نبوغ و فرزانگى آية الله العظمى شهيد صدر(ره )

آية الله سيد على شفيعى

در سال 1339 ه'. ش كه به منظور ادامه و تكميل تحصيلات حوزوى وارد نجف اشرف گرديدم ، با اشتياق و شور خاصى پيرامون مراجع عظام تقليد در آن ديار مقدس به فحص و پژوهش پرداختم . در اين رهگذر، اطلاع يافتم كه در ميان اعلام و اساتيد بارز حوزه كهن نجف اشرف ، مجتهدى جوان با عمرى حدود 32 سال حضور دارد كه داراى درس خارج فقه و اصول است .
نام او سيدمحمدباقر صدر بود; از خاندان اصيل و ريشه دار سادات صدرالدين عراق (كاظمين ).
وى چنين به من معرفى شد كه : فردى است بارز و مبرز، پر استعداد و با نبوغ ; شايسته و كامل و داراى حوزه درس مفيد و تحقيق . و با آن كه خود، فارغ التحصيل مكتب و مدرس علمى آيت الله العظمى خويى است ; لكن در درس خود، مطالب و نظرات استاد بزرگوار خود را نيز نقل نموده و به نقد مى كشاند و گاهى حتى بر آنها ايراد مى كند. با اين اوصاف و احوال ، غائبانه به او دل بستم و ناديده ، شيفته او شدم .


به مرور زمان ، گاه آيت الله سيدمحمدباقر صدر را در مسير و هنگام عبور مثلا در صحن مطهر علوى (ع ) مى ديدم و با سلام بر او عرض ارادت مى نمودم و پس از عبور، به وى خيره مى شدم و تا پاسى او را نظاره مى كردم . در حقيقت ، اين ، شهيد صدر بود كه با جذبه هاى خود، مرا و نگاه هاى مرا به سمت خود معطوف مى داشت و به سوى خويش مى كشانيد; لكن اينها هيچ كدام براى فرونشاندن عطش من كافى نبود. اگرچه اختلاف سنى و برخى جهات ديگر، ما را از يكديگر جدا نگه مى داشت ; ولى بايست اين مانع به گونه اى مرتفع مى شد تا من بتوانم با او آشنا شده و از زلال فياض علم و عمل وى برخوردار گردم ، كه بالاخره در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد.

از حسن تصادف ، روزى در مدرسه مان (مدرسه بزرگ مرحوم آيت الله بروجردى جنب بازار بزرگ نجف ) به ديدن يكى از روحانيون استان خودمان (خوزستان ) كه به نجف آمده و در آن مدرسه حجره گرفته بود، رفتم كه متوجه شدم مرحوم شهيد صدر نيز با يكى دو نفر ديگر از محترمين حوزه ، به ديدن آن روحانى آمده است . موقعيت بسيار مغتنم بود. لختى در آنجا مانده و هر چند احساس كوچكى و غريبى به من دست داده بود; اما توانستم از محضر پرفيض آن قديس الهى و از ديدار روح افزاى وى ، بهره ببرم .
آن فقيه فرزانه چنان كه آن روز ديدم (و بعدا بيشتر تبيين و تثبيت گرديد)، شخصيتى بود متواضع با حسن خلق ، ملاطفت و محبت . هنگامى كه پس از گذرانيدن سطوح عاليه (كتب شيخ انصارى و محقق خراسانى ) به درس خارج اصول استاد اعظم ، آيت الله العظمى خويى (قده ) (دوره ششم اصول استاد) حاضر گرديدم ، طبعا برخى از ابهامات و سوالات خود را از تلاميذ فاضل استاد مى پرسيدم و پاسخ مى گرفتم . لهذا دو نفر از اعاظم تلامذه استاد را جهت طرح سوالات و رفع اشكالات خود انتخاب نمودم كه يكى از آن دو، مرحوم شهيد صدر (رض ) بود كه در واقع ، انگيزه اصلى من برخوردارى از مجالست ، موانست و استفاده از تفقدها و ملاطفت ها و بهره يابى از آن قيافه ملكوتى شهيد صدر بود.

يكى از دوستان روحانى اينجانب در نجف اشرف مى گفت ; روزى براى انجام كارى به منزل و محضر مرجع اعلى و اعظم ، مرحوم آيت الله العظمى حكيم (ره ) رفته بودم . آقاى سيد محمدباقر صدر نيز به عنوان يك طلبه فاضل و جوان به محضر آن مرجع بزرگ آمد و اصرار مى كرد كه آن حضرت او را به عنوان نماينده خود به منطقه المسيب اعزام نمايد; لكن مرحوم حكيم نمى پذيرفت و پاسخ مى داد كه شما بايد در نجف بمانيد. گويا حضرت حكيم مايل نبود كه سيد محمدباقر صدر با دورى از نجف و از استمرار درس و تدريس ، از جهان روحانيت و علم و فقه فاصله بگيرد; بلكه مى خواست كه او در حوزه علم و فقاهت بماند تا به تدريج مراتب استعداد علمى ، نبوغ فكرى و شرع مدارى و سياستمدارى او آشكار گردد تا صغير و كبير، عرب و عجم ، عالم و عامى و پير و جوان ، هر چه بهتر و بيش تر او را بشناسند و در آينده اى نه چندان دور، همگان به اين حقيقت دست يابند كه سيدمحمدباقر صدر نه روحانى منطقه المسيب و نه حتى عالم كاظمين و يا مرجع نجف ; بلكه مرجع علمى ، رهبر سياسى ، زعيم فكرى و انقلابى كل مردم ستمديده عراق و شيعيان آن ديار خواهد بود.
نه تنها مرحوم آيت الله العظمى حكيم (ره ); بلكه عموم مراجع عظام تقليد و اساتيد و مدرسان و فضلا و علما و در يك كلام ، كل حوزه نجف اشرف و ديگر حوزه هاى علمى در كربلا و كاظمين و سامرا و ديگر شهرهاى عراق ، كه روحانيون و اعلام آنها فارغ التحصيلان حوزه نجف بوده و به حكم پيوندهاى مذهبى معنوى با آن حوزه و آن آستانه مقدسه در ارتباط مستمر و مستحكم بودند، مرحوم شهيد صدر و خاندان اصيل و ريشه دار او را مى شناختند و خود وى را به علم ، تقوا، اخلاق ، نبوغ و استعداد فراوان و برجستگى هاى فكرى و علمى پذيرفته بودند.

و از همه بهتر و بيش تر، استاد بزرگوار و عظيم الشاءن وى ، مرحوم آيت الله العظمى خويى قدس سره كه تماس و ارتباط مستمر و موكد با شهيد صدر داشت و به حق او را پاره تن و فرزند علمى خود مى دانست ، مقامات حال و آينده آن تلميذ محقق را ارج مى نهاد و پاس مى داشت و در برخى تعبيرات خود در مناسبت هاى گوناگون ، از وى به عنوان بهترين و يا يكى از بهترين تلامذه و اصحاب درس خود ياد مى كرد و اين تجليل و تعظيم تا آخر عمر كوتاه شهيد صدر و تا پايان عمر پربركت آيت الله خويى ادامه داشت .
علامه شهيد آيت الله العظمى سيدمحمدباقر صدر(ره )، بى هيچ گونه ترديدى يكى از بزرگ ترين انديشمندان ، متفكران و نوابغ صاحب مدرسه و مكتب در عصر اخير است . سواى رهبرى فكرى و روحى و زعامت اسلامى و انقلابى آن فقيه شهيد، اصولا ابتكارات ، نوآورى ها، خلاقيت ها و ابداعات وى نه تنها در فقه و اصول ; بلكه در فلسفه عمومى و اسلامى كلام ، تفسير، تاريخ ، اخلاق ، جامعه شناسى و ديگر علوم زنده حوزوى و غيرحوزوى بر همگان محرز و روشن است .
گذشته از آثار علمى بسيار محققانه بل مبتكرانه و كم نظير (اگر نگوييم بى نظير) و تاءليفات و تصنيفات سرشار از تحقيق و نوآورى و نوانديشى در تمام علوم اسلامى كه هر كدام بارها و بارها چاپ و منتشر گرديده و به زبان هاى گوناگون ترجمه شده ، و گذشته از قيادت فكرى و اجتماعى و رهبرى جامعه اسلامى و شيعى عراق و زعامت انقلابى آزادى خواهان و محرومان اين كشور اسلامى ، و گذشته از مقام زهد، ورع ، قناعت ، بى اعتنايى به دنيا، ساده زيستى ، اخلاق و ملكات فاضله ، سجاياى حسنه ، عبادت ها و مناجات ها; اصولا از جنبه علمى ، فكرى ، روحى و سازندگى ، كتب و آثار سودمند شهيد صدر(ره ) آن چنان آكنده از تحقيق و افكار بكر و آراى جديد و نظرات صائب است كه هر كس به اندازه سعه خود از آنها بهره برده و به تناسب ارزش وجودى خود، به اين افكار و آرا نيازمند است .

اينجانب در ذيل اين مقال و در بخش پايانى اين مقاله ، تنها به چند نقطه و نكته از مواريث ماندگار و تحقيقى شهيد صدر بسنده مى كنم تا بلكه لختى از عطش خود به آن شهيد حق و حقيقت را فرو نشانم . به علاوه ، مطالعه كنندگان گرامى اين صفحات را نيز انشاالله از بركات فكرى آن مرحوم بهره مند سازم . الف : منطقه الفراغ اين مساءله را با توجه به ابعاد و شرايط ويژه اى كه مرحوم شهيد صدر به آن داده است ، بايد از ابداعات و نوآورى هاى آن شهيد سعيد به شمار آورد. در اين گفتار ما در صدد تحليل و جرح و تعديل اين نظريه نيستيم و تنها در اين مقام و مقال ، به ذكر فرازهاى اصولى و كلى نظريه ياد شده اشاره مى كنيم . و ناگفته نگذاريم كه هر چند اين نظريه عمدتا در كتاب اقتصادنا و پيرامون تكامل اقتصاد اسلامى مطرح شده است ; اما در مجموع منحصر به اقتصاد اسلامى نبوده و در ديگر مباحث فقه اسلام نيز سارى و جارى است .
الف ) اصل نظريه ... و بعض المفاهيم الاسلاميه يقوم بانشاء قاعده ليرتكز على اساسها ملاء الفراغ الذى اعطى لولى الامر حق سلئه .(اقتصادنا، ص 261، چاپ دوم ).
ب ) اهميت منطقه فراغ در چارچوب اقتصاد: ان المذهب الاقتصادى فى الاسلام يشتمل على جانبين ; احدهما قد ملى ء من قبل الاسلام بصوره منجزه لاتقبل التغيير و التبديل و لاخر شكل منطقه الفراغ فى المذهب قد يرك الاسلام مهمه ملاءها الى الدوله (او ولى الامر) يملائها وفقا لمتطلبات الاهداف العامه للاقتصاد الاسلامى و مقتضياتها فى كلى زمان ،(اقتصادنا، ص 362).

ج ) لازمه در نظر نگرفتن منطقه فراغ ، آن است كه توجه ما به عناصر ساكن و ساكت اسلامى باشد نه به عناصر پويا و حركت آفرين دين ... اذا اهملنا منطقه الفراغ و دورها الخطير فان معنى ذلك ، تجزئه امكانيات الاقتصاد الاسلامى و النظر الى العناصر الساكنه منه دون العناصر الحركيه (اقتصادنا، ص 263). د) اقدامات پيامبر اكرم (ص ) در پركردن نقاط خالى از حكم ، با عنوان ولى امر و حاكم اسلامى بود نه با وصف پيامبرى اسلام : ان نوعيه التشريعات اللتى ملاء النبى (ص ) لها منطقه الفراق من المذهب بوصفه ولى الامر ليست احكاما راقنه بطبيعتها لانها لم تصدر من النبى (ص ) بوصفه مبلغا للاحكام العامه الثابقه بل باعتبار حاكما و وليا للمسلمين فهى اذن لاتعبير جزما ثابتا من المذهب الاقتصادى فى الاسلام (اقتصادنا، ص 363).
ه') وجود نقاط خالى از نص دليل نقص در تشريع دين نيست ; بلكه دال بر شمول اسلام و همگامى آن است با پيشرفت ها در هر زمان : و لاتدل الفراغ على نقص فى الصوره التشريعيه او اهمال من الشريعه لبعض الوقايع و الاحداث بل تعبر عن استيعاب الصوره و قدره الشريعه على مواكته العصور المختلفه ... (اقتصادنا، ص 641).
و) نظريه منطقه الفراغ بايد ريشه در اسلام داشته و از آن نشاءت گرفته باشد. بر همين اساس ، دليل قرآنى آن ، آيه شريفه ((اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم . نساء/ 59)) است ( اقتصادنا، ص 641).
ز) حدود منطقه فراغ كه دايرمدار اختيارات ولى امر است ، شامل هر فعل و عمل است كه به حسب شريعت مباح باشد; (هر چند به مقتضاى دليل عام ) ولى امر حق ندارد برخلاف آن حكم كند; زيرا اطاعت ولى امر، در چارچوبى است كه با اطاعت خداوند و احكام عامه الهى متعارض نباشد. (اقتصادنا، ص 641).

ح ) نمونه هاى مصداقى نظريه ; وى به چهار مورد از مصاديق نظريه اشاره مى كند. (ص 642 و 643). گفتنى است كه موارد چهارگانه ، نمونه هايى از مصاديق اقتصادى هستند، نه اين كه منحصر به اينها باشد.


ب : خطرات اجتهاد بدون شك ، اجتهاد و فتح باب آن ، يكى از بزرگ ترين امتيازات مذهب تشيع است كه پيوسته ضامن حيات و بقاى فقه شيعه و همگام بودن آن با زمان و مكان است . مرحوم شهيد صدر نه تنها خود، مجتهدى بزرگ و فقيهى به تمام معنا بود; بلكه سازنده فقهاى عظام و تربيت كننده مجتهدان والا مقام آن هم در حوزه اى كهن يعنى نجف اشرف محسوب مى شود.
او از خطرهاى اجتهاد كه اهميت آنها به اهميت خود اجتهاد بستگى دارد، به خوبى آگاه بود و در مبحثى از كتاب اقتصادنا، به چهار مورد (شايد فقط به عنوان نمونه ) از اين خطرها و كژراهه ها اشاره مى كند.
1ـ كوشش آگاهانه و يا ناآگاهانه مجتهد به منظور شكل دادن نصوص شرعى به گونه اى كه مناسب موقعيت و شرايط فاسدى باشد كه خود، در آن موقعيت به سر مى برد و بدين وسيله ، نصوص را به گونه اى مى فهمد كه آنها را براى وضع موجود، خاضع و پذيرا بنمايد.
2ـ تحليل و فهم نصوص در چارچوب فكرى خاص خود مجتهد بدون آن كه به غير اسلامى بودن آن چارچوب توجه كند و اگر نصوص را مخالف پيش فرض هاى خود ديد، از آنها دست برداشته و به سراغ نصوص ديگرى برود كه با يافته هاى فكرى او متناسب باشد. 3ـ تهى نمودن دلايل شرعى از شرايط ويژه زمانى و مكانى و استكشاف اطلاق و عموم از آنها، بدون مجوز علمى .

4ـ تمايلات پيش ساخته نفسانى را اصل قرار دادن و آنها را ملاك كاوش در فهم نصوص قرار دادن .(1) لهذا، فقيه مستنبط بايد هماره مراقب اين خطرها و موارد مشابه آن باشد تا مسير استنباط او منحرف نشود و بلكه هر چه بهتر و بيش تر به كشف مراد و مقصود شارع مقدس دست يابد.
ج : اموال حيازت شده متعلق به وكيل در حيازت است نه به موكل آن هرگاه شخصى به ديگرى وكالت دهد كه از سوى او و براى او، چيزى از مباحات را حيازت كند (به دست آورد) آيا پس از انجام اين كار، اشياى حيازت شده از آن موكل خواهد بود يا تعلق به همان وكيل دارند. مرحوم شهيد صدر مى گويد; استدلال نظريه نخست آن است كه وكالت سبب تعلق اموال به دست آمده از ثروت هاى طبيعى به وسيله وكيل است براى موكل ; چنان كه گويى حيازت وكيل ، همانا حيازت موكل است ; همان طور كه در بيع نيز چنين است .

سپس آن فقيه عظيم الشاءن پاسخ مى دهد كه اين استدلال صحيح نيست ; زيرا انتساب عمل وكيل به موكل ، تنها در امور اعتبارى و قراردادى (بيع ، اجاره ، هبه و...) مصداق دارد نه در امور تكوينى كه صدور آنها در شخص و انتساب آنها به وى ، جنبه تكوينى دارد. لذا اگر كسى به نيابت از ديگرى به ديدار شخصى برود، اين در حقيقت خود نايب است كه آن شخص را ديدار كرده است نه نيابت دهنده ... الخ .(2) اين نظريه هر چند قبلا از سوى جمعى از فقهاى سابقين پذيرفته شده بود; اما در عصر حاضر و با تعبيرها و تحريرهاى مرحوم صدر، يكى از شجاعت هاى علمى وى به شمار مى آيد. د: بانك بدون ربا در اسلام موضوعات و مسائل بانكى و استوارى آنها بر اقتصاد مبتنى بر سرمايه دارى ، پيوسته مورد نظر فقهاى اسلام در جهت هايى از ربا و سود بوده است . شايد نخستين كسى كه با نهايت تفصيل ، دقت و شجاعت علمى به تحليل و چاره جويى پرداخت ، علامه شهيد سيدمحمدباقر صدر بود در كتاب ((البنك اللاربوى فى الاسلام )). آنچه كه متناسب اين مقال است ، تبحر و تسلط شهيد صدر بر مسائل اقتصادى و بانكى است و عمده تصور حل مساءله ربا يكى ، بر اساس معاملات بانكى در كشورهاى اسلامى كه اقتصاد آنها جزيى از اقتصاد كشورهاى بزرگ و نظام سرمايه دارى بوده و پيوند ناگسستنى با اقتصاد كاپيتاليستى دارد كه مثلا چگونه بايد امور و معاملات اين بانك ها را در دولت اسلامى بر اساس وجه مشروح بنا نهاد. و ديگرى ، بر اساس احكام و روش هاى اسلامى و حاكم شده بر بانك هاى ياد شده ، بدون ارتباط و پيوند با اقتصاد جهان و غرب است كه تصور اهميت اين دو روش و تفكيك ميان آنها و عظمت علمى و فكرى مرحوم آيت الله صدر، منوط به مراجعه و مطالعه كتاب ياد شده است ; باتوجه به زمان و مكان و شرايط تاءليف آن در آن دوره و عصر ويژه .

ه' : ديدگاه هاى اسلامى مرحوم شهيد صدر كه خود فقيهى بزرگ و علامه اى عاليقدر در اسلام شناسى ، تحقيق ، پژوهش ، نوآورى و ابتكار و خلاقيت است ، در اكتشافات علمى و فكرى خويش ، خودبينى و خودمحورى نمى كند و خويشتن را حاكم بر مدارك و نصوص شرعى نمى بيند. چه بسا نظريه اى را اسلامى معرفى مى كند، هر چند مورد استنباط شخصى خود وى نباشد يا خود استنباط ديگرى داشته باشد كه فوائد اين روش ، بر فرهيختگان و ارباب تحقيق پوشيده نيست . اكنون به گفتار آن شهيد سعيد توجه فرماييد:
((لاراء الفقهيه التى تعرض فى الكتاب لايجب ان تكون مستنبطه من الموليف نفسيه بل قد يعرض الكتاب الاراء تخالف من الناحيه الفقهيه اجتهاد الكاتب فى المسئله و انما الصفه العامه اللتى لوحظ توفرها فى تلك الاراء هى ان تكون نتيجه الاجتهاد احد المجتهدين بقطع النظر عن عدد القائلين بالراءى و موقف الاكثريه منه .))(3) عظمت روح ، اوج فكر و انديشه ، سعه صدر، بها دادن به آرا و افكار ديگران ، آگاهى بر نظرات صاحب نظران ، اجتناب از مطلق گرايى و خود محورى در اين سخن شهيد صدر موج مى زند و بزرگ ترين درس علمى و عملى را به دست اندركاران پژوهش و كاوش مى دهد.

و: ابتكار در روش و اسلوب استاد شهيد نه تنها در كشف معضلات علمى و استخراج گوهرهاى ذى قيمت از درياى بى كران خدادادى نابغه اى چيره است ; كه در روش ها و سبك ها و متدها نيز فردى بى نظير و يا كم نظير و مبتكرى سازنده و معمارى فكور و انديشمند است كه اين ابتكار و سازندگى خود، يكى از موثرترين ابزارهاى دست يابى به آفاقى جديد و نورانى از علم و دانش خواهد بود. ايشان در مقدمه كتاب فقهى ارزشمندش (بحوث فى شرح العروه الوثقى ، چاپ دوم ، ص 1) مطالبى دارند كه از آن ، سخن جاودانه شهيد صدر(ره ) و منطوق و مفهوم آن به خوبى فهميده مى شود كه :

1ـ كتاب نام برده ، بر روش هاى رايج در حوزه هاى علمى براى بحث و تحقيق و براساس همان الفاظ و اصطلاحاتى كه ميان عالمان بزرگوار دين در محدوده تدريس حوزوى موجود و متداول مى باشد، استوار است . مفهوم اين كلام ، آن است كه اسلوب و روش ديگر يا روش هاى ديگرى نيز براى افاده همين مقاصد و مباحث وجود دارد.

2ـ تا هنگامى كه طريقه متداول و الفاظ و عبارات معمول تغيير اساسى نيابد و متحول و منظور نگردد، مباحث فقهى ابعاد و جوانب كامل خود را باز نمى يابد.

3ـ عرف و منهج متداول و موجود، متمايل به طرح عميق محتوايى ، غامض سخن گفتن و استدلال مغلق و پيچيده آوردن است كه ما هم در اين كتاب غالبا اين منهج را مطابق عرف حوزه ها برگزيده ايم .

4ـ ايجاد تحول اساسى در اسلوب و متد بحث هاى علمى و انتخاب زبان و عبارات و اصطلاحات لازم براى اين منهج جديد را به فرصتى ديگر موكول مى كنيم .
ملاحظه مى شود كه در انديشه متعالى شهيد صدر، يك تحول عميق و وسيعى وجود دارد كه با اسلوب تدريس و تاءليف حوزه هاى علميه و با گزينش اصطلاحات و عبارات نيز هماهنگ است كه از مجموع آثار و افكار شهيد صدر; بلكه از همين عبارات ياد شده مى توان ريشه و جهت آن را رديابى نمود و به دست آورد. اما اى كاش آن عالم عليم زنده مى ماند تا حوزه هاى علميه را از اين نوآورى و ابتكار عظيم نيز به صورت مشروح مفصل و مستقل برخوردار و بهره مند مى كرد و سبك جديد خويش را در تدريس و تاءليف براى همه جوامع علمى به نمايش مى گذاشت .
ز: شهيد صدر و امام خمينى سخن از شهيد صدر و آثار و افكار و انقلاب و امامت فكرى و سياسى و علمى و معنوى وى ، به اين گفتار و نوشته هاى كوتاه ما پايان نمى پذيرد، مگر آن كه ما خود براى مقال خودمان ، پايانى جست و جو كنيم .
نگارنده اين مقال ، بحث خود را به كلام متعالى و ماندگار شهيد صدر پايان مى دهد كه به ارادتمندان ، مقلدان ، پيروان ، تلامذه و رهروان راه نورانى خود خطاب مى كند و مى فرمايد: ((ذوبوا فى الامام خمينى كما ذاب هو فى الاسلام .)) در افكار و مقاصد و آرمان ها و انقلاب حضرت امام خمينى (ره ) ذوب شويد; همان سان كه او خود در اسلام ذوب گرديده است كه همه وجودش در اسلام ذوب شده و فدا گرديده است و كسى كه چنان خويش را فداى اسلام كند، همانا بايد فداى او شد كه فدا شدن در او، همانا قربانى شدن و فدا گرديدن در اسلام است .
1- به منظور مطالعه مشروح اين نظريه مراجعه شود به : كتاب اقتصادنا، چاپ دوم.

منبع: alsadr.com

 
 Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved