِكْرِ الْمَلاحِمِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در آن به حوادث بزرگ اشارت دارد:


كلام : 139

و من كلام له ع فی وَقْتِ الشُّورى :

سخنى از آن حضرت (ع ) هنگام شورا:


كلام : 140

و من كلام له ع فی النَهْی عَنْ غِیبةِ النَّاسِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در نهى از غیبت مردم :


كلام : 141

و من كلام له ع فى النهى عن سماع الغیبة و فى الفرق بین الحق والباطل

سخنى از آن حضرت (ع ) در نهى از شنیدن غیبت و فرق میان حق وباطل


كلام : 142

و من كلام له ع

سخنى از آن حضرت (ع )


خطبه : 143

و من خطبة له ع فی الاْسْتِسْقاءِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در طلب باران :


خطبه : 144

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 145

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 146

و من كلام له ع لِعُمَرَ بْنِ الْخَطَابِ وَ قَدِ اسْتَشارَهُ عمر بن الخطاب فِی الشُخُوصِ لِقِتالِالْفُرْسِ بِنَفْسِهِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) به عمر بن الخطاب گفت هنگامى ، كه با او مشورت كرد، كه خود بهجنگ ایرانیان برود:


خطبه : 147

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 148

و من كلام له ع فِی ذِكْرِ اءَهْلِ الْبَصرَةِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره مردم بصره :


كلام : 149

و من كلام له ع قَبْلَ مَوْتِهِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) پیش از وفاتش :


خطبه : 150

و من خطبة له ع یومِىٌٍّ فِیها إ لَى اءلْمَلاحِمِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) به حوادث بزرگ اشارت دارد:


خطبه : 151

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 152

و من خطبة له ع فى صفات اللّه جل جلاله و صفات اءئمة الدین

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در صفات خداوند و امامن دین


خطبه : 153

و من خطبة له ع یذكر فیها فضائلاءهل البیت

خطبه اى از آن حضرت (ع ) كه در آن از فضائلاهل بیت مى فرماید


خطبه : 154

و من خطبة له ع یذْكُرُ فِیها بَدِیعَ خِلْقَةِ الْخُفَاشِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در آن آفرینش بدیع خفاش را بیان مى كند:


كلام : 155

و من كلام له ع خاطَبَ بِهِ اءَهْلَ الْبَصرَةِ عَلى جَهَةِ اقْتِصاصِ الْملاحِمِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) خطاب به مردم بصره و در آن از پیش آمدهاى سخت حكایت كند:


خطبه : 156

و من خطبة له ع یحث الناس على التقوى

خطبه اى از آن حضرت (ع ) كه در آن مردم را به پرهیزگارى مى خواند


خطبه : 157

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 158

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 159

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 160

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 161

و من كلام له ع لِبَعْضِ اءَصْحابِهِ وَ قَدْ سَاءَلَهُ كَیفَ دَفَعكُمْ قَوْمُكُمْ عَنْ هذَا الْمَقامِ وَ اءَنْتُمْ اءَحَقُبِهِ؟ فَقالَ عَلَیهِ السَّلامُ:

سخنى از آن حضرت (ع ) به یكى از اصحابش كه از او پرسید: چگونه قومتان شما را از اینمقام (یعنى خلافت ) باز داشتند، در حالى كه ، از دیگران سزاوارتر بدان بودید؟ چنین پاسخداد:


خطبه : 162

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 163

و من كلام له ع لَمّا اجْتَمَعَ النّاسُ اِلَیهِ وَ شَكَوْا ما نَقْمُوهُ عَلى عُثْمانَ، وَ سَاءَلُوهُ مُخاطَبَهُ عَنْهُمْوَاسْتَعتابَهُ لَهُمْ، فَدْخَلَ ع عَلى عُثْمانَ فَقالَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه مردم نزد او گرد آمدند و، در آنچه از عثمان ناپسندشانافتاده بود، به وى شكایت كردند و خواستند كه از سوى آنها با عثمان سخن گوید و بخواهدتا خشنودشان سازد، نزد عثمان شد و چنین گفت :


خطبه : 164

و من خطبة له ع یذْكُرُ فِیها عَجِیبَ خِلْقَةِ الطاوُوسِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در آن به ذكر آفرینش شگفت طاووس مى پردازد:


خطبه : 165

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 166

و من خطبة له ع فی اءَوِّلِ خِلافَتِه :

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در آغاز خلافتش فرمود:


كلام : 167

و من كلام له ع بَعْدَ ما بُویعَ بِالْخِلافَةِ، وَ قَدْ قالَ لَهُ قَومْ مِنَ الصَّحابَةِ لَوْ عاقَبْتَ قَوْمامِمَّناءَجْلَبَ عَلى عُثْمانِ؟ فَقَالِ عَلَیهِالسَّلامُ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) پس از آنكه به خلافت با او بیعت كردند، جمعى از صحابه او راگفتند، چه شود اگر كسانى را كه بر عثمان شوریدند، كیفر دهى ؟ على (ع ) فرمود:


خطبه : 168

و من خطبة له ع عِندَ مَسِیرِ اءصْحابِ الْجَمَلِ إ لَى الْبَصْرَةِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) هنگام رهسپار شدن اصحابجمل به بصره :


كلام : 169

َابِ الْجَمَلِ لِتَزُولَ الشُّبْهَةُ مِنْ نُفُوسِهِمْ، فَبَینَ لَهُ، ع ، مِنْ اءَمْرِهِ مَعَهُمْ مَا عَلِمَ بِهِ اءَنَّهُ عَلَى الْحَقِّ، ثُمَّ قَالَ لَهُ: بَایعْ، فَقَالَ: إِنِّی رَسُولُ قَوْمٍ وَ لاَ اءُحْدِثُ حَدَثا حَتَّى اءَرْجِعَ إِلَیهِمْ، فَقَالَ ع

سخنى از آن حضرت (ع ) روى سخن با یكى از عربهاست ، هنگامى كه ، امام (ع ) به بصرهنزدیك شد، مردم بصره ، عربى را نزد او فرستادند تا حقیقت حالش را با اصحابجمل معلوم دارد، مگر شبهه از دلشان برود. على (ع ) حقیقت كار خود را با آن مردم آنچنان بیانكرد كه آن مرد دریافت كه حق با اوست . پس ، على (ع ) او را گفت بیعت كن . آن مرد گفت كه منفرستاده قومى هستم ، كارى نخواهم كرد تا نزد آنان بازگردم . على (ع ) او را گفت :


كلام : 170

و من كلام له ع لَمَا عَزَمَ عَلى لِقاءِ اءلْقَوْم بِصِفِّینَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه عزم نبرد آن قوم را در صفین داشت :


خطبه : 171

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 172

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 173

و من كلام له ع فِی مَعْنى طَلْحَةَ بْنِ عُبَیدِ اللّهِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره طلحة بن عبید الله :


خطبه : 174

من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


خطبه : 175

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 176

و من كلام له ع فِى مَعْنَى الْحَكَمَینِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در باب آن دو حكم :


خطبه : 177

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )


كلام : 178

و من كلام له ع وَ قَدْ سَاءَلَهُ ذِعْلِبُ الْیمَانِی فَقَالَ: هَلْ رَاءَیتَرَبَّكَ یا اءَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟ فَقَالَع :

سخنى از آن حضرت (ع ) ذعلب یمانى از او پرسید: ((یا امیرالمؤ منین آیا پروردگارت را دیدهاى ؟)) على (ع ) فرمود:


خطبه : 179

و من خطبة له ع فِی ذَمَّ اءَصْحابِهِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در نكوهش یارانش :

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved